۱۳۹۳-۰۳-۰۶

کپي شعوري از سلول يک عضو به اعضاي ديگر

کپي شعوري از سلول يک عضو به اعضاي ديگر

يا مثل کپي بافت طبيعي رحم در جاهاي ديگربدن، اندومتريوزيس (ENDOMETRIOSIS).
که در واقع کپي ميشه از يک سلول در ناحيه ديگه که در واقع در علم رايج تصور مي کنند که چه در متاستاز و چه در اين پديده کپي، کپي سلول، تصور مي کنند که از سلول جدا ميشه، مثلا سلول رَحِم جدا ميشه مياد در مغز و در اونجا رشد ميکنه، در حالي که سلول اگه از عضو جدا بشه ديگه نميتونه به فعاليت ادامه بده، ميميره و چه برسه بخواد خودش رو برسونه ! به مغز برسونه به جاهاي ديگه برسونه !

خوب حالا به هر صورت آنچه که ما براي اين مساله داريم در واقع ارسال پيامهاي شعوريست، چون هر سلول اطلاعات مربوط به عضو سلولهاي ديگر رو داره، در صورتي که در معرض ارسال هاي شعوري برسه که ناشي از مختل شدن اون سلول فرستنده هست، نمي بايستي اين کار رو مي کرده، ولي الان به ارسال پيام داره مبادرت ميکنه، مثل يک دياپازون که اينکه به ارتعاش در مياد، اين هم در يک ناحيه ديگه به ارتعاش در مياد و مساعد ترين يا به هر حال سلولي که از همه بيشتر آمادگي داره لبيک ميگه، از بين صد تريليون سلول مي بيني که يک سلول مساعد هست وضيعتش و استعداد اين انحراف رو داره، لذا همين که به ارتعاش در بياد اين هم به ارتعاش در مياد، پيام اينکه مشخصات، و مشخصات رو ميگيره

و حالا به دو طريق:
- يا به صورت کپي سازي و اينها رو دنبال ميکنه
- يا عملکرد رو دنبال ميکنه، يعني نميشه مثل اون سلول ولي اگر اون سلول اوليه تکثير داشته، اين هم شروع ميکنه به تکثير که گفته ميشه متاستاز، در واقع اعضا دچار متاستاز شدن و همينطور که گفتم تصور ميشه که از اون مبدا عضوي که ابتدا سرطاني شده، اين انتقال سلول انجام ميشه، ولي از نظر ما انتقال سلول انجام نميشه، بلکه خاصيت دياپازونيست و اينکه اين به ارتعاش در مياد.

دو نوع پيام ميتونه به سلول ها بده:
- يکي اينکه اصلا مثلش رو بسازن
- و يکي اينکه اصلا مثلش رو نسازن، خودشون دچار عملکرد مشابه بشن، دچار عملکرد مناسب بشن. اگر تکثير هست، اون هم دچار تکثير بشه، اون هم بياد تکثيرش رو دنبال بکنه.

سايمنتولوژي در واقع باز رشته اي ست که مثل فرادرماني صرفا مداخله اي نرم افزاري داره، در بخش سخت افزاري مداخله نداره و در واقع مداخله سخت افزاري درمانهايي که بخش هايي که فيزيکي انسان رو مد نظر قرار ميدن و به انسان به عنوان سخت افزار نگاه ميکنن و متکي به معاينه فيزيکي و درمانهاي دارويي اينها مي پردازن و در واقع همه چيز وجود ما رو، رفتارمون رو شيميايي مي بينند، شخصيت مون رو شيميايي مي بينند و همه ماجرا ها رو در قالب توليدات شيميايي مي بينند و بعد از طريق بازيهايي شميايي هم ميخوان که نتيجه بگيرن اون ميشه تفکر سخت افزاري، ما تفکرمون نرم افزاريه، ما همون طور که خودتون تجربه کرديد صرفا با بخش نرم افزاري وجود سر و کار داريم.

لهيدگي نخاع: دوباره تو بحث همين ميدان شعوري شما مثالي که زدين به هر حال مواردي برخورد کرديم که بحث لهيدگي نخاع و اينها رو ديديم که ترميم هايي شده صورت گرفته، حالا به هر صورت در مجموع در يک ميدان شعوري اينجا موضوع من شکلش رو توضيح دادم، بحث تجزيه رو توضيح دادم، بحث ترکيب رو در واقع حالا چون آشنايي داشتيد، آشنايي داشتيد که از جمله اين مسائل بحث ترميم هست، که خوب حالا تجربه نشان ميده که امکان ترميم تو بخشهاي مختلف، تو قسمت هاي مختلف، هست که قبلا توضيح داديم خدمتتون،

ترميم هاي Functional ، ترميم هاي Histological، ترميم هاي Morphological، اينها رو همه رو قبلا به اطلاع دوستان رسونديم.
Functional : کارکردي، تابعي
Histological : وابسته به بافت شناسي
Morphological : ريخت شناسي

Psy. GB. 1383
استاد طاهري 

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر