۱۳۹۴-۰۲-۲۷

روح هادي

1- در صفحه 199 کتاب «انسان و معرفت» به وضوح آمده است:
«روح هادي» مانند يک قطب‌نما جهت حرکت فرد به سوي کمال را تعيين مي‌کند. يعني ميل بازگشت به سوي مبدأ (رب)، به دليل وجود اين روح است. هر يک از ما در هر مرحله از زندگي در جهان دوقطبي، تحت تأثير نيرويي مخالف کمال هستيم که با غلبه بر آن و پذيرفتن هدايت روح هادي، به سوي کمال حرکت خواهيم کرد.
نويسنده براي تشريح اين موضوع، به آيه 85 سوره إسراء (قل الروح من امر ربي...) اشاره مي¬ کرد که عملکرد روح هادي را در رابطه با «رب» نشان مي دهد. به عبارت ديگر، روح هادي تنها عملکرد مثبت و در جهت کمال دارد و به سوي رب هدايت مي کند.
حتي در زمان تنظيم کتاب، اين سؤال مطرح شد که آيا چنان که از قول جنابعالي مطرح مي شود، روح هادي منفي نيز وجود دارد يا خير. ايشان در پاسخ فرمودند که هر عامل مثبتي، يک عامل منفي در مقابل خود دارد و در مورد روح هادي، اين عامل، در هر مقطعي متفاوت است. (براي مثال، خودشيفتگي، وابستگي و ... عامل هدايت منفي هستند.)
از اين رو، با نظر مستقيم ايشان، در صفحه 240 کتاب نوشته شد:
«در هر مقطعي، نيروي مخالفي مخصوص همان مقطع وجود دارد. براي مثال، در برزخ فرا ‌مکان (برزخ پس از اين زندگي) اين نيروي مخالف، وابستگي‌هاي کالبد ذهني است که نگاه او را به سمت عقب (زندگي پيش از مرگ) نگه مي‌دارد و در برابر درک پيام و کشش روح هادي، ايجاد مقاومت مي‌کند».
لطفا به اين نکته دقت فرماييد که در هيچ کتابي از نويسنده محترم، سخن از روح هادي منفي (روح مضل) و حتي روح هادي مثبت وجود ندارد؛ زيرا روح هادي فقط با عملکرد مثبت شناخته مي شود.
در صفحه 69 کتاب «فرادرماني» آمده است: "«روح هادي»، جهت کلي حرکت و رفتار انسان به سمت «رب» را نشان مي‌دهد" و در صفحه 240 کتاب «انسان و معرفت» نوشته شده است: "«رب» انسان، همواره او را به‌ سوي خود مي‌خواند و «روح هادي» (به عنوان جهت‌ياب وجود انسان)، اين فراخواني را جهت‌يابي مي‌کند و به اين صورت، تمايل حرکت به جلو ايجاد مي‌شود. اما اين تمايل، در همه‌ي افراد يکسان نيست و به بيان ديگر، همه به خوبي، پيام روح هادي خود را دريافت نمي‌کنند؛ زيرا نيروي مخالفي را در خود تقويت کرده‌اند که اثر آن را خنثي مي‌کند."
2- الف) بر اساس صفحات 210 و 211 کتاب «انسان و معرفت»، من معنوي، عملکردهاي متعددي دارد که تنها يکي از آن ها، در جهت پاسخ به اشتياق مثبت و منفي فرد (هدايت يا گمراهي) است و در ساير موارد، با تزکيه، تعليم درون، ايجاد بخشش و ...، تنها در جهت کمال عمل مي کند.
ب) نويسنده محترم، در مورد تفاوت عملکرد «من معنوي» و «حکمت بانان» در رابطه با پاسخ به اشتياق منفي، توضيحي ارائه نکرده است. اما توجه داشته باشيد که بر اساس مطلب صفحه 210 کتاب «انسان و معرفت»، من معنوي، فقط يکي از عوامل اجراي قانون بازتاب است. از سوي ديگر، توضيح صفحه 27 کتاب «موجودات غير ارگانيک» نشان مي دهد که عملکرد حکمت بانان تنها قرار دادن افراد در مسيرهاي متناسب با اشتياق منفي آن ها نيست. اين دسته از موجودات غير ارگانيک، فرد را وادار به انجام کارها و بيان حرف‌هايي مي‌کنند که او را به دردسر مي‌اندازد. يعني نوعي حماقت در او ايجاد مي‌کنند و باعث مي‌شوند به گفتار، انديشه يا عملي احمقانه مبادرت کند. در صورتي که من معنوي چنين عملکردي ندارد.
برگرفته از کتاب انسان و معرفت
استاد محمد علي طاهري
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني#استاد_محمد_علي_طاهري#انجمن_سايمنتولوژي_فرادرماني
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه#سايت_خبري_عرفان_حلقه#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر