۱۳۹۳-۰۹-۰۹

توضيحات استاد درمورد شرايط خودشان و در صورت ازادي يا ازاد نشدن خودشان ...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد شرايط خودشان و در صورت ازادي يا  ازاد نشدن خودشان که

اقداماتي قانوني را انجام خواهند داد . و پاسخ به سوال همراهان در رابطه با کمک به ايشان

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com







#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضيحات استاد درمورد سوال يکي از همراهان در رابطه با تذکر به افرادي که ن...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد سوال يکي از همراهان در رابطه با تذکر به افرادي که نظرات

شخصي خودشان را به مجموعه و به اموزه هاي شما ربط ميدهند يا تفسير ميکنند سخنان

شما و اموزه هاي عرفان حلقه و  درخواست استاد از همراهان براي تذکر به دوستاني که

امانتدار اين اموزه ها نيستند شرط اول اين مجموعه را رعايت نميکنند

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com







#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضيحات استاد درمورد سوال يکي از همراهان ايا ما هنوز وارد کلاس بي ک...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد سوال يکي از همراهان  ... ايا ما هنوز وارد کلاس بي کلاسي شديم يا خير

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضيحات استاد درمورد سوال همراهان که تخلف يا اشتباه ما به پاي شما نوشته ...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد سوال همراهان که تخلف يا اشتباه ما به پاي شما نوشته ميشود و وظيفه ما براي کمک رساني چگونه است در پاسخ  وحدت در مجموعه و اطلاع رساني

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات و تاکید استاد هیچ حلقه هیچ ترم جدیدی اعلام نشده و اخرین ترم و حل...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات و تاکيد استاد هيچ حلقه هيچ ترم جديدي اعلام نشده و اخرين ترم و حلقه هماني هست که قبلا بوده

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات استاد درمورد لا تضاد و پاسخ به سوال یکی از همراهان نوروز 13...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد لا تضاد و پاسخ به سوال يکي از همراهان

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات استاد درمورد ما از کجا ضربه خوردیم و جلوی این ضربه را بگیریم نور...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد ما از کجا ضربه خورديم و جلوي اين ضربه را بگيريم و اول از خودمان بايد شروع کنيم و براي اشتباهات چند نفر نبايد مجموعه را زير سوال ببريم و در اين راه خيلي از دوستان زحمت کشيده اند براي اين مجموعه و نگذاريم اين زحمات از بين برود

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com





#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات استاد درمورد سوال یکی از همراهان تشعشعات در حال حاظر و پاسخ سوا...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد سوال. يکي از همراهان تشعشعات در حال حاظر و پاسخ سوال

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات استاد درمورد عمده ترین مشگلات تخلفات مربیان و تاکید ایشان نوروز ...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد عمده ترين مشگلات تخلفات مربيان و تاکيد ايشان اطلاع رساني و

اصل اموزه هاي ايشان و امانتداري کامل از اموزه ها و توضيح ايشان درمورد پاسخگويي

ايشان فقط در رابطه اصل اموزه ها خودشان است نه صلایق اضافه شده در مجموعه و نکته

مهم ربط دادن صلایق شخصي به اموزه هاي استاد

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com





#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات استاد درمورد دو نمونه مشگلاتی که برای مجموعه پیش امده اضافه کرد...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد دو نمونه مشگلاتي که براي مجموعه پيش امده اضافه کردن مطالب

و نظزات شخصي اگاهي و تجارب به غير از اموزه هاي عرفان حلقه و ياد اوري

سوگند نامه و امانتداري اين اموزه ها مشگلاتي که بعد از رعايت نکردن براي خود

شخص و ديگران و زير سوال بردن مجموعه پيش خواهد امد

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

توضیحات استاد درمورد اموزه ها امانتداری و در بعضی از مواقع عدم توجه و رع...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

توضيحات استاد درمورد اموزه ها امانتداري و در بعضي از مواقع عدم توجه و رعايت نکردن به

اصل ماجراي امانتداري

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

تشکر استاد از همراهان و کنار گذاشتن اختلافات و دعوت همه همراهان به ارامش...

فايل ديدار با استاد محمد علي طاهري در نوروز 1392

سخنان بسيار مهم ايشان با دقت گوش کنيد

تشکر استاد از همراهان و کنار گذاشتن اختلافات و دعوت همه همراهان به ارامش و وحدت

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com






#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

۱۳۹۳-۰۹-۰۷

به نقل از يک مربي

به نقل از يک مربي:
روز پنج شنبه در منزل يکي از شاگردان دوره بالاتر، اولين جلسه دوره 1 را برگزار کردم. ميزبان، جواني بود که چند سال پيش در دوران سربازي و در زندان اوين با استاد محمدعلي طاهري آشنا شده بود.
اولين روزي که برايم از خاطرات ايشان گفته بود را به ياد دارم. مي گفت در همان دوران دادگاه، يک بار زندانباني که او را منتقل مي کرد و استاد خطابش مي نمود، در راهرو انتظار گفت: پايم درد مي کند و او خم شد و دقايقي مچ پايش را گرفت. ...
و اما کلاس آغاز شد و همان طور که شاگردان، رفتار و کلام و محتواي کلامم را زير نظر گرفته بودند، من هم تک تک آن ها را از نظر مي گذراندم و متوجه نگاه عميق جوان ديگري بودم که توجهم را به خودش جلب مي کرد.
دقايقي بعد که زمان استراحتي کوتاه اعلام شد، ميزبان در گوشم گفت: اين آقا را مي بينيد؟ تا مدتي پيش، محل خدمتش زندان اوين بود. زندانباني است که هميشه چشم بند استاد را مي بست و او را همراهي مي کرد. کنجکاو بود که بداند اين مرد هميشه آرام که در طول راهرو سکوتي عجيب داشت، کيست و حرفش چيست. الآن با شنيدن درس، مات و مبهوت شده است.
اول گفتم: حيف که کمي دير آشنا شديم. شايد اگر زودتر ايشان را پيدا کرده بوديم، مي شد پيامي رد و بدل کرد.
اما دقايقي بعد دانستم پيام ايشان به من رسيده است:
«رفتارت به گونه اي باشد که ديگران را مجذوب شنيدن سخنان نگفته ات سازد و در آرامشي مبارزه کن که زندانبانت در رديف هم رزمانت قرار بگيرد».

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

از اونجا به بعد ممنوع که کسی بیاد بگه که آقا

از اونجا به بعد ممنوع که کسی بیاد بگه که آقا؛ یعنی یک منی مطرح بکنه که آقا! نه! من مثلاً این حلقه اینجوری،..... اون فلانه اونجوری! ....
بیاییم اینو رسماً و آشکارا و چی، همه باهم وقتی اینکار رو بکنیم عدّه یی که متاسّفانه در بین ما هم نفوذ شده!.....
شما نمیدونید من حالا نمیخوام زیاد باز بکنم این قضیّه رو، متاسّفانه این جریان برای خودش اهمّیت داشته بطوریکه عدّه یی بیان نفوذ کنن توش! ....
"و بیان به زبان ما، با مطالب ما، با مدارک ما؛"....
بعد شروع کنن حرفهایی بزنن.... که اون حرفها مستند بشه...
" برای محاکم و مراجع و این صحبتها. "....
متاسّفانه! متاسّفانه! اینکارصورت گرفته....
و ما باید حواسمون جمع باشه و اگه بیاییم اینکار رو بکنیم اونها هم چی میشن؟ یدفعه دست و بالشون بسته میشه...... چون تا بیان یه حرف خارج از رده بزنن انگشت نما میشن که اِاِ! ایشون هم مثل اینکه! یعنی اینجوری بگم هرکس حرف خارج از اون بزنه با اون نفوذی هیچ تفاوتی نداره! حالا میخواد عامداً، سهواً باشه، عمداً باشه و اینها...ًًًُّّ
دیدار با استاد نوروز92

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

مگر خلقت بصورت يكسان نيست، چرا بايد شعورها فرق كنند؟

پرسش:
مگر خلقت بصورت يكسان نيست، چرا بايد شعورها فرق كنند؟
پاسخ:
شما وقتی یک ساختمان می سازید از جنس‌های متضاد استفاده می‌کنید که شاید سنخیت با هم ندارند اما مجموعه‌ای که جمع می‌شود هماهنگی دارد. بعضی چیزها را هم نمی‌توانید درک کنید. مثل جریان الکتریکی که در ساختمان به کار برده شده از پیچیدگی خاصی برخوردار است. در خلقت ما هم همینطوراست. هر چیزی به تنهایی ماجرایی دارد اما معمار هستی همه اینها را در کنار هم قرار داده و جمعش را می بینیم.
معمار هستی توانا عمل کرده و محصول هوشمندانه ای را ایجاد کرده که در عین حال هم هست و هم نیست. اما یک بحثی روی پله شعور عشق است. آیا همه تبعات عشق را می‌فهمند؟
پس این مسئله در عرض هم گسترش دارد: یعنی ما عشق عقلانی هم داریم، عشقی که عقل پیشنهاد می‌کند که می‌گوید تو بخواهی بمانی این هم باید باشد، محبت عقلانی، ایثار عقلانی (عقل مي گويد اين را بده به نفعت تمام مي شود)، ‌منفعت طلبی است که ایجاب می کند ما دست به کاری بزنیم.
ممکن است عمدتا انسان عشق عقلانی را تجربه کند. بحث، بحث همان عشق به معنای اسارت و عشق به معنای آزادی است. ممکن است این‌جا هم علاقه ما عقلانی باشد که عقل می‌گوید اگر این را برای خودت نگه داری بهتراست.
پس می توانیم بررسی کنیم که تبعات عشق را عقلانی بررسی می‌کنیم یا از روی عشق. این مقدمه خود شناسی است.
دوره 2- جلسه 5 - زنگ 2
استاد محمد علی طاهری

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

کمال مجموعه ای است

کمال مجموعه ای است از یک چیزهایی! آگاهی است. همون از کجا اومدیم؟ چرا اومدیم؟ به کجا می خواهیم برویم! اینو که فهمیدیم، چی میشه؟ ماجرا حل میشه!
مشکل ما اینه که نمی دونیم اینجا چیکار داریم! مشکل ما نان نیست! مشکل ما... مشکل ما اینه که نمی دونیم اینجا چیکارد اریم! الان که نمیدونیم صورت مساله ی اصلی چیه، همینجوری دیمی داریم دنبال یه چیزایی می افتیم! دیمی دنبال پولیم! دیمی دنبال علمیم! دیمی دنبال زندگی هستیم! همه اش دیمیِ... چون نمی دونیم اصلا ما اینجا چیکار داریم....!
(دوره سه - گروه C - استاد طاهری )

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

تعریف انسان سالم

تعریف انسان سالم (بر اساس شعور عشق)
لذا اگر بخواهیم تعریفی از انسان سالم داشته باشیم چیست؟
کسی که قابلیت حیرت داشته باشد و فداکاری و ذوق و شوق و فداکاری و. ...
فرض کنید کسی قابلیت حیرت نداشته باشد آن‌وقت قابلیت کمال هم پیدا نمی‌کند. این پله‌های بالایی است که مشکل راه ما شده. به ما در‌این‌باره چیزی نگفتند و دنبال نکردند و به ما گفتند نهایتش عقل است !
گفتیم عقل لازم است اما کافی نیست. با عقل تنها ما می‌شویم یک ربات. اما چیزی که قرار بوده به ما معنا بدهد عشق است. به این علت دنبال ما بودند که ما حرف جدیدی برای هستی داریم.
پس انسان سالم، انسانی است که قابلیت درک تبعات عشق را داشته باشد. پله عشق فقط بحث عشق زمینی نیست، یک موضوع مفصل هست که عشق زمینی یک بخش و جزء کوچکش است.
اما قابلیت حیرت، وجد و سرور و ... از تبعات مهم عشق است که می‌خواهد این موجود را بسازد و به این علت آمدند دنبال ما.
دوره 2 - جلسه 5 - زنگ 2
استاد محمد علی طاهری

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

عشق از زاویه‌ای دیگر

عشق از زاویه‌ای دیگر
چند تا سؤال را این جا در قالب یک بحث‌مان می‌خواهیم دنبال کنیم.
بحث مهمی است و دوباره از یک زاویه‌ای عشق را نگاه کنیم.
از چند تا زاویه با هم نگاه کردیم؛ مثل تعریف کیفیت، مثل پله عقل و پله عشق از آن زاویه ها نگاه کردیم، حالا از یک زاویه دیگر نگاه می‌کنیم.
ما وقتی که به دنیای عرفان نزدیک می‌شویم در تمام دنیا یک چیزی را دارند،
همه می‌گویند «عشق» الان عرفان غربی
و کتاب‌های بسیار زیادی برای ما صادر می‌کنند،
همه‌شان یک عشق را دارند و خودمان هم
در مسیرهای عرفانی و مسائل عرفاني هم عشق است و عشق است و عشق است یک چیزی است که زیاد شنیده‌ایم.
ماجرای عشق را از یک زاویه دیگری با هم مد نظر قرار می‌دهیم. و آن هم این است که این ماجرای عشق مسیر انسان و خدا مسیر عشق است.
حالا یعنی چه؟ یعنی این که انسان از زمانی که متولد می‌شود
، حالا دربحث انسان بودنش، در این زندگی، تا انتها همواره با عشق سر و کار دارد. منتها در ابتدا به ساکن این عشق صد در صد معطوف به خودش است تا یک جایی صد در صد معطوف به خدا باشد. پس ما تمام مدت با عشق سر و کار داریم منتها در یک جایی معطوف به خودمان است تا در یک جایی معطوف به آن سمت شود.
یک اصلی را ما داریم که این اصل به ما می‌گوید
یک دل جای یک عشق است.
یک قلب جای یک عشق است نه دو تا یا بیشتر درست است؟
همین طور است؟
یک نتیجه مقدماتی همین جا بگیریم، چون بعضی‌ها ممکن است بگویند ما که با خداییم، ما که عبادت می‌کنیم، ما که... چرا خبری نیست؟
یک نتیجه مقدماتی به ما می‌گوید که اگر قرار باشد جای او باشد تو باید بروی بیرون
«تا تو پیدایی خدا باشد نهان
تو نهان شو تا که حق گردد عیان»
یا جای عشق توست، عشق خودت نسبت به خودت یا جای عشق او. نوزاد وقتی متولد می‌شود، همه مسائل او عطف به خودش است،
اگر مادر را می‌خواهد به خاطر خودش می‌خواهد. هر چی را که می‌خواهد در رابطه با خودش می‌خواهد یک دقیقه دیر به او برسیم دنیا را می‌گذارد روی سرش.
از این جا ما شروع کردیم و کارمان و رسالت‌مان ایجاب می‌کند که این ها تغییراتی کند که داریم راجع به این تغییرات صحبت می‌کنیم.
«برو تو خانه دل را فرو روب
محیا کن مقام و جای محبوب
چو تو بیرون روی او اندر آید
به تو بی تو جمال خود می‌نماید»
(شيخ محمود شبستري)
یا حافظ می‌گوید
«منظر دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید»
نمی‌شود جای دو تا نیست. لذا یک نتیجه مقدماتی این است که اگر عده‌ای این سؤالات را می‌کنند، پاسخ این است که نمی‌شود تو آن داخل باشی و بگویی چرا نمی‌آید، بایستی خانه خالی باشد. که همه این کارهايي را که می‌کنیم، همه این صحبت‌ها که قبلاً کردیم، محو و تسلیم و ... منظور این است که یک تُهی شدگی و یک خالی کردن خانه وجودی و يك جورايي این ها به هم مرتبط است. می‌آییم می‌گوییم آره من نیستم، وقتی که ما نبودیم او هست، او خواهد بود، قانون است. لذا تعریف این مسئله هم مشکل است فقط می‌توانیم یواش یواش بیاییم داخلش و درکش کنیم و روز اول نمی‌توانیم بیاییم بگوییم این حرف. فقط به زور شد و هر جوری شد گفتیم هیچ کاری نکنید، خاطرتان هست؟ هی زور زدیم که هیچ کاری نکیند، هیچ کاری نکنید. دلیلش را امروز می‌توانیم بهتر با هم صحبت کنیم و بعدها خیلی بهتر از این ها. تمام سعی و کوشش ما این بود که ما محو باشیم تا حد امکان، همین صحبتی را که می‌کنم، ممکن است یک عده‌ای هنوز روی خود مسئله مشکل داشته باشند و موضوع را یک خرده با مشکلاتی بپذیرند. بنابراین اصل ماجرا در این قضیه محو شدن و تسلیم و این ها در واقع این است.
حالا یک قانون دیگر، یک اصل دیگر اصل یک: یک قلب فقط جای یک عشق است اما اصل دو را که اینجا به آن می‌رسیم: انسان نمی‌تواند عاشق خدا شود درست شد؟ و دربحث قبلی دیدیم که ما خانه را خالی می‌کنیم ولی نمی‌دانیم او کجاست،چیه چه جوری است؟ چه جوری می‌خواهد بیاید؟ چرا ما نمی‌توانیم عاشق خدا شویم؟ اول ببینیم این قابل قبول است یا نه؟ اصلاً نمی‌دانیم چی هست، الان دیدید که نمی‌توانیم تعریفش کنیم
«فهم او در خور هر هوش نیست
حلقه او سخره هر گوش نیست»
نمی‌توانیم راجع به آن صحبت کنیم.
بعد انسان موجودی است که اگر نتواند راجع به چیزی صحبت کند، نمی‌تواند عاشقش هم شود اگر یک چیزهایی می‌گوییم یک اداهایی درمی‌آوریم، می‌گوییم ما خدا را دوست داریم، دوست داشتن با عشق فرق می‌کند. دوست داشتن عقلانی است،
عشق روی پله عشق است؛ عقل می‌گوید که خدا را دوست داشته باش، چرا؟
«چون دَمش را ببینی واست می‌رساند، اینطوریه، آن طوریه ... ».
دوست داشتن را عقل پیشنهاد می‌کند، فرق دوست داشتن با عشق در چیست؟
دوست داشتن روی پله عقل است، عشق روی پله خودش است.
س: تهی کنیم خودمان را یعنی عاشق هیچ کس نباشیم؟
ج: نه اصلاً این را نگفتیم. اجازه بدهید الان می‌آییم و جواب سؤال شما را می‌دهیم.
پس ما عاشق خدا نمی‌توانیم بشویم بلکه عشق اوست که شامل حال ما می‌شود و در اصل ما معشوقه‌ایم. ما تا یک جایی کشش داریم که بیاییم، در این ماجرای عشق ما تا یک جایی کشش داریم که بیاییم، بقیه راه را اوست که می‌آید. حالا ما می‌خواهیم راجع به آن بخشی که خودمان می‌توانیم بیاییم صحبت کنیم که پاسخ سؤال شما هم این جا داده شود.
اصل 1: يك قلب فقط جاي يك عشق است.
اصل 2: انسان نمي‌تواند عاشق خدا شود.
آن جایی که ما می‌توانیم بیاییم تا کجاست؟
تا کجا ما می‌توانیم در این ماجرا حرکت کنیم؟
تا یک جایی که ما اسمش را گذاشتیم «شمس من و خدای من» این رمز است. ما تا این جا می‌توانیم بیاییم، تا آن جا که شمس من و خدای من. حالا ماجراي این چیه؟ ما تا آن جایی می‌توانیم حرکت کنیم که؛ عاشق خودش که نمی‌توانیم بشویم،
می‌توانیم عاشق تجلیاتش بشویم. یعنی ما عکس روی او را در اختیار داریم. خودش را ...:
«عکس روی تو چو در آیینه جام افتاد
عارف از پرتو می در طمع خام افتاد
این همه عکس می و نقش مخالف که نمود
یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد»
(حافظ)
ما خودش را نداریم ولی عکس رویش را داریم یعنی تجلیاتش را داریم.
تجلیاتش هستی است، هر جا نگاه کنیم پرتو روی اوست، وجه الله را می‌بینیم.
خوب چه باید کرد؟ عاشق تجلیات الهی شدن=عاشق خودش شدن چون ما به خودش دسترسی نداریم، اصلاً نمی‌دانیم چیه ولی تجلیات الهی، عکس روی اوست و در اختیار داریم.
پس نهایتاً ما می‌توانیم عاشق تجلیات الهی شویم و این تجلیات الهی است که هر جزءش می‌تواند ما را به کل برساند.
یعنی ممکن است ما با نگاه کردن به یک مگس عظمت الهی را پیدا کنیم، یکدفعه سر از یک جای دیگری دربیاوریم.
برای مولانا شمس یک تجلی الهی بوده که عشق مولانا نسبت به شمس،
حالا شمس به مولانا گفته چشمت را ببند،
یک اتصال برقرار کرده، چی گفته، چی شده همه این ها هیچی.
شمس به مولانا گفت بیا -مولانا عالم بود- گفت که چشمت را ببند، یک اتصال برایش زد و یکدفعه مولانا سر از جاهای دیگر درآورد و مولانای عالم شد مولانای عارف و عاشق.
بعد از این مسئله، در واقع آن جا که می‌گوید شمس من و خدای من، اشاره به تجلی الهی‌اي است که باعث شد این خانه خالی شود.
پس عاملی که باعث می‌شود این خانه خالی شود چیست؟ کلاً عشق زمینی است، این پاسخ سؤال شماست.
کلاً عشق زمینی و کلاً هستی می‌تواند باعث شود ما این خانه را خالی کنیم و در واقع عشق زمینی مثل یک طعمه‌ای بوده است؛ دیده‌اید برای موش طعمه می‌گذارند جلوی لانه‌اش بیاید بیرون -پنیری چیزی- تنها طعمه‌ای بوده که می‌توانسته ما را از درون وجودمان بکشد بیرون و ما تجربه از خود بی‌خود شدن را پیدا کنیم وگرنه آیا چیزی می توانست ما را از خود بی‌خود کند؟ نمی‌توانست.
لذا این ماجرای این که نهایتاً ما عاشق عکس روی او می‌شویم، از این قابلیت بالاتر نداریم.
و این رمز اشاره به این است و شمس در این جا سمبل تجلی الهی است
و سمبل تجلیات الهی است
و در جاهای دیگری هم ممکن است ما نام‌های دیگری بشنویم بگوییم
«یا مسیح،
یا علی، یا ...»
يا هر کدام از این‌ها، ابتدا به ساکن این رمز بوده است ولی بعداً یکی مثل من نفهمیده، افتاده به دام «من‌دون‌الله» یعنی فکر کرده آره یک ماجرای دیگری است و سر از شرک ممکن است دربیاوریم، یعنی یک ذره این طرف و آن طرف ببینیمش چی می‌شود،
شرک و من‌دون‌الله می‌شود
ولی اگر درست نگاهش کنیم،
یک مگس را می‌توانیم بگذاریم این جا ...
س: و به خاطر همین عشق است که انسان اشرف مخلوقات است؟
ج: این را صحبت می‌کنیم. به علت این که تنها موجودی که عشق را می‌فهمد ما هستیم. خوب هیچ موجودی غیر از ما از خود بی‌خود شدن را ندارد. این را جدا در همین دوره صحبت می‌کنیم.
پس این جا می‌تواند یک گل باشد، یک زنبور عسل باشد، یک مگس باشد، ...
خوب می‌دانید هر کدام از این ها عظمت هستی را در خودشان دارند.
یک سیب از درخت می‌افتد نیوتن منقلب می‌شود ولی یک نفر منقلب می‌شود بقیه اگر توی کلّه‌شان هم بخورد ممکن است ... .
ولی می‌تواند این مسئله را این جا داشته باشیم.
پس به ظرافت یک مو است، آن‌طرفي ببینیم می‌افتیم در شرک و من‌دون‌الله و ...
این‌طرفي ببینیم همه چی درست است و تجلی الهی قرار است باعث شود این خانه خالی شود وگرنه من اصلاً نمی‌فهمم كه عشق او چیست.
حالا ما دو تا دنیا پیدا می‌کنیم، این جا یک مرزی است که من از خودم جدا شدم؛ آن‌طرف جدا هستم، این‌طرف جدا نیستم.
این‌طرف عاشق خودم هستم، هر چی را می‌خواهم به خاطر خودم می‌خواهم،
آن‌طرف این خانه خالی شده است.
پس یک دنیای وارونه،
یک دنیای غیر وارونه:
حالا دنیای وارونه یا دنیای خود شیفتگان یا دنیای شیطان، چرا خودشیفتگان؟ چون اینجا هر کی هست عاشق خودش است. چرا دنیای شیطان؟ حالا با هم نگاه می‌کنیم.
س: ............ ج: گفت که چشمت را ببند،
ما که نمی‌دانیم چه تشعشعی اسم نیاوردند، این تشعشعات را هم ما خودمان اسم را گذاشتیم حلقه‌اش را گرفتیم و بعد با این دوستان گفتیم خوب بگوییم اين چیه؟
شما می‌دانید که یکی از مشکلات ما واژه‌پردازی است.
یعنی آن چیزهایی را که می‌گیریم چه جوری با هم بیان کنیم یکی از مشکلات ماست.
بعداً شما می‌آیید می‌بینید لحظه است، یک لحظه می‌شود اطلاعات چند تا کتاب و اصلاً اطلاعات کل، لحظه است.
حالا بعداً با هم صحبت داریم که چرا، و تعریف کمال، که شما می‌بینید ثانیه‌ای است.
ثانیه‌ای یک روشن‌شدگی پیش می‌آید.
البته در ارتباطات ...
آگاهی خودش تعریف دارد و شکل و نحوه و مسایل مختلفی دارد. یک موقع می‌بینید آگاهی شنیداری است و کلام به کلام است.
یک موقع می‌بینید که لحظه‌ای است یکدفعه در یک لحظه کلی اطلاعات می‌ریزد در وجود شما. و مراتب مختلفی است یک زمانی می‌بینید هم اطلاعات است هم درک است.
فرض کنید ما درک مرگ را بدست بیاوریم، این دیگر آگاهی نیست یک درک هم باید با آن باشد.
مثل این که تجربه زمین خوردن را ما بدست بیاوریم، بدون این که زمین بخوریم ما تجربه زمین خوردن را بدست بیاوریم، چه جوری می‌شود؟
پس اگر یک آگاهی بخواهد بیاید هم بگوید سیب چیست، هم بگوید مزه‌اش چه جوری است، این چطوری می‌شود؟
پس آگاهی مراتب مخ
تلفی دارد:
آگاهی کلامی داریم، آگاهی اطلاعات داریم،
آگاهی ادراکی داریم، آگاهی‌های مختلفی داریم که با هم صحبت می‌کنیم.
این خودش که مجازی است، درون و بیرون ماجراهای مختلفی است. ما وقتی مثال می‌زنیم که این وگرنه قرار نیست .. . این قلب، این خانه خالی شود، یک عاملی باعث شود
دست از عشق به خود،
دست از خود شیفتگی برداریم،
منیت، دست از غرور، اَنا خیر مِنه، دست از این‌ها برداریم.
یک عاملی می‌خواهد که ما را خرد کند، یک عاملی می‌خواهد ما را از خود بی‌خود کند، عشق‌های زمینی، تجلیات زمینی، مسایل عشق به تجلیات او، این عامل است، این را در اختیار ما قرار می‌دهد.
این امکان را در اختیار ما قرار می‌دهد تا ما بتوانیم این خانه را رهایش کنیم. یعنی درسی می‌شود یک درسی است که ما یاد بگیریم این خانه را چطوری رهایش کنیم، چطوری از خود بی‌خود شدیم یا بشویم.
ترم دوم، جلسه سوم، زنگ دوم
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

پرسش اساسی که برای هر انسانی ایجاد می شود

این پرسش اساسی که برای هر انسانی ایجاد می شود، این است که : « آیا دوست دارد به آغوش وحدت بپیوندد و یا همچنان با مشغولیت های خود سرگرم باشد؟»
کتاب انسان و معرفت
محمد علی طاهری
صفحۀ 273

#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_سایمنتولوژی_فرادرمانی
#erfanekeihani

انسان ها

به این لحاظ، هر یک از کثرات آدم(انسان ها) در حال شکل دادن به این تجربه ی عظیم بوده اند و خواهند بود و اگر چه در نهایت هدف خلقت آن ها به نتیجه خواهد رسید، در تلاطم طاقت فرسای مسیر، شرایط یکسانی ندارند و بعضی دیگر، در فریب ظاهر مسیر و در کشمکش های تضاد آفرین، در رنج و سختی بوده، « دوزخ نقد» را به جان می خرند.
بهشت و دوزخ باریـــک بینـــان نقـــد می باشد....
حساب خود نیندازد به فردا، خود حساب این جا......
صائب تبریزی
کتاب انسان و معرفت
محمد علی طاهری
صفحۀ 274

طبقه بندی جوامع مختلف بر اساس

طبقه بندی جوامع مختلف بر اساس به کارگیری سطوح مختلف شعوری آنها
وقتی وارد جامعه‌ای می شویم روح جمعی جامعه حاکم هست.
- مثلا در یک جامعه روح جمعی در سطح تنازع بقاست اما ممکن است در همین جامعه یک نفر هم روی پله عشق باشد ولي روح جمعي جامعه چيز ديگري را به ما مي گويد.
- جامعه ای که عقل بر آن حکم فرماست مثل ماشین کار می کنند و در روح جمعي جامعه ذوق و شوق و حیرتی نیست مانند ربات
- در جامعه ای ذوق و شوق و ... در آن موج می زند (مدینه فاضله ) مدینه ای که عشق و ذوق و شوق روی کار است. انسان عشق را بالقوه داراست اما هنوز بالفعل در نیامده و انسان می تواند اشرف مخلوقات باشد.
در اصلی که داشتیم در موضوع شرح وظیفه، ‌مهر مادر چند امتیاز داشت؟ صفر امتیاز، مهر یک سگ چند امتیاز دارد؟ چون طراحی آن این است و نرم‌افزارش این است یا همان نیش عقرب که نه از ره کین است و اقتضای طبیعتش این است.
ممکن است آن سگ تحت تاثیر فرکانس‌هایی قرار بگیرد اما طبیعت اصلی و اولیه‌اش از بین نمی رود. پس تکلیف ما با همه موجودات معلوم است فقط با انسان تکلیف ما معلوم نمی‌شود. تنها موجودی که معلوم نیست چه ‌می خواهد بکند انسان است !
در مورد انسان، ‌شناخت کامل او به این علت که دسترسي به اين پله آخر همیشه مجهول بوده. مثلا انسانی نیست که عاشق نشود و محال ممکن است مگر مشكل عقلاني داشته باشد يعني از نظر عقلاني عقب باشد. این همه آدم تجربه عشق را دارند اما چند‌تا لیلی و مجنون داریم؟ پله‌های قبلی برای همه قطعا هست و حتی کسی که عقب‌مانده هم هست آن پله‌ها را به نوعی دارد.
از اینجا به بعد، یعنی از پله‌آخر به بعد و پله‌ بالایی است که قرار است ما را به تبعات عشق برساند:
قابلیت حیرت، وجد و سرور و فداکاری و ...
دوره 2 - جلسه 5 - زنگ 2
استاد محمد علی طاهری

۱۳۹۳-۰۹-۰۵

توضيحات استاد درمورد زندگی اقیانوس مواج و عرفان هنر ضد ضربه شدن

توضيحات استاد درمورد زندگی اقیانوس مواج و عرفان هنر ضد ضربه شدن

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




توضيحات استاد درمورد حوادث ربطی به حرکت درشبکه مثبت ندارد اما حالافرض هم...

توضيحات استاد درمورد حوادث ربطی به حرکت درشبکه مثبت ندارد اما حالافرض هم بکنیم که اینطور باشد آیا دیگر حرف نمیزنیم هر چیزی بهایی دارد منصور حلاج جان خود را در این راه گذاشت

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




توضيحات استاد در مورد عبادت نظری و عبادت عملی

توضيحات استاد در مورد عبادت نظری و عبادت عملی

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




توضيحات استاد در مورد حوزه پلاریتی

توضيحات استاد در مورد حوزه پلاریتی

 استاد جان محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




توضيحات استاد در مورد برويم خودمان را آماده كنيم

توضيحات استاد در مورد برويم خودمان را آماده كنيم

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




۱۳۹۳-۰۹-۰۴

جایگاه خاصی داره که ما آنچه را که

این خب، خودش در بحث عرفان یه جای خیلی خاصی، جایگاه خاصی داره که ما آنچه را که می گیم به درکش رسیده باشیم، ملموس باشه! تو دنیای عرفان، همه چیز عملی ست! تئوریِ هیچ حرفی به درد نمیخوره! هر چقدر هم قشنگ باشه، در نهایت حرفِ!
حرف فقط وسیله ایست که من را به شما نزدیک بکنه، همین قدر! وگرنه اون چیزی که قرارِ کار رو انجام بده چیه؟! عملیست و ادراکِ ماست...!
(دوره یک - جلسه پنجم - استاد طاهری)

الان در سطح دنیا مي‌بينيد

اهمیت روح جمعی
براي اينكه اهميت اين موضوع را خدمتتان بگويم الان در سطح دنیا مي‌بينيد تمایل به قدرت و شبکه منفی چقدر بالاست، .........در هر کجای دنیا، در هر محفلي خصوصاً جوان‌ها، ..........به محض این که از یک کرامت منفی نام برده مي‌شود بلافاصله واكنش و عكس‌العمل را خواهيد ديد.......... و به همچنین اگر در یک جمعي از عرفان کمال صحبت شود توجه همه جلب مي‌شود و همه مشتاق هستند .........پس در آن واحد همه، هم مشتاق قدرت هستند، .......هم مشتاق كمال هستند.
بحث قدرت پالسي است كه شبكه منفي در روح جمعي مرتب پالس مي‌كند........ و مثل يك آنتي است كه اين را پالس مي‌كند......... و از آن طرف مثبت هم دارد اين كار را مي‌كند، دوستان جلوتر از شما هم همين مسئله را دارند و خود ما هم داريم. خیلی از مسائل را ما روی پالس آنتن روح جمعی مي‌دهیم،............ فرض كنيد «آيينه عاشورا» را شما خوانديد به دست هر كس مي‌دهيد منتظرش بوده‌است، شايد از نقطه نظر قلم خيلي ادبي هم نباشد، كه نيست اما از نظر "مفهومي" همه منتظر اين بوده‌اند كه به دست شان برسد.
اينها يكسري از كارهايي است كه در مقوله روح جمعي صورت مي‌گيرد ........و الان دو شبكه با هم جنگ سرد دارند يعني اين (شبكه منفي) دارد پالس مي‌كند،......... آن (شبكه مثبت) هم همين جور دارد اين پالس را مي‌دهد ..........و فعلاً در يك جنگ سرد قرار داريم ........و انسان، يعني افراد بي‌طرف،........ يا روز به روز دارند يا ملحق مي‌شوند به اين........ يا ملحق مي‌شوند به آن، .........و هر دو تا پالس را دارند مي‌گيرند....... و تحت تأثير هر دو تا هستند.....
اين يكي از مهم‌ترين ابزارهاست ..........ولي به علت اينكه يك مقداري در ابتدا نامحسوس است ..........و در دور هفت شما تازه مي‌توانيد از نقطه نظرهايي، وقتي در آنجا راجع به شعور، تأثير شعور در هستي، فيدبك آن‌ها، دوستان دوره هفت تازه مي‌دانند كه ارتباط روح جمعي چي مي‌خواهد بگويد و چقدر اهميت دارد.
ترم پنجم، جلسۀ ششم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

روح هادي و وابستگي ها!

روح هادي و وابستگي ها!

وقتي مي رويم به زندگي بعدي جسم جا مي ماند و كالبد ذهني مي رود به زندگي بعدي. كالبد ذهني تحت تاثير دو تا نيرو است، روح و وابستگي هاي مثبت و منفي. اين وابستگي ها ما را بر مي گرداند به زندگي گذشته. خوب گفتيم قرار بود اگر ما جسم را كه عامل وابستگي است نداشته باشيم،‌ در زندگي بعد حرفي براي گفتن داشته باشيم،‌ ولي مي بينيم كه اصلا اينطوري نيست.
يك كالبد ذهني را كه احضار مي كنيد، مي گويد ما الان در يك ضيافتي هستيم، در يك بزمي هستيم، در يك باغي هستيم و كباب داريم مي خوريم و ... و مي بينيم دوباره صحبت از كباب است و شراب و ... الان كه ديگر جسم ندارد، زندگي بعد كه ديگر كباب نيست، مكان نيست، باغ نيست و...پس اينها از كجا آمده؟
ذهن او دارد مي سازد و وقتي در مورد او تحقيق مي كنيم مي بينيم بله، در زندگي زميني آدم خوش گذراني بوده، اهل كباب و ... و الان هم دارد وابستگي های خود را ادامه مي دهد،‌ چون اينجا محروم بوده و امكاناتش را نداشته، اونجا دارد وابستگي هايش را پاسخ مي گيرد چون هر چه كه تصور كند برايش زنده است.
روح كارش اين است كه به كالبد ذهني پالس مي دهد كه بالا را نگاه كن ولي نگاه نمي كند. پس مي بينيم در برزخ هم برو بيا دارد و بساط كباب دارد. و از او مي پرسند خوب حالا چي؟ باز جرزني مي كند و مي گويد تا تصور كردم اينجوري شد و تا آمدم آزمايش كنم زمان گذشت،‌ مي گويند خوب حالا بيا، گفتي زمان محدود بود، حالا بيا به لا مكان و لا زمان ببينيم چه كار مي كني !

دوره ٢ - جلسه ٤ - زنگ ٢
استاد محمد علی طاهري

نياز به ستايش و مورد توجه قرار گرفتن!

نياز به ستايش و مورد توجه قرار گرفتن!

ما ياد آن زمان هستيم و مي گوئيم عجب زماني بود، چقدر عالي بود و چقدر لذت بخش بود و ما چقدر كيف كرديم، وقتي ما را سجده كردند ما حض برديم و ياد آنجا بوديم،‌ دایما داريم به گذشته نگاه مي كنيم،‌ به آن موقع.
لذا چيزي كه ما را زمين مي زند همين نياز است و عامل بيچارگي ما و رجعت به گذشته است. در آن زمان خوب بوده ولي الان خوب نيست، عاملي كه ما را بيچاره مي كند، ميل به مورد ستايش قرار گرفتن، نياز به تشويق و ... است كه ما نيازمند باشيم، نه اينكه بد باشد،
« من لم يشكر مخلوق لم يشكر خالق »،
اين آگاهي است براي اينكه شكرگذاري كنيم، تعريف كنيم و ... اينها هست ولي نبايد نيازمند باشيم، ما نيازمنديم!
اگر نيايند و از ما قدرداني نكنند، دشارژ مي شویم، اگر از ما تعريف نكنند،‌ ما زمين مي خوريم،‌ انگيزه حركت را از دست مي دهيم و به خاك سياه مي نشينيم. الان عده بسيار زيادي مشكل زندگيشان همين است كه از ما قدرداني نمي شود، از ما تعريف نمي شود و ... اگر ما بي نياز بوديم چه مي شد؟!
نياز نداريم كسي بيايد و دستش را بگذارد روي شانه ما و به ما بگويد، آفرين و ...
بي نيازيم. اين بي نيازي قدرت واقعي است، اين بي نيازي عظمت و ابهت دارد.
در عرفان اين بخش يعني (نياز به تشويق) با كمك حلقه هاي رحمانيت حذف مي شود.

دوره ٢ - جلسه ٤ - زنگ ٢
استاد محمد علی طاهري

ويژگي انسان متعالي

ويژگي انسان متعالي

يك انسان متعالي با انتقاد سقوط نمي كند و دشارژ نمي شود در حاليكه انسانهاي معمولي با انتقاد داغون مي شوند و دشارژ مي شوند!
و گفتيم عرفان هنر ضد ضربه شدن است و اين يك راه ضد ضربه شدن است.

دوره ٢ - جلسه ٤ - زنگ ٢
استاد محمد علی طاهري

بلوغ عرفاني!

بلوغ عرفاني!
خورشيد مي تابد، نياز ندارد كه به او بتابند!
انسان متعالي خودش تشويق مي كند، قدرداني مي كند، ولي خودش نيازمند قدرداني نيست، اين بلوغ عرفاني است!
دوره ٢ - جلسه ٤ - زنگ ٢
استاد محمد علی طاهري

كمال يعني حركت از نيازمندي به بي نيازي (مفهوم اليه راجعون )

كمال يعني حركت از نيازمندي به بي نيازي (مفهوم اليه راجعون )
اصل انا لله و انا اليه راجعون، يعني ما به سوي او مي رويم
و گفته لااله الا الله و او يكتاست، وقتي اين دو را ادغام مي كنيم
مي شود: ما به سوي او مي رويم و او يكتاست، يعني ما به سمت يكتائي مي رويم:
به سوي او مي رويم، او يكتاست، ما به سوي يكتائي مي رويم.
آيا خدا اسم دارد؟ توصيف دارد؟ نام دارد؟ او از هر توصيفي مبراست، اما در قرآن مي بينيم كه توصيف شده، عليم، بصير و ...
« الله صمد »، چرا مي گويد؟
چون ما به سمت عليم شدن مي رويم، ما به سمت خبير شدن مي رويم و ما به سمت بي نيازي مي رويم و ...
در زندگي بعدي به لا مكاني مي رويم، به لا مكاني برويم بي نيازيم يا الان؟ الان ما اينجا چقدر تضاد راجع به مكان داريم؟ دايما مي گوئيم لباسم كهنه است، خانه ام كوچك است،‌ ماشينم آخرين مدل نيست و ... در لامكاني اين مسائل ما حل مي شود و ما به سمت بي نيازي مي رويم و مي بينيم روز به روز مي رويم به سمت عليم شدن و بي نياز شدن و ... و به ما وعده داده كه ما داريم مي آئيم به اين سمت،‌ خودش كه اسم ندارد.
دوره 2 - جلسه 4 - زنگ 2
استاد محمد علي طاهري

آزمون آخر

آزمون آخر
ما داريم ياد مي گيريم كه جواب يك چيز را بدهيم: « الست بربكم » !
اگر این ماجرا ها را بدانیم می توانیم درست جواب الست بربکم را بدهیم جواب این سوال که من یا ما؟
هست در پس پرده گفت و گوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

آنجا می گوید من خدای تو هستم؟
می‌گوئیم نه! من خودم خدا هستم چون درس منيّت را گرفتيم!
به خدا می گوئیم ببین همه چیز راخلق می کنم!
اماوقتی که درس وحدت را گرفتیم، درس لااله الا الله را گرفتيم و درس‌های دیگر را درک کردیم، آنجا درست جواب می دهیم.

دوره ٢ - جلسه ٤ - زنگ ٢
استاد محمد علی طاهري

برای یادآوری

جواد محرابی: دوم اینکه سران فرقه را با یک جنگ تمام عیار روبرو کنیم. باید فعال‌تر از امروز باشيم و بتوانیم فضا را مدیریت کنیم و کم‌کم وارد حوزه تعامل و جذب تک‌نفری از افراد درون فرقه شویم.

برای یادآوری و توجه به موفقیت سران بهداشت معنوی:
http://goo.gl/SPSwBk
پاسخ جواد محرابی بیانگر سیاست های پشت پرده موسسه بهداشت معنوی که در ظاهر می خواهند به ما کمک!! کنند:
دیده بان: حالا فكر مي‌كنيد موضع گيري‌ها در مقابل فرقه‌‌هايي از اين دست چگونه بايد باشد؟
جواد محرابی :در برابر فرقه‌ها باید راهبردهای متفاوتی را تعریف کنیم. یکی اینکه بدنه فرقه را با شبهات علمی درگیرکنیم، دوم اینکه سران فرقه را با یک جنگ تمام عیار روبرو کنیم. باید فعال‌تر از امروز باشيم و بتوانیم فضا را مدیریت کنیم و کم‌کم وارد حوزه تعامل و جذب تک‌نفری از افراد درون فرقه شویم. اینها آدم‌ها را یکی‌یکی جذب کردند و بردند! ما این کارها را نکردیم و می‌خواهیم یکدفعه و مثلاً با نگارش مقاله آنها را جذب كنيم! این امر وظیفه طلبه‌ها و غیرطلبه‌هایی است که در شبکه‌های اجتماعی و موسسه‌ها مشغول به تبلیغ هستند. باید بحث‌های علمی را هم قوی‌تر کنیم و شبهات اصلی و ساختاری به اینها وارد کنیم، باید نقاط ضعف اینها را بحث کنیم و آنها را به چالش بکشیم.

درج خبر اعتراض همراهان عرفان حلقه در "کیهان آنلاین" لندن

درج خبر اعتراض همراهان عرفان حلقه در "کیهان آنلاین" لندن
گردهمآیی اعتراضی در پشتیبانی از دکتر محمدعلی طاهری در کلن (اختر قاسمی)
تظاهرات در پشتیبانی از دکتر محمدعلی طاهری در کلن

کیهان آنلاین – ۲ آذر ۹۳ – روز یک‌شنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۱۴ به دعوت تعدادی از شاگردان دکتر محمدعلی طاهری، زندانی عقیدتی- سیاسی در جمهوری اسلامی، تظاهراتی در شهر کلن  در حمایت از او و دیگر زندانیان سیاسی برگزار شد.
دکتر محمدعلی طاهری بنیان‌گذار موسسه فرهنگی «عرفان حلقه» بود که از سال ۱۳۸۰ به طور رسمی آغاز به کار کرد. او به یکی از نظریه‌پردازان «پیوند شعوری» معروف شد که  به گزارش رسانه‌ها فعالیت او قبلا مورد توجه و تقدیر نظام جمهوری اسلامی نیز بود.

دکتر طاهری  در سال ۱۳۸۹ بعد از گسترش فعالیت‌اش با محدودیت‌هایی روبرو شد که به توقف همه فعالیت‌هایش منجر شد و سرانجام  در اردیبهشت سال ۱۳۹۰ دستگیر شد. دکتر طاهری بنا به گزارش فعالان حقوق بشر ایران یکی از ۱۳ نخبه‌ای ست که شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده که حقوق آنها در ایران به شدت نقض شده است.

در تظاهرات روز یکشنبه ده‌ها نفر شرکت و برخی از شاگردان دکتر طاهری در پشتیبانی از وی سخنانی ایراد کردند. سهیلا هادی‌پور یکی از شاگردان دکتر طاهری از وضعیت او گزارشی داد و سپس شعری از وی را به همراهی دیگر هم‌کیشان خود خواند.

دکتر محمدعلی طاهری در مدت سه سال حبس  تا به حال ۱۰ بار اعتصاب غذا کرده که آخرین بار در همین آبان‌ماه امسال به مدت ۲۳ روز بود. بنا بر اخبار رسیده از فعالان حقوق بشر، وی هم اکنون در وضعیت جسمی خوبی به سر نمی‌برد. دکتر طاهری به ۵ سال زندان، ۹۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. اما طبق گفته‌ی فعالان حقوق بشر پرونده‌ی او هم اکنون دوباره به جریان افتاده و با اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» و «مفسدفی‌الارض»  خطراعدام وی را تهدید می کند. این زندانی سیاسی پیش از این در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان در امور مربوط به حقوق بشر ایران، که در رسانه ها منتشر شد به تشریح وضعیت خود پرداخته بود.


کیهان آنلاین

http://kayhanlondon.biz/fa/1393/09/03/2522/

درج خبر اعتراض همراهان عرفان حلقه در دویچه وله آلمان

درج خبر اعتراض همراهان عرفان حلقه در دویچه وله آلمان

اعتراض به انتقال مجدد "محمدعلی طاهری" به زندان اوین
با انتقال مجدد محمدعلی طاهری به زندان اوین گروهی از ایرانیان در شهر کلن آلمان در حمایت از وی دست به گردهمایی زدند. بنیان‌گذار "عرفان حلقه" به خاطر وضعیت وخیم جسمی پنج روز در بیمارستان رجایی شهر بستری بود.

محمدعلی طاهری پیش از این در بیست و هفتمین روز از اعتصاب غذای خود به خاطر وضعیت بد جسمی به بیمارستان رجایی‌ شهر منتقل شده بود. بنیان‌گذار "عرفان حلقه" پس از پنج روز بستری شدن در این بیمارستان، روز جمعه ۳۰ آبان / ۲۱ نوامبر بار دیگر به سلول انفرادی بند ۲- الف زندان اوین منتقل شد.
محمدعلی طاهری در اعتراض به وضعیت نامعلوم و باز بودن پرونده اتهاماتش دست به اعتصاب غذا زده و اعلام کرده بود تا بسته شدن پرونده‌ای که در آن مفسد فی الارض معرفی شده، دست از اعتصاب غذا نخواهد کشید.
با اعلام وخامت حال بنیان‌گذار "عرفان حلقه" گروهی از هواداران وی در مقابل زندان اوین در تهران و برخی از کشورها دست به گردهمایی زدند.
گروهی از ایرانیان نیز روز یکشنبه دوم آذر / ۲۳ نوامبر در شهر کلن گرد‌‌هم آمدند و با ابراز نگرانی از وضعیت محمدعلی طاهری، آزادی هر چه سریع‌تر وی را خواستار شدند.
محمدعلی طاهری از سه سال پیش تاکنون به اتهام "ارتداد، محاربه، توهین به مقدسات و فساد فی‌الارض" در بند ۲ الف اوین زندانی است.
وی پیش از این در نامه‌ای به احمد شهید، نسبت به فشارهائی که در زندان بر او اعمال می‌شود اعتراض کرده بود. محمدعلی طاهری بازجویان سپاه پاسداران را متهم کرده بود که او را با "اعمال فشار و شکنجه روانی" وادار به "اعترافات ساختگی" کرده‌اند.
دویچه وله آلمان
http://www.dw.de/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86/a-18083323

سعید یسایی، یکی از شاگردان محمدعلی طاهری

سعید یسایی، یکی از شاگردان محمدعلی طاهری
سعید یسایی، یکی از شاگردان محمدعلی طاهری، زندانی عقیدتی، از روز سه‌شنبه گذشته (۲۷ آبان) در بند دو-الف سپاه پاسداران در زندان اوین، در بازداشت به سر می‌برد.
آقای یسایی در ارتباط با فعالیت‌های اخیر شاگردان آقای طاهری برای آزادی وی در مقابل دادگاه کیفری در خیابان خیام تهران بازداشت شد و در همان شب نیز، ماموران امنیتی به منزل وی رفتند و وسایل او را مورد تفتیش قرار دادند.

گفته شده این زندانی سیاسی از بیماری شدید ریوی رنج می‌برد و باید تحت مراقبت‌های پزشکی باشد.

‏‏خبرنگار عرفان حلقه

۱۳۹۳-۰۹-۰۳

شاگردان آقای محمد علی طاهری

محمد نوری زاد در وبلاگ شخصیش نوشت :

این دوستان، همگی از شاگردان آقای محمد علی طاهری اند. و همگی نگران استادشان که سخت بی خبرند از وی و از پایان کارش. یکی از عزیزان این جمع - سعید یسایی - چندی پیش توسط اطلاعات یا سپاه بازداشت شد و اکنون در اوین زندانی است. سعید یسایی با دوستانش روزه می گرفتند و در برابر زندان اوین افطار می کردند. استادشان در اعتصاب غذا بود. من بارها گفته ام که: برخورد های چکشی با یک صاحب سخن راه به جایی نمی برد. محمد علی طاهری با هر مرام و مسلکی که دارد، سخنی دارد. سخنش را به مشارکت بگذارید و داوری اش را به مردم وانهید. در یک مناظره ی تلویزیونی بنشینید و وی را مفتضح کنید اما به وی فرصت سخن گفتن بدهید. که من و شما خود می دانیم چرا به صاحب سخنان فرصت سخن گفتن نمی دهند. نیک می دانیم.



تاكيد خبرنگار عرفان حلقه

تاكيد  خبرنگار عرفان حلقه
به نقل از خبرنگار عرفان حلقه و طبق خبر رسيده از قول همسر استاد محمد علي طاهري، همانطور كه قبلا در همين صفحه بارها اعلام شده است، استاد طاهري در بيست و سومين روز اعتصاب غذاي خود در تاریخ 26 آبان ماه، اعتصاب خود را شكانده اند و در صحت و سلامت كامل جسمي به سر مي برند.
همانطور كه قبلا خبرنگار عرفان حلقه بارها بر آن تاكيد كرده بود، استاد طاهري هرگز بيهوش نبوده اند و هم اكنون در بند دو الف مي باشند.
دليل اعتصاب غذای ایشان، بسته شدن پرونده در حال بازجويي اتهام افساد في الارض و انتقال ايشان به بخش عمومي بوده است.

۱۳۹۳-۰۹-۰۲

توضيح يكي از نظريات استاد محمد علي طاهري توسط مهندس نادعلي در شبكه آموزش...

توضيح يكي از نظريات استاد محمد علي طاهري توسط مهندس نادعلي در شبكه آموزش ايران

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




حقانيت عرفان كيهانى از زبان استاد عزيز اقاى محمد على طاهرى

حقانيت عرفان كيهانى از زبان استاد عزيز اقاى محمد على طاهرى

 استاد جان محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com



توضیحات استاد در مورد جو سازى و افترا

توضیحات استاد در مورد جو سازى و افترا

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com



بخش نهم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه

بخش نهم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




۱۳۹۳-۰۹-۰۱

بخش هشتم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه

بخش هشتم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


بخش هفتم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه

بخش هفتم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com

۱۳۹۳-۰۸-۳۰

ذلک الکتاب......

همه کتب آسمانی، انسان را به تفکر و تعمق در باره کتاب هستی(ذلک الکتاب) دعوت کرده اند. شاید بزرگترین گناه انسان این باشد که روزی به دنیا بیاید و روزی هم از دنیا برود؛ بدون آن که قوانین و اصول حاکم بر هستی را بشناسد. بدون اینکه بپرسد برای چه آمده و برای چه رفته است ...با شناخت این قوانین، پایه و اساس بینش ها از کتاب آیات آشکار الهی (کتاب مبین) استخراج می شود و عدم این شناخت از عمده مسایلی است که منجر به مشکلات بینشی و بیماری می شود
محمد علی طاهری

پایه همه علوم، الهامات است.........

"پایه همه علوم، الهامات است. "

«الهام » همان جرقه ذهن انسان است که با تفکر یا تخیل به دست نمی آید و ناشی از اطلاعات قبلی او نیز نیست؛ اما وی را با دانسته اي جديد مواجه ميكند.
یعنی خصوصیت مشترک همه جرقه های ذهني (دریافت آگاهی) که میتواند در کسری از ثانیه رخ دهد و انواع مختلفي دارد، اين است كه فرد در اثر رویارویی با هركدام، به مطلبي پی میبرد که قبل از آن، راجع به آن بی اطلاع و بیخبر بوده است.

انسان و معرفت / محمد علی طاهری

الهام، .....

یکی از مهمترین زمینه های برخورداری از الهام، عرفان است.
با توجه به اين كه عرفان مبتنی بر ارتباط با خداوند بوده، به طور قابل توجهي امكان دريافت آگاهی (الهام) را فراهم میکند و به بشر عشق و معرفت مي بخشد، نه تنها با همه علوم رابطه اي عميق دارد، بلكه نياز انسان به برقراري ارتباط با پروردگار را پاسخ ميدهد و به نحو اطمينا ن بخشي، رشد و تعالي او را به ارمغان مي آورد.

انسان و معرفت / محمد علی طاهری

بخش ششم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه قسمت...

بخش ششم قسمت دوم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


بخش ششم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه قسمت...

بخش ششم قسمت اول مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


انسان را در معرض الهام و تحولات ناشي از ....

عرفان عملي انسان را در معرض الهام و تحولات ناشي از ارتباط با خدا قرار مي دهد و  عرفان نظري محتواي الهام را تبيين مي كند.

انسان و معرفت / محمد علی طاهری

هر آگاهي الهام ......

"لازم است كه هر آگاهي الهام شده، از نظر الهي و يا شيطاني بودن مورد بررسي قرار بگيرد."
اهميت عرفان ناشي از اين است كه بشر، همواره به الهامات مثبتي كه با سير و سلوك عرفاني به دست مي آيد، محتاج است و ميتواند بر مبنايمحتواي آن (آگاهي هايي كه عرفان نظري را شكل ميدهد) زندگي سالم و سرشار از عشق و معنويت را تجربه كند و در مسير كمال گام بر دارد.
البته لازم است كه هر آگاهي الهام شده، از نظر الهي و يا شيطاني بودن مورد بررسي قرار بگيرد.

گوش بر الهام خدايي كنيد
وز ره ابليس جدايي كنيد
«ملك الشعراي بهار »
انسان و معرفت / محمد علی طاهری

بخش پنجم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

بخش پنجم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com




مسير كمال و خودشناسى ......

انسانى كه در زندگى، انگيزه ى متعالى مانند پيمودن مسير كمال و خودشناسى ندارد، هميشه درصدد جلب توجه ديگران و جلب انرژى نوع دوم است و براى اين جلب توجه، مبادرت به خودنمايى مى كند. بنابراين ، اگر فردى فقط حجاب ظاهرى را رعايت كند، همان تشعشعات شعورى خودنمايى او كافى است تا از نظر كيفى بى حجاب باشد.
منبع: كتاب چند مقاله
محمد علی طاهری

آگاهی های عرفانی مثبت و کمال......

آگاهی های عرفانی مثبت و کمال بخش چهار ویژگی کلی دارند که اولی و دومی خصوصیت مشترک همه آگاهی ها (آگاهی های مثبت و منفی) است و مشخصات سوم و چهارم فقط به آگاهی های مثبت اختصاص دارد:
1- توصیف ناپذیری
2- قابلیت انتقال به زندگی بعدی
3- هماهنگی با یکدیگر (آگاهی های مثبت یکدیگر را نقض نمی کنند.)
4- مفید بودن در زندگی بعدی

منبع: کتاب انسان و معرفت
محمد علی طاهری

عشق را در سه مرحله......

به طور کلی «آدم » عشق را در سه مرحله تجربه می کند:
مرحله سوم: در مرحله سوم، انسان به طور کامل عشق خود را معطوف به غیر خود میکند. این مرحله که در آن، عشق معطوف به بیرون خواهد بود، مرحله تجربه رحمانیت است.
رحمانیت = عطف کامل به بیرون = عشق کامل = عشق پخته
به هر حال عشق زمینی، عاملی است که در نهایت انسان را به عشق خدا می رساند
محمد علی طاهری

۱۳۹۳-۰۸-۲۹

بخش چهارم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

بخش چهارم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


خبر تکذيب یا غیر مهم نیست مهم این است

همانطور که قبلا هم اين خبر و اخبار مشابه در صفحه خبرنگار عرفان حلقه تاييد نشده بود، ديدار استاد طاهري با دادستان توسط روابط عمومي دادستاني کشور تکذيب شد .
 اما نکته قابل توجه بسيار مهم عبارت «يکي از متهمين افساد في الارض» در متن خبر است که حاکي از برنامه جديد معاندين مي باشد

لينک  خبر در سایت ايسنا - خبر مرتبط با «دادستان کل کشور» تکذيب شد

http://www.isna.ir/fa/news/93082815340/%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D8%B0%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D8%AF

لينک سایت دادستاني کل کشور

http://www.dadsetani.ir/Default.aspx?tabid=3989&articleType=ArticleView&articleId=90714

سخني با همراهان در پیج خبرنگار عرفان حلقه

سخني با همراهان گرامي
خبرنگار عرفان حلقه، هميشه و در همه حال پي سراغ موثق ترين اخبار موجود در ارتباط با استاد دکتر محمد علي طاهري و مجموعه عرفان حلقه مي باشد. البته در اينکه هر زماني امکان اشتباه و يا فريب خبري هست، شکي نيست. مخصوصا وقتي منابع ما داخل ايران باشند و برخي مواقع دسترسي مستقيم به استاد و يا اطرافيان امکان پذير نمي شود. اما فيلترينگ خبرنگار عرفان حلقه، سعي در انتخاب مطمئن ترين خبرها دارد.

اما در مورد روزهاي اخير، آماج تهمتها به سمت اين صفحه ادامه داشته است. اينجا نکته مهمي را عرض کنيم و آن اين است که بر خلاف اين دوستان، ما به همه صفحات، آي دي ها و خبرگزاري ها و .... که در مورد استاد طاهري مطلب مي نويسند و دلسوزند احترام مي گذاريم و همه را دوست داريم . حتي آنهايي که اخبار اشتباه در مورد بيهوشي کامل استاد نوشتند و به غلط تاکيد دارند که ايشان بيمارستانند يا .... همه عزيزند و ما در وحدت کامل با همه همراهانيم . هرگز آنان را متهم به همکاري با مسئولين پرونده استاد نمي کنيم، سعي مي کنيم هرگز دلي را نشکنيم، سعي مي کنيم روغن کاري تلاشهاي همه دوستان عشق باشد، سعي مي کنيم عطف به کار خود باشيم و در عين حال اعلام مي کنيم در عين عشق ورزي به تک تک ياران و تلاشگران، بسياري از اخبار منتشر شده اين روزها از سوي برخي صفحات اشتباه بود و همين اتفاق هم باز نبايد وحدت مجموعه را بهم بزند. مهم اين است که تمام ما يک هدف اصلي را دنبال مي کنيم و آن، اثبات بي گناهي استاد طاهري هست و ان شاالله اين مهم، رقم خواهد خورد.
خبرنگار عرفان حلقه
https://www.facebook.com/Khabarnegar?ref=ts&fref=ts

قانون نسبیت

قانون نسبیت
یکی از قوانین حاکم بر جهان هستی، قانون نسبیت است. این قانون، نسبی بودن وقایع و عدم قطعیت آنها را نشان می دهد.
اگر «دیدگاه نسبیتی» در بینش فرد شکل نگرفته باشد، دچار اشتباهات فاحشی خواهد شد. سه نمونه از نسبیت در بینش انسان، عبارت است از:
الف - نسبیت خوبی و بدی
ب- نسبیت مالکیت
ج-نسبیت زشت و زیبا
استاد محمد علی طاهری

شریعت و عرفان برای انسان، به منزله دو بال برای یک پرنده هستند

شریعت و عرفان برای انسان، به منزله دو بال برای یک پرنده هستند. هیچ پرنده ای با یک بال قادر به پرواز نبوده، نمی تواند به جایی برسد. انسان نیز بدون هر یک از شریعت و عرفان، دچار سرگردانی می شود. یکی از علل ناکامی از دین همین است که به شناخت کیفی آن بی توجهی و یا کم توجهی شده است. در واقع دلیل این ناکامی انتظار پرواز پرنده ای با یک بال است که قابل تحقق نیست.

منبع : کتاب انسان و معرفت
استاد محمد علی طاهری

هماهنگى و هم فازى با زمان

يكى از نتايج حركت در مسير عرفان، هماهنگى و هم فازى با زمان است. البته همراه با اين تحول تعالى بخش، فرد نسبت به اهميت و لزوم آن نيز آگاه مى شود. به طور معمول انسان نسبت به زمان، در موضع ديكتاتورى و زورگويى قرار دارد و مايل است زمان طبق ميل و سليقه ى او سپرى شود؛ اما زمان به عنوان يكى از اجزاى هوشمند جهان هستى مادى، در مقابل خواست زورگويانه او واكنش منفى نشان مى دهد. يعنى وقتى كسى تمايل دارد زمان دير بگذرد، در نظر او به سرعت سپرى مى شود و هنگامى كه مى خواهد زود طى شود، چنان كند مى شود كه براى او متوقف به نظر مى رسد و يا به سختى مى گذرد.

منبع : كتاب بينش انسان
استاد محمد علی طاهری

اگر مسير كمال را به كوه بلندى تشبيه كنيم

اگر مسير كمال را به كوه بلندى تشبيه كنيم، اولياى الهى بلد راه كوهنوردان براى رساندن آن ها به قله ى اين كوه هستند. هر كوهنوردى كه قصد فتح قله را دارد، بايد به بلد راه متوسل شود و با هدايت او مسير را طى كند. بلد راه هيچ گونه منيتى ندارد و كسى را به سوى خود دعوت نمى كند، او رهروان را به سوى قله اى فرا مى خواند كه قبلا آن را فتح كرده است. نگاه كوهنوردانى كه به او متوسل مى شوند نيز، به سوى قله است؛ اما در عين حال، قدرشناس او هستند و كمك او را ناديده نمى گيرند.
منبع: كتاب چند مقاله
استاد محمد علی طاهری

هر دريافتى از هستى، زكاتى دارد

هر دريافتى از هستى، زكاتى دارد
هر دريافتى از هستى، زكاتى دارد كه بارتابى متناسب با آن دريافت است. به بيان ديگر، جهان هستى براى هر كسى اسبابى فراهم كرده و به هر فردى استعدادهايى داده است كه مستلزم شكر مى باشد و شكر آن، در قالب زكات يعنى بازگرداندن يك كادو به هستى است.
منبع: كتاب چند مقاله
استاد محمد علی طاهری

مطلق بینی

یکی از عواملی که انسان را به عالم کثرت سوق می دهد، «مطلق بینی» اوست. برای مثال، ما دوستان زیادی داشته ایم که امروز دیگر در زمره دوستان ما نیستند. اگر به علت کنار گذاشتن آنها و یا علت اینکه چرا آنها ما را ترد کرده اند بیاندیشیم، در می یابیم که عامل اصلی این جدایی ها «مطلق بینی» است. زیرا بیشتر آنها تا زمانی در نظر ما خیلی خوب و عالی بوده اند و از مصاحبت و دوستی با آنها لذت برده ایم. ولی به محض اینکه یک رفتار نا خوشایند از آنها دیده ایم، آن را تعمیم به عام داده ایم و به طور مطلق قضاوت و از ادامه دوستی و معاشرت با آنها خودداری کرده ایم. یعنی به یکباره نظرمان عوض شده است؛ آنها را کنار گذاشته ایم و در نتیجه از وحدت جدا و دچار کثرت شده ایم
استاد محمد علی طاهری

نشان دادن مسیر و جهت حرکت بشر به

بسیاری از مردم تصور می کنند که هدف دین، وادار کردن انسان به پرستش خداوند است. آن ها از این حقیقت غافلند که هدف ادیان، نشان دادن مسیر و جهت حرکت بشر به منظور نزدیکی به 《 او 》 است.
 در واقع، خداوند نیازی به پرستش ندارد و پرستش، نیاز درونی انسان و سبب کمال و رشد کیفی او است و نقش ادیان، ترغیب انسان به ارتباط با مبدأ است تا از این طریق، همواره بتواند سطح فهم و کیفیت حیات خود را بالا برد و به 《او》نزدیک شود. ادیان آسمانی، راه های عملی اتصال به آن مبدأ را نیز معرفی می کنند.

منبع : کتاب انسان و معرفت
استاد محمد علی طاهری

قانون نظم و بی نظمی

قانون نظم و بی نظمی
اکثر افراد در مواجه شدن با یک بی نظمی ظاهری برای مثال نامرتب بودن لباس شخصی دیگر، نامرتیب  بودن محیط پیرامون و... دچار آشفتگی و درگیری ذهنی می شوند و در صدد رفع هر چه سریع تر آن بی  نظمی ظاهری اقدام می کنند. حال با پرسشی رو به رو هستیم که در زندگی نظم بهتر است یا بی نظمی؟
نظم الگوی ذهنی است که هر فرد برای خود می سازد و در نتیجه شرایط پیرامون خود را با آن الگوی ذهنی  متعارف خود می سنجد ودر طی آن بی نظمی را تعریف می کند.
استاد محمد علی طاهری

۱۳۹۳-۰۸-۲۸

اطلاعیه دپارتمان حقوقی موسسه عرفان کیهانی (حلقه)

اطلاعیه دپارتمان حقوقی موسسه عرفان کیهانی (حلقه) – ۲۶ آبانماه ۱۳۹۳

به نام بی نام او


استاد محمد علی طاهری اعتصای خود را شکستنداستاد محمد علی طاهری روز ۲۶ آبان ماه به طور موقت به اعتصاب غذای خود پایان داد.
به گزارش خبرنگار حلقه؛ استاد محمد علی طاهری روز ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳، پس از تحمل ۲۳ روز اعتصاب غذا، در صحت و سلامت کامل جسمی، اعتصاب غذای خود را شکستند. استاد محمد علی طاهری بنا به وعده مسئولین قضایی و اجرای احکام پرونده مبنی بر انتقال ایشان به بند عمومی تا دو هفته آینده و ابلاغ قانونی حکم اولیه دادگاه به ایشان مبنی بر آزادی در تاریخ ۱۸ بهمن ماه ۹۴ (سال آینده) به طور موقت به اعتصاب خود پایان دادند.
ضمنا بدینوسیله به اطلاع عموم همراهان عرفان کیهانی ( حلقه) و جامعه آزاد اندیشان میرساند خبرهایی که مبنی بر به کما رفتن استاد محمد علی طاهری توسط اشخاص و سایتهای نا آگاه و بعضا مغرض منتشر شده بود صحت نداشته وایشان در سلامتی به سر می برند. دپارتمان حقوقی موسسه عرفان کیهانی ضمن محفوظ داشتن کلیه حقوق مادی و معنوی استاد محمد علی طاهری و موسسه عرفان کیهانی (حلقه) از مسببین انتشار کذب منتسب به استلد محمدعلی طاهری و موسسه عرفان کیهانی و آسیب های اجتماعی ایجاد شده توسط عوامل انتشار شایعات در مراجع بین المللی شکایت رسمی نموده است که اخبار و نتایج آن متعاقبا جهت اطلاع عموم منتشر خواهد شد.
در این رابطه خاظر نشان مینماید همراهان عرفان کیهانی و دیگر آزاد اندیشان چنانچه از عوامل و مسببین انتشار اخبار کذب و شابعات شکایت دارند اعتراض خود را از طریق ایمیل سایت و یا در قالب کامنت در ذیل اطلاعیه مرقوم دارند. در پرونده شکواییه بین المللی لحاظ خواهد شد.
http://nejatbahalghe.com/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB…/

بازداشت یکی از همراهان عرفان حلقه

بازداشت یکی از همراهان عرفان حلقه
بنا بر خبر رسیده آقای سعید یسایی صبح امروز در مقابل دادگاه کیفری واقع در خیابان خیام بازداشت شده اند و تا این لحظه هیچ خبری از ایشان در دست نیست.
خبرنگار عرفان حلقه

https://www.facebook.com/Khabarnegar?ref=ts&fref=ts

طبق آخرین شنیده ها، استاد محمد علی طاهری در طی هفته های اخیر، در مراحل

خبر فوری
طبق آخرین شنیده ها، استاد محمد علی طاهری در طی هفته های اخیر، در مراحل بازجویی بخاطر پرونده افساد فی الارض و پرونده شاکیان خود از جمله بهرام روشن منش و ... بوده اند. اعتصاب استاد طاهری در حالی صورت گرفت که هر روز ساعتهای متمادی از ایشان بازجویی می شد و این پرونده مراحل کارشناسی خود را طی می کرد.
باید دید جزییات توافق صورت گرفته جهت شکستن موقت اعتصاب غذای استاد طاهری و بسته شدن این پرونده، چگونه است. امیدواریم در روزهای آینده اخبار موثقی در این باب بیابیم.
خبرنگار عرفان حلقه

۱۳۹۳-۰۸-۲۷

بخش سوم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه

بخش سوم مناظره استاد طاهري با جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


طبق آخرین اخبار موثق از دادگاه همراهان

طبق آخرین اخبار موثق، در روزهای آینده جلسه دوم دادگاه آقای اردشیر شهنواز و جلسه اول دادگاه خانم زهرا یزدانی از همراهان عرفان حلقه برگزار خواهد شد. ضمن اینکه دادگاه آقای محمدرضا فرهمند نیا، خانم زیبا پورجبیب و خانم ناهید بهشید و برخی دیگر از دوستان مجموعه نیز در حال برگزاری است.
ضمنا، برخی دیگر از همراهان مجموعه مثل دکتر سروش عازمی خواه و دکتر ویدا پیرزاده نیز در روزهای اخیر برای «آخرین دفاع» به دادسرای مقدس زندان اوین رفته اند.
خبرنگار عرفان حلقه

گردهمایی استکهلم در حمایت از استاد محمد علی طاهری

گردهمایی استکهلم در حمایت از استاد محمد علی طاهری
در گردهمایی استکهلم برای حمایت از حقوق بشر و استاد طاهری و سایر زندانیان عقیدتی به همراه فعال حقوق بشر سرکارخانم هاله باقرزاده








طبق آخرین اخبار موثق رسیده

طبق آخرین اخبار موثق رسیده، همانطور که قبلا اشاره شد :

استاد محمد علی طاهری، در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳، موقتا به دلایل زیر اعتصاب غذای تر خود را شکسته اند :
۱- ابلاغ قانونی حکم اولیه دادگاه به ایشان مبنی بر آزادی در تاریخ ۱۸ بهمن ماه ۹۴ (سال آینده)
۲- دریافت قول مساعد مبنی بر انتقال ایشان به بند عمومی تا دو هفته آینده

منتظر اخبار تکمیلی هستیم

۱۳۹۳-۰۸-۲۶

بخش دوم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه

بخش دوم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

 استاد جان محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


بخش اول مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 اردیبهشت ماه

بخش اول مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1387 ارديبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


خبر فوری

خبر فوری
طبق آخرین اخبار رسیده، استاد محمد علی طاهری امروز ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳، پس از تحمل ۲۳ روز اعتصاب غذای تر، در صحت و سلامت کامل جسمی، اعتصاب غذای خود را شکانده اند.
همانطور که قبلا هم اشاره شده بود، ایشان در روزهای قبل هرگز در کما نبوده اند.
اخبار تکمیلی پیرامون شکستن اعتصاب توسط ایشان متعاقبا اعلام خواهد شد.
خبرنگار عرفان حلقه

۱۳۹۳-۰۸-۲۵

پرسش هستی از انسان این است که

پرسش هستی از انسان این است که:
׳׳ای انسان تو چه هدیه ای برای عالم هستی داری و تو چه نقشی را ایفا خواهی کرد؟׳׳
مطلبی بسیار جالب از مقاله ی مدیریت کل نگر :
موضوع استقلال اکوسیستم از انسان، ثابت می کند پیش از پیدایش انسان در کرۀ خاکی، ابتدا ب یشمار شخصیت طراحی شده است. در هر جزئی از اکوسیستم که پیش از انسان وجود داشته است، اعم از جمادات، گیاهان و حیوانات یک شخصیت ظهور دارد.
نجابت اسب، وقار تمساح، درند هخویی گرگ، ذخیر هسازی مورچه، برنام هریزی موریانه و میل به تولید مؤثر زنبور عسل، همگی بیانگر شخصیت هر یک از اجزاء م یباشند. بطور مثال با شنیدن نام زنبور عسل، شخصیت خاص آن به ذهن می آید .
شخصیت های متعدد و متنوعی که اکنون در اکوسیستم مشاهده می کنیم، محصول میلیونها سال شکل دهی، طراحی و فعالیت آن است. این اکوسیستم است که مرگ و زندگی را طراحی می کند. در حقیقت اکوسیستم نقش مهم و تعیین کننده ای در جهان پیرامونی ما دارد. بدیهی است هرآنچه اکوسیستم انجام می دهد در ادامۀ ارادۀ الهی است.
آنچه اکنون دربارۀ اکوسیستم می گوییم، ارتباطی با نگرش ماتریالیستی که همۀ هستی را در آن خلاصه می کند، ندارد. موضوع سخن ما شناسایی و تبیین سلسله مراتبی است که در خلقت اعمال شده است. این ارادۀ خداوند است که مرحله به مرحله اسباب مهندسی
خلقت را پدیدار ساخته و برای اجرای هر نقش های، اسباب و لوازم آن را پیشاپیش طراحی و ایجاد کرده است .
شناخت چگونگی این مسیر، با مطالعۀ هستی به مثابۀ یک کتاب عظیم، الگویی بی بدیل برای مدیریت نافذ به ما می آموزد.

به نزد آنکه جانش در تجلی است
همه عالم کتاب حق تعالی است

در واقع با مطالعۀ کتاب مبین هستی، به نقاط ضعف طراحی های بشری پی می بریم و نقایص عملکرد بشر درمورد اکوسیستم بر ما آشکار میشود. این مطالعه به ما نشان می دهد چگونه میلیونها سال تلاش اکوسیستم صرف شکل دهی این همه شخصیت و رفتار فراوان و گوناگون شده است و اکنون همه را یکپارچه به ما عرضه می کند. اگر
تک تک شخصیت های موجود در هستی را بررسی کنیم، با مجموع های آکنده از تضاد روبرو خواهیم شد. شخصیت گرگ و بره، هردو مخلوق یک اکوسیستم هستند. در واقع این همه شخصیت متضاد خلق شده است تا به ما ارائه شود و این ما هستیم که باید از میان بی نهایت شخصیت یکی را برگزینیم. باید تصمیم بگیریم می خواهیم در زندگی، گرگ باشیم یا بره؟ به ما اختیار تفویض شده است تا از میان این همه شخصیت های گوناگون و متضاد، مطابق اشتیاق و ادراکمان، شخصیت مطلوب را برگزینیم. تمام شخصیت های طراحی شده در اکوسیستم ثابت هستند و تنها ما هستیم که در انتخاب شخصیت خود
اختیار داریم. شخصیت یک عقرب، انتخابی و اختیاری نیست .

نیش عقرب نه از ره کین است
اقتضای طبیعتش این است

خالق، عقرب را این گونه خلق کرده است. اکنون نوبت ماست که انتخاب کنیم همچون عقرب نیش زهرآلود نثار دیگران کنیم یا نه. پرسش هستی از انسان این است که:
׳׳ای انسان تو چه هدیه ای برای عالم هستی داری و تو چه نقشی را ایفا خواهی کرد؟׳׳
سراسر هستی، همۀ اکوسیستم وتمام شخصیتها به انسان ارائه می شوند تا انسان معلوم کند چه چیزی را به هستی ارائه خواهد کرد.

محمد علی طاهری

جهان هستی ماده از "آگاهی ، شعور ، هوشمندی "

جهان هستی ماده از "آگاهی ، شعور ، هوشمندی " آفریده شده است .

اصل: همه ی انسانها مي توانند درباره ی
هوشمندي و شعور حاكم بر جهان هستي (و استفاده از آن) به توافق برسند و پس از آزمايش و اثبات آن، به صاحب آن كه خداوند است، پي ببرند؛ تا اين موضوع، فكر مشترك همه ی انسانها شود و تحكيم يابد. بنابراين، عامل مشترك و زيربناي فكري انسانها، شعور حاكم بر جهان هستي يا شعور الهي است. در اين بینش ، این عامل مشترک ، "شبکه ی شعور کیهانی "نامیده می شود .

اذن و اراده ی الهی

اذن و اراده ی الهی همان "قوانین حاکم بر جهان هستی " می باشد .
جهان هستی مادی از "حرکت" بوجود آمده است .
این حرکت هوشمندانه، بر مبنای قوانینی جهان هستيِ مادي را شکل داده است که خود منشأ اعداد است.

خدا ==> هوشمندی ==> قوانین ==> اعداد
خداوند هوشمندي را خلق كرده و قوانين حاكم بر جهان هستي از اين هوشمندي پديد آمده است و به اين ترتيب، اراده ی خداوند بر جهان حاكم شده است. پس، برگي از درخت نمی افتد، مگر در چارچوب اِذن و اراده ی
خداوند كه همان "قوانين او" می باشد.

"فرادرمانی " / استاد محمد علی طاهری

خدا ==> هوشمندی ==> قوانین ==> اعداد

خدا ==> هوشمندی ==> قوانین ==> اعداد

قوانين نيز اعداد را ايجاد ميكند و به عبارتي، جهان هستي از اعداد ساخته شده است. مجموع ه ای از اعداد ثابت و متغیر، تعيين كننده ی
چگونگي جهان هستي و وقايع آن هستند: اعداد ثابتي مانند سرعت نور، ثابت پلانك، ثابت پي، ثابت نپريان، ثابت آووگادرو، ... و اعداد متغيري مانند فاصل ه ی زمين از خورشيد، شتاب جاذبه ی زمين و ... . به همين دليل
است كه اكنون ميتوانيم روي كره زمين زندگي كنيم. هر تغيير حتي جزئي در این اعداد، شرایط و ویژگیهای دیگری را برای جهان هستی مادی فراهم می آورد.

"فرادرمانی " / استاد محمد علی طاهری

جهان هستي مادي از "حركت" آفريده شده

اصل:

جهان هستي مادي از "حركت" آفريده شده و جلوه هاي گوناگون آن نيزناشي از حركت است و چون جلوه هاي ناشي از حركت، مجاز ي اند،
جهان هستي مادي نيز مجازي است.
همچنين، چون هر حركتي به محرّك و عامل جهت دهنده نياز دارد، اين عامل در جهان هستي مادي، آگاهي يا هوشمندي حاكم بر جهان هستي است كه آن را "شبكه ی شعور کیهانی " مي ناميم.

فرادرمانی/ استاد محمد علی طاهری

ژن چیست ؟

تمام بیماری های ژنتیک از طریق فرادرمانی قابل درمان هستند .

ژن چیست ؟
ژن تمام اطلاعات مربوط به حسن سابقه و سوء سابقه ی نسل های گذشته را به نسل جدید انتقال می دهد. در حقیقت ، سابقه ی چندین و چند هزار ساله ی وجود انسان در سطح اطلاعات ژن موجود است.
در فرادرمانی با عبور از مرحله ای که مربوط به اطلاعات نسل قبل ( ژن) است ، امکان غلبه بر بیماری های ژنتیک وجود دارد . بنابراین ژنتیک بودن بیماری در فرادرمانی اهمیتی ندارد . این نظریه در فرادرمانی
" رد ممانعت ژن در درمان " شناخته می شود .

بخش هفتم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1388 اردیبهشت ماه

بخش هفتم مناظره استاد محمد علي طاهري و جواد محرابي 1388 اردیبهشت ماه

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


۱۳۹۳-۰۸-۲۴

جهان هستي مجازي است

"جهان هستي مجازي است."

به دنبال طرح موضوع آفريده شدن جهان هستي از "حرکت" و با توجه به اين كه آنچه از حركت ايجاد شده باشد، مجازي محسوب میشود و در نتيجه، جهان هستي مجازي است. این نکته قابل توجه است که با کنار گذاشتن این
"هست مجازی ، "هست حقیقی" پديدار مي شود.
آنچه مي بينيم، خواب و خيال است. ما همانند كسي هستيم كه در خواب به سر مي برد. و اگر اين پرد ه ی "وهم" بيفتد، درخواهيم يافت كه آنچه مي ديديم و حقيقت مي پنداشتيم، وهم و پندار و خيالي بيش نبوده و حقيقت، چيز ديگري بوده است.
در واقع ما به تعبيری "اهل مجاز" و در مجاز غرق هستیم و فريب مجاز را خورده ايم و مجاز خود را به جاي حقيقت، به چشمان ما تحميل كرده است.
"فرادرمانی " / استاد محمد علی طاهری


نقشی و خیالیست که عالم خوانند
معنی سخن محققان می دانند (شاه نعمت الله ولی )

جز خیالی چشم تو هرگز نبیند از جهان
از خیال جمله بگذر تا جهان آید پدید. ( عطار )

تو در خوابی و این دیدن خیال است
هر آنچه دیده‌ای از وی مثال است
به صبح حشر چون گردی تو بیدار
بدانی کین همه وهم است و پندار ( شیخ محمود شبستری )

جهان هستي، تصويري مجازي از حقيقت ديگري است

جهان هستي، تصويري مجازي از حقيقت ديگري است

بنابراين، جهان هستي، تصويري مجازي از حقيقت ديگري است كه در اصل از آگاهي آفريده شده است. خودِ هوشمندي حاكم بر جهان هستي، بايد ايجاد کنند های داشته باشد که اگر آن را هر چیزی در نظر بگیریم، خود، ایجادکننده ای دارد تا این که به مبدأيي برسیم که از چیزی به وجود نیامده است.
این مبدا (صاحب هوشمندی ) ، "خداوند " است .
همواره سه عنصر در جهان هستي مادي موجود است: آگاهي، ماده و انرژي. بدون وجود آگاهي، انسان قادر به استفاده از ماده و انرژي نيست؛ يعني حتي وقتي انسان ماده و انرژي را در اختيار داشته باشد، بدون آگاهي و اطلاعات نم تواند از آ نها استفاده اي هدفمند كند.
پس ساختار اصلي جهان هستي مادي، آگاهي يا شعور است كه ماده و انرژي از آن به وجود آمد ه اند.

فرادرمانی / استاد محمد علی طاهری

سادگی و کمال (3)

سادگی و کمال (3) :
ما باید انتظار آن را داشته باشیم که وقتی معما حل شد، از فرط سادگی آن، در جای خود میخکوب شویم و دلمان به حال میلیاردها انسانی که در طول تاریخ آمده اند و رفته اند و به جای این که روز به روز ساده تر
شوند، هرچه جلوتر آمده اند، پیچیده و پیچیده تر شده اند، بسوزد.
هر چه بشر رو به پیچیدگی پیش می رود، پیچیدگی مشکلات او نیز افزایش می یابد.
از جمله، پیچیدگی، اختلالات نرم افزاری ایجاد می کند و بر بیماریها می افزاید. زیرا پیوند میان اجزای وجودی ما را از هم گسسته می کند
و به طغیان، تحلیل و عوارض مختلف دیگری می انجامد.

فرادرمانی / استاد محمد علی طاهری

سادگی و کمال (2)

سادگی و کمال (2) :
پیچیده شدن انسان را از مبنا دور می کند.
به همین دلیل، توصیه شده است مانند کودکان ساده شویم؛
یعنی از پیچیدگی اجتناب کنیم. دور شدن از مبدأ موجب پیچیده تر شدن و نزدیک تر شدن به آن، باعث ساده تر شدن میشود .
سادگی یعنی وضوح در تفکر و همیشه می بینیم سرانجام تفکرات عالی به سادگی ختم می شود.
هر چه زودتر سادگی را بپذیریم و هر چه زودتر ریشه را نگاه کنیم، موفق تر خواهیم بود و نگاه ما نیز از وضوح و دید بهتری برخوردار می شود.
زیرا نگاه ما به عالم هستی نگاه ساده ای می شود که روابط موجود در آن را درک می کند؛
اما در حال حاضر، بشر خود را در یک کلاف سر در گم پیچانده است و نمی تواند از آن بیرون آید.
فرادرمانی / استاد محمد علی طاهری

سادگی و کمال (1)

سادگی و کمال (1) :
هر چه از ارتعاش بنیادی دورتر شویم، به عوالم بسیار پیچیده ای میرسیم و هر چه به سمت آن باز گردیم، رو به سادگی می رویم.
ترکیب، معادل پیچیدگی است و تجزیه، معادل سادگی. بنابراین، کمال در سادگی است.
از این رو، در صنعت نیز اشیاء مورد استفاده رو به کوچک تر و ساده تر شدن می رود.برای مثال، تفاوت زیادی میان حجم حافظه ی اولین رایانه ی ساخته شده و یک فلاش حافظه ی کوچک در زمان کنونی وجود دارد که حرکت صنعت به سمت سادگی را نشان می دهد.
ذهن انسان نیز مشمول همین قانون است.
زیرا وقتی ذهن ما پیچیده باشد، از قابلیت های بسیاری دور می شویم و وقتی به سمت سادگی می رود، بهره وری بهتری از آن خواهیم داشت . برای مثال، اغلب، یافتن راهی برای برطرف کردن مشکلات دیگران راحت تر از یافتن راه حل مشکل خودمان است. زیرا از مسائل دیگران به صورت کلی تر و به دور از پیچیدگی اطلاع داریم؛ اما مشکلات خود را چنان پیچیده میبینیم که برطرف کردن آن دشوار می شود.
فرادرمانی/ استاد محمد علی طاهری

شناخت انسان نسبت به خود تکمیل می­شود

در عرفات ،
شناخت انسان نسبت به خود تکمیل می­شود. از این رو، در این بخش از مناسک حج می­توان فرصت­ها و تهدیدهای راه کمال را شناسایی کرد و با دریافتن ترفندهای شیطان، در اقدام بعدی برای هرگونه رویارویی با او آمادگی یافت. محل این آمادگی در «مشعر» است. هر یک از سنگ­ریزه­ هایی که در مشعر جمع ­آوری می­شود تا روزهای بعد به دست حج ­گزار به نماد شیطان اصابت کند، بهانه ­ای برای اندیشه به زوایای حملات شیطان است. نام «مشعر» نشان می­دهد که بدون شعور و آگاهی نمی­توان برای چنین مقابله­ای راهکاری مؤثر یافت. پس باید از آگاهی هرچه بیشتر تدارک دید؛ تدارکی برای حضور در «منی».

مقاله معراج حج
استاد محمد علی طاهری

اطلاعیه سایت نجات با حلقه

اطلاعیه سایت نجات با حلقه
بترسيد از آه مظلومي که فريادرسي جز خدا ندارد  “امام علي عليه السلام”

بيست روز از ابتداي اعتصاب غذاي استاد محمد علي طاهري ( که در اعتراض به بازداشت موقت غير قانوني و مفتوح ماندن پرونده افساد في الارض و عدم انتقال به  بند عمومي که حقوق بديهي ايشان مي باشد ) ميگذرد و براساس اخبار موثق واصله، ايشان در شرايط جسماني خوبي نيستند که موجبات نگراني همراهان مجموعه عرفان کيهاني (حلقه) و جوامع آگاه را بوجود آورده است.
بدينوسيله اشعار ميدارد در صورت بروز هرگونه گزندي به جان استاد محمد علي طاهري بي گمان هزينه گزافي براي مسببين در پي خواهد داشت و مسئوليت آن متوجه دستگاههاي امنيتي سپاه و وزارت اطلاعات و در نهايت قوه قضاييه خواهد بود که فرياد دادخواهي مظلوم را نشنيده اند و اعتراض خيل عظيم همراهان را ناديده گرفته اند.
بديهي است پاسخگويي به اين ظلم هم اکنون نيز دشوار خواهد بود و در محضر الهي بسي دشوارتر

http://nejatbahalghe.com/%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C/

انعکاس خبر اعتصاب و دادگاه استاد طاهری در خبرگزاري هرانا

انعکاس خبر اعتصاب و دادگاه استاد طاهری در خبرگزاري هرانا
برگزاري دادگاه براي محمدعلي طاهري
خبرگزاري هرانا – هفته گذشته محمد علي طاهري در حاليکه دومين هفته از اعتصاب غذاي خود را در زندان انفرادي بند ?-الف اوين سپري مي‌کرد، در حالت ضعف شديد جسمي مجددا به دادگاه احضار شد.

https://hra-news.org/fa/uncategorized/ali-6

۱۳۹۳-۰۸-۲۳

توضیحات شیوای استاد درمورد دریافت حلقه و حفاظهای جدید از طریق روح جمعی

توضيحات بسيار مهم و شيواي استاد براي اون دوستاني که تاکييد دارن حلقه هاي جديد را وارد مجموعه کنند که يغير از خودشان به ديگران هم آسيب برسانند ...

توضيحات شيواي استاد درمورد دريافت حلقه و حفاظهاي جديد از طريق روح جمعي

دريافت حلقه جديد از طريق روح جمعي

استاد محمد علي طاهري

گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني

عــرفـان خــدا مـحــور

http://erfanekeihani.com


مقام عشق !

مقام عشق !
از مردمک دیده بباید آموخت ... دیدن همه کس را و ندیدن خود را این تعریف حقیقی عشق است: ندیدن خود و دیدن دیگران از روی عشق.
وقتی فرد خودش را نمی بیند، این مقام عشق را پیدا می کند.
دوره 2 - جلسه 3 - زنگ 2
استاد محمد علی طاهری

تعریف فراکل نگری

تعریف فراکل نگری
فرادرمانی، متکی بر بینشی خاص است که می توان آن را بینش "فراکل نگر"نامید.
 بر اساس این دیدگاه، آنچه به عنوان اجزای انسان معرفی شد، تنها گوشه ای از اجزای او می باشد.
تعریف فراکل نگری :
نگرشي است كه در آن انسان به وسعتِ جهان هستي ديده مي شود؛
نه فقط مشتي گوشت و پوست و استخوان. به بیان دیگر، در دیدگاه "فراکل نگری" که به انسان نگاهی همه جانبه دارد، ابعاد وجودی او نامحدود در نظر گرفته می شود.
در این دیدگاه، انسان از بی نهایت اجزای مختلف نرم افزاری و سخت افزاری
تشکیل شده است و همه ی اجزای سخت افزاری او نیز توسط یک بخش نرم افزاری اداره و کنترل می شود.
در بينش فراكل نگري، هر جزئی در رابطه با ساير اجزا بررسي مي شود. جسم، روان، ذهن و ساير كالبدها و اجزای وجودی انسان با يكديگر ارتباط دارند و صدمه دیدن هر يك از اين اجزا، باعث لطمه ديدن ساير بخش ها می گردد.
به دلیل این ارتباط تنگاتنگ، تشخيص منشأ و محدوده ی
بيماري انسان غیرممکن است و تنها یک سیستم هوشمند که بر او اشراف داشته باشد، می تواند با اسکن دقیقی اجزای معیوب وجود وی را مشخص و اصلاح کند.

فرادرمانی / استاد محمد علی طاهری

هویت هر فرد ....

هویت هر فرد در دو بخش قابل تعریف است:
1- هویت کمّی وعقلانی که حاصل عقل معاش و مربوط به کسب منافع مادی است، و
2- هویت کیفی و بصیرتی که با درک چرایی ها و اهداف زیستن به دست می آید.
امروزه بسیاری از انسانها هویت عقلانی خود را پیدا کرده اند؛ ولی به هویت بصیرتی و معرفتی خود دست نیافته اند. به همین دلیل، روابط آنها با یکدیگر بر اساس منفعت طلبی ناشی از عقل گرائی صرف و نه بر پایه معرفت، شکل گرفته است.
آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
استاد محمد علی طاهری

حرکت حبّی کمال طلبانه

هر گاه خانواده جز در مسیر یک «حرکت حبّی کمال طلبانه» دیده شود، به تاریخ انقضاء خود رسیده است.
با حاکمیت ملاک های صرفا عقلی و مجازی، ازدواج به معامله ای تبدیل می شود که در آن هر یک از طرفین تلاش می کند که تا حد امکان از آن سود برد؛ زیرا: "عقل آن جوید کز آن سودی برد".
در این صورت، ادامه زندگی، مشروط به حفظ منافع طرفین است و چون با گذشت زمان تغییر سطح و نوع نیازمندیها اجتناب ناپذیر است و توان پاسخ به آنها حتمی نیست، زندگی مشترک مسالمت آمیز به تاریخ انقضاء خود می‌رسد و تنها عواملی از قبیل ترس از قانون، بیم از دست دادن منافع مادی، پایبندی به رسوم و سنت‌ها، نگرانی از قضاوت دیگران و یا دغدغه خاطر برای فرزندان مانع از هم پاشیدن این کانون خواهد شد.
اما این عوامل باز دارنده تنها قادر به حفظ شکل ظاهری خانواده هستند؛ نه باعث تداوم کیفی و حقیقی آن.

آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
استاد محمد علی طاهری

درروابط خانوادگی، تضاد همراه با وانمود سازی،......

درروابط خانوادگی، تضاد همراه با وانمود سازی، سرکوب و سازش جایگزین روابط سالم ذهنی-عاطفی و باعث ایجاد انواع تنش ها و بیماری ها می شود. علاوه بر این، آمار و گزارشات مربوط به طلاق حاکی از این است که عوامل بازدارنده فوق، در بسیاری از موارد، حتی در حفظ ظاهری نظام خانواده تأثیر کافی ندارند.
روند افزایشی در آمار طلاق نشان می دهد، باورهای مطلوب و مورد تایید درباره خانواده نهادینه نشده اند و به عنوان باورهای صرفا ذهنی، فاقد ماندگاری و تاثیر گذاری کیفی و در نتیجه فاقد ارزش لازم هستند.
امروزه در جوامع پیشرفته، با عدم رویکرد مثبت به تشکیل خانواده و پذیرش ازدواج های مقطعی و کوتاه مدت مواجه هستیم که با انگیزه گذران زندگی مورد توجه قرار می گیرد و از منظر عقل مصلحت اندیش و منفعت طلب کاملا توجیه منطقی دارد. به این ترتیب، تشکلی که می توانسته است بر اساس طرح هوشمندانه الهی، عامل کمال انسان باشد، به عاملی ضد کمال تبدیل شده است و می رود که به کلی از متن زندگی بشر حذف شود.

آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
استاد محمد علی طاهری

هدف غایی از خلقت وحضور انسان در هستی،.....

طبق دیدگاه "عرفان کیهانی"، هدف غایی از خلقت وحضور انسان در هستی، رسیدن به کمال از طریق «درک وحدت» است.
بر اساس این هدف، انسان درمقطعی از این سیر کمالی که زندگی کنونی ما در آن سپری می شود، دو گانگی درجنسیت (duplication) را تجربه می کند، تا از طریق به هم پیوستن دو فرد به یکدیگر، درک یکتایی (که لازمه تعالی است) در مقیاس کوچکی تجربه شود.

آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
استاد محمد علی طاهری

هرآنچه که ما را به کمال نزدیک کند، عبادت است

هرآنچه که ما را به کمال نزدیک کند، عبادت است ،

و از آن جا که تشکیل خانواده و قبول زندگی مشترک (ایجاد کانونی که شرایط عملی درک وحدت را مهیا کند) فرایندی کمال طلبانه است، عبادت محسوب می شود؛ اما به دلیل این که هم در نگاه سنتی و هم در نگاه مدرن به ازدواج، تعریفی از این ماهیت کیفی خانواده نشده است، همواره «تقدس ازدواج» پوشیده مانده است.

آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
استاد محمد علی طاهری

خانواده شبیه جمع کوهنوردان است

خانواده شبیه جمع کوهنوردان است.
در کوهنوردی این یک قانون است که کوهنوردان با طنابی به هم متصل می شوند. بنابراین، با توجه به این که اگر یک نفر از آن ها سقوط کند، بقیه را نیز با خود پایین خواهد کشید، هر کدام از کوهنوردان برای پیشگیری از سقوط جمع تلاش می کند؛ نه فقط برای خود. در ازدواج ایده آل نیز، دو فردی که با یکدیگر پیوند برقرار می کنند و برای فتح قله کمال پیش می روند، جهت جلوگیری از سقوط مجموعه خانواده، همواره به لحاظ معرفتی مراقب یکدیگر هستند. در این شرایط معرفتی و هویتی، ارتقای کیفی خانواده ها تحقق خواهد یافت و انسجام الهی آن ها تقویت خواهد شد.

آسیب شناسی خانواده از منظری دیگر
استاد محمد علی طاهری

گزارش خودنويس از شرايط موجود استاد طاهري

گزارش خودنويس از شرايط موجود استاد طاهري
گروه نویسندگان حقیقت و کمال، نزدیک به محمدعلی طاهری، بنیانگذار نظریه «عرفان حلقه» اعلام کردند که برخی با هدف تحریک طرفداران و شاگردان او در تلاشند تا با وارد کردن آنان در بازی احساسی، آنها را به واکنش وادار کنند.

گروه نویسندگان حقیقت و کمال، نزدیک به محمدعلی طاهری، بنیان‌گذار نظریه «عرفان حلقه» اخبار منتشر شده درباره حکم افزایش ۶ سال زندان و دادگاه او را تکذیب و اعلام کردند که برخی با هدف تحریک طرفداران و شاگردان او در تلاشند تا با وارد کردن آنان در بازی احساسی، آنها را به واکنش وادار کنند.

این درحالیست که محمد‌علی طاهری، بنیان‌گذار نظریه «عرفان حلقه» در اعتراض به شرایط خود دربند دو الف زندان اوین، باز بودن پرونده و تمدید بازداشت خود برای ۶ ماه دیگر در زندان انفرادی از سه هفته پیش برای چندمین بار دست به اعتصاب غذا زده است.

گروه نویسندگان حقیقت و کمال معتقد است با توجه به اتهام «فساد فی الارض» که به دروغ در پرونده بنیان‌گذار نظریه فرادرمانی مطرح شده، هرگونه حرکت در مغایرت با اصول او می‌تواند شرایط محمدعلی طاهری را تا حد اعدام با خطر مواجه کند.

رکسانا حقیقت‌طلب، از گروه نویسندگان حقیقت و کمال هشدار می‌دهد که عده‌ای در تلاشند تا با نفوذ در مجموعه عرفان حلقه، این گروه را به سمت مورد نظر خود سوق دهند و تا با نقض اصول اعتقادی عرفان حلقه، آن را سیاسی جلوه دهند. به گفته او این افراد که خود را به ظاهر از طرفداران بنیانگذار طب فرادرمانی جلوه می‌دهند با نزدیک شدن و همراهی با افراد مخالف و مورد غضب حکومت، راه را برای سنگین‌تر کردن پرونده محمدعلی طاهری هموار کنند.

این درحالی است که محمد طاهری با کار سیاسی مخالف است و طرفدارانش اعلام کرده‌اند که با توجه به اصول و مرام‌نامه این مجموعه هیچگونه گرایش سیاسی ندارد و از چنین حرکاتی اعلام براعت می‌کنند.

محمد‌علی‌ طاهری پیشتر بعد از چهار جلسه دادگاه غیرعلنی در دادگاه عمومی و انقلاب تهران توسط یحیی پیرعباسی قاضی این دادگاه به اتهام «توهین به مقدسات، مداخله غیر قانونی در امور پزشکی و درمان بیماران، ارتکاب فعل حرام و لمس نامحرم، تهیه و توزیع آثار سمعی و بصری و فعالیت‌های غیرمجاز، تحصیل مال نامشروع، استفاده غیرمجاز از عناوین علمی و انتشار کتب و مقالاتی از موارد ضاله و مضله» به ۵ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، حدود ۹۰۰ میلیون تومان جزای نقدی و جلوگیری از چاپ مجدد آثار مکتوب و جلوگیری از چاپ مجدد آثار مکتوب و همچنین تکثیر سی‌دی‌ها و به امحاء کتب و آثارش محکوم شده بود.

به گفته رکسانا حقیقت‌طلب، بنیان‌گذار نظریه «فرادرمانی» تحت فشار است تا با اقرار به موارد مورد نظر بازجوهایش، با اتهامات سنگین‌تری مواجه شود، حتی این نگرانی وجود دارد که براساس همین اتهامات «بی پایه و اساس» او را با خطر اعدام مواجه کنند.

گزارش خودنويس از شرايط موجود استاد طاهري:

https://khodnevis.org/article/61777#.VGYP-vmsXYG

۱۳۹۳-۰۸-۲۲

دادگاه استاد طاهري

طبق اخبار به دست آمده، خبر دادگاه استاد طاهري و مشکل جسمي ايشان در روزهاي اخير و انتقال ايشان به مکاني غير از زندان اوين تکذيب مي گردد.

استاد طاهري از ابتداي ماه محرم در بند 2 الف زندان اوين، در اعتراض به مفتوحه مانده پرونده افساد في الارض، در اعتصاب غذاي تر به سر مي برند و خبر اعتصاب موثق مي باشد.

۱۳۹۳-۰۸-۲۱

شاید بزرگترین گناه انسان

شاید بزرگترین گناه انسان
این باشد که از دنیا برود؛
بدون آن که قوانین و اصول حاکم بر هستی را بشناسد...

استاد محمد علی طاهری

سه نماد شیطان در منی

سه نماد شیطان در منی،
یادآور سه مرتبه تردید ابراهیم در اجرای حکم خداوند است.
شک و تردید آتشی است که گل وجود انسان را به پختگی می­رساند و به او یقین می­بخشد؛
اما باقی ماندن در معرض آن، همان گل پخته را به سنگی بدل می­کند که صلب و تغییرناپذیر است.
بدون وجود این آتش، ایمان و عقیده ثبات نمی­ یابد؛
در عین حال که رها نشدن از آن، ایمان و عقیده­ای باقی نمی­گذارد.
منی سرزمین اشراق است. هیچ­گاه نمی­توان از شیطان و تردیدهای شیطانی امنیت داشت؛ اما در سرزمین اشراق این هجمه سنگین­ تر است. باید مراقب بود و مقابله کرد؛ زیرا شکست یعنی از دست دادن فضایل و پذیرفتن رذایل؛ یعنی سنگ­دلی و خساست و حسادت و … و در یک کلمه یعنی دوری از حق.

مقاله معراج حج
استاد محمد علی طاهری

سنگ زدن به نماد شیطان

سنگ زدن به نماد شیطان :

می­گویند "منی" به معنای نهایت آرزو است. نهایت آرزوی حج ­گزار واقعی، رسیدن به غایت کمال است. برای رسیدن به این زیباترین آرزو باید عوامل ضدکمال را مهار کرد. به همین دلیل است که در ایام وقوف در منی، هر صبح مخالفت خود با شیطان و استقامت در برابر آن اعلام می­شود. شاید به نظر برسد که سنگ زدن به نماد شیطان نمایشی است که حج­ گزار به اجرا می گذارد؛ در حالی که پس از مدتی پیام آن را به فراموشی می­سپارد. اما در باطن هر بخشی از مناسک که واقعیت آن را به نمایش می­گذارد و بر پله­ ی عقل انجام می­شود، حقیقتی وجود دارد که بر پله­ ی عشق درک می­شود. علاوه بر این، ضمیر ناخودآگاه انسان با قرار گرفتن در صحنه ­ای هر چند نمادین، نسبت به درس آن صحنه بهتر برنامه ­ریزی می­شود. تکرار این حرکت نیز به تثبیت آن در خودآگاه و ناخودآگاه کمک می­کند.
"البته باید به خاطر داشت که اگر اقدام به این مراسم با آگاهی همراه نباشد، این نتیجه را در بر نخواهد داشت."

مقاله معراج حج
استاد محمد علی طاهری

مفهوم اعتیاد (وابستگی)!

مفهوم اعتیاد (وابستگی)!

یکسری از عادت ها، عادت، همان وابستگی ست، مثل وابستگی به چای، وابستگی به غذا خوردن سر موقع، وابستگی به خواب بعد از غذا، وابستگی به...
یعنی میگیم که ظاهرا در اصطلاحات عامیانه می گیم که عادت، خب! این عادت ها سیستم ذهن ما را میندازه در چرخه و سیکل معیوب! اونا تو این چرخه که میندازه کالبد ذهنی و کالبدهای ما را از حالت منظمی که هست به حالت پیچیده ای برسه و خلل و فرج و شکاف هایی ایجاد بشه و خود این کالبدها در اصل یکجور هم حفاظ هایی هستند، خصوصا در مقابل ویروس های غیرارگانیک. در این صورت راه برای نفوذ و آلودگی ما در مقابل موجودات غیرارگانیک باز میشه و به هر حال اعتیاد، اعتیاد است! میخاد به چای باشه، میخاد به غذا باشه، میخاد به نمیدونم هر مساله ای باشه...
حالا تصور عمده ذهنی افراد وقتی می گیم اعتیاد میره روی یک چیزهای خاصی! هر گونه اعتیاد نوعی وابستگی ست و ذهن را میندازه توی چرخه ای منفی! اگر اعتیاد به چای را راجع بهش صحبت نمی کنیم بخاطر اینکع ضرر اجتماعی مثلا نداره، ضرر نمیدونیم... ما هم حرفی راجع بهش نمی زنیم! اما از نقطه نظر درگیری همون درگیری را ایجاد میکنه که، هر نوع اعتیاد دیگه! منتهی اعتیادهای دیگه اثرات شیمیایی مخربی هم داره که جسم را سریع تحت تاثیر قرار میده که حالا چای ممکن نداشته باشه! پس هر وقت چای شد می خوریم، نشد نمی خوریم، یک روز ظهر غذا می خوریم، یکروز نمی خوریم، یکروز صبح می خوریم، یکروز ساعت یازده صبح...
بنابراین تو این سیستمی که ما داریم حرکت می کنیم، در سیستمی که شعور الهی را داریم و می تونیم از امکاناتش استفاده بکنیم، در نهایت وابستگی بی وابستگی! یعنی زندگی می کنیم، می خوریم، می آشامیم، می رویم و می آییم و...اما هیچ برنامه ی سیکلی در آن نباید وجود داشته باشه و ما را به نوعی در اسارت بگیره و باعث صدمه خوردن کالبد ذهنی ما هم بشه که بعد به دنبال آن درگیری های موجودات غیرارگانیک و این حرفها پیش بیاد.
بنابراین توی این سیستمی که با هوشمندی کار می کنیم هیچ اثری از هیچ نوع در واقع از این سیکل معیوب...خب! پس مفهوم اعتیاد یعنی چی؟ سیکل معیوب تکرارپذیر، سیکل معیوب تکراری، نباید مشاهده بشه!
وقتی مشاهده می شه ایجاد مسائل و مشکلات و قضایای دیگری را داره که متاسفانه....

دوره سه - گروه C - استاد طاهری

توکل

توکل
جایی است كه ما همه زحمت ها را کشیدیم،
می گوید از حالا به بعد توکل کن و انشا الله بگو و این اطمینان قلبی می دهد.
مقام تسلیم و توکل از هم جدا نیستند.
وقتی تلاشمان را کردیم، نمی توانیم بعدش را تعیین کنیم !
اگر توکل کنیم آرامیم،
اگر هم نکنیم آن چه باید می شود، قانونمند هست و اتفاق می افتد !
دوره ٢- زنگ ٣ - جلسه ٢ - استاد طاهري

عشق زمینی مثل یک طعمه است

عشق زميني !
عشق زمینی مثل یک طعمه است !
در واقع تنها طعمه ای که می توانسته ما را از درون وجودمان بکشد بیرون و ما تجربه از خود بی خود شدن را داشته باشیم.
خانه باید خالی باشد !
یک عاملی باید باعث بشود دست از منیّت، خود شیفتگی و غرور برداریم.
یک عاملی که ما را از خود بی خود کند و ما را خرد کند.
این امکان را عشق زمینی در اختیار ما قرار می دهد تا یاد بگیریم که چه طوری از خود بی خود بشویم. در غیر این صورت چیزی نمی توانست ما را از خودمان بیرون بیاورد.
پس ما نهایتا عاشق عکس او می شویم و از این قابلیت بالاتر نداریم.
شمس در اینجا سمبل تجلیات الهی است
و در جاهای دیگر هم ممکن است که
ما نام های دیگری بشنویم مثل یا علی و یا مسیح و ...
این واژه ها ابتدا رمز بوده ولی ما نفهمیدیم و دچار من دون الله شدیم !
و نزدیک شدیم به شرک !
اگر یک کم توجه نکنیم دچار شرک و من دون الله می شویم !
دوره ٢ - جلسه ٣ - زنگ ٢
استاد محمد علي طاهري

از دلايل دشمني با عرفان

از دلايل دشمني با عرفان !
خدا در بالا یعنی کمال.
یعنی خود آ، به خود بیا !
خدا یعنی آن ایده آلی که از کمال داریم.
خدا در دنياي وارونه وسیله است و در دنیای غیر وارونه، خدا هدف است !
پس خدا را باید از نو شناخت و از نو تعریف کرد.
یک ذره این عظمت را بفهمیم می بینیم تا حالا مشرک بودیم و بت پرست بودیم !
ما چه خواسته هایی داشتیم و همه این خواسته ها نقض عدالت بوده !
ما خودمان به خدا رشوه دادیم، پس دینمان را از دست می دهیم !
به همین خاطر خیلی ها با دنیای عرفان دشمن هستند !
چون اگر یک ذره این پرده کنار برود آنها به دردسر می افتند و باید کیفیت اعمالشان را عرضه کنند. چون دنیای عرفان دنیای پرده پوشی نیست.
دوره ٢ - جلسه ٣ - زنگ ٢
استاد محمد علي طاهري

۱۳۹۳-۰۸-۲۰

مصاحبه با استاد محمد علی طاهری در رابطه باشعور و ضد شعور در هنر

مصاحبه با استاد محمد علی طاهری 
در رابطه با
شعور و ضد شعور در هنر

سلسله مباحثمان را شروع می کنیم در رابطه با شعور و ضد شعور در هنر.
پرسش: جناب آقای طاهری ما اول می خواهیم ببینیم اصلا برای اینکه مقوله ی شعور و ضد شعور، حالا چه در هنر، چه هر مساله ای دیگر بخواهیم مورد بررسی قرار بدهیم، اصولا اولا از کجا باید شروع کرد؟ چی اول باید دانست که بعد رسید به مقوله ی شعور و ضدش؟
پاسخ: به نام خدا. ابتدا به ساکن در مورد بحثی مانند بحث شعور و ضد شعور لازم است که ما خود پدیده ی شعور را مورد بررسی و شناسایی دقیقی قرار بدهیم تا بعد بتوانیم راجع به همچین مساله ای و اصولا نقش شعور در هنر به طور کلی صحبت داشته باشیم. در خصوص توضیحی در مورد شعور لازم است که تحت عنوان شبکه ی شعور کیهانی مطلبی را خدمتتون عرض بکنم. شبکه ی شعور کیهانی، هوشمندی و شعور حاکم بر جهان هستی مادی ما هست.
پرسش: یعنی جهان هستی یک موجود زنده است که شعور دارد؟
پاسخ: یک موجود زنده است، همانطور که خواهیم دید، حالا در ادامه ی مباحث بهش بپردازیم، یک وجود زنده است و بر آن شعوری حاکم است و بر آن هوشمندی حاکم است. همانطور که من سعی میکنم با توضیحاتی این مطلب را خدمتتون عرضه بکنم. در مورد جهان هستی مادی ما، اگر بیاییم آن را به دو بخش ماده و انرژی تقسیم بکنیم، رابطه ای بین ماده و انرژی هست. همان رابطه ی اینشتین که E=mc2   که همه به آن اشراف دارند، اگر بخش مادی آن را زیر نظر بگیریم این بخش از اجرام سماوی به عنوان مثال تشکیل شده و آنها هم نهایتا از ملکول ها و در انتها ملکول ها هم از اتم ها تشکیل شده اند.
اگر ساختمان یک اتم را ما در نظر بگیریم و برای بررسی مورد نظرمان آن را به اندازه ی کافی بزرگش کنیم، طوریکه به اندازه ی یک میدان فوتبال، زمین فوتبال، یک استادیوم باشد، هسته ای پیدا می کند به اندازه ی یک توپ فوتبال در مرکز این زمین و در پیرامون آن که به قطر همان استادیوم هست الکترون ها در حرکت خواهند بود.
اگر از دور به این میدان نگاه بشود، کره ی عظیمی را ما می توانیم مشاهده بکنیم. این کره ی عظیم ناشی از حرکت الکترونهاست و به آن می توانیم اَبرِ الکترونی بگوییم. خب! آن چیزی را که ما داریم مشاهده می کنیم، در واقع نتیجه ی حرکت الکترونهاست. اگر ما الکترونها را متوقف کنیم چی می بینیم؟ تنها هسته ی این اتم را می بینیم که به اندازه ی یک توپ فوتبال است.
پس در اینجا آن حجمی را که ما داریم می بینیم، یک حجم مَجازی است و اگر هسته ی اتم را هم مورد بررسی قرار بدهیم، باز دوباره خودش از ذرات بنیادی تشکیل شده و دوباره خودشان، خود هسته، پروتون، نوترون و اگر حرکت پروتون و تورون هم متوقف بشود، دوباره بخشی از این حجم مَجازی که مربوط به هسته است، از بین خواهد رفت و داخل هسته ی اتم هم دوباره به ذرات بنیادی بر می خوریم که همه ی آنها حرکت در حرکت در حرکت در حرکت است.
خب، یک نتیجه ای که من می خواهم اینجا سریعا گرفته بشود، این است که جهان هستی مادی ما، از حرکت آفریده شده است به طوریکه اگر این حرکت متوقف بشود کلیه ی آن مظاهر ظاهری که ما می بینیم از نظر ما و از دیدگاه ما محو خواهند شد.
خب، نتیجه ی بعدی این است که آنچه را که ما داریم در بخش مادی مشاهده می کنیم مجازی است و ناشی از حرکت الکترونها و سایر اجزاست و کاملا مَجازی است. حالا این موضوع الان از دیدگاه حرکت و علم نگاه کردیم، می توانیم آن را از دیدگاه عرفان هم بهش نگاه بکنیم که به این موضوع اشاره های زیادی شده است.
پرسش: خب حالا آقای طاهری این وسط بخواهیم یک پرانتز باز کنیم، شما فرمودید بخواهیم از دیدگاه عرفان مورد بررسی قرار بدهیم این مقوله را، اصولا از دیدگاه چه عرفانی؟، چون خیلی از مخاطبان ما احتمالا آشنا هستند با عرفان ها حالا یا به تعبیری شبه عرفان هایی که وارد شدند و از سرخ پوست ها گرفته از شرق دور، گرفته از هر ملیتی، از هر قوم و نژادی یک نوع عرفان آوردند و دارند راجع بهش صحبت می کنند، چیزی که مال ما نیست، یعنی اگر ما بخواهیم این مقوله ای را که شما می فرمائید از دید عرفانی بررسی بکینم، با چه نوع عرفانی باید با این دید نگاه کرد؟
پاسخ: بله، ببینید ما قطعا با عرفان خودمان بهش نگاه می کنیم. با عرفان مرز و بوم خودمان، با عرفان ایران. هم موضوع حرکت در عرفان ایران دیده شده هم موضوع مَجاز. می گوییم:
ما بر در بام عشق حیران --  آن بام که نردبان ندارد
هر ذره در فغان و غوغاست – اما چه کند، زبان ندارد
رقص است زبان ذره زیرا – جز رقص دگر بیان ندارد. ( مولانا )
یعنی در واقع با دقت زایدالوصفی در عرفان ما این موضوع مشاهده شده که زبان ذره، رقص است. همان حرکت است و حالا خواهیم دید که همین مبنای خیلی از واژه هائیست که در عرفان، عرفان ایران به کار برده می شود.
اما در مورد موضوع مَجاز، خیلی ار عرفا صحبت های بسیار زیادی دارند در این خصوص. به عنوان مثال من اینجا چند بیت را خدمت شما عرض بکنم. گفته می شود:
جز خیالی چشم تو، هرگز نبیند از جهان
از خیال جمله بگذر، تا جهان آید پدید. (عطار)
یعنی آن نقش و یا به عبارتی دیگر:
نقشی و خیالیست که عالم خوانند
معنی سخن، محققان دانند. (شاه نعمت الله ولی)
و در واقع در دنیای عرفان ما، به این موضوع پی برده شده که آنچه را که ما داریم می بینیم نقشی و خیالی است. یا :
تو در خوابی و این دیدن خیال است
هر آنچه دیده ای از آن مثال است
به روز حشر چون گردی تو بیدار
ببینی کین همه، وهم است و پندار. (شیخ محمود شبستری)
یا :
علمی که تو را گره گشاید بطلب
زان پیش که از تو جان برآید بطلب
آن نیست که هست می نماید، بگذار
آن هست که نیست می نماید بطلب. (مولانا)
یعنی در واقع اینجا اشاره به این هست که یک نیستی است که خودش را دارد هست نشان می دهد، همینی که داریم می بینیم که نتیجه ی حرکت است و یک هستی است که ما آن را نمی بینیم و حالا به عبارتی گفته می شود که اگر این را بگذاریم کنار، ما می توانیم اصل جهان را مشاهده بکنیم.
پس این از نقطه نظر دنیای عرفان البته به اختصار اگر خود این موضوع را بخواهیم ادامه بدهیم این بحث بسیار مفصلی خواهد بود.
پرسش: از نگاه علمی هم می شود به مساله ی شعور نگاه کرد؟ منظور من اینکه از دید علمی هم قابل تعریف کردن و قابل اثبات هست؟
پاسخ: ببینید هنوز دنیای علم با یک واژه هایی نمی تواند خودش را خیلی نزدیک بکند. من حالا در ادامه ی صحبت ها خدمتتان می گویم که علم تا کجا پیش رفته، کجا مانده است!
در دنیای عرفان موضوعی که متوجه شدند بحث رقص بوده و موضوع رقص پایه و اساس ترمینولوژی و فرهنگ واژه های عرفان ما را تشکیل می دهد. برای اینکه ما رقص داشته باشیم به وجود چی نیاز داریم؟ آهنگ. برای اینکه آهنگ داشته باشیم، به ساز نیاز داریم. برای اینکه ساز ما به کار بیاید، به مطرب نیاز داریم. لذا این ترمینولوژی پایه ی محکم و درک عرفان خودمان است و می شنویم از اشعار:
حدیث مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حمکت این معما را. (حافظ)
حدیث مطرب در این چیه؟ مطرب کیه؟ کدام مطربی است که سازی زده که با نوای آن، با آهنگ آن، این همه رقص در عالم هستی پدیدار شده است؟ کدام مطربی است، باید خالقی باشد.
بیا مطربا ساز کن چنگ را -- به نالش در آر آن پر آهنگ را
بیا مطربا باز ساز کن پرده را -- بسوز این دل عشق پرورده را . (امیر خسرو دهلوی)
به هر صورت ما در مورد مطرب و ساز و اینها خیلی مطالب داریم.
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد.
خب، پس در واقع بعد از اینکه ما این ترمینولوژی را بکار ببریم و مفاهیم کلیدی آن را داشته باشیم، متوجه می شویم که مطرب در واقع معادل خدا و ساز همانطور که خواهیم دید معادل هوشمندی یا همین شعوری است که می خواهیم راجع بهش صحبت بکنیم و آهنگ معادل قوانین حاکم بر جهان هستی است و رقص معادل اعداد است. حالا اینها را هر کدامش  می شود راجع بهش بیشتر صحبت کرد.
خب، اینجا بعد از این گریزی که زدیم به دنیای عرفان، دنیای علم را با آن آغاز کردیم و گریزی زدیم به دنیای عرفان و آخر هم آمدیم به یک فلسفه ای رسیدیم که در واقع به ما یک سیر تکامل را نشان می دهد. اولین چیزی که انسان روی زمین پیدا کرد و به وجود آن پی برد چی بود؟
مصاحبه گر: اولین چیز همان اعداد بود.
پاسخ : اعداد بود. یعنی توانست بگوید یک، بگوید دو، بگوید فاصله ی من و شما. این اولین چیزی بود که بشر روی زمین پیدا کرد. بعد از این بشر پی بوجود قوانین برد مثل قانون ارشمیدس، مثل نمی دانم حالا دیگر بعدا یواش یواش بله پی برد که آن اعداد خودشان زایده ی قوانین هستند. قوانین هستند که آن را می سازند و پس از آن چیزی را که در عصر حاضر پی به وجودش بردیم وجود شعور و هوشمندی حاکم بر جهان هستی است. یعنی آن عاملی که قوانین را ایجاد کرد خب! عاملی که قوانین را ایجاد کرده، باید یک هوشمندی باشد.
این هم یک نگاهی بود که در واقع یک نگاه فلسفی به این مساله. حالا یک سؤالی برای ما مطرح می شود. اگر جهان هستی مادی ما از حرکت آفریده شده، که حالا همین فرضیه را گرفتیم، چه عاملی به این همه حرکت، یعنی به بی نهایت حرکت موجود جهت داده است؟
خب، برای اینکه تعداد حرکت های موجود در یک اتم غیر قابل شمارش است. حالا وقتی در یک اتم غیر قابل شمارش است، دیگر حالا در جهان هستی ببینید چه خبر است. بله، پس چگونه این حرکت ها جهت پیدا کردند به طوری که از دل آن یک نظام هدفمند، یک نظام سازمند بوجود بیاید؟ این یک سؤالی است که اینجا خواه ناخواه آنوقت برای ما مطرح می شود و ما فقط می توانیم یک جواب به این سؤال بدهیم و آن وجود هوشمندی است. وجود یک شعور است که این هوشمندی و شعور ،حاکم بر همه ی حرکت های موجود در جهان هستی است و به این حرکت ما جهت داده است.
پرسش: و این هوشمندی و شعور هم همانطور که فرمودید مخلوق خالق است دیگر؟ مخلوق خداوند است دیگر؟
پاسخ: بله دیگر. حالا اگر که سؤال بشود که این شعور و این هوشمندی خودشان از کجا آمدند؟ باید بگوییم که چی؟! خالق. باید صحبت از خالق بشود. بنابراین ما اینجا متوجه می شویم که فقط عنصر ماده و انرژی نیست و انسان ماده و انرژی را که شناخته در دهه ی شاید اخیر به وجود یک ماجرای دیگر هم، دنیای علم پی برده و آن هم اطلاعات است، اینفورمیشن (Information) است. یعنی متوجه شده که پشت هر قضیه ای یک سری اطلاعات خوابیده است.
پس دنیای علم در سالهای اخیر به وجود یک عامل دیگر هم پی برده و آن اطلاعات است. یعنی متوجه شده که یک اتم مساوی است با یک سری اطلاعات و Information. اما از این فراتر هنوز نتوانسته برود، چرا؟ چون ما یک سؤال اساسی طرح می کنیم. اطلاعات از کجا بوجود آمده؟ خالق اطلاعات چه کسی بوده؟ چه عاملی؟ ما اسم آن عامل را می گذاریم هوشمندی یا شعور و اینجا متوجه می شویم که عنصر ماده و انرژی از این دوئیت خارج شدند و یک اطلاعات اضافه شده و خود اطلاعات هم از یک چیز دیگری در واقع نشاءت گرفته و آن هوشمندی است. پس در کل ماده، انرژی و اطلاعات خودشون در یک حوزه قرار دارند و آن هم حوزه شعور است. به اعتقاد ما جهان هستی فقط یک ساختار دارد. آن ساختار هم فقط ساختار شعور و هوشمندی است که در واقع بقیه ی اِلمان های هستی از این هستی بیرون آمده است.
پرسش: یعنی حتی ماده و انرژی هم ...؟
پاسخ: بله الان متوجه شدیم که آن چیزی که این حرکت را جهت داده، خب، حرکت داده، همان هوشمندی است، همان هوشمندی جهان هستی است. خب، آخرین مسائل علمی هم اینکه به ارتعاش بنیادی رسیدن به تار. چیزی که بهش تار گفته می شود به آن رسیدند. یک ارتعاش بنیادی است. ما قبل آن ارتعاش را دیگر نمی دانند که چی قرار دارد که به اعتقاد ما همین هوشمندی که داریم صحبتش را می کنیم در پشت این ارتعاش بنیادی قرار دارد، می آید آن را جهت می دهد و از این ارتعاش بنیادی یا تار یا سوپر استرینگ (superstring) کوارک ها ایجاد می شوند و از کوارک ها پروتون، نوترون و الکترون ایجاد می شود و به هر حال در نهایت اتم شکل می گیرد. پس اینجا اگر توضیحات من کافی بوده باشد برای اینکه چرا ما نمی توانیم ساختار اصلی هوشمندی و شعور را کنار بگذاریم و چرا بشریت به موضوع وجود شعور و هوشمندی برسد که الان به هر حال به یک شکلی دارد به این مسئله نزدیک می شود.
به عنوان مثال وقتی از بلور یخ، کریستال یخ در حین انجمادش عکسبرداری می شود و در آن لحظه در معرض کلامی، موسیقی ای، چیزی قرار می گیرد واکنش نشان می دهد، خب، بدون اینکه آن کریستال، آن قطره یا آن ذره از معانی کلام ما چیزی بداند، ولی واکنشی نشان می دهد که اولا زنده بودن را نشان می دهد که به گفته ی سهراب سپهری: « من وضو با تپش پنجره ها می گیرم ». یعنی در واقع یک پنجره را، پنجره ندیدن، بلکه یک موجود زنده دیده شده، چرا ؟ چون اجزایش همه زنده هستند.
خب، همانطور که در آنجا این عکس العمل را ما داریم می بینیم و این عکس العمل، عکس العمل شعوری است و نه عکس العمل کلامی و در واقع نشان می دهد که از آن کلام، از آن موسیقی، از آن چیزی که هست، چیزی ساطع شده که فرای فرکانس و فرای معنی کلام و اینها که به اعتقاد ما همان بحث شعوری و هوشمندی حاکم بر آن کلام و بر آن موسیقی است و آن ذره هم واکنش مناسب با آن شعور را می آید از خودش نشان می دهد و به صورتی هنجار یا به صورت ناهنجار خودش را نشان می دهد.
در بحثی که ما داریم در ادامه این قضیه، بحث این که در چارچوب فکری ما این ساختاری را که ماده و انرژی و اینها را توضیح خدمتتون دادیم، قابل ریز شدن هست، بطوریکه بگوییم : ماده، ضد ماده – انرژی، ضد انرژی- شعور، ضد شعور. یعنی در واقع وقتی می آییم ریز می شویم، چون ما در عالم تضاد داریم زندگی می کنیم، دو قطبیت حاکم است. آن هوشمندی کل نمودش در عالم هستی مادی دو قطبی ما، که عالم تضاد است، به صورتی دوگانه جلوه گر می شود، همانطوری که این آزمایش و عکسبرداری نشان داده که شکل هنجار، شکل ناهنجار. این خودش نشان می دهد که پس دو نوع ما واکنش داریم. بنابراین آنچه که در جهان هستی است تحت تاثیر دو نوع شعوری می تواند قرار بگیرد. اصلا ساختار مادی ما هم همین است. عمل، عکس العمل – کنش، واکنش – تجزیه، ترکیب. درست است اصل ماجرا ممکنه در یک قالب بیان شود، اما دو نوع واکنش مختلف است که دو نوع به هر حال عمل مختلف هست که آنجا می توانیم شاهدش باشیم.
در بحث شعور و ضد شعور یا به طور کلی بیاییم بگوئیم که شعور در هنر، یک بحث کلی می شود و ما مطابق این بحث متوجه خواهیم شد که در واقع در هنر عامل دیگری هم غیر از تبحر و مهارت هنرمند دخیل است و این عامل اصلی و روح هنر است، یعنی روح هنر را تشکیل می دهد. یک چیز پنهانی که کسی نمی بیند، ولی در ورای خودش دارد با مخاطب خودش حرف می زند، پیام می دهد.
مثلا شما فرض کنید که یک نقاش دارد نقاشی می کند. قلم موی خودش را به رنگهای مختلف نزدیک می کند، از آن رنگها بر می دارد، هر کدام از آن رنگها از ذراتی تشکیل شده که شعوری دارد.
پرسش: حتی رنگ هم شعور دارد؟ حتی هر کدام آبی، قرمز، زرد ...؟
پاسخ: بله. دوباره هر ذره ای حالا خواهیم دید دیگر:
جمله ذرات عالم در نهان – با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و به هوشیم – با شما نامحرمان ما خامشیم. (مولانا)
حالا می آید می بینیم که اصلا خود ذره گفتیم از شعور تشکیل شده، از هوشمندی در واقع نشاءت گرفته، هوشمندی به آن شکل داده است.
پرسش: و از آنجایی هم که جهان دوقطبی است، یعنی ما داریم در جهان دوقطبی زندگی می کنیم و هر چیزی خودش هست و ضدش هست، ممکن است شعوری که مثلا بر آن رنگ غالب است، شعور مثبت باشد یا شعور منفی؟
پاسخ: حالا در مورد این ذرات، یک شعوری روی کنش و واکنش هاشون هست. اما خودشان به خودی خود منفی ممکنه نباشند، توجه فرمودید!
حالا این رنگ برداشته می شود با قلم مو روی زمینه ای می آید، اینجا که می خواهد روی این زمینه بیاید، شعور هنرمند، هوشمندی هنرمند، که در اینجا به کار دارد گرفته می شود برای خلق، برای خلق یک اثر، اینجا سوار بر این رنگ می شود و روی این زمینه می نشیند و می شود مثل یک اثر انگشت که دیگر ازش جدا نمی شود. بنابراین یک نقاش وقتی که اینجا دارد یک نقاشی می کشد در آن لحظه ی خلق این اثر، در چه عالمیست، شعوری را دارد خلق می کند که این شعور روی این تابلو دارد ثبت و ضبط می شود. مثل صدایی که ما روی یک نوار مغناطیسی ثبت و ضبط می کنیم، این باقی می ماند.
پرسش: و همینطور که شما فرمودید این اصلا ربطی به تبحر آن نقاش ندارد، یعنی مثلا طرف اگر تبحرش در حد لئوناردو داوینچی باشد اگر در شرایط مثبتی نباشد می تواند آن نقاشی را ...؟
پاسخ: بله. یعنی کلا مهارت، ارزشیابی و ارزیابی دیگری دارد. ارتباطی به شعور در هنر ندارد و در آن لحظه که می خواهد اثری خلق بشود، خلاقیت خودش شعوری پشت آن هست که می آید پیاده می شود. آن شعوری که پشت آن هست در واقع بیانگر یک هوشمندی است که دارد اینجا خلق می شود و دارد اینجا ثبت و ضبط می شود و می تواند شعوری مثبت باشد و می تواند شعوری منفی باشد. لذا ممکن است ما به یک نقاشی نگاه بکنیم و دچار اضطراب بشویم. ممکن است ما به یک نقاشی نگاه بکنیم دچار دلهره بشویم و یا آرامش بگیریم. ممکن است یک نقاشی در ما ایجاد حزن و اندوه بکند.
پرسش: خب، این خوب است یا بد است؟
پاسخ: حالا موضوع خود آن نقاشی است که این وسط بی گناه است. این قضیه هم خوب است هم بد است. حالا چرا خوب است، چرا بد است را در واقع به عنوان آسیب شناسی در هنر، یکی از موضوعاتی ست که لازم می شود در این رابطه با آن صحبت کنیم. خب حالا یک مجسمه می خواهد تراشیده بشود. مجسمه ساز کاری را که دارد در آن لحظه می کند، خلاقیتی را که می خواهد روی این مجسمه پیاده بکند، در واقع دارد این مجسمه را شارژ شعوری می کند. آن نقاشی شارژ شعوری شد. این مجسمه شارژ شعوری می شود.
پرسش: بدون اینکه هنرمند خودش بداند؟
پاسخ: حالا داریم طرحش می کنیم که خیلی از تجارب ما در گذشته با این قضیه توضیح داده می شود. چرا ما به یک مجسمه ای نگاه کردیم دچار التهاب شدیم؟ به یک نقاشی نگاه کردیم آرامش گرفتیم؟ چرا؟ یعنی اینها الان با تئوریهای شعوری که داریم قابل توضیح و قابل بیان است.
مهارت هنرمند همانطور که توضیح دادیم یک امریست جدا. اما شعورش هم، روح این ماجراست، اصل این قضیه است و آن هم تاثیر خاص خودش را دارد.
پرسش: آقای طاهری اجازه بدهید این بحث را بازتر بکنیم. مثلا من به یک نقاشی نگاه می کنم و همانطور که شما فرمودید احساس اضطراب می کنم از دیدن آن نقاشی. اصلا بیاییم مثال بزنیم. تابلوی معروف جیغ، که واقعا آدم نگاه می کند احساس اضطراب تمام وجودش را می گیرد. من می خواهم بدانم این مثبت و منفی بودن یک بخش هست، اینکه آیا هنرمند، نقاش یا هر آفریننده دیگری، وقتی داشته آن مساله را خلق می کرده، داشته به اضطراب فکر می کرده یا هدفش این بوده که در من مخاطب اضطراب ایجاد بشود یا نه خودش مضطرب بوده یا یک چیزی که اصلا ربطی به خودآگاه آن هنرمند ندارد؟!
پاسخ: بله این یک امریست عمدتا در ناخودآگاه، اصلش در ناخودآگاه است ولی حالات خود آگاهی هنرمند هم اثر خاص خودش را دارد. اما عمدتا در ناخودآگاهی است و هنرمند از وجود آن باخبر نیست. شاید هنرمند اصلا انتظار ندارد که از ما، نگاه به نقاشی آن ما دچار اضطراب و دلهره بشویم. خب! بنابراین این موضوع را حالا بهش می رسیم. بحث عوامل پشت پرده ی این قضیه را در انتها بهش می رسیم، بهش خواهیم رسید. پس در واقع فکر می کنم که مطلب را رساندیم!
من یک مثال ساده تر بزنم که یک خورده حالا در بحث هنر که داریم صحبت می کنیم فکر نکنیم این موضوع صرفا نقاشی و اینهاست. یک مثالی را مثل آشپزی را بزنیم خدمت شما.
شما فرض کنیم که دو نفر دو تا خانم، دو تا آقا حالا هر چی. دو نفر را ما بگذاریم و یک نفر بشود داور و تایم و زمان را نگه بدارد و ما از قبل دستور پخت یک غذای مشخصی را داشته باشیم و آن مواد مورد نیاز آن غذا را هم آماده کرده باشیم و قبلا توزیع کرده باشیم آماده، و با دستور داور اینها به این غذا اضافه بشود، بهم زده شود، مثل همدیگر، دقیقا و عینا مثل همدیگر. خب! در انتها شما غذایی را که دارید فکر می کنید یک مزه باشد؟ یعنی جفت غذاها مزه شان عین هم باشد؟!
مصاحبه گر: قطعا اینطور نیست!
پاسخ: قطعا اینطور نیست. خب علت چیست؟
پرسش: و با توجه به فضایی هم که شما ایجاد کردید، ربطی به تبحر آشپزها ندارد؟!
پاسخ: اصلا ندارد. چون ببینید من در یک موضوعی بود که دیگر اینجا تبحر شخصی نبود. یعنی یک داور به محض اینکه اشاره می کند مثلا جفت اینها گوشت را می ریزند در داخل غذا. مثلا اگر غذا قرار است تفتی داده شود با هم، حتی در یک جهت، حتی تعداد بهم زدن هاشون هم مثل هم هست، ولی شما عملا تجربه می کنید که این دو تا غذا حتما دو مزه ی مختلف خواهند داشت. در حالیکه موادشون دقیقا از یک مواد بوده، بهم خورده، جدا شده و بقیه ی مواد و زمان و حرارت و همه چیزشان هم در واقع یکسان بوده است.
خب اینجا به یک مسئله ای برمی خوریم که همان ماجرای شعور پشت قضیه است و در واقع همه ی کارهایی که انسان انجام می دهد به نوعی یک جور هنرنمایی است، یک جور هنرمندانه است و پشت آن شعوری خوابیده و پشت آن قضیه یک ماجراهایی است. حالا خانم های قدیمی که درگیر درست کردن خیارشور، ترشی و آبغوره و نمی دانم این جور چیزها بودند، خیلی از خانم ها می گفتند که به دست ما نمی آید خیارشور بیندازیم! بعضی ها به دستشان می آمده و در هر شرایطی، خیارشور هایشان خیلی خوب در می آمده و خراب نمی شده، کپک نمی زده!
بعضی ها در هر شرایطی این کار را می کردند می دیدند خیارشورهاشون کپک می زند، نمی دانم و غیره ... و حالا مسائل دیگر. حالا البته این مثال ها را زدم که یک خورده فکر نکنید بحث خیلی تخصصی است و بعضی ها به قول خودشان دستشان برای یک سری کارها، برای یک سری ماجراها خوب است. برای آشپزی، برای نقاشی، برای نوازندگی و همه ی اینها.
در مورد نوازندگی هم من یک توضیحی خدمتتون بدهم. دوباره در اینجا سازی که نواخته می شود، لحظه ای که نوازنده دارد این نت ها را اجرا می کند دوباره پشت سر آن عاملی که دارد دستور می دهد، عامل هوشمندانه ای است و آن دارد کاری را انجام می دهد که خلاقیت پشت آن است. لذا شعوری را سوار بر آن نت ها دارد می کند، سوار بر آن فرکانس، شعوری می شود و شنونده فقط با فرکانس نیست که برخورد می کند، فرکانس می آید و گوش فرکانس را می گیرد ولی یک بخش ناپیدا دارد و آن بخش ناپیدا همان شعور قضیه است.
خب حالا دو نفر نوازنده دقیقا یک نُتی را اجرا بکنند، دوباره می شود مثل آن مثال آشپزی. دقیقا بطوری که یک متخصص نتواند از هیچ کدامشون ایرادی از نقطه نظر اجرای نت بگیرد، ولی دو جور تاثیر مختلف روی شنونده دارد و اصطلاحا بعضی ها را می گویند که این دست دارد، دست و پنجه دارد. دست و پنجه در حالیکه از نظر نت شاید یکی دیگر هم همین را بزند دقیقا، دقیقا با همین مهارت، دقیقا همین نت را به طوریکه هیچ اختلافی در بین اجرای نت ها نتوانیم پیدا بکنیم. اما دو گونه تاثیر مختلف بر روی شنونده خواهد داشت و این صرفا تاثیرات فرکانسی نیست، بلکه بازم برمی گردیم به مضوع شعور پشت این قضیه و شاید در زمانهای قدیم که گفته می شده نمی دانم ارتباط نوازنده ها و آهنگ ها، سازها، حالا در زمان نکیسا و آن زمان، عمیق بوده، چقدر عمیق بوده و آن بحث شعوری را واقعا پیاده می شده، نمی شده، ولی گوشه هایی مثل جامه دران فرضا واقعیتش این است که گفته می شود این قطعه برای اولین بار نواخته شده آنقدر تاثیر چیز داشته که جامه های خودشان را پاره کردند از آن حالا فرط اشتیاق و حالا هر چی بوده.
خب به هر صورت این ماجرا در پشت این قضیه خوابیده است. در مورد هنرهایی مثل موسیقی که در آن ادواتی هم بکار می آید، البته این بحث را می توانیم تعمیم بدهیم، آشپزی هم همینطور، آن دیگی در آن این غذا آماده می شود یا بقیه مسائلش. از زمانیکه فرضا یک چوبی برای سازی تهیه می شود نحوه ی تهیه این چوب، حتی محلی که این چوب بوده، حتی اینکه این چوب با چه روشی تهیه شده، دزدکی از جنگل بریده شده یا نه، همه ی اینها در شعور این چوب دارد اثری می گذارد، سازنده ای که این ساز را می سازد، شعور سازنده سوار بر این ساز می شود. لذا دوباره اگر با یک تکنولوژی، دو نفر یک تار را بسازند، باز آن در نمی آید. یک ساز را می بینیم که نوایش یک مقدرای فرق می کند. هر چی هم ما بخواهیم توضیح بدهیم نمی توانیم، توضیح نمی شود داد.
لذا بحث سازنده ها پیش می آید، بحث صرفا تکنولوژی ساخت و ساز نیست، یک چیزی در این ماجراست که گم است و کسی هم نمی داند چیست و در واقع این ساز با بی حوصلگی ساخته بشود یک چیزی از داخلش در می آید، وقتی که دارد آن فردی که ساز را می سازد و عاشق کارش است، یک ساز دیگر در می آید.
کسی که صرفا برای پول و در آمد دارد آن را می سازد، سازش یک چیزی در می آید. کسی که برای هنر دارد می سازد، یک ساز دیگری از داخلش در می آید بیرون. پس خود موضوع ساز و حالا اینکه ساز آماده شده، این ساز  را در کجا ما نگهداریش می کنیم، این ساز را دست چه کسانی می دهیم، دست هر کسی که بدهیم حتی برای چند دقیقه، تحت تاثیر شعوریِ آن فرد قرار می گیرد و آن ساز مثل اسفنجی است که دارد جذب شعور می کند. بنابراین در یک تفکراتی ممکن است که برای نگهداری ساز، محل ساز تقدس قائل باشند، برای خود ساز تقدس قائل باشند. برای اینکه مبادا آن در معرض تشعشع بی احترامی قرار بگیرد و شعور منفی جذب کند.
پرسش: شاید خیلی از نوازنده ها بدون اینکه بدانند چرا، یعنی اینکه دلیل پشت پرده اش را بدانند، اجازه نمی دهند کسی دست به سازشون بزند؟!
پاسخ: نه اجازه نمی دهند. اصلا تو این بحث ها در واقع بحث شعوری را نمی دانند. مثلا در یک سازهایی که ما در ایران مثل تنبور داریم که از یک تقدسی برخوردار است. اما اگر ما بپرسیم آقا این چرا ساز تقدس دارد، کسی تا الان جواب نداده است. این برای این است که این ساز در معرض شعور معیوب قرار نگیرد، آن را ایزوله اش کردیم! دست هر کسی نمی دهیم، هر جایی نمی بریم. ببینید این مساله است! حالا این ساز اگر برود در یک کازینو، در یک کازینو نواخته بشود این ساز، تحت شعور معیوبِ آن فضا قرار می گیرد. وقتی در یک مکان روحانی نواخته می شود یک شعور دیگری خواهد داشت.
خب، لذا یک ماجراهایی را ما ممکن است ببینیم که ظاهرا از نظر ما یک افراط و تفریط هایی باشد ولی ماجراهایی پشت آن هست که افرادی که بصیرتی داشته اند، در یک زمانه چیزی گفتند ولی علتش را ارائه نکردند و این بعدها به صورت رسم باقی مانده، به عنوان یک سنت باقی مانده، مثل همان برخوردی را که ما با ساز سنتی تنبور می کنیم و در واقع این ساز را همه ی تنبور نوازان، با یک احترامی جابجا می کنند، هر جایی نمی برند، هر جایی نمی گذارند.
پرسش: حتما شما خواهید فرمود در ادامه ی بحث، فقط من می خواهم بدانم که این را می شود تعمیم داد به اینکه مثلا ما در دین اسلام هر نوع موسیقی ای را گوش نمی دهیم و اینکه آن موسیقی چه موسیقی است بماند، ولی این هم جزو همین است دیگر، چون ممکن است یک شعور منفی داشته باشد یا یک شعور مثبت؟
پاسخ: بله ببینید علت اینکه موسیقی غِنایی حرام است این را بعدا بهش می رسیم، موسیقی غنایی چی هست و چرا حرام است را با هم می توانیم از این به بعد یواش یواش صحبت کنیم. در واقع متوجه بشویم که ادیان راههایی ارائه کردند که این راهها برای ایمنی ما بوده است. پیشنهاداتی که دادند، پیشنهاداتی که ما ایمن باشیم. ایمن از چیزهایی که از آن خبر نداریم. یکی از چیزهایی که خبر نداریم همین تاثیرات شعوری است. تاثیرات شعوری است که ما خبر نداریم. مثلا فرض کنید که حالا من یک مثال دیگری می زنم تا بحث بعدی، همین حلال و حرام بودن. همین حلال و حرام بودن تاثیرات شعوری دارد. مثلا آن چوب اگر دزدی باشد، چوبی که ما برای سازمون تهیه کردیم دزدی باشد!
پرسش: یعنی حرام باشد؟
پاسخ: حالا در ادیان به این شکل با زبان آن روز صحبت شده، تحت عنوان حلال و حرام و نجس و اینجور چیزها صحبت شده است، اما تاثیرات پشت پرده و تاثیرات شعوری این ماجرا را ما نمی دانیم. مثلا فرق لقمه ی حلال با لقمه ی حرام، ظاهرا هر دوی آنها چیز است، ولیکن تاثیرات تشعشعی که پشت این ماجرا قرار دارد، دارد حرفی را می زند که ما به ظاهر نمی توانیم بدانیم و این تاثیراتی را بعدا روی جسم و روان و ذهن ما می گذارد که پنهان است.
پرسش: من می خواستم یک پرانتز اینجا باز کنم ما ممکنه الان شنونده هایی را داشته باشیم که بگویند وقتی که دارید صرفا راجع به هنر صحبت می کنید، راجع به نقاشی صحبت می کنید، موسیقی و مجسمه سازی صحبت می کنید، خیلی خب، آدم می تواند محتاط باشد. هر نقاشی را تماشا نکند، ولی وقتی که شما اینطور بحث را تعمیم می دهید، اینکه نه تنها در آشپزی هست بلکه آن دیگی که شما می روید می خرید، شاید آن مسافرکشی که الان صدای ما را دارد می شنود، آن مسافری که سوار ماشینش می شود، ممکن است تاثیرات شعوری بگذارد چه مثبت چه منفی، ممکن است من بگویم خیلی خب، حالا که چی؟ تا حالا سی سال، چهل سال، پنجاه سال زندگی کردم چیزیم نشده، اگر من در معرض این شعور منفی قرار بگیرم چه اتفاقی می افتد؟
پاسخ: اگر واقعا سی سال، چهل سال زندگی کرده و هیچ چیزش نشده، ادامه بده پس حتما راهش درست است. الان یک معضلات جهانی، بشر باهاش مواجه است. هر روز بیماری های جدید، نابسامانی های جسمی، روانی، ذهنی، هر روز یک شاید این آمارها، آمارهای وحشتناکی باشد. الان داریم می بینیم اضطراب، نگرانی، و در واقع اینکه هیچ کسی احساس خوشبختی نمی کند. هیچ کسی بدون توجه به اینکه از کدام طبقه است، از چه قشری است، در واقع داریم راجع به بشر صحبت می کنیم و بشر در یک قرن قبل، دو قرن قبل و ما قبل آن بیشتر از امروز احساس خوشبختی داشته است بدون شک!
خب چی شده که ما هر چی داریم می رویم جلوتر احساس ما روی خوشبختی خودمان مخدوش تر می شود؟ ما که روز به روز داریم به تسهیلات بیشتری دسترسی پیدا می کنیم، ما که روز به روز امکانات بیشتری در اختیارمون قرار می گیرد، پس چرا ما روز به روز احساس بدبختی، تنهایی و افسردگی بیشتری می کنیم؟
یکی از علتهایش این است که هر چه برگردیم به عقب انسان به هستی نزدیکتر بوده است، رعایت های شعوری را ناخودآگاه اگر برویم ببینیم، بیشتر داشته است! اعتقادهایش که همان پشت آن اعتقادها همین ماجراها خوابیده بود، بیشتر بوده است. هر چه می آید جلو با از دست دادن آن چیزهایی که داشته، به مرز بدبختی نزدیک می شود، به مرز بیماری، به مرز نابسمانی ها...
مصاحبه گر: بحران ها ی هویتی حتی، بحران هایی در زمینه مذهب ...
پاسخ: در واقع به علت اینکه ما هدف از ادیان را نتوانستیم باز کنیم که در واقع یکی از اهداف ادیان همین باز کردن این مسائل پشت پرده بوده است که خب به موقع انجام نشده است، لذا انسان فاصله گرفته و صرفا استفاده ها و مسائل خیلی خاصی را از مذاهب و اینها کرده که کافی نبوده و روز به روز دارد فاصله می گیرد و هر چه هم فاصله می گیرد در واقع به بی هویتی و مسائل مختلفی می رسد که نابسامانی شعوری یکی از آنهاست. به دنبال نابسامانی شعوری، دیگر مسائل مختلفی رخ می دهد که هر کدامشان وارد جزئیاتی می شود، اگر لازم شد که خدمتتان توضیح خواهم داد.
خب پس تا اینجا ما بحث شعور را کم و بیش باز کردیم و در خصوص اینکه شعور و ضد شعور و اینکه این دوگانگی شعور، فکر می کنم که با این توضیحات که خدمتتان دادم، تا حدودی روشن شده باشد که ما تحت تاثیر دو نوع شعور قرار داریم: یک شعوری بگوئیم شعور مثبت، یک شعوری را بگوئیم شعور منفی.
حالا اگر که مجموعه ی شعورهای منفی را كه البته یک منبع واحد است و در واقع نمی توانیم خود شعور و هوشمندی کمیت پذیر نیست، کسی نمی تواند هوش را کمیت بدهد و در واقع اگر بیائیم هوش را تعریف بکنیم، هوش قابلیت آفرینش منطق، قابلیت خلق منطق را بگوئیم، بعد می آئیم به اطلاعات و عقل که در واقع نحوه ی به کار بردن منطق است. در واقع تست هوشی که ما داریم که می گوئیم IQ  (آی کیو )، در واقع IQ نیست، در واقع تست عقل است. یعنی می خواهند ببینند یک کسی قابلیت به کار بردن منطقش چقدر است، ولی خلاقیت کسی را هرگز نمی شود اندازه گیری کرد. کما اینکه ما ممکن است فکر کنیم یک کسی خیلی خنگ است ولی در واقع در آن یک خلاقیت عجیب و یک نبوغی، یک دفعه به منصه ی ظهور برسد.
پس هوش را نمی شود اندازه گیری کرد و تست هوشی در کار نیست و این تست عقل است. یعنی تست بکار بردن منطق است. قابلیت استدلال، قابلیت تشخیص ، قابلیت یادگیری، قابلیت به یاد آوردن، اینها در واقع ما داریم میزان توانایی فرد در به کار بردن منطق را اندازه گیری می کنیم و هوش هرگز کمیت پذیر نیست و نمی شود برایش ... ولی حالا ما فرض و قرارداد است و آن هم اینکه بیائیم بگوئیم که مجموعه ی شعور منفی را بیائیم بگوئیم که شبکه منفی! یک قرارداد است. هیچ خارج از این قرارداد ما اعتباری ندارد و مجموعه ی هوشمندی مثبت را بگیریم شبکه مثبت و مجموعه ی اصلا هوشمندی را بگوئیم شبکه ی شعور کیهانی.
پرسش: یعنی شبکه منفی هم زیر مجموعه ی شبکه شعور کیهانی است؟
پاسخ: اصلا بیائیم بطور کلی گفتیم که جهان هستی است و هوشمندی. درست است؟ حالا اسم این ماجرا را مجموعه اش را بگذاریم، شبکه شعور، شبکه هوشمندی و این قراردادی بین ما است. شبکه شعور کیهانی. حالا می آییم مجموعه شعورهای منفی را بگذاریم شبکه منفی و مجموعه ی هوشمندی مثبت را بگذاریم شبکه ی مثبت. قرارداد که راحتتر بتوانیم با هم صحبت بکنیم و نتیجه گیری بکنیم.
خب شما اگر سؤال خاصی نیست که موضوع قبلی را بیشتر باز بکنیم؟
پرسش: نه، حالا ما در ادامه بیشتر مثال هایی که شما می فرمائید و بحثی که باز می شود بیشتر فکر می کنم جا می افتد این مطالب قبلی برای شنوندگان.

پاسخ: البته هر جا سؤالی باز می توانست کمک بکند به قضیه می توانیم بهش بپردازیم. در خصوص بحث شعور و ضد شعور در این بخش راجع به موضوعی که سوار بر شعر می شود و سوار بر کلام هست، توضیحاتی را خدمتتان می دهیم که البته قطعاتی هم هست که باید برای باز کردن این موضوع از آن استفاده بکنیم.
در بحث موسیقی غنایی و علت حرام بودنش به همین مطلب شعور و ضد شعور بر می خوریم که بخشی که حرام است آن بخشی است که پشت آن شعوری منفی را انتقال می دهد به مخاطب. خب همه ی انسانها هم کم و بیش در چیز موسیقی هستند و در معرض تاثیرات شعوری آن هم قرار می گیرند. آن بخشی که تاثیرات منفی دارد بدون شک مضر است و تاثیرات مخربی دارد. حالا این را با یک پیش فرض می رویم جلو تا ببینیم که اصل ماجرا با اصطلاح به چه صورتی است.
کلامی که گفته می شود، شعری که ترانه سرا می سراید، در پشت آن شعوری دارد به طوریکه اگر ما شعوری را که در یک ترانه ای خوانده شده، بیائیم آن را معکوس بکنیم ، وارونه بکنیم، در پشت آن معانی وجود دارد که معانی مثبتی نیست، مفاهیم مثبتی نیست و القائات منفی می کند. اصلا به طور کلی هر شعری را برگردانیم، هر ترانه ای را برگردانیم، پشت آن به مفاهیم دیگری بر میخوریم.
پرسش: لزوما یعنی منفی نیستند همه آنها؟
پاسخ: نخیر.
پرسش: آنهایی که تحت تاثیر شبکه منفی هستند منفی و آنهایی که تحت تاثیر شبکه ی مثبت هستند، مثبت؟!
پاسخ: بله مثبت است. خب پس ما پشت کلام دو نوع شعور پیدا می کنیم، یعنی آهنگ و ترانه ای را که گوش می دهیم اگر بیائیم آن را بر عکسش بکنیم، ریورسش (Reverse) بکنیم، پشت آن می بینیم که معانی دیگه ای دارد. در حالیکه خود شعر را اگر با الفبا معکوس کنیم همچین معانی ندارد. این در واقع یک معجزه است. یک معجزه ی تکنولوژیکی است و اصلا نمی شود این را ما بیاییم با تکنولوژی پیاده بکنیم. یعنی کسی نمی تواند یک چیزی ایجاد بکند، شعری را بگوید، ترانه ای را بخواند بعد خودش پشت آن را یک چیز دیگری بگذارد، امکان ندارد.
پس بطور کلی به یک اصلی می رسیم کلی، چون این را ممکن است همه ی مخاطبین ما بیایند بخواهند تجربه بکنند بروند آزمایش بکنند، نمونه هایی را ما عرضه می کنیم و نمونه هایی را هم خودشان بروند دنبالش و تحقیق بکنند. این مساله حاصل سالها تحقیقاتی است که ما انجام دادیم که الان خدمتتان عرض می کنم.
خب پس ما ترانه ای را که می شنویم اگر بیائیم معکوسش کنیم، برعکس گوش بدهیم، متوجه می شویم که مفاهیم دیگری پشت آن هست که این مفاهیم القائات مثبت یا منفی را به ما انتقال می دهد و در واقع مثل اسب تروا (Trojan Horse) می ماند. ماجرای اسب تروا را حتما می دانید که عده ای می خواستند قلعه ای را تسخیر بکنند مدتها جنگیدند و نتوانستند این قلعه را به تسخیر در بیاورند. آخر عاقبت به نیرنگی متوسل شدند و وانمود کردند که دارند عقب نشینی می کنند و به احترام نگهبانان و پاسداران این قلعه و کسانی که از این قلعه دفاع کردند برای آنها یک اسب چوبی ساختند و این را به رسم احترام به آنها دارند باقی می گذارند و می روند.
خب اینها هم آمدند این اسب را خیلی سرخوش و سرحال با خودشان بردند داخل قلعه و مشغول سرمستی شدند. شبانگاه از دل این اسب، عده ای که از قبل پنهان شده بودند می آیند بیرون و در قلعه را باز می کنند و سپاه دشمن که در فاصله تاریکی شب، خودش را به تاریکی رسانده بود، می ریزند داخل قلعه و همه ساکنین را قلع و قمع می کنند و قلعه را به تسخیر در می آورند.
ماجرای شعور پشت ترانه و شعر، در واقع مثل اسب تروا می ماند و ما می بریمش داخل قلعه ی وجودی و در آنجا آن تاثیرات مثبت و منفی خودش را خواهد گذاشت و ما از مکانیزم آن خبری نداریم و نمی دانیم و در واقع هنرمند نمی داند که در پشت ماجرای کار هنری اش، چی خوابیده است، حالا چرا نمی داند اینها را من جداگانه خدمتتان توضیح می دهم. بنابراین آن بخش از شعور پشت ترانه، شعر و کلام وقتی که القائات منفی را می دهد و وارد قلعه ی وجودی ما می شود، می تواند تاثیرات مخربی را آنجا بگذارد که این تاثیرات مخرب باید با بررسی نمونه هایی که داریم عنوان بکنیم که این تاثیرات مخرب چگونه می تواند روی ما اثر خاص خودش را بگذارد.
در بحث موسیقی غنایی بحث این است که اول موسیقی را یک چیزی ازش داشته باشیم، یک تعریفی ازش داشته باشیم، باید بگوئیم کل جهان هستی یک موسیقی است. از آنجائیکه نَفَس رحمانی در وجود دمیده شده است. آن نفس رحمانی در واقع نیِ وجود دمیده شده و با انگشت های هوشمندی، نُتی نواخته شده که محصول آن آهنگ هستی است و کل هستی همانند یک موسیقی است و یک ارکستر سمفونی بسیار عظیم است که یک قطعه بسیار با شکوه را در حال نواختن است. ریتم دارد، هارمونی دارد و همه آن چیزهایی را که در یک موسیقی مطرح است در کل نظام هستی ما داریم.
بخش بسیار بسیار کوچکی از این موسیقی هستی، می آید می شود آن فرکانسی که ما با گوشمان می شنویم. یک بخش از این موسیقی را ما با چشم می بینیم. موسیقی رنگ هاست. فرکانس رنگ هاست. یک بخشی را می شنویم و از آن بخشی که می شنویم، ما با یک قانونمندی آمدیم یک نام موسیقی را اطلاق کردیم و یک سری قرارداد بستیم که نتِ دو، رِ، می، فا، سُل، لا، سی و بعد این به اُکتاو بعدی برود چی می شود، به اُکتاو قبلی بیاید چی می شود، ضرایبش و مسائلش. خب! پس کل نظام هستی دارد صحبت از موسیقی می کند. پس خود موسیقی در یک برائتی قرار می گیرد. خود موسیقی گناهی ندارد به خودی خود و نت دو، رِ، می، فا، سل، لا، سی به خودی خود گناهی ندارند و این ما هستیم که در واقع به این نت ها معنا می دهیم و می گوئیم که با این نت ها چی می خواهیم بیان کنیم. نیات خیرمان را، نیات شرمان را. می خواهیم شر خلق کنیم، می خواهیم خیر خلق کنیم. بنابراین خود شکن، آیینه شکستن خطاست!
خود موسیقی پس از یک اصل برائت اینجا رو در رو می شود. ما با نت موسیقی می توانیم رَبَنا را بخوانیم، می توانیم قرآن را قرائت کنیم، می توانیم اذان بدهیم، می توانیم هر کار دیگری با آن بکنیم. پس در واقع این نت ها به خودی خود گناهی ندارند که موسیقی قاعدتا حرام باشد. پس یک بخشی حرام است که روی ما تاثیرات سوئی دارد و به هر صورت قانون کلی آنچه که برای ما ضرر داشته باشد، خب مسلما ما می خواهیم جلوی ضررش را بگیریم دیگر، این امر طبیعی است. بنابراین با زبان مذاهب و ادیان در واقع این بخش ها را آمدن آن چیزی که ضرر دارد به عنوان حرام به ما معرفی کردند و به این نام عنوان شده است. و الان خود ما همه یعنی در واقع اذعان دارند که اثراتی که مخرب است، ما مایل هستیم شناسایی کنیم، آسیب شناسی کنیم، جلوی آن را بگیریم و بالعکسش هم برویم به یک سمتی که برای ما مفید باشد، برای انسان مفید باشد قاعدتا. خب تا اینجا اگر سؤالی هست؟
پرسش: اولا که مثلا گیریم پشت این ترانه ای که من می شنوم که تحت تاثیر شبکه منفی هم هست، یک شعور منفی منتقل می شود، این شعور چیست و چیکار می کند؟
پاسخ: ما در ستاد وجودی خود که در ذهن واقع است، این شعور و این پیام ها گرفته می شود و بدون اینکه بدانیم در سطح ناخودآگاهی بکار برده می شود و اجرا می شود و اگر پشت این شعر پیامی مبنی بر تشویق به استعمال مواد مخدر هست، بعد از آن ما تمایل داریم که استعمال مواد مخدر داشته باشیم، اگر تمایل به خودکشی را ایجاد می کند بعد از آن ما ناخودآگاه به خودکشی متمایل می شویم، اگر هر پیامی را بدهد در واقع به ستاد وجودی ما انتقال پیدا می کند و آنچه که ستاد می رسد به تدریج در عمل، بدون اینکه ما مکانیزم آن را بدانیم می آید خودش را نشان می دهد و ما به آن تمایل پیدا می کنیم.
پرسش: آقای طاهری وقتی موسیقی غنایی صحبتش می شود غیر از موسیقی گفتاری، می توانیم راجع به موسیقی های بی کلام صحبت بکنیم؟
پاسخ: ببینید به یک تعریف کلی ما رسیدیم. گفتیم آنچه که شعور پشت آن منفی است این در واقع بگوئیم ممنوع است، بگوئیم حرام است، بگوئیم بد است، بگوئیم نمی دانم با چه واژه ای می خواهیم در واقع ...
پرسش: از کجا می شود؟ بحث همین است. یعنی می توانیم بگوئیم راهی پیدا کردیم که موسیقی ترانه ای را که منفی است یا حالا مثبت است را برگردانیم ببینیم پشت آن چی هست؟ ما در مورد موسیقی بی کلام یا اصلا نقاشی، مجسمه سازی در مورد اینها چی؟ چطور می شود به پشت ماجرا پی برد؟ من مخاطب یک اثر هنری از کجا می توانم متوجه بشوم که این اثری که من دارم می بینم، می شنوم، لمس می کنم یا حالا هر چی، شعور مثبتی دارد یا منفی؟
پاسخ: الان راههای تکنولوژیک که خودتان هم یک اشاره ای کردید به آن، عکسبرداری ار ملکول های آب که تاثیرات شعوری و کارهای دیگری مثل همین که خدمتتان الان عرض کردم، اینها دارد تکمیل می شود بتدریج برای اینکه تاثیرات شعوری حالا از چیزهای مختلف، از شعر است، از موسیقی است، از مسائل مختلف در واقع ظاهر بشود و ما برای آن استدلال کافی داشته باشیم، خوشبختانه اینها دارد شکل می گیرد، هر چند که شعور را نمی توانیم دقیقا تعریف کنیم، هوشمندی را دقیقا نمی توانیم تعریف بکنیم و به تست بکشیم، اما اثر آن را خوشبختانه می توانیم و دارد این قضیه انجام می شود.
حالا این بحثی را که اینجا داریم که ما سالهاست داریم روی آن کار می کنیم و دوستان اطلاع دارند، اما بقیه ی بخش ها هم که نیاز به حمایت های تکنولوژیکی دارد، آنها هم که در حال انجام شدن است و روز به روز چیزهای مختلفی عرضه می شود در این خصوص و ممکن است به زودی عکسبرداری جامدات، ملکول جامدات که تحت تاثیر شعور های مختلف قرار گرفتند، عرضه بشود و قطعا هم این کار صورت خواهد گرفت.
مصاحبه گر: اگر شنوندگان ما در جریان نیستند ما به اطلاع آنها می رسانیم که دانشمندان ژاپنی دست به یک آزمایش زدند. از بلور آب عکسبرداری کردند، در حالیکه جملات مختلفی گفته می شد. مثلا دوستت دارم، مثبت یا لعنتی، منفی و می دیدند که با توجه به جمله ای که گفته می شود بلور آب تحت تاثیر قرار می گیرد و شکلش عوض می شود، زیبا می شود، در صورتیکه تحت تاثیر شعور مثبت قرار می گیرد و زشت می شود وقتی که تحت تاثیر شعور منفی قرار می گیرد.
دانشمندان هم به این اشاره کرده اند که ما از بلور آب عکسبرداری کردیم ولی دلیل نمی شود که این بلور آب فرق داشته باشد با چیزهای دیگر، همانطوری که بلور آب می تواند تحت تاثیر شعور مثبت یا شعور منفی قرار بگیرد، هر چیز دیگری حتی خود انسان تک تک سلول ها، ملکول ها و اتم ها و اجزای تشکیل دهنده ی ما می توانند تحت تاثیر قرار بگیرند وقتی که یک جمله ای بار منفی یا بار مثبت می شنوند.
پاسخ: خب در واقع حتی آن ملکول ها از محیط هایی که گرفته می شوند، یعنی آب مناطق مختلف، دوباره همین مساله را دارند، یعنی شعور های مختلفی را در عکسبرداری از انها ما به کریستال بندی های مختلفی برخورد می کنیم که همین نتیجه ازشون گرفته می شود که حتی مکان های مختلف هم شعور های مختلفی را دارند انتقال می دهند.
خب این در واقع مطلبی است که پشت این قضیه خوابیده شده است و در اینجا حتما لازم است که آن نمونه ها با نمونه هایی که در این خصوص است، موضوع در واقع بطور عملی دنبال بشود تا بعد ما بتوانیم بیائیم و راجع به بقیه مسائل این قضیه خصوصا بحثی که خیلی مورد توجه ما است و روی آن کار می کنیم و آن هم نحوه ی تولید و ایجاد کار هنری مثبت است، به چه عواملی بستگی دارد، روی آن بتوانیم کار بکنیم و آن را هم معرفی بکنیم.
پرسش:  این سؤال پیش می آید برای من مخاطب حالا متوجه شدم خیلی از مسائلی که ما در روزمره با آن در ارتباط هستیم درگیر تشعشع منفی هستند و در نهایت این شعور منفی را هم به من منتقل می کنند، چطوری می شود مقابله کرد؟ چطوری می شود از ضرر و زیان این تشعشعات منفی دور ماند؟
پاسخ: خب این باز بحث هایی است که بعدا به آن می رسیم و به اصطلاح در این خصوص ما یک محور وجودی را تعریف می کنیم. این محور وجودی ، فرد از آن آگاه نیست. محور وجودی افراد یا بر مبنای کمال تثبیت شده یا بر مبنای ضد کمال و این را افراد از آن آگاه نیستند. در واقع ترانه سراها نمی دانند که شاید نه، قریب به صد در صد ندانند که شعور پشت کلامشان منفی از آب در می آید و عمدتا نمی دانند. محور وجودی یک چیزی است که مستقل از ما عمل می کند و تمام مسائل ما را زیر نظر دارد که آیا واقعا ما در جهت کمال، تفکر ما مثبت است یا در جهت ضد کمال است و چهارچوب تفکری ما در جهت کمال نیست. این را نباید با فکر مثبت یا منفی و خوشبینی و بدبینی اشتباه گرفت. این اصلا یک موضوعی است کاملا جدا و ما خیلی خیلی خوش بینانه هم بیائیم یک اثر هنری را ایجاد بکنیم، پشت آن منفی ممکن است در بیاید.
حالا در رابطه با سؤالی که فرمودید زمانیکه محور وجودی مثبت است، این تاثیرات، تاثیرات ناچیزی است! زمانیکه منفی است، این تاثیرات هم آنجا به طرز عجیبی می رود و آن اثرات خودش را می گذارد و فرد به زودی از آن متاثر می شود و تاثیر می گیرد. پس جان کلام می آید روی موضوع محور وجودی. یک بحثی که ما در مباحث عرفانی خودمان می توانیم طرحش بکنیم و بیائیم تعریفش بکنیم و به آن بپردازیم تا از آنجا به بعد بدانیم که اصولا تاثیرات شعوری در زندگی ما، چون در واقع حالا ما فکر می کنیم فقط بحث هنر است، اما لحظه به لحظه زندگی ما جدا از مساله تاثیرات شعوری نیست، منتهی به عنوان مثال ما در مورد هنر صحبت کردیم، آسیب شناسی آن را مورد بررسی قرا می دهیم و بعد از آن می بینیم که این مساله تعمیم عام دارد. یک تعمیم عامی پیدا می کند که لحظه به لحظه زندگی همراه زندگی همراه با ما است.
حالا من فکر می کنم که تا اینجای قضیه را به اثباتی برسانیم و بعد بحث محور وجودی را در یک بحث جداگانه راجع به آن صحبت بکنیم که از آنجا به بعد نحوه ی تولید یک کار مثبت را راجع به آن بتوانیم صحبت بکنیم.

پایان مصاحبه