۱۳۹۸-۱۲-۱۳

اطلاعیه – اپیدمی کرونا ۲

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه – اپیدمی کرونا ۲
اکوسیستم و اپیدمی
اکوسیستم
 شعور اکوسیستم در برگیرنده نحوه کنترل و ارتباط بین کلیه ذرات کیهان با یکدیگر و کنترل و تعادل مابین آن هاست. در کیهان، هیچ ذره ای بدون ارتباط با سایر ذرات نمی تواند وجود داشته باشد. هر گونه تغییر در کیهان، به دنبال مهندسی «شبکه شعور کیهانی» و زیر مجموعه آن یعنی شعور اکوسیستم صورت گرفته است. بنابراین، تولد، مرگ و از حالی به حال دیگر شدن کلیه اجزای کیهان، توسط شعور اکوسیستم تعیین و به مورد اجرا گذارده می شود. و از پدیده انفجار بزرگ تا پیدایش منظومه شمسی و ایجاد کرات مختلف از جمله کره زمین همگی توسط شعور اکوسیستم هدایت و مدیریت شده تا بتواند بر روی زمین باعث پیدایش حیات و ظهور انسان بر روی آن شود. به عبارت دیگر:
اکوسیستم، کارخانه شخصیت سازی، پیاده کردن و ایجاد تنوع در آن است. در ابتدا طراح یا خالق، شعور و هوشمندی را  به وجود آورده، سپس هوشمندی نیز مواد اولیه خط تولید کیهان را مطابق با نقشه ایجاد، عرضه نموده است. این مواد اولیه حیات کیهانی، نیروی کیهانی و شعور کیهانی هستند.
هر جزئی از هستی، محتاج تبادل با سایر اجزاست و هیچ جزء مستقلی در کیهان وجود ندارد و بقای هر بخشی و هر ذره ای بستگی به ارتباط و هماهنگی با سایر بخش ها و ذره ها دارد و به این وسیله بقا می یابد.
اکوسیستم دارای هدف مشخص و معینی است و می داند از کجا شروع کرده، به کجا می خواهد برود و چه هدفی را دنبال می کند و برای تحقق خواسته و هدف خود در هر لحظه چه تبادلات، تغییرات و طرح هایی را باید در هستی پیاده کند. از این رو، اکوسیستم دارای شخصیت ۱،هویت و رفتار۲ معین و تعریف شده است. زیرا حرکت آن جهت دار بوده و به آن هویت می دهد. بنابراین، این رفتار نیز در راستای تحقق بخشیدن به هدف آن است(شکل ۱-۴). از این دیدگاه، اکوسیستم دارای شخصیت می باشد. زیرا، دارای نقش منحصر به فردی بوده که به آن به خوبی واقف است.
جهش و انتخاب اصلح
یکی از ابزارهای لازم برای ایجاد شخصیت های مختلف، جهش۱۲ بوده که به نحو هوشمندانه ای از جانب اکوسیستم به کار گرفته شده است. شاید در دنیای علم تصور شود که جهش یک امر اتفاقی و برحسب تصادف صورت می گیرد، اما اکوسیستم با دقت و هوشیاری بسیار زیادی توانسته با چنین پدیده ای بی نهایت نوع شخصیت را ایجاد کند که هر کدام جایگاه منحصر به فردی را در اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی دارند. در نظام هدفمند کیهان و اکوسیستم آن، هیچ ذره ای جای ذره دیگر را نمی تواند بگیرد. یعنی در واقع اکوسیستم هنرمندی است که آثار او تکراری نیست و بر اساس طرح و برنامه نظام مهندسی حساب شده، همه این امور را برای موجودی خاص و استثنایی که وجود انسان باشد، آماده و جاسازی کرده است.
 به طور خلاصه باید گفت که به صورتی اصولی باید هدفمندی در خلقت انسان باشد که اسباب و وسایل آن، این گونه آماده شده و سلسله مراتبی اتفاق افتاده تا انسان در این جا حضور پیدا کند. حال اگر انسان نتواند به ساختار وجودی خود پی برده و هدف از این مهندسی را درک کند و پی به وجود این نرم افزارها و عظمت خود ببرد، به طور مسلم نخواهد توانست به برنامه زندگی متناسب با چنین ساز و کاری برسد که در نتیجه با هدر رفتن انرژی های ذهنی، روانی و جسمی او حاصلی جز خستگی و افسردگی و … برایش نخواهد داشت.
نقش اکوسیستم(کیهانی- زمینی)
امروزه بشر با بیماری های مختلفی رو به رو است که در اصل اکوسیستم آن ها را طراحی و اجرا می کند که در حقیقت به نوعی حیات را به خصوص در مورد انسان محدود می کند. به طور قطع اگر انسان با اکوسیستم هماهنگ تر بود، بدون شک واکنش اکوسیستم زمینی هم می توانست بسیار ملایم تر باشد. کسانی که بیشتر به مقررات اکوسیستم(کیهانی و زمینی) احترام می گذارند و در حفظ اکوسیستم تأثیر دارند، اکوسیستم نیز آن ها را بهتر حفظ می کند و کسانی که قوانین را نقض می کنند، بیشتر در معرض خطر هستند. همان طور که پیشتر گفته شد، اکوسیستم وظیفه حفظ بقاء و تعادل در طبیعت و حفظ کره زمین را نیز به عهده دارد و از زمانی که بشر برای حفظ منافع خود دست به تخریب و منقرض کردن برخی گونه های موجودات زده و تعادل را از بین برده، این تقابل شدیدتر شده است با او به نحوی مقابله می کند که از بلند پروازی هایش جلوگیری کند. آن چه که مسلم است در بروز یک اپیدمی مانند اپیدمی فعلی کرونا، اکوسیستم زمینی در طراحی ویروس و نوع هوشمندی و شیوه بقای آن و… نقش موثری دارد و نباید فکر کرد ویروسی که میلیونها سال قدمت دارد به ناگاه از خفاش به انسان انتقال پیدا نموده و باعث بروز این همه ترس و وحشت جهانی شده بلکه باید گفت این ویروس را اکوسیستم برای یک چنین روزی طراحی و در بدن یک موجودی مانند خفاش نگهداری کرده تا امروز بتواند از آن استفاده هدف مندی بکند و نه اینکه همه چیز بر حسب اتفاق رخ می دهد و هر روز هر اتفاق وهر احتمالی میتواند زندگی انسان را بر روی این کره منحصر به فرد به خطر بیاندازد(همچنان که برخی حتی پیدایش حیات ؤا نیز ممکن است یک اتفاق شانسی بدانند و یا… اما از این دیدگاه هیچ رویدادی اتفاقی و شانسی نیست).
شعور اکوسیستم زمینی
هوشمندی حاکم بر کیهان، حفظ حیات را تضمین می کند و آن نیز شرایطی را فراهم آورده که انسان و سایر موجودات زنده بتوانند بر روی زمین زندگی کنند. برای این منظور اقدامات مهندسی بیشماری لازم بوده از جمله: فقط کافی بود که ذرات باردار بتوانند از فضا به جو زمین نفوذ کنند(که در قطب های زمین به دام می افتند) و یا ذرات رادیواکتیو که از فضا به سمت زمین می آیند، می توانستند به جو زمین برسند(ولی در کمربندهای وان آلن۱۳ در ارتفاع ۳۴۰۰ و۱۶۰۰۰ کیلومتری خارج از جو به دام این کمربندهای نامریی می افتند) تا هیچ موجود زنده ای بر زمین باقی نماند. قوانین و پدیده های هوشمندانه متعددی دست به دست هم داده اند تا شعوراکوسیستم باعث پیدایش حیات در روی زمین و حافظ بقای آن شود.
همچنین، امکان ایجاد اتفاقی آشکارکننده های حیات در کیهان(موجودات زنده) مستلزم کنار هم قرارگرفتن بینهایت امکان مختلف، آن هم به طور اتفاقی و همزمان بوده که در این صورت احتمال وقوع آن مساوی با صفر می باشد. زیرا:
در نتیجه، از این منظر احتمال آشکار شدن اتفاقی و تصادفی حیات در کیهان به طور کامل منتفی است. حیات با طرحی هوشمندانه از طریق آشکارکننده های حیات به جریان افتاده و پس از آن هم به صورت برنامه ریزی شده ای تداوم پیدا کرده است.
بنابراین، اکوسیستم کیهانی تمهیدات لازم برای آشکارسازی حیات را فراهم کرده، با توجه به وضعیت جدید، تدابیر هوشمندانه دیگری را جهت برقراری تعادل کیهانی طراحی و اجرا نموده است. به این ترتیب، اکوسیستم خط تولید خود را راه اندازی نموده، به شیوه مهندسی خود حفظ و تکامل موجودات را رقم زده تا شخصیت نهایی مورد نظر، یعنی انسان را عرضه کند.
اکوسیستم(زمینی) باید حفظ شود تا بشر نیز بقا پیدا کند، به همین دلیل شعور اکوسیستم بر محور این برنامه است که زمین را حفظ کند.
این تغییرات در معرض عوامل مختلف(تشعشعات فیزیکی، شعوری، تأثیرات شیمیایی و…) ایجاد می شود و در این رابطه، هر گونه روند زیستی جدیدی را که لازم باشد، بنا می گذارد. انواع جهش های ژنی، قانون انتخاب اصلح و … نشان می دهد که اکوسیستم برای تطابق خود با شرایط جدید برنامه ریزی شده است. اکوسیستم موجودیت و شعور دارد و اشتباه نمی کند.
انسان برای منافع خود به طبیعت لطمه می زند، اما اکوسیستم زمینی به عنوان یک کل، به دنبال حفظ بقاء است و حذف و اضافه کردن های موجودات بر روی زمین نیز به همین منظور است. پدیده هایی مانند پدیده گل خانه ای(GREEN HOUSE EFFECT) و گرم شدن جو زمین بر اثر افزایش گاز کربنیک جو و در نتیجه ذوب شدن یخ های قطبی که با (طرح اعجاب انگیز مهندسی اکوسیستم برای متوقف کردن انسان از نابودی کامل زمین که طی میلیون ها سال میزان غیر قابل تصوری از آب اقیاوسها را به صورت یخ در قطب های زمین برای چنین روزی ذخیره نموده تا امروز بتواند جلوی تخریب بیش از حد انسان را بگیرد و انسان با احساس خطر، به اصل زندگی مسالمت آمیز خود با طبیعت بازگشت کند)، در ظاهر موجب از بین رفتن موجودات می شود، اما از طرف دیگر باعث نجات زمین و تداوم حیات بر روی آن خواهد شد.
اکوسیستم زمینی، با صلاحدید هایی در یک سطح موجوداتی را از بین می برد تا موجودات دیگری بقاء یابند. برای مثال، در بررسی آتش سوزی جنگل ها دیده می شود که اکوسیستم سطح رویی جمعیت گیاهی را از بین می برد تا فرصت برای رشد موجودات سطوح زیرین ایجاد کنند. انسان نیز این درس را از آن فراگرفته و آتش سوزی مصنوعی جنگل ها را با برنامه انجام می دهد و در پی آن است که این تعادل را به طور مصنوعی حفظ کند؛ یعنی به نوعی در حال پذیرفتن پدیده مرگ در اکوسیستم است و برای آن دستورالعمل نیز صادر می کند.
 از طرف دیگر، اکوسیستم بر اساس اصل سادگی عمل می کند. آبی که به صورتی زلال و سالم از چشمه می جوشد، هر چه از سرچشمه دورتر می شود، آلوده تر و کدرتر و پیچیده تر شده و تصفیه آن عملیات بیشتر و هزینه های گزاف تری خواهد داشت. در خصوص بشر نیز به به همین گونه با دور شدن از مبدا پیدایش و به مرور زمان با انواع و تعداد بیماری های بیشتری مواجه می شود در حالی که بسیاری از این بیماری ها دز زمان های گذشته وجود نداشته است. با گذشت زمان اکوسیستم رفتارهای دیگری را نیز برای میکروارگانیزم ها  طراحی نموده و سطح هوشمندی آن ها را به شدت ارتقا داده است. یک دلیل عمده، این که در آغاز ذهن بشر تا این حد پیچیده نبوده و تا به این حد درگیر منافع خود نبوده و از ذهن ساده تری برخوردار بوده است.
 انسان نباید پیچیدگی را با قابلیت اشتباه بگیرد و فکر کند دانا بودن یعنی پیچیده بودن.
 نوابغ دنیا با راه حل های ساده، پیچیدگی های بی شماری را حل کرده اند. و انسان هرچه به مبدأ نزدیک تر شود، غل و غش و پیچیدگی ارتباطش با مبدأ کمتر می شود. اکوسیستم حرکت به سوی سادگی را می آموزد و هر چه پیچیدگی های ما بیشتر می شود، تأثیر منفی آن را به ما نشان می دهد.
جایگاه انسان در اکوسیستم
بنابراین، مطابق این قضیه، اکوسیستم مجری و هدف کلی آن طراحی بی نهایت شخصیت است که بتواند از این روند بهره برداری خاصی به عمل بیاورد. در این رابطه، در سایمنتولوژی سوالی مطرح می شود که این کارخانه شخصیت سازی به چه منظوری ایجاد شده و هدف نهایی آن چیست؟
سایمنتولوژی می خواهد با جوابی که برای آن می یابد بتواند در تعیین جایگاه انسان به نتیجه ارزشمندی برسد. زیرا تا این جایگاه معلوم و مشخص نشود، هدف انسان از زندگی و پیدا کردن معنایی برای آن امکان پذیر نخواهد بود. بدون رسیدن به این نتیجه انسان همواره دچار سرگشتگی و سر درگمی خواهد بود و مجبور است که مسیر زندگی را همان گونه که تا کنون تجربه نموده با آزمون و خطا و احتمالات سپری کند.
یافتن جایگاه انسان در هستی کلید حل این معما خواهد بود و منجر به حل یک سری از تضادهای انسان شده و در بسیاری از موارد می تواند او را در مسیر زندگی اش هدایت و راهنمایی کند. زیرا، یکی از مشکلات انسان این است که:
نمی داند «جایگاهش کجاست »  
چرا به او گفته می شود که «خودت را بشناس»
زیرا اگر انسان جایگاه خود را پیدا نکند و نتواند خود را شناخته و به فلسفه وجودی خود پی ببرد، با موجودیت خود به تضاد افتاده و یا برای آن جواب هایی پیدا می کند که او را از مرحله پرت می کند و به بیراهه می برد همان اتفاقی که هم اکنون افتاده است. اکنون پیکره انسان را تضاد نسبت به همه چیز(با خالق، هستی، خود و دیگران) و این عامل بیماری زا را به جان خود انداخته و ذهن و روان و متعاقبا جسم خود را نیز به خطر بیاندازد(تضاد یک عامل ایجاد بیماری و اختلال است۱۱) و از طرف دیگر با اشتباه در انتخاب وسیله بجای هدف، فکر منفعت طلبی همه وجود او را فراگرفته، به طوری که به منافع آنی و مادی خود به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد و این منفعت طلبی نه تنها باعث شده تا زندگی خود را فدا کند بلکه باعث به خطر افتادن کره زمین هم شده است باعث ب (خلقت، خودانسان دچار  در تضاد افتد و. از اینرو، پاسخ به این سوال به انسان کمک می کند که بداند بر روی این کره خاکی چه کار می کند و قرار است چه هدفی را دنبال کند. بنابراین، هدف غائی طرح و اجرای بینهایت شخصیت موجود در هستی، رسیدن به طرح وجودی انسان است.
اکوسیستم در چرخه فعلی خود(شروع از انفجار بزرگ)، میلیاردها سال تلاش نموده تا بی نهایت شخصیت مختلف را بر عرصه گیتی و بر روی زمین طراحی و ایجاد کند. در این چرخه، شخصیت و رفتارهایی را پیاده کرده که در موجودات اعم از ذرات، حیوانات، گیاهان و میکروارگانیزم ها تجلی یافته و سرانجام نتیجه نهایی همه این شخصیت ها را به انسان انتقال و در چیدمان وجودی نرم افزاری انسان پیاده کرده(شکل ۶-۴) و برای اجرای این طرح، زمان بسیار طولانی را صرف کرده است.
برای مثال، قبل از این که انسان وجود داشته باشد، موریانه ها آپارتمان سازی کرده و برج های چند طبقه ساخته اند که برای هر طبقه آن منظور خاصی حساب شده ای در نظر گرفته اند. نجابت اسب، وقار تمساح، وفای سگ، درندگی و بی رحمی گرگ، میل به اندوزش مورچه، میل به زندگی انگلی زالو و… همه شخصیت هایی هستند که شعور اکوسیستم کیهانی و زمینی قبل از انسان، آن ها را طراحی و به طور جداگانه در مخلوقات مختلف پیاده نموده و سرانجام ماحصل همه این رفتارها و تمایلات را به انسان انتقال و در نرم افزارهای وجودی او جا داده است.
 به عبارت دیگر، هر شخصیت ممکنی به وسیله اکوسیستم طراحی و در وجود انسان جاسازی شده است. انسان نیز می تواند به دلخواه خود هر نمونه از این شخصیت ها را در وجود خود فعال یا غیرفعال کند. به طور خلاصه باید گفت که اکوسیستم کار عظیمی را هوشمندانه دنبال کرده و نقش خلاقانه ای را ایفا نموده است .انسان وارث میلیاردها سال تلاش اکوسیستم و طراحی بینهایت نرم افزار می باشد که هر کدام را بخواهد می تواند در وجود خود فعال کند یا به صورت غیرفعال نگه دارد.
 اکوسیستم زنده
از منظر فراکل‌نگری، اکوسیستم هم موجودی است که شخصیت، هویت و رفتار دارد و زنده محسوب می شود. هنگامی که انسان متوجۀ زنده بودن اکوسیستم بشود و روابط هوشمندانه‌اش را بفهمد، آنگاه خواهد فهمید که باید با این موجود هم با احترام برخورد کند، در آن صورت برای هستی احترام قائل می‌شود. در آن صورت بسیاری مشکلاتش کمتر می‌شود. بسیاری از معضلات انسان‌(از جمله فاجعه ناشی از اپیدمی ها) از نادیده گرفتن اصل احترام به هستی ناشی می‌شود. در واقع، انسان ارزشی برای هستی قائل نیست و به همین دلیل ضررهای جبران ناپذیری را متحمل شده و خواهد شد.
روان
روان به دو بخش نهادی و عاطفی تقسیم می شود:
۱-روان نهادی(روان عام):
مرکز انگیزش های احساسی موجود زنده در قبال نیازهای غریزی، روان نهادی خوانده می شود. برای مثال، دیر رسیدن آب و غذا به انسان، حیوان یا گیاه می تواند باعث بی حوصلگی، عصبانیت، اضطراب و عدم تعادل روانی و در نهایت افسردگی شود یا فقدان جفت برای یک حیوان در فصل جفت گیری می تواند باعث ایجاد افسردگی در آن حیوان شود. عامل روان نهادی از عوامل مشترک بیماری های روانی مانند افسردگی در انسان، حیوان و گیاه است.
به همین ترتیب وقوع شرایطی نیز می تواند میکروارگانیزم ها را دچار شوک و بروز رفتار غیرعادی ناشی از یک جهش ذهنی و روانی نماید که نوع و چگونگی آن قابل پیش بینی نیست و فقط می توان فهمید ک ه آنها روز به روز هوشمند تر می شوند و انسان باید به دیدگاه های نوین تری در مواجهه با آنها تجهیز شود. دیدگاه هایی فراعلمی زیرا به زودی علم مجبور به اعتراف به ناتوانی در مقابله با اپیدمی های نسل جدید که از هوشمندی فوق تصوری برخوردار خواهند بود می رسد.
۲-روان عاطفی:
دفاع شعوری:
 شعور حیات قابلیتی دارد که حامل آن را به نحوی در مقابل عوامل تهدید کننده بقای آن حفظ می کند. برای مثال، میکروارگانیزم ها را در مقابل آنتی بیوتیک ها و یا پشه ها را در مقابل سموم مختلف و یا آفت های گوناگون را در برابر آفت کش ها حفظ و مقاوم می کند و حیات آن هارا به گونه ای هدایت می کند که بتوانند خود را در مقابل این عوامل تهدید حفظ کنند و نسل های بعدی بتوانند در مقابل این تهاجمات محیطی خود را ایمن کنند و علیه این عوامل، تولیدات شیمیایی و تمهیدات مختلف دفاعی نیز داشته باشند. بنابراین، این موضوع باعث افزایش سطح هوشمندی موجود زنده می شود. زیرا مقاوم شدن یک میکروارگانیزم در مقابل آنتی بیوتیک نیاز به تمهیداتی است هوشمندانه که بتواند از طریق تولیدات شیمیایی دیگری اثر آنرا خنثی کند و یا به نوعی ساختار وجودی خود را به گونه ای تغییر دهد که آنتی بیوتیک ها دیگر نتوانند اثر مخربی برروی او بگذارند. در حالی که قبل از ساخت آنتی بیوتیک ها، این میکروارگانیزم از چنین قابلیتی برخوردار نبوده و تولید آنتی بیوتیک باعث بالا رفتن سطح هوشمندی آن ها شده است. همچنین قبل از ساخت سموم توسط انسان، پشه ها و آفت های مختلف از قابلیت خنثی کردن اثر مخرب سموم بر روی زیست خود برخوردار نبوده اند و این قابلیت پس از تولید سموم به وجود آمده است. این در حالی است که سموم در ابتدا بر روی نسل اول آن ها، اثر بسیار مخربی داشته و همه آنها را از بین برده و از آنها نیزکه نابود شده اند نسلی باقی نمانده تا بخواهند به تدریج راهکار مبارزه با سموم را پیدا کنند بلکه آن چیزی که این اطلاعات را در خود ثبت و ضبط نموده از طریق ذهن جمعی این پشه ها و یا میکرو ارگانیزم ها و حافظه ذهن جمعی آن هاست که اکوسیستم زمینی آنها را قادر ساخته که پس از چند نسل راهکار مقابله با تهدیدات صورت گرفته را اجرا نموده تا بتوانند در مقابل آن مصون شوند(زیرا از موجوداتی که نابود شده اند نسلی باقی نمی ماند که بخواهد از طریق انتقال ژنی اطلاعات را جابجا کند. بنابراین، این انتقال اطلاعات به طور صرف از طریق شعوری صورت گرفته و پس از انتقال نرم افزاری در بخش سخت افزار آن ها یا ژن ها حک می شود و از آن پس جزء رفتار ثابت آن ها خواهد شد تا جهش دیگر که باز هم لازم باشد که موجود زنده حرکت جدیدی در راستای بقای خود بر طبق الگوهای هوشمندانه اکوسیستم و تحت مدیریت شبکه شعور کیهانی انجام دهد. بنابراین یکی از مکانیزم های جهش و موتاسیون، هدایت و برنامه ریزی اکوسیستم می باشد.
در این رابطه و تاثیر محیط در جهش و موتاسیون به مورد دیگری اشاره می شود. در بدن انسان، صدها هزار برابر تعداد سلول ها(تعداد سلول های بدن انسان: صد میلیارد) میکروارگانیزم های مختلف زندگی می کنند به طوری که معلوم نیست که بدن ما در اصل سلول ها هستند و یا میکروارگانیزم ها. این میکروارگانیزم ها به طور عمده در درون و بیرون از بدن با ما به صورت مسالمت آمیزی زندگی می کنند. تا حیات در بدن جریان دارد وجود کالبد اختری مانع حمله این موجودات به بدن می شود. اما به محض وقوع مرگ قطعی(از بین رفتن کالبد اختری)، این میکروارگانیزم ها بلافاصله به بدن حمله نموده و شروع به متلاشی کردن جسد میکنند در حالی که تا ساعاتی قبل با این بدن به صورت مسالمت آمیز زندگی می کردند(تدبیر اکوسیستم برای از بین بردن لاشه همه موجودات زنده). اما عواملی می توانند همین میکروارگانیزم ها را به طغیان وادار کنند که به زندگی مسالمت آمیز با انسان خاتمه داده و به او حمله ور شوند(مانند مصرف مخدرهایی مثل کراک) به طوری که بدن انسان شروع به کرم زدن کند.
حال همان طوری که عوامل محیطی و آلودگی های مختلفی مانند آلودگی امواج ناشی از میلیون ها فرکانس مختلف از امواج موبایل ها، رادارها، رادیو و تلویزیون و… که در هر لحظه با هر چیزی برخورد دارند، اکوسیستم را وادارد تا برای جلوگیری از برخی از ضایعات ناشی از این پدیده بشری(برای مثال: خودکش دسته جمعی نهنگ ها که می تواند آلودگی امواج باعث سرسام گرفتن آن ها شده باشد) راه چاره ای را بیندیشد و برای مثال میکروارگانیزمی را به چنان جهشی وادارد که آنرا به موجود خطرناکی علیه ما تبدیل کند، آن چنان که ارتباط همه انسان ها را با یکدیگر قطع کند و چرخ های صنعت و تکنولوژی را از کار بیندازد و غرش موتورهای جت را که به طور مداوم امواج متلاطم ایجاد شده توسط آنها حیات موجودات مختلف ریز و درشت را که زندگی شان به خطر افتاده و برای ما نامحسوس است را از غرش بیاندارد و زمین دوباره روی آرامش و رهایی از آلودگی امواج و آلودگی صدا و… را به خود ببیند.
این آثار مضر، همان گونه که بر روی انسان آثار مخربی به جا گذاشته امکان این که بر روی میکروارگانیزم ها هم اثر بگذارد، وجود دارد. همچنین باعث ایجاد جهش هایی بشود که اکوسیستم و هوشمندی از قبل نرم افزار آن را در آن ها برای چنین شرایطی تعبیه کرده باشد و یا تعبیه کند و از آن ها موجوداتی خطرناک و بسیار هوشمند(مانند ویروس اچ آی وی) ساخته و زندگی انسان را به جرم تخریب زمین فلج کند. زیرا اکوسیستم زمینی و هوشمندی حاکم بر آن وظیفه حفظ زمین را تا زمانی که شرایط بیرونی حاکم بر آن اجازه می دهد(وضعیت منظومه شمسی و پایان یافتن انرژی خورشیدی در چند میلیارد سال دیگر و …)، بر عهده دارد.
انواع رفتار در میدان شعوری
۱- رفتار ذره در میدان شعوری (رفتار سخت‌افزاری)
رفتار هر ذره ای در چنین میدانی تابع قوانین و قواعد شعور مافوق خود است. رفتار یک جزء در این میدان، متفاوت از رفتار آن در سایر میدان هاست و شخصیت واقعی آن تفاوت پیدا می کند، یعنی از قواعد قبلی پیروی نمی کند.
– رفتار نرم‌افزاری در میدان شعوری
اصلاح نرم‌افزاری:
در یک میدان شعوری، برنامه‌های نرم‌افزاری وجود انسان، حیوان و گیاه قابلیت اصلاح بر اساس میدان شعوری جدید را دارند که در نهایت به ارتقای کیفی رفتاری می‌انجامد.
تطابق نرم‌افزاری:
در یک میدان شعوری، برنامه‌های نرم‌افزاری وجود انسان، قابلیت تطابق و هم فازی با میدان شعوری جدید را دارند؛ از جمله نتایج حاصل از تطابق نرم‌افزاری در میدان شعوری، مصونیت شعوری می‌باشد.
نظریه مصونیت شعور
در یک میدان شعوری، رفتار یک میکروارگانیزم بستگی به حوزه‌ شعوری اشتراکی مابین میکروارگانیزم و ناقل دارد و این رفتار به طور قطع با شخصیت حقیقی میکروارگانیزم تطابق ندارد. در نتیجه، برخی افراد ناقل میکروارگانیزم‌ها هستند، اما بیمار نیستند.
مصونیت شعوری به دو گونه است:
۱- مصونیت شعوری طبیعی
برای مثال، افرادی که حیوانات خانگی را نگهداری می کنند و میکروارگانیزم‌ها از آن حیوانات به بدن ایشان منتقل می‌شوند، اما این عده بیمار نمی‌شوند. زیرا در این موارد، میکروارگانیزم‌ها به دلایل هم فازی شعوری با این افراد معمولا رفتار خصمانه ای بروز نمی دهند و در این میدان شعوری به گونه‌ خصمانه ای رفتار نمی کنند. در نتیجه، این افراد به طور طبیعی مصونیت شعوری پیدا کرده‌اند.
۲- مصونیت شعوری مصنوعی
این نوع مصونیت شعوری یکی از اهداف مهم فرادرمانی و سایمنتولوژی است که به ‌معنای قرار دادن یا قرار گرفتن در یک میدان شعوری به مقاصد مختلف است؛ برای مثال استفاده از میدان شعوری برای درمان بیماری ها، ترک اعتیاد و …
نظریه آلودگی شعوری
بر اساس یکی از نظریه‌های مطرح شده در فرادرمانی و سایمنتولوژی حالات ذهنی و روانی انسان می تواند ایجاد تشعشعات غیرفیزیکی یا به‌عبارتی تشعشعات شعوری نماید که نه موج است و نه ذره.
این تشعشعات مثبت یا منفی می تواند بر روی دیگران آثار مثبت یا منفی بگذارد. به همین دلیل است که در مواجهه با افراد مختلف، حالات متفاوتی به انسان دست می دهد و حالت‌های خوش‌آیند یا نامطلوبی احساس می شود و به دنبال آن تغییر خلق نیز حادث می شود. به‌عبارت دیگر، هنگامی که کالبد روانی تشعشعات منفی ایجاد می کند، این تشعشعات می تواند باعث آلودگی و درگیری دیگران شود و آن ها را تحت تاثیر خود قرار بدهد. برای مثال، افرادی که در ارتباط با اشخاص افسرده قرار می گیرند، پس از مدتی احساس افسردگی به آن ها نیز دست می دهد.
از گروه‌هایی که به شدت در معرض آلودگی‌های تشعشعاتی قرار دارند، می توان از روان‌پزشکان، روان‌شناسان، پزشکان، دندان‌پزشکان، هیپنوتیزور‌ها، وکلا و… نام برد.
اما با توجه به موضوع فوق، آلودگی تشعشعاتی شعوری بر روی میکروارگانیزم ها نیز می تواند اثربخش باشد و آن ها را وادار به دفاع شعوری علیه این پدیده ها کند که باعث ایجاد موتاسیون و جهش هایی گردد که قابل پیش بینی نیستند و در برخی موارد باعث صدمه رسانیدن مضاعف به انسان شوند. حتی میکروارگانیزم هایی هم که به صورت مسالمت آمیز با ما زندگی می کنند، ممکن است در مواجهه با تشعشعات شعوری منفی ما، واکنش مخرب از خود نشان دهند و همان طور که انسان ها تحت تشعشع منفی تاثیر سوء می گیرند، این موجودات نیز تحت تاثیرات تشعشعاتی شعوری منفی ما، واکنش های منفی و مخرب از خود نشان می دهند.
مصونیت شعوری
نوعی دفاع شعوری به صورت تطابق و هم فازی با عوامل شیمیایی و میکروارگانیزمی و… همچنین اتخاذ رفتار مسالمت آمیز با این عوامل.
تغییرات ژن در طول تاریخ بشریت
برنامه ژن در استعداد ریشه ای موجود ولی خاموش بوده یعنی در ابتدا پیام چندانی از وجود نقائص ژنتیکی وجود نداشته که انتقال بدهد. سپس این برنامه ها یک به یک فعال شده اند. هر نقصی که پیش آمده از نقایص محیطی، رفتاری و … حاصل شده و به تدریج که جلو آمده، مشکلات بیشتر و بیشتری اتفاق افتاده است و در حال حاضر ژن انسان در سطح وسیعی حامل مشکلات مختلفی شده است.
انسان در طول تاریخ هر چه به زمان حال نزدیک تر شده، ژن او معیوب و معیوب تر شده است چرا که رفتارها به صورت زنجیروار، بازخورد منفی خودشان را آورده و در ژن گذاشته اند و یک سری از عوامل تخریب کننده ژن(مانند امواج مختلف، ویروس های غیرارگانیک و …) نیز بر روی آن تأثیرگذار بوده اند. پس اینطور نیست که از روز اول ژن معیوبی را به دامن انسان انداخته باشند. این مسائل و مشکلات ژنتیکی فعلی، شاید هزاران سال قبل به گستردگی امروز نبوده است. این نشان می دهد که بازخورد اختلالات رفتاری انسان روی ژن اثر منفی می گذارد و به طور مرتب دارد کلیدهایی را که میلیاردها سال خاموش بوده اند، روشن می کند و شدتی را نیز(مانند کلیدهای یک اکوالیزر) تعریف می کند. در نتیجه، روز به روز باید انتظار مشکلات ژنتیکی بیشتری را داشت.
ژن موجودات زنده در معرض یک سری از تخریب ها قرار دارد که شاید در حال حاضر انسان اشراف چندانی بدان نداشته باشد. آلودگی های امواج (ناشی از تعدد تلفن های همراه و…) می توانند از عوامل تغییراتی در کل اکوسیستم زمینی باشند. برای مثال، خودکشی دست جمعی نهنگ ها می تواند به علت وجود بینهایت فرکانس هایی باشد که برای آن ها غیرقابل تحمل بوده و در حوزه شنوایی آن ها ایجاد اختلال کرده و باعث سرسام گرفتن آنها شده باشد. اما به احتمال زیاد این موضوع روی ژن آن ها اثر گذاشته است. انسان در حال حاضر به طور دقیق نمی داند لطماتی را که به اکوسیستم وارد نموده، چه تغییراتی را در مجموعه ژنتیک موجودات زنده دراکوسیستم وارد کرده است.
در نتیجه، انسان باید منتظر فجایع بزرگتری باشد زیرا بر اساس اصل منفعت طلبی، به طور صرف، فقط منافع خود را در نظر گرفته است. انسان ها شاید به زودی مجبور شوند از تکنولوژی فاصله گرفته حتی تلفن های همراه خود را کنار بگذارند، از فلزات فاصله بگیرند و…
انتقال شعوری اطلاعات
منظور از انتقال شعوری اطلاعات این است که بتوان اطلاعاتی را از طریق میدان های شعوری به سلول، مولکول، میکروارگانیزم و… انتقال داد، بدون این که به عوامل فیزیکی نیازی باشد.
انواع انتقال شعوری اطلاعات:
انتقال شعوری اطلاعات در محیط زنده مانند بارداری شعوری
انتقال شعوری از طریق باردار کردن شعوری مواد
در طی اِعمال میدان«شارژ شعوری»، ماده مورد استفاده که تحت شارژ شعوری قرار گرفته، می تواند شعور ناشی از وجود یک میدان شعوری را در خود ثبت و ضبط نموده و انتقال دهد. بدیهی است با این انتقال، اثرات شعوری آن میدان در سوژه مورد آزمایش آشکار می گردد. با این توضیح، امکان ساخت دارو با استفاده از خوراکی و نوشیدنی ها بدون استفاده از هرگونه مواد شیمیایی وجود دارد که به آن«شارژ شعوری» می گوییم.
انتقال شعوری اطلاعات در محیط آزمایشگاه
در این حالت، اطلاعات از یک نمونه بدون هیچ گونه مداخله فیزیکی به نمونه دیگری انتقال پیدا می کند.
انتقال شعوری از طریق ذهن جمعی کل و جزء
ذهن جمعی کل و گونه های مختلف حیات
یکی از راه های انتقال اطلاعات، وجود ذهن جمعی کل، اشتراک بین ذهن همه گونه های مختلف حیات از جمله بین انسان ها، حیوان ها و گیاه ها و… می باشد که از این راه اطلاعات لازم را به یکدیگر به طریقه شعوری انتقال می دهند. ذهن جمعی انسان ها که در حقیقت ناشی از تن واحده بشر و یا گونه های دیگر می باشد که در انتقال پنهان و شعوری بین انسان ها نقش موثری داشته، به ویژه در زمانی که ارتباط بین قاره ای به سادگی امروز نبوده و بسیار دشوار و به ندرت انجام گرفته، اما اطلاعات بشر در بین قاره ها از این طریق به اشتراک گذارده شده است. انسان به دو طریق آشکار کننده شعور می باشد:
به طور انفرادی
به طور جمعی که در آن صورت نقش یک تن واحده را بازی می کند.
ذهن
یکی از داشته های کیهان، ادراکاتی است که ناشی از زندگی موجودات زنده بوده و در آن جریان می یابد. «ادراکات» مجموعه آن برداشتی است که هر ناظری(موجودات زنده) از موجودیت و حضور خود در کیهان به دست می آورد. این ادراکات در دو سطح ادراکات انسانی و ادراکات سایر موجودات زنده تقسیم می شود. اما این ادراکات به عنوان بخشی از اطلاعات ایجاد شده در کیهان تلقی میشود و اطلاعات ناشی از حیات به واسطه این که «حیات» نه ماده است و نه انرژی، دستخوش هیچ گونه تغییری فیزیکی نمی شود و همواره وجود دارد، فقط برای آشکارشدن آن باید آشکارکننده های حیات و شرایط محیطی لازم وجود داشته باشند.
تعریف عام ذهن
ذهن، عامل مدیریت نرم‌افزاری همۀ ابعاد وجودی کیهان، انسان، حیوان، گیاه، سلول، مولکول، میکروارگانیزم، اتم، ذره و… می باشد. به عبارت دیگر، ذهن کلیۀ نرم‌افزارهای بخش‌های مختلف وجود هر عضوی در کیهان از کل(کیهان) تا جزء(ذره) را مدیریت می کند.
ذهن به دو بخش نهادی و ادراکی تقسیم  می ‌شود:
ذهن نهادی[۱]:
ذهنی که در رابطه با تأمین نیازهای نهادی یا غریزی یا ماشینی، اطلاعات لازم را چیدمان و پس از پردازش این اطلاعات، راه حل‌های مناسب را برای تنازع بقاء ارایه و اجرا می کند. برای مثال، یک مورچه با ذهن نهادی خود به خوبی می ‌داند که چگونه لانه خود را بسازد و چگونه دانه‌ها را حمل و آن‌ها را انبار کند و یا ذهن یک ذره همه برنامه های نرم افزاری ذره را برای آن مدیریت می کند تا ذره بتواند در میدان آگاهی اطلاعات مورد نیاز خود را از میان انبوه اطلاعات کیهان مورد استفاده و بهره برداری قرار دهد
ذهن ادراکی[۲]:
ذهن ادراکی، چیدمان اطلاعات و پردازش ‌آن‌ها را به گونه‌ای انجام می دهد که منجر به تعبیر و تفسیر از خلقت، هستی، خود و هر موضوعی در پیرامون انسان می شود و منتهی به برداشت‌ها، ادراکات و فهم متفاوتی نسبت به هر پدیده‌ای می ‌گردد. این نوع ادراک، مختص انسان بوده و ذهن ادراکی فقط در انسان فعال می باشد و در حیوان و گیاه غیرفعال است.
حافظه ذره
هر ذره دارای حافظه ای است که می تواند تحت تاثیر میدان های شعوری دیگر قرار بگیرد. در این رابطه تجربه ای در خصوص میدان های شعوری به نام شارژ شعوری وجود دارد که در آن مواد مختلف در میدان های شعوری مختلف باردار شده و شعور آن میدان را انتقال می دهند
ذهن جمعی جزء
ذهن جمعی(روح جمعی) هر دسته از گونه های حیات از جمله ذهن جمعی انسان را شامل می شود. ذهن جمعی تمام ادراکات ذهنی یک گونه خاص را به تفکیک شامل می شود. این ادراکات ذهنی پس از انعکاس در ذهن جمعی کل به سوی همان گونه خاص یا «ذهن جمعی جزء» بازتاب پیدا می کند. از طریق این بازتاب، سایر اعضای آن گونه نیز در تجارب به دست آمده از حیات همنوعان خود سهیم می شوند.
با این توضیحات یکی از راه های تشدید سرایت در اپیدمی ها، طغیان آن گونه از میکروارگانیزم ها بر اثر بازتاب شعوری در ذهن جمعی آن هاست. که در مواردی نیز باعث کپی سازی شعوری نیز می تواند بشود.
حافظه ذهن جمعی جزء
کلیه موارد اتفاق افتاده بر روی هر گونه از موجودات زنده در حافظه ذهن جمعی جزء ثبت و ضبط می شود و به نسل های بعدی انتقال پیدا می کند. این اطلاعات از طریق ژن در صورتی انتقال پیدا می کند که موجود زنده قادر به بقای نسل خود باشد. ولی در صورتی که به یک باره نابود شود؛ اطلاعات مربوط به آن در حافظه ذهن جمعی حفظ می شود و به محض این که شرایط برای زندگی آن گونه فراهم شود، اطلاعات خود را به آن موجود انتقال می دهد. فرض کنید گروهی ار پشه ها بر اثر سم پاشی از بین بروند. بدیهی است که نسلی از این پشه ها زنده نمی ماند که بخواهد اطلاعات خود را از طریق ژن به نسل دیگری انتقال دهد. بعدها در نقاط دیگری که هیچگونه ارتباطی با این پشه ها نداشته اند نسلی از پشه ها متولد می شوند که در مقابل آن نوع سم مصونیت داشته باشند. همچنین در مورد آفت ها، میکروارگانیزم ها و…
ذهن جمعی (انعکاس جمعی)
انعکاس جمعی یا روح جمعی، کالبدی مشترک و مانند یک آینۀ کروی است که هر فردی در مرکز آن قرار دارد و از طریق آن، برآیند اندیشه‌ها و تشعشعات مختلف بر او منعکس می ‌شود و تشدید پیدا می ‌کند. از این رو، برآیند نوع تفکرات هر جامعه، به عنوان یک ویژگی عمومی در آن جامعه بروز می ‌کند و حتی به نسل بعد نیزمنتقل می شود. روح جمعی زیرمجموعه هم دارد؛ به عنوان مثال، روح جمعی یک خانواده، یک روستا، یک شهر، کرۀ زمین، حیوانات و … که هر کدام از این موارد هم به طور مستقل عمل می ‌کنند و هم در نهایت با هم یک انعکاس کلی دارند و بازتاب آن کل هستی را فرا می‌‌گیرد.
پشت هر حرکتی شعوری نهفته است و شعور نه ماده است و نه انرژی. در ضمن، به دلیل خاصیت فرازمانی، آگاهی بدون زمان در همه‌جا پخش است. اگر جهان هستی از فاصلۀ بی‌نهایت دور رؤیت شود مانند یک کریستال خواهد بود. جهان هستی نیز از مجموعۀ شعوری بشر تأثیرپذیر است؛ بشر مجموعۀ انسان‌ها است و شعور همۀ انسان‌ها روی هم می‌تواند کریستال هستی را  به ‌شکل هنجار یا ناهنجاری تبدیل کند. انسان می‌تواند هستی را از نظر شعوری آلوده کند. در این صورت بازتاب این آلودگی را دوباره روی کرۀ زمین مشاهده خواهد کرد.
ذهن جمعی، نتایج حاصل از فعالیت های ذهنی همه آشکارکننده های حیات(موجودات زنده) برای هر گروه زیستی را به تفکیک جمع می کند و دوباره آن را به سوی همین موجودات منعکس می کند تا بتواند تجارب حیات را در کیهان گسترش دهد(برای مثال در یک جزیره وقتی به میمون ها در یک جزیره آموزش داده شد که سیب زمینی را بشویند و بخورند؛ پس از مدتی در سایر جزایر همه میمون ها این آموزه را فرا گرفته و به کار بردند). البته فقط آشکارکننده های حیات می توانند از این بازتاب استفاده کنند. در واقع این بازتاب، نتایج حاصل از حیات توسط موجودات زنده بر روی زمین اعم از انسان، حیوان، گیاه و میکروارگانیزم ها است.
حافظۀ جمعی (حافظۀ انعکاس جمعی)
 نرم‌افزار حافظۀ جمعی، سوابق هر آن چه را که در ذهن جمعی در طی میلیاردها سال تا به امروز اتفاق افتاده است، در خود ذخیره و ثبت و ضبط دارد. به طور مثال، بشر امروز از تاریکی یا تنها ماندن در تاریکی می ترسد درصورتی که این گونه مشکلات برای او حل شده است؛ این موارد به جاهایی بر می‌گردد که در حافظۀ جمعی نهفته است، جاهایی‌که همۀ انسان‌ها از تاریکی یا تنها ماندن در تاریکی می‌ترسیدند، چون احساس می‌کردند که در روشنایی و در جمع بهتر می‌توانند خودشان را حفظ کنند. از حافظه‌جمعی گاهی به‌عنوان ناخودآگاه جمعی نیز نام برده می‌شود. یک جنین در دوران بارداری نیز تحت تأثیر برنامه‌های حافظۀ جمعی قرار دارد.
همه آن چه که از موجودات زنده به سوی آشکارکننده های حیات انعکاس پیدا می کند و مجددا همانطور که توضیح داده شد دوباره به سوی موجودات زنده بازتاب پیدا می کند؛ در یک حافظه عظیم جمعی کل ذخیره و ثبت و ضبط می شود. در حقیقت تجربه حیات در کره در کیهان حفظ می شود و یکی از برنامه های نرم افزاری برای ایجاد «جهش(موتاسیون)» و «تنوع انواع» در اکوسیستم، همین حافظه جمعی کل می باشد.
انواع برنامه پذیری ذهن جمعی
ذهن جمعی به دو گونه برنامه می پذیرد که عبارتند از:
برنامه پذیری طبیعی که همواره هر گونه بازتاب ذهنی-روانی همه موجودات زنده در آن انعکاس و ثبت و ضبط و به سایرین انتقال می یابد.
برنامه پذیری شعوری ناشی از میدان های شعوری متغیر که در آن برنامه های مشخصی از طریق مدار هوشمندی در آن به جرین یافته و انعکاس می یابد. اثربخشی این روش در کوتاه مدت ملموس می باشد.
حافظه (شعوری- حیات) کیهان
بخشی از حافظه جاری در کیهان، حافظه مربوط به ثبت و ضبط تجارب ناشی از جریان حیات در کیهان است.
این حافظه از بین رفتنی نیست. زیرا، به طور مستقیم وابسته به حیات کیهانی بوده و چون این حیات همواره ادامه دارد و وجود آن تابع شرایط مختلف کیهان مانند قرار داشتن در شرایط بیگ کونچ یا رسیدن کیهان به انتها و… ندارد و مرگ کیهان در ابتدا و انتهای عمر آن هیچگونه تاثیری بر آن ندارد. بنابراین، همواره وجود داشته و از بین نمی رود. اما این حافظه به طور صرف هنگامی موضوعی را برای ضبط شدن در اختیار دارد که آشکارکننده های حیات(موجودات زنده) فعال باشند یعنی آشکارکننده های کیهان شرایط مناسب برای آشکارسازی حیات را در اختیار داشته باشند(کیهان از بیگ بنگ خارج شده باشد و به پایان زندگی خود نیز در انتهای لبه کیهان نرسیده باشد). در این صورت حافظه حیات کیهان، تجربه هر سیکل از زندگی کیهان را به سیکل بعدی انتقال می دهد
ذهن کیهانی
از این دیدگاه، کیهان که به پشتوانه هوشمندی به پیش می رود، سیستمی هدفمند و هماهنگ می باشد. از منظر«کیهان شناسی رفتاری»، کیهان دارای شخصیت، رفتار و هویت مشخص و معین است. این دیدگاه برای چنین موجودیتی ذهن کیهانی را نیز تعریف می کند که تلفیقی از همه آن چه که در آن از شعور و حیات و آن چه که انسان به عنوان ارزش می آفریند و کیهان آن را انتقال می دهد را شامل می شود. گذشته از این در هر لحظه به داشته های تجربی و معرفتی کیهان نیز افزوده می گردد.
حافظه کیهانی
در کیهان دو نوع حافظه در جریان است:
حافظه ذهن کیهانی
حافظه فوتونی کیهان
کیهان دارای حافظه ای است فوتونی که هر لحظه به اطلاعات فوتونی آن اضافه می شود(هر سال زمینی به اندازه یک سال نوری به اطلاعات کیهان اضافه می شود). به عبارت دیگر با بالارفتن سن کیهان پس از بیگ بنگ و رسیدن به لحظه تولد()، حافظه فوتونی نیز آغاز به ثبت و ضبط وقایع کیهان نموده است. به طوری که ثانیه به ثانیه اطلاعات کیهان بیشتر می شود). حال سوال این است که:
حد و نهایت حافظه کیهانی چقدر است و در کجا خاتمه پیدا می کند؟
آیا با مرگ کیهان قبل از حادثه سیاهچاله در انتهای این چرخه و مرگ مجدد آن در انتهای کیهان، حافظه قبلی کیهان نیز از بین می رود؟
آیا حافظه کیهان مربوط به قبل از انفجار بزرگ نیز هنوز محفوظ است و یا با وقوع این انفجار حافظه قبلی کیهان پاک شده و از نو فعال و اقدام به ثبت وقایع نموده است؟
به طور قطع می توان گفت که اطلاعات ماقبل انفجار بزرگ(در چرخه قبلی) قابل دسترسی نیست و در هر دوره از حرکت جدید کیهان(شکل- ۳۳)، این حافظه پاک و در حرکت بعدی دوباره کیهان دارای حافظه فوتونی می شود(یعنی یک بار در رفت و یک بار در برگشت حافظه کیهانی پاک می شود).
بنابراین، در هر دوره چه در مسیر انبساط و چه در مسیر انقباض، کیهان هر روز آگاه تر از روز قبل می شود. بخشی از این اطلاعات را انسان در کیهان می آفریند(مانند آن چه که در ذهن جمعی انعکاس می یابد). اما با توجه به(شکل-۳۸) اطلاعات حاصله از حرکت کیهان در هر دوره از حرکت کیهان و بین هر دوره از زندگی کیهان ذخیره می شود. با این ترتیب هیچ اطلاعاتی از بین نمی رود و کیهان آن را به صورت دوره ای حفظ و نگهداری می کند. به طوری که انسان و یا هر ذره ای در محاصره اطلاعات گذشته توسط حافظه فوتونی کیهان قرار دارد.
به عبارتی دیگر در ابتدا که شعور کیهان را با تدابیر و تمهیدات پیش گفته به راه انداخته و سپس اطلاعات ناشی از این حرکت و به ویژه اطلاعاتی را که انسان کشف و در جهات مختلف(از جمله ایجاد تکنولوژی) به کار می گیرد، در خود برای همیشه ثبت و ضبط می کند.
شکل شماتیک- ۳۸
اختلال در میدان‌های شعوری
اختلال در میدان‌های شعوری به دو دستۀ اختلال شعوری نرم‌افزاری و سخت‌افزاری تقسیم می‌شود که شامل موارد زیر می‌شوند:
اختلال شعوری نرم‌افزاری
ورود برنامه‌های غلط به بخش‌های نرم‌افزاری وجود
آلودگی به ویروس‌های غیرارگانیگ
ترجمۀ غلط توسط جسم
اختلالات سنسوری ناشی از استعمال مواد مخدر
اطلاعات غلط ناشی از سنسورهای ذهنی و فراذهنی
وارد شدن صدمات جسمی
اختلال شعوری سخت‌افزاری
حملات شعوری سلول (بیماری‌های التهابی- تخریبی)
حمله به سلول‌های خودی (بیماری‌های خودایمن)
حمله به پوشش میلین عصب
حمله به مفاصل
حمله به مخاط دهان و …
حمله به سلول‌های عضو پیوندی
اختلال در عملکرد سلول
اختلال در انجام فعالیت‌ها و عملکرد معمولی
اختلال در عملکرد تکثیر سلول
پرکاری تکثیر سلول
کم‌کاری تکثیر سلول
کپی شعوری سلول سالم یک عضو در اعضای دیگر
انتقال شعوری از یک سلول معیوب به سلول‌های دیگر
هر کدام از این موارد در ادامه به‌تفصیل شرح داده می‌شوند.
اختلال شعوری نرم‌افزاری
اختلال شعوری نرم‌افزاری از چند طریق ممکن است ایجاد شود:
ورود برنامه‌های غلط به بخش‌های نرم‌افزاری وجود:
دریافت هرگونه اطلاعات غلط از پیرامون می‌تواند در برنامه‌نویسی نرم‌افزارهای وجودی انسان اختلال ایجاد کند که تأثیر آن در مرحلۀ اجرا نمایان می‌شود.
انتقال شعوری از یک سلول معیوب به سلول‌های دیگر:
دستور عملکرد غلط یک سلول می تواند از طریق انتقال شعوری به سلول‌های دیگر منتقل شود. در این صورت سلول‌هایی که آمادگی پذیرش این عملکرد خارج از رویه را دارند با سلول مورد نظر هم سو و هم خوان می شوند و این سلول، آن‌ها را نیز به تکثیر خارج از برنامه سوق می‌دهد. در پزشکی رایج گفته می ‌شود که سلول معیوب از عضو مربوط به خود جدا و در بدن جابجا می ‌شود که به اصطلاح آن را متاستاز[۴] می نامند، در ‌حالی‌ که شواهدی بر متاستازهای دور از دسترس موجود است که در آن ها دسترسی عروق خونی و لنفاوی به سلول‌ها غیرممکن یا سخت است. بنابراین در کنار نظریۀ یاد شده در علم پزشکی، از این دیدگاه احتمال دیگری مورد بررسی قرار می گیرد که با عنوان تئوری قابلیت انتقال شعوری معرفی می ‌شود. بر اساس این تئوری، این امکان نیز وجود دارد که سلول معیوب مانند دیاپازونی، سلول‌های دیگر را در معرض تشعشعات شعوری خود قرار دهد و هر سلولی که با آن هم خوان و هم ‌فاز شود، اطلاعات آن را دریافت کند و مورد کپی سازی و تکثیر قرار گیرد یعنی در واقع شعور معیوب سلول و اطلاعات آن به بافت دیگر منتقل می شود و نه خود سلول. به همین دلیل، با انجام فرادرمانی و با ایجاد یک میدان شعوری، امکان توقف متاستاز و جلوگیری از انتقال و ارتعاش شعور معیوب وجود دارد. همچنین اصلاح شعوری سلولی که تکثیر بی رویه داشته، از همین طریق امکان دارد.
مطابق توضیحات فوق، امکان انتقال شعوری از یک میکروارگانیزم به میکروارگانیزم دیگر نیز وجود دارد.
نظریه شارژ شعوری
همان‌طورکه می‌توان اطلاعاتی را به وسیلۀ یک مخزن حافظه به یک رایانه منتقل کرد، این امکان وجود دارد که شعور را نیز از طرق دیگری نیز مانند مواد غذایی، پوشاک و … انتقال داد. به‌عبارت دیگر به‌جای این‌که بیمار به طور مستقیم از طریق اتصال، شارژ شود، این کار از طریق مواد غذائی و … انجام می‌شود که به آن شارژ شعوری گفته می‌شود. لازم به ذکر است که شارژ بر دو نوع است:
طبیعی:
در یک محیط، کلیۀ شعورهای موجود در حال شارژ طبیعی می‌باشند و هر چیزی در معرض شعور چیز دیگری هست. به‌عنوان مثال، مکانی که گروهی در آن حضور دارند، در معرض شارژ شعوری آن گروه قرار دارد. لباس‌های دست دوم نیز بستگی به افرادی که آن ها را پوشیده اند، شارژ شعوری مخصوص به خود را دارند. به‌عبارت دیگر، کسانی که قبلاً این لباس‌ها را پوشیده‌اند، باعث شارژ شعوری این لباس ها شده اند. در این صورت ممکن است فردی لباس دست دومی را بپوشد و احساس اضطراب یا بر عکس احساس آرامش کند که این احساس او مرتبط با شعوری است که از فرد قبلی بر روی لباس اثر گذاشته است. انتقال خون و پیوند اعضاء نیز هرکدام شارژ طبیعی منحصر به خود را دارند. درصورتی که عضوی از فردی به فرد دیگرانتقال پیدا کند، در محل جدید شارژ طبیعی خودش را خواهد داشت یا تحت تأثیر شارژ محیط قرار می‌گیرد. بنابراین، در انتقال خون ممکن است که واحد خونی به فردی تزریق شود ولی بعد از مدتی این فرد احساس متفاوتی مانند افسردگی پیدا کند که می‌تواند به این دلیل باشد که خون تزریق شده از یک فرد افسرده بوده است.
شارژ غیرطبیعی:
شارژی که می‌توان آن را انتقال داد و در بالا به آن اشاره شد که هم می‌تواند در مورد اشیاء (مثل مواد غذایی، پوشاک و …) و هم مکان‌ها اعمال شود.
در خاتمه، مطالب فوق از میان کتب ، مقالات، سخنرانی های مربوط به دهه هشتاد شمسی اینجانب انتخاب و یادآوری گردید. در ضمن در این اپیدمی که کار چندانی بجز رعایت بهداشت عمومی از دنیای پزشکی در قبال آن بر نمی آید، توصیه میگردد:
به سوی معنویت باز گردیم. زیرا معنویت تنها راه نجات انسان هاست و اکثر مشکلات بشر در همین رابطه است و از درگاه خداوند متعال درخواست کنیم تا ما را مشمول رحمت خود قرار دهد.
در ذهن جمعی(روح جمعی) برای بشریت طلب خیر داشته باشیم و ارتباط هم فازی کیهانی(این امکان برای همه کسانیکه حلقه هم فازی کیهانی را دارند، فراهم گردید) برای هم فاز شدن همه اجزای کیهان با اکوسیستم(به ویژه ویروس کرونا) به منظور جلوگیری از این لجام گسیختگی و همچنین جلوگیری از ارسال پیام های شعوری مخرب(ناشی از فعالیت های شعوری این ویروس) را داشته باشیم.
از ورود به فاز منفی اجتناب و از وحشت زدگی به شدت خودداری شود. همچنین توکل به خدا هرگز فراموش نشود.
این وضعیت فرصتی استثنایی است برای به خود آمدن و شناخت قدر هستی و به دیده تقدس و احترام به آن نگاه کردن(به عنوان عالم وجه الهی). به این منظور و بواسطه وجود هستی به درگاه خداوند شکرگذار باشیم.
  با آرزوی توفیق الهی
    محمد علی طاهری
۹۸/۱۱/۱۳ – ۲ فوریه ۲۰۲۰
[۱] Instinctive mind
[۲] Perceptive mind
[۴] Metastasisv

اطلاعیه بسیار مهم شکر فروان از توجه همه دوستان عزیز ب

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه بسیار مهم شکر فروان از توجه همه دوستان عزیز ب
به نام خدا

با سلام و نثار دعای خیر

با تشکر فروان از توجه همه دوستان عزیز به اطلاعیه های قبلی و رعایت موارد ذکر شده در آن و ترغیب گروه اندکی که هنوز موارد و اشکالات مطرح شده را در برنامه های خود منظور نکرده اند به بازگشت به اصول امانتداری و اصل وحدت راه و اجتناب از طرح خود و… در ادامه موارد زیر نیز به اطلاع معرفت پژوهان گرامی میرسد:

باز هم تشکر فراوان از همه دوستانی که مرا مشمول محبت خود نموده و ایمیل ارسال نموده اند. در این رابطه از اینکه به علت تعداد بسیار زیاد ایمیل ها به بسیاری از آنها هنوز نتوانسته ام پاسخ بدهم، عمیقا عذرخواهی میکنم و اطمینان دارم که دوستان عزیزم این موضوع را درک نموده و گله گذار نخواهند بود. امید است در آینده ای نه چندان دور ارتباطات ما نزدیکتر شده و از این طریق کاستی های گذشته جبران شوند.
اینجانب هیچگونه مداخله ای در پاسخگویی و جدال های بین افراد در جنگ روانی چند ماه اخیر نداشته و ندارم. از دید بنده دیر یا زود حقایق آشکار میگردد و نیاز چندانی به مدافعات جدال آمیز نیست و با توجه به اینکه تعدادی از کسانیکه صدور اطلاعیه ها و… را از طرف من نمیدانند و فکر میکنند که اصالت ندارند، مغرض نیستند و بنا به دلایل مخصوص خود با آن مخالفت میکنند و در صورتیکه مطمئن شوند که صدور اطلاعیه ها از سوی من بوده، بطور قطع دست از مجادله بر میدارند. بنابراین، ضمن دعوت همه گروه ها به خویشتنداری، اطمینان خاطر میدهم که بزودی همه این اختلاف نظرها حل و فصل میشود و کاری نکنیم که باعث شرمندگی در آینده شود.
توضیحات مختصر در مورد «من معنوی» عبارتند از:
آگاهی بخشی های «من معنوی» نیز مانند «شهود» صرفا برای خود فرد معتبر بوده و برای دیگران میتواند غیر معتبر و تخیلی تلقی شود.
«من معنوی» صرفا در جهت آگاهی کمال و عرفان کمال حرکت میکند و هیچ رهنمودی در امور زمینی و مسایل غیرکمال ارائه نمیدهد و هرگونه رهنمودی در موارد غیرکمال، ضمن مردود بودن، منفی و مضر می باشد. از جمله انجام هرکاری با این بهانه مردود است.
تحکیم و تعیین تکلیف برای دیگران به این بهانه که «من معنوی» رهنمود داده، کاملا غلط و مردود می باشد.
توجیه کارهای خود مبنی بر اینکه«من معنوی» اینگونه خواسته، قطعا باطل و مردود است و باعث مضحکه و تمسخر دیگران خواهد شد.
کماکان شکایات در مورد اخذ شهریه های سنگین از سوی بعضی از مربیان دریافت میشود که دوستان عزیز مربی را دعوت به رعایت انصاف می نماید.
در حال حاضر هیچکسی وکالتنامه ای از اینجانب(به غیر از وکلای قانونی رسمی من در ایران) در اختیار ندارد. خواهشمند است در صورت مشاهده، اطلاع داده شود. در ضمن همانگونه که قبلا اعلام شد، بنده هیچگونه ارتباطی با هیچ یک از موسسه ها و… (به ویژه به نامهای مرتبط با عرفان کیهانی حلقه، اینتریونیورسال و… علی الخصوص در خارج از کشور) ندارم و هیچگونه اطلاعی نیز از روند اداره و مدیریت و… آنها نیز ندارم و هرگونه ادعایی در اینمورد کذب است(اگر موردی اتفاق افتاد، اطلاع رسانی خواهد شد).
مجددا یادآور میشود ترتیبی اتخاذ نمودم که مباحث جدید و آپدیت موضوعات عرفان حلقه بگونه ای ارائه گردد که علاقمندان عزیز بتوانند بطور کامل در روند دنبال نمودن مطالب قرار بگیرد و کسی محروم نشود و مباحث به زبان ساده نیز مطرح خواهد شد و جای هیچگونه نگرانی نیست(بسیاری از پیام های دریافتی چنین نگرانی را مطرح میکند ولی با بکاربردن تمهیداتی این نگرانی برطرف شده است).
… 
با آرزوی توفیق الهی

  محمد علی طاهری

۳۰/۱۰/۹۸–۱/۲۰/۲۰۲۰



منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com


اطلاعیه بهمن ۹, ۱۳۹۸

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه بهمن ۹, ۱۳۹۸
به نام خدا

با سلام و نثار دعای خیر

با احترام، موارد زیر با توجه به مطالعه مطالب ارسالی، علیرغم توضیحات قبلی، بازهم یادآوری می شود:

مجددا با تشکر و قدردانی بسیار زیاد از ارسال پیام های محبت آمیز شما دوستان عزیز و بازهم ابراز عذر خواهی از اینکه هنوز موفق به پاسخگویی به تعداد زیادی از ایمیل های دریافتی این عزیزان نشده ام. در ضمن خواهشمندم که «عنوان» ایمیل حتما نوشته شود(بخصوص در مورد شکایات و تخلفات که در اولویت بررسی می باشند) تا موارد فوری سریعتر مورد رسیدگی قرار بگیرند.
در مورد حواشی عرفان حلقه بازهم تکرار میشود:
عرفان حلقه، فاقد هرگونه مراسم و مناسک و حرکات خاص و نمادین، تشریفات و اداهای نمایشی، وضعیت خاص، انجام کارهایی مانند تشکیل حلقه و گرفتن دست یکدیگر، ادای هرگونه عبارات و جملات با هر متن و بهانه ای، انجام هرگونه عملی که افراد معرفت پژوه را بجای توجه به خالق یکتا و رحمانیت و شعورالهی و…، معطوف به مربی نماید(این عمل از مصادیق بارز شرک است) و… می باشد. بنابراین خواهش دارم که از شرکت در هر جمعی که با نام «عرفان حلقه» برگزار میشود و به هر بهانه ای آلوده به چنین مواردی است، اجتناب شود تا تعداد اندکی که دانسته و یا ندانسته از مسیر توحید فاصله گرفته اند، متوجه حال و روز خود شده به امانتداری رو آورده و یا از این جمع جدا شوند و به دنبال طرح منیت های خود بروند.
عرفان حلقه که معرف شعور الهی است، طبق تعاریف و اصول مدون و کتب منتشره، نیاز به هیچ مکملی ندارد(متاسفانه طبق اطلاعات دریافتی برخی افراد با اضافه کردن مواردی به آن ایجاد انحرافات و سردرگمی نموده و یا به طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی و تشعشع دفاعی مواردی را مانند موسیقی درمانی، سنگ درمانی، هومیوپاتی، طب سوزنی و… اضافه نموده و با ادعای تکمیل نمودن آنها، از افراد وجوه قابل توجهی دریافت می کنند. در حالیکه انجام این طب های مکمل رایگان بوده و به غیر از کادر های درمانی مانند پزشکان، روانپزشکان، روانشناسان و… از این بابت کسی نباید وجهی دریافت کند و ارائه این خدمت بمنزله ارتقای خود شخص معرفت پژوه است و نه محلی برای کسب درآمد).
از دوستان عزیز معرفت پژوه در خواست میشود از به کار بردن کلمه «استاد» برای مربیان عرفان حلقه اکیدا خودداری کنند، تا همه به این حقیقت واقف باشند که جز تعلیمی رب گونه و خدایی که هدف آن جز معرفی توحید و رحمانیت و شعور الهی و… چیز دیگری هدف نیست و این آموزه در همه لحظات آویزه گوش ما باشد. از مربیان عزیز نیز تقاضا دارم این موضوع را به بطور جدی به شاگردان معرفت پژوه یادآوری نمایند. فراموش نشود که همه مربیان در عین حال خودشان شاگرد معرفت پژوه هستند و هنوز باید درس بیاموزند و در دنیای حقیقت هرگز کسی به پایان راه نمیرسد و خاتمه نمی یابد. بنابراین اجازه ندهند که تحت اغوای شیطانی قرار بگیرند و احساس استادی نموده و دچار غرور و منیت شده و مشمول(انا خیر منه) گردند که سقوط به دامن شبکه منفی به همین سادگی است و لازم نیست که اتفاقات عجیب و غریبی رخ دهد تا ما خود را در سراشیب سقوط و گمراهی ببینیم و با پوزخند ابلیس مواجه شویم، زیرا او هرکسی را به وسیله آن داشته مورد علاقه آن فرد ساقط میکند، گروهی را با دین(مذهب و عرفان)، گروهی را با دنیاپرستی و… خدا را شاکرم که اکثریت مربیان مجموعه از طرح این موضوع در اطلاعیه های قبلی استقبال نموده و به این نکته واقف بوده اند که رشد معنوی آنها در اجتناب از این القاب کاذب است.
ادعای مثبت بودن محور وجودی و انتظار قبول حرفها و صحبت ها و ادعاها به این بهانه از طرف دیگران کاملا باطل و مردود است. در نظر داشته باشید مباحث این موضوع و جزییات آن هنوز باز نشده است. گذشته از اینها حتی در صورت مثبت شدن محور وجودی هرگونه ادعایی در این مورد و هرگونه انتظاری از دیگران به این بهانه، دلیلی بر سلطه منیت است که مثبت بودن محور وجودی را زیر سوال می برد.
«من معنوی» را نمیتوان به ماموریت فرستاد(صرف نظر از نوع ماموریت). بنابراین چنین ادعایی کاملا غلط و ناشیانه است و با تعاریف همخوانی ندارد.
انجام تشعشع دفاعی در دورهمی ها بواسطه اینکه ممکن است جنبه معرکه گیری بخود بگیرد، به صلاح نیست و اگر کسی به این امکان نیاز داشته باشد، بهتر است با رعایت کلیه اصول وموازین(از جمله رعایت شئونات شرعی) در محل های مناسب این اقدام انجام شود بویژه زیر نظر روانپزشکان، روانشناسان و…
ادعای شناخت افراد از روی تشعشعات آنها به طور کلی مردود و ممنوع است و خودنمایی محض تلقی میشود
ادعای تشخیص آلوده بودن افراد به تشعشعات منفی و موجودات غیرارگانیک، آسیب دیدن و یا نداشتن لایه محافظ و… بطور قطع و یقین مردود و باطل بوده و صرفا خود نمایی محسوب میشود.
هنوز عده ای در فضای مجازی اقدام به تشکیک در مورد اصالت کتابهای تالیفی اینجانب و صحت اطلاعیه ها و… می نمایند که لیست کتابها بر اساس آنچه که در سایت اطلاع رسانی شده، کاملا اصالت داشته و صحیح است و بجز «مجموعه کتابهای شبکه شعور کیهانی» و «کتاب های خاطرات من» و بقیه نیز در دست انتشار می باشند. بدیهی است که به زودی با آشکار شدن حقایق، اقدامات سوء این عده نیز برملا خواهند شد.
با توجه به اینکه عده ای در خارج از کشور با استفاده از تردمارکهای عرفان حلقه و لوگوی آن اقدام به ثبت موسسات مختلف نموده و کلاس ها عرفان حلقه را برگزار میکنند و همانطوریکه در اطلاعیه های قبلی توضیح داده شد که اینجانب در جریان فعالیتهای هیچیک از این موسسات نبوده ام هم اکنون نیز هیچگونه وکالتنامه ای از طرف بنده در نزد کسی نیست، بمنظور حمایت و پشتیبانی از فعالیتهای درست و مرتبط با عرفان حلقه تحت شرایط و ضوابط مشخص، اساسنامه واحد، برگزاری کلاسها با درسنامه واحد و لوگوی مشترک و… از کلیه موسساتی که مایل به چنین رویکردی می باشند، خواهشمند است اعلام آمادگی نموده تا نسبت به فراهم نمودن مقدمات این طرح، اقدامات لازم صورت گیرد. در ضمن موسسات زیر بطور کامل متعلق به اینجانب می باشند:
Interuniversal Mysticism Inc.
تاریخ ثبت: ۲۰۱۰-۱۳۸۹ کانادا

International Institute of Psymentology Inc.
تاریخ ثبت: ۲۰۱۷- ۱۳۹۶ کانادا

Cosmointel Inc.
تاریخ ثبت: ۲۰۱۹- ۱۳۸۹ کانادا. لازم به ذکر است کلیه تحقیقات علمی عرفان حلقه از طریق این موسسه انجام می شود.

با زیر مجموعه:Interuniversal Press

Erfan kayhani (Halghe) LLc,
تاریخ ثبت: ۲۰۱۹- ۱۳۸۹ آمریکا

با زیر مجموعه: تلویزیون حلقه

 با آرزوی توفیق الهی

   محمد علی طاهری

۱/۲۴/۲۰۲۰- ۴/۱۱/۹۸



منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com

اطلاعیه – اپیدمی کرونا ۱

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه – اپیدمی کرونا ۱

به نام خدا



با توجه به شیوع اپیدمی کرونا سوالات متعددی در خصوص راه های مقابله و همچنین عدالت الهی در مورد از بین رفتن انسانها، کودکان و… شده که با توجه به اینکه همه این موارد در دهه های گذشته مورد بررسی قرار گرفته و پاسخ های آن مکتوب است، در این رابطه مجددا یادآور میشود:

اپیدمی ها شگردی از جانب اکوسیستم های کیهانی و اکوسیستم زمینی برای حفظ کره زمین (حفظ زمین اولویت اول اکوسیستم می باشد) و مهار انسان و ایجاد تعادل حیات و کنترل عوامل مخرب در بقای حیات بر روی کره زمین و… می باشد. در این راستا میکروارگانیزمی که میلیونها سال در یک تعادل نسبی زندگی میکرده به ناگاه طی رویکردی تهاجمی غیرعادی به انسان، حیوان، گیاه و… حمله می نماید. این اقدام نتایج حکمت آمیزی را پدید می آورد که ممکن است انسان از درک آن عاجز باشد زیرا طی محاسباتی پیچیده و حیرت انگیزی تعادلی را که به چشم انسان نمی آید، پیاده و کره زمین را از خطری که آنرا تهدید می نموده، رهایی می بخشد. درست مانند شرایطی که در حال حاضر انسان برای کره زمین بوجود آورده و ظاهرا در حال نابود کردن آن است. در حالیکه هرگز این اتفاق نخواهد افتاد و در هر دوره درست قبل از نابودی زمین که بواسطه لجام گسیختگی ها و بلند پروازی های انسان رخ می دهد، بسادگی مهار آنرا کشیده و انسان را فلج میکند(همان طوریکه در درسهای دهه هشتاد ارائه نمودم که هر روز بشر باید منتظر ظهور یک پدیده غیر منتظره مانند ویروس های عجیب و غریب غیر قابل کنترل باشد که باعث حذف جمعیت زیادی از انسان ها شود). امروزه عوامل کنترل کننده ای مانند ویروس های ایدز، سارس، ابولا، کرونا و… در مقابل بشر قرار گرفته تا بلکه انسان را متوجه زبونی و ناتوانی خود نماید و جلوی منیت و غرور کاذب و… را بگیرد تا بخود آمده، حداقل جلوی نابودی زمینی را که بر روی آن زندگی میکند، بگیرد(اما انسان هرگز این درس عبرت را نگرفته است) و فرصت زندگی بر روی این کره استثنایی را که در کل کیهان فقط یکی است(علیرغم کشف سیارات زیادی تا کنون و با احتمال بسیار زیاد امکان وجود میلیونها سیاره در کیهان، به دلایلی مشخصات هیچ یک از آنها نمیتواند دقیقا با زمین مطابقت داشته باشد بطوریکه  پذیرای حیات زمینی باشد).
همان طوری که در دروس عرفان حلقه مکتوب شده، نظریه مصونیت شعوری و بقای انسان در اپیدمی ها از این طریق موضوع مهمی است که باید در کنار سایر راه های پیشگیری به آن توجه نمود. پیشتر به این موضوع اشاره شده که بسیاری افراد ناقل ویروس ها و… هستند اما خود آنها بیمار نیستند. در حالیکه دیگران را میتوانند بسادگی آلوده و بیمار کنند. درست مثل بسیاری از افرادی که در مناطق بحرانی شیوع اپیدمی ها زندگی میکنند و بطور قطع به ویروس های شیوع یافته آلوده هستند؛ ولیکن خودشان بیمار نیستند. این راه انتخاب اصلح از جانب اکوسیستم است که عده ای از دل اپیدمی هایی بسیاری که همواره در دل تاریخ اتفاق افتاده و می بایستی انسان را نابود میکرده، نجات پیدا کرده اند. اما انسان تصور میکند که با اپیدمی ها میتواند مقابله کند. زیرا بر این باور است که با اپیدمی های ساده ای (هرچند که در آن زمان ها بسیار وحشتناک تلقی میشده) مانند سیاه زخم، طاعون، آبله، وبا، تیفوس و… توانسته مقابله کند. اما اگر به روند سیر اپیدمی ها نگاه کنیم، متوجه میشویم روز بروز اکوسیستم برای انسان ویروس های خطرناک تری عرضه میکند و در صورتیکه بتوانیم این دسته از ویروس ها را که درحال حاضر می شناسیم را مهار کنیم؛ در نمونه های آینده با نسل جدیدتری از این ویروس های هوشمند(مانند ویروس هوشمند ایدز) روبرو میشویم که میزان خطرناکی آن برای انسان شاید غیرقابل تصور باشد. بنابراین، فکر مقابله با همه این نوع از عوامل اپیدمی شاید فکر باطلی باشد همچنان که هنوز راه مقابله ای برای مبارزه با برای مثال ویروس ایدز یکی از ویروس های هوشمند نسل فعلی این میکروارگانیزم ها پیدا نشده و سایر میکرو ارگانیزم ها هم که در حال مشاهده هستیم که هیچ راه مقابله ای با آنها بجز کنترل محیط وجود ندارد(در آینده ای نه چندان دور انسان در محاصره هزاران نوع ویروس فوق هوشمند که ویروس های فعلی در مقابل آنها مانند اسباب بازی به حساب می آیند، قرار میگیرد که دیگر با روش های رایج نمیشود با آنها مقابله کرد که کنترل آنها فقط از طریق تعامل های شعوری امکان پذیر می باشد).
اما طبق یکی دیگر از نظریه های عرفان حلقه، آلودگی شعوری، سرایت شعور معیوب(موضوع نظریه شعور و ضد شعور و…)، یکی از راه های مستعد کردن فرد برای استقبال از بیماری موضوع آلودگی شعوری است که در درسهای فرادرمانی و سایمنتولوژی مورد بررسی قرار گرفته است.  طبق این نظریات، یکی از راه های سرایت بیماری های نرم افزاری(مانند افسردگی) و بیماری های سخت افزاری(مانند متاستاز)، میتوانند از طریق انتقال شعوری معیوب صورت بگیرد. بنابراین در این رابطه خاطرنشان میشود:

به علت اینکه در انتقال شعوری، اولویت با انتقال شعوری نرم افزاری (مانند افسردگی، اضطراب، نگرانی و…) می باشد، قرار گرفتن در فاز منفی، طبق آین آموزه ها امکان سرایت را تشدید و در صورت آلودگی آنرا بشدت افزایش میدهد. در این صورت عملکرد سیستم دفاعی بدن بشدت افت پیدا نموده و بدن مستعد ابتلا به کلیه بیماری ها میشود(آلودگی شعوری باعث مختل شدن سیستم نرم افزاری سیستم های مختلف بدن از جمله سیستم دفاعی میشود که در آنصورت کارایی و قدرت مقابله آن به طرز قابل توجهی کاهش می یابد).

عدالت خداوند منوط به رعایت عدالت از جانب انسان نیز می باشد انسانی که به خود رحم نمیکند چرا انتظار دارد خداوند نیز به او رحم کند(ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیر ما بانفسهم) انسانی که خود را تغییر نمیدهد چرا باید انتظار خاصی از او داشته باشد. خداوند هرچقدر به انسان نمرودی، زبونی او را(با یک ویروس نادیدنی) یادآور میشود، باعث عبرت او نشده و باز هم به میزان ظلم و جنایت خود نسبت به همه چیز می افزاید، چرا باید ترحم کند(هرچند که این کار را انجام میدهد و بازهم دست انسان را میگیرد و او را نجات میدهد اما در عوض مجددا جز ناشکری و ناسپاسی و طغیان واکنش دیگری از انسان مشاهده نمیشود). بنابراین، راه حل نهایی در مقابله با ویروس ها و… نیست(طبق مباحث مطرح شده زیرا که آنها مقاوم تر میشوند. در حالیکه بسیاری از تجارب مانند نگهداری حیوانات در منزل سرایت بیماری را به افراد نگهدارنده آنها نشان نمیدهد در صورتیکه باید غیر از این باشد و این افراد می بایستی دچار این بیماری ها می شدند ولی از طریق هم فازی طبیعی شعوری این زندگی مسالمت آمیز بین میکروارگانیزم های همراه حیوانات و این افراد به وجود آمده و مصونیت شعوری طبیعی ایجاد شده است) بلکه روی آوردن به معنویت و به قدرت رسیدن درونی و معنوی می باشد تا انسان با اصلاح ساختار شعوری خود بتواند در زندگی مسالمت آمیز با هستی قرار بگیرد. در اینصورت اکوسیستم را بر علیه خود بر نمی انگیزد(در صورت طغیان انسان، اکوسیستم نیز بعنوان یکی از کارگزاران هوشمند الهی بر طبق شرح وظیفه خود انسان را مشمول چنین حوادثی میکند که گذشتگان ما با همه بی سوادی خود ولی به مدد بصیرتی که داشتند به آن غضب الهی می گفتند، چرا که در واقع غضبی است که از سوی هستی شامل حال انسان میشود). بنابراین باز هم دوستان عزیز را دعوت به مطالعه دروس نظری و توجه به این موارد و فهم مباحث و خودداری از ورود به فاز منفی و استفاده از حلقه های رحمانیت الهی در جهت خودسازی معنوی نموده و در خواست میکنم که انسان را در روح جمعی مورد طلب خیر و رستگاری قرار دهیم و بخواهیم تا خداوند لطف و مرحمت خود را از ما دریغ نکند و بدانیم که فقط این رحمت اوست که میتواند دست انسان زبون(ولی مغرور و سرکش) را گرفته و فرصتی دیگر را در اختیار او بگذارد تا بلکه خود را پیدا نماید و دست از این همه طغیان و ظلم و ستم نسبت به خود و هستی(و همچنین نسبت به خالق خود که البته او بی نیاز است و همان ناسپاسی ها هم باز بخود انسان برمیگردد) بردارد.
  با آرزوی توفیق الهی

    محمد علی طاهری

۱/۲۹/۲۰۲۰ – ۹/۱۱/۹۸

منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com

اطلاعیه – در مورد آزمایش مغزی توسط

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه – در مورد آزمایش مغزی توسط
         به نام خدا
به دنبال طرح سوال توسط تعدادی از دوستان عزیز مبنی بر تمایل آنها به اظهار نظر اینجانب در مورد انجام آزمایش گزارش شده زیر و تفسیرارائه شده از نتیجه بدست آمده توسط محققین ترتیب دهنده این آزمایش، به استحضار میرساند که نتیجه حاصل از این آزمایش، نظریه های سیستم عصبی ثانویه، کانالهای فرا(مکان-زمان) مربوط به تعریف اتصال، سنسورهای ذهنی و فراذهنی رابط بین ذهن و مغز و… مطرح شده در فرادرمانی، سایمنتولوژی و… را به اثبات میرساند و تفسیر به عمل آمده از نتیجه این آزمایش فقط نشان دهنده عدم آشنایی محققین با موضوعات شعور، ذهن، حیات، فرا(مکان- زمان) و ابعاد غیرمادی کیهان و فراکیهان می باشد.
در ادامه چند صفحه از کتاب «شبکه شعور کیهانی» نیز که به ابعاد شعوری کیهان و فراکیهان و… اشاره دارد را نیز جهت اطلاع پیوست می گردد و یادآور میشود که بدون دانستن ابعاد «هستی شناسی شعوری» و… اینگونه تفسیرها که به طرح عبث بودن خلقت و به ویژه اِعمال جبر و نبود اختیار برای انسان را ترسیم میکند، به طور مسلم غلط و گمراه کننده است(البته این نظریات عمر طولانی نخواهند داشت).
در ضمن همانطوریکه به اطلاع دوستان گرامی رسانیدم: سعی نمودم که مطالب جدید به گونه ای ارائه شود که قابل استفاده برای همه اقشار مختلف باشد. بنابراین اظهار نگرانی گسترده عزیزان از ورود به مباحث پیچیده موجه بوده و تمام تلاش خود را برای گذر از این مرحله و همه فهم بودن موضوعات را بعمل خواهم آورد و جای هیچگونه نگرانی در این مورد نیست.
                                                                                        با آرزوی توفیق الهی
                                                                                           محمد علی طاهری
                                                                                              ۱۳/۱۰/۹۸                    
⚛ ترجمه گزارش محققین(دریافت شده توسط دوستان عزیز):
دانشمندان افراد مختلف رو تو دستگاه fMRI قرار دادن و بشون گفتن بین این دوتا تصویر یکی رو انتخاب کنید. می‌خواستن فاصله بین پردازش مغز تا لحظه تصمیم رو مطالعه کنند. اما متوجه شدند تصمیمی که شخص «الان» می‌گیره، در واقع ۱۱ ثانیه پیش توسط مغزش گرفته شده بوده! ۱۱ ثانیه قبل چه خبر بوده؟ اتصالی وجود داشته با فکر قبلی، و فکر قبلی اتصال داشته به فکر قبلیش. به عبارتی به تصمیم فرد بستگی داره، نه اراده در لحظه ا‌ش، بلکه به افکار زنجیره‌ای که لحظاتی قبل‌تر در ذهنش وجود داشته.  یعنی اگه به موضوعی زیاد فکر کنید، روی تصمیماتی که می‌گیرید طوری اثر میذاره که بازم بش فکر کنید! از طرفی، این زنجیره افکار رابطه عجیبی با سیستم بینایی دارند. یعنی چیزهایی که می‌بینید در تشکیل زنجیره‌های افکارتون نقش دارند. این کشفیات دوباره سوال‌هایی درباره جبر و اختیار ایجاد می‌کنه. ◾️هرچند حتی خود محققان این تحقیق گفتن این مطالعه همه‌ی واقعیت نیست و مکانیزم تصمیم‌گیری میتونه گسترده‌تر باشه، ولی این کار داره چیزهای جالبی رو نشون میده. 
📌 ما به طرز ترسناک و دلسردکننده‌ای محصول محیط‌مون هستیم.
https://www.nature.com/articles/s41598-019-39813-y
سطوح مختلف شعوری
High Super Consciousness
Super Consciousness
Consciousness (+ & -)
High Sub Consciousness
Sub Consciousness
سطوح مختلف شعوری از نظر نوع تقابل کلی

اطلاعیه دی ۱۴, ۱۳۹۸

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه دی ۱۴, ۱۳۹۸
به نام خدا

با سالم و نثار دعای خیر پس از صدور اطالعیه های اعالم ارتقای دوره ها، عده ای از مربیان عزیز تصور نموده اند که منظور از اعالم دوره های جدید و به روز کردن آموزه ها این است که همه دوره های آموزشی خود را تعطیل کنند. در حالیکه دوره ها (به غیر از دوره تشعشع دفاعی که منوط به طی کردن دوره های مقدماتی عرفان حلقه می باشد و به صورت دوره جانبی به بعد از طی دوره ۹ موکول شده) تا اعالم جزییات برنامه جدید کماکان ادامه دارد (البته با رعایت کامل امانت داری نسبت به آموزه های عرفان حلقه و رعایت لیست حلقه ها و درس نامه های سابق). در ضمن عده زیادی از مربیان و معرفت پژوهان ابراز نگرانی از سخت شدن و ارتقای سطح دوره ها نموده اند که صمیمانه عرض میکنم که ترتیبی داده شد که مباحث جدید و ارتقاء مطالب به گونه ای ارائه شود که برای همه گروه ها مفید و قابل استفاده بوده و رضایت خاطر همگان جلب شود و همه تالش خود را در جهت رفع این مشکل خواهم کرد و در این مورد به همه دوستان عزیز اطمینان خاطر میدهم. به امید خدا پس از رسیدن به مسیر اصلی مبتنی بر رعایت اصل وحدت راه و حذف مطالب و مباحث انحرافی از سوی عده معدودی خودنما و… ادامه خواهیم داد.



با آرزوی توفیق الهی

محمد علی طاهری ۹۸ /۱۰/۱۲
منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
دوره های عمومی تا اطلاع ثانوی




چرخش کیهانی

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
چرخش کیهانی
به نام خدا
مقاله از کتاب«شبکه شعورکیهانی»
تالیف: محمد علی طاهری
اصول فرضی کلی حاکم بر کیهان
با توجه به مبحث شعور، اگاهی و دیدی که از این دیدگاه به دست آمده، مقدمه«کیهان شناسی شعوری» را به با توجه به فرضیاتی که در ادامه می آید، توضیح داده می شود(این فرضیات با توجه به شناخت کیفی هستی، مطرح می شود و متکی به تحقیقات میدانی نبوده و فقط در حد فرضیه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و در مجلدی جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت):
اصل حرکت- از آن جا که بنیاد کیهان بر اساس حرکت پایه گذاشته شده، بنابراین:
چرخش و محور چرخش(اسپین)، رقص محوری، انواع حرکات پیدا و پنهان که در هر ذره قابل شمارش نیست( برای مثال: ماه دارای بیش از هشتاد نوع حرکت می باشد و در این صورت زمین هم باید در مقابل آن از چنین تنوعی از حرکت برخوردارباشد). بنابراین، در کیهان چیزی که فاقد این خصوصیت باشد وجود ندارد. در نتیجه، کیهان نیز باید دارای چرخش و حرکت های پیچیده چرخشی باشد و امکان این که خود کیهان در مجموع فاقد حرکت در محورهای مختلف باشد، بسیار بعید است. علت این موضوع این است که از این دیدگاه، حرکت در هیچ جهتی نمی تواند تبدیل به سکون شود. زیرا برای کیهان سکون در هر جهتی به معنای مرگ است. ولیکن برخی از حرکت ها و محور آن برای انسان به عنوان ناظر ظاهری مشخص تر است. برای مثال: در مورد حرکات زمین در فضا، فقط حرکت های وضعی و انتقالی آن شناخته شده است و حرکت آن به صورت رقص محوری و حرکت موجی آن در حین این حرکت مطابق(شکل- ۳۱)، کمتر شاخته شده و یا حرکت آن در که یکشان راه شیری و یا حرکت که یکشان راه شیری در فضا و … که در نهایت زمین همه این حرکت ها را به طور هم زمان داراست که در همه محور های آن پیاده می شود.
برای هر جرم سماوی حرکات زیادی وجود دارد که بعضی از آن ها بسیار نامحسوس است. زیرا، برخی از این حرکات در پریود های زمانی بسیار طولانی مدت رخ می دهد. برای مثال: دوره رقص محوری زمین P)) =۰۰۰‚۲۰ سال است.
با توجه به این که همه حرکات اجرام سماوی به یکدیگر انتقال پیدا می کنند؛ در نتیجه همه اجرام در کیهان هر یک در تعداد زیادی از حرکات مختلف یکدیگر در هر جهتی مشارکت دارند(برای مثال: انتقال حرکات زمین و ماه نسبت به یکدیگر). از جمله، حرکت در محورهای اصلی مطابق (شکل- ۳۲).
یکی از تاثیرات انرژی های تاریک ایجاد چرخش برای کلیه سیستم های مادی است. ضمن این که کیهان نیز خود یک سیستم مادی است. بنابراین، چرخش برای کیهان نیز می تواند امری ممکن و عملی باشد. تصور این که خلا چرخش ندارد، تصوری ممکن است. اما، فضا یک سیستم مادی است که دارای ساختار شبکه ای متشکل از بینهایت توری کشسان می باشد که درابعاد بسیار گسترده کیهان می تواند پیچش و چرخش داشته باشد. در این صورت در مسیر حرکت انرژی متراکم به غیر متراکم و تا پایان کیهان که این روند کامل می شود و کیهان به مرگ خود نزدیک می شود، می تواند این مسیر در چرخشی بزرگ رخ دهد که البته به واسطه عظیم بودن شعاع این چرخش نیاز به زمان های میلیارد ها سال باشد و بدیهی است که با زمان های کوتاه زمینی چنین چرخش بزرگی را متوجه نشویم. در جهان دو قطبی:
کیهان هم محدود است و هم لایتناهی. زیرا با توجه به این که در هنگام بیگ بنگ اندازه کیهان در حد یک ذره به شعاع طول پلانک بوده که پس از آن متورم شده است، بنابراین، نمی تواند حجمی نامحدود پیدا کند و حجم و ابعاد آن باید در جایی خاتمه پیدا کند.
همان عاملی که یک بار باعث شده تا اندازه کیهان بسیار کمتر از اندازه یک اتم شود، باز هم کیهان را پس از انبساط بحرانی، به سوی انقباظ بحرانی بر خواهد گرداند.
اصل: وجود دو نوع هوشمندی در عرصه کیهان نشان می دهد که اساس طراحی کیهان بر طبق اصول تضاد و دو قطبیت، نسبیت، عدم قطعیت و مجاز بودن صورت گرفته و در نتیجه، هیچ حرکتی به طور کامل یک طرفه و یک سویه نیست و همه چیز در آن، دوره ای و رفت و برگشتی است و پایان موهوم و خاتمه بی سرانجام از این دو نوع هوشمندی متقابل بعید است.
اصل: کیهان تابع قانون تغییر است و همه عوامل اصلی و فرعی تشکیل دهنده آن مانند فضا، زمان، انرژی(موج، حرارت، نور و…) متغیر هستند.
…
چرخش کیهان و مرز کیهان
مهمترین مکانیزم برگشت مجدد کیهان به سوی تکرار ایجاد سیاهچاله بزرگ، وجود پدیده ای است که تحت عنوان فرضیه«چرخش کیهان» مطرح می شود که جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
از این منظر با توجه به این که چرخش یک قاعده فراگیر برای همه اجرام است و سیاهچاله خود نیز درگیر چرخش با سرعت بسیار زیاد(حدود نصف سرعت خطی نور) می باشد و چرخش تحت تاثیر نیروی تاریک جزء جدانشدنی کیهان می باشد. بنابراین، همه کیهان نیز بعد از بیگ بنگ تحت تاثیر انفجار بزرگ از یک طرف و چرخش سیاهچاله از طرف دیگر و این که همه کیهان نیز خود یک سیستم مادی است، باید تابع این اصل بوده و دارای یک چرخش محوری پیچیده باشد. این چرخش باعث می شود تا کیهان مطابق(شکل- ۳۳) دارای مرز و لبه بیرونی بوده و در محاصره«هیچ» بیرونی قرار داشته باشد. بنابراین، فرضیه بازگشت به سوی انفجار بزرگ بعدی با این مکانیزم قابل توجیه می باشد.
 همانطور که در شکل-۳۳ دیده می شود، مطابق فرضیه«چرخش کیهان»، سیر برگشت همه انرژی های غیر متراکم با سرعت نور از لبه بیرونی کیهان به سمت مرکز فرضی بیگ بنگ به شعاع فرضی R و تحت تاثیر انرژی تاریک امکان پذیر می باشد:
تنفس کیهان:
 با توجه به این که درست به هنگام بیگ بنگ، کیهان مچاله شده و فضای محصور کننده آن دارای ابعاد و اندازه بسیار محدود و در حد یک ذره بوده، می توان نتیجه گرفت که از یک توده محدود، امکان یک کیهان نامحدود نمی رود. در نتیجه، در انتها نیز کیهان نمی تواند نامحدود باشد. بنابراین، کیهان در یک محدوده و در مرزهای مشخصی دچار انقباض و انبساط می گردد و تنفس کیهان محدوده مشخصی دارد. در این صورت فضا نیز دارای یک کشسانی ماکزیمم خواهد بود که از آن بیشتر امکان کشیده شدن آن وجود ندارد. ضمن این که در انتهای عمر کیهان و رسیدن فضا به حداکثر کشسانی آن، نیرویی هم برای گسسته شدن آن وجود نخواهد داشت. زیرا، در انتهای چرخه کیهان:
حرارت کیهان در حدود صفر مطلق خواهد بود و این به معنی تمام شدن کل انرژی کیهان و رسیدن به تاریکی مطلق می باشد.
نیرویی متمایل به خروج از لبه کیهان که عمود بر دایره کیهان باشد، وجود ندارد و موج های غیر متراکم در جهت مماس بر این دایره قرار می گیرند. ضمن این که هیچ انرژی متراکمی در کیهان که بخواهد از توری های فضا خارج شود هم وجود نخواهد داشت و فضا به طور کامل یک دست و بدون هرگونه اعوجاجی خواهد بود(در این حالت جرم کیهان نیز صفر خواهد بود).
در انتهای چرخه و در لبه کیهان هیچ گونه تنشی ناشی از برخورد موج متراکم به توری های فضا در کل کیهان وجود نخواهد داشت(مرگ کامل کیهان).
نکته مهم: همه هستی در «هیچ» شناور می باشد و در اصل جدا کردن محدوده های «هیچ» تحت عنوان «هیچ پایه» و «هیچ نهایی» به هیچ وجه با حقیقت منطبق نیست. فقط در واقعیت به فهم موضوع کمک می کند. در اصل، «هیچ» در وحدت مطلق قرار دارد و قابل تجزیه و تفکیک نمی باشد.
بنابراین، با توجه به توضیحات بسیار مختصر فوق:

اصول بنیادی

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اصول کلی و فلسفه بنیادی

به نام خدا
پیش گفتار
اصول کلی و فلسفه بنیادی                                         
یکی از رمزآلودترین، ناشناخته ترین و اعجاب انگیزترین موضوع پیش روی انسان، مبحث شعور consciousness (هوشمندی یا آگاهی) است. از این دیدگاه، «شعور» نه انرژی است و نه ماده. بنابراین، شعور نمی تواند با مفاهیم فیزیکی و معادلات و… بیان شده و نشان داده شود. اما هر چند که عاملی غیرمادی است؛ ولی پایه شکل گیری و ایجاد«عالم فرکانسی(انرژی- ماده)» محسوب می شود.
«شعور»، با برنامه ریزی و مدیریت بر روی«نیروی متغیرزمان» و…،«ارتعاش بنیادی» را شکل داده و«موج و ضد موج» را ایجاد می کند. آن گاه به طورهم زمان با تراکم این موج ها«ماده و ضد ماده» و معکوس این انرژی ها، یعنی انرژی های تاریک و پنهان که در واقع حالت دیگری از انرژی هستند، شکل می گیرند. در اصل، ارتعاش بنیادی را می توان«حرکت بنیادی» نیز نامید. به این ترتیب، عالم مادی و کیهانی را که می شناسیم از حرکت ایجاد شده است. حرکتی که خود، ناشی از«تضادی بنیادین» بوده، عامل و موجد چنین حرکتی است(دوگانه بودن نوع انرژی های کلی صرف نظر از انرژی و پاد انرژی چه از نوع روشن و یا تاریک، عامل های ایجاد این تضاد بنیادین هستند). به عبارتی دیگر، کلید اصلی پشت صحنه این کیهان«تضاد و دو قطبیتی» است که از ریشه، همه ارکان مادی(موج و ضد موج) را در قالب دوگانگی و دوییت قرار داده و از این طریق اجزای کیهان را شکل می دهد. این طرح نیز تحت برنامه و مدیریت«شعور» قرار دارد تا به این وسیله جهان دو قطبی را به وجود بیاورد. در واقع این کیهان(یکی از بینهایت امکان های تجلی علم محض و مطلق را که برای چنین علمی نهایتی نیست و این کیهان فقط بخش ناچیزی از تجلی آن می باشد) به غیر از جهان های مستقل موازی و… است. به چنین جهان هایی هرگز راهی تکنولوژیکی وجود نخواهد داشت و تنها راه ممکن از طریق یافتن«راه های شعوری» است.
هرچند که شعور(‌consciousness) حوزه ای است کیفی که پیوسته و همواره از وحدت کامل برخوردار می باشد؛ ولیکن در سطح و سطوح متفاوتی، قضایای کیفی بنیادی حاکم بر کیهان(مانند: مجاز و حقیقت- نسبی و مطلق- عدم قطعیت و قطعیت- عدم و وجود) و نحوه پیاده شدن آن را رقم می زند که متعاقب آن جنبه های کمّی متضاد کیهان نیز پدیدار می گردد. این سطح و سطوح در وحدت عبارتند از:
High Super Consciousness
Super Consciousness
Consciousness (+ & -)
High Sub Consciousness
Sub Consciousness
نکته مهم دیگر این است که«شعور»، «داده(data) و اطلاعات(information)» نیست؛ بلکه«داده و اطلاعات» منتج از شعور بوده و رابط بین شعور با ماده و انرژی می باشند. به عبارت دیگر، جهان هستی(کیهان) تحت تاثیر شعور حاکم بر آن ایجاد شده که نحوه عملکرد آن، از طریق بررسی داده ها واطلاعات ناشی از تحقیق بر روی کیهان و اجزای آن مشخص می شود.
    گذشته از این ها، «شعور» با وجود عملکرد در سطح و سطوح متفاوت و ضمن این که در وحدت کامل است، به دو صورت ثابت و متغییر قابل بررسی می باشد که در این تعریف، شعور ثابت(که به صورت نسبی ثابت است. زیرا، خود این بخش نیز بر روی سایر سطوح شعوری ثابت، اثر گذاری و اثر پذیری دارد- اصل تاثیر شعوری عام) همان تعریف مختصری است که در ابتدای این بحث ارائه شد و شعور متغییر شعوری است که با شعور ناظر از طریق کانال های فرامکان و فرازمان، تشکیل نوعی پیوند اشتراکی داده و بنا به مصالح ناظر و اکوسیستم(با رعایت اصول و قوانین و صلاحدید های دیگری مانند همه آن چه که اکوسیستم اعمال می کند)، تشکیل میدان های شعوری متفاوتی می دهد که در نتیجه، تاثیرات گوناگون معناداری ناشی از وجود چنین میدانی مشاهده می شود که موضوع عمده این تحقیق می باشد.
محمد علی طاهری
نکته: مطالعه اَبَرهوشمندی و شعور و نحوه  هدایت و مدیریت حیات در کیهان و سایر کیهان ها، مسیر نقشه ای عظیم و غیر قابل تصوری را نشان می دهد؛ به طوری که درک ذره ای از آن، پرده از راز چنین نقشه شگرفی و عظمت آن را به نمایش گذارده وهر انسانی را به درک فنا در چنین عظمتی(فنا فی العظمه) می کشاند و در حیرتی توصیف ناشدنی غرق خواهد کرد.
 – – – – – – – –  – – – – – – – –  – – – – – – – –  – – – – – – – –  – – – – – – – –  – – – – – – – – 
مقاله از کتاب «شبکه شعور کیهانی»
تالیف: محمد علی طاهری
لزوم تجهیز به دیدگاه های جدید در نگرش به هستی
از منظری دیگر نگاه به جهان هستی با تجهیز به دو نوع علم می تواند صورت بگیرد که عبارتند از:
۱– علم حصولی(science): نتیجه بررسی رابطه کمّی(quantity) بین اجزای کیهان و پیدا کردن اعداد و ارقام ناشی از این واقعیت ها و تبدیل داده های به دست آمده از مشاهدات و آزمایشات انجام شده و…، همچنین تبدیل آن ها به اطلاعات و معلومات کاربردی حاصل شده است. دسترسی به علم حصولی همان گونه که از اسم آن پیداست از طریق حصول و تحصیل از راه  یادگیری صورت می گیرد. اما:
آیا علم حصولی می تواند انسان را سرانجام به جایی برساند که به همه سوالات او در حوزه های مختلف پاسخ داده شود؟
به خصوص به این سوالات اساسی که:
 از کجا آمده؟ به چه منظوری آمده؟ به کجا می رود؟ و…؟
به طوری که دیگر سوالی برایش باقی نماند. در این رابطه:
   الف): پاسخگویی به سوالات فوق و بسیاری دیگر از سوالات، در حوزه علم نیست که بخواهد به آن ها پاسخ بدهد. زیرا، علم فقط آن چه را که واقعیت داشته باشد و بتواند آن ها را مورد تجربه و آزمایش قرار بدهد و آن آزمایش هاهم قابلیت تکرار پذیری داشته باشند، می تواند مورد تحقیق و بررسی قرار بدهد و به سوالاتی مانند این که انسان به کجا می رود؟ آیا پس از مرگ زندگی وجود دارد؟ و به چه منظوری ایجاد شده؟ و یا فلسفه خلقت جهان هستی چیست؟ و… را هرگز نمی تواند پاسخ دهد.
ب): علم نه تنها هرگز قادر نیست انسان را به نقطه ای برساند که پاسخ همه سوالات او را بدهد، بلکه روز به روز بر تعداد سوالات انسان نیز می افزاید. زیرا از آن جا که:        
بنابراین، تا انسان علم نداشته باشد، نمی تواند سوال مطرح کند و تا سوال مطرح نکند، به علم نمی رسد. از طرفی دیگر، پاسخگویی به سوالات، باعث پیدایش علوم جدید می شود و هر علم جدیدی، دوباره هزاران سوال دیگر را با خود به ارمغان می آورد و این سیر تسلسل همچنان ادامه پیدا خواهد کرد؛ به طوری که هنوز انسان به یک سؤال پاسخ نداده، صد‌ها سؤال دیگر در قالب شاخه‌های علمی جدید مطرح و عرضه می‌شوند. با این توضیح، بسیار بدیهی است که در مدتی کوتاه، انسان به مرزی خواهد رسید که می توان آن را مرز«بحران سؤال» و آن زمان را «دوران بحران سوال» نامید. در این مرز بحرانی، نسبت تعداد سوالات جدید به تعداد جواب‌ها، روز به روز بیشتر می شود و به سمت بی‌نهایت میل می‌کند. به‌عبارتی:
در نتیجه: علم حصولی(science) نمی تواند پاسخ معمای هستی را بدهد و با وجود روشنگری‌های فراوان و ایجاد تحولات بسیار حیرت انگیز در تکنولوژی، هرگز به حل معمای خلقت نایل نمی شود. در نتیجه، هر روز نسبت نادانسته‌های انسان به دانسته‌های او بیشتر از قبل خواهد شد.
برای توضیح بیشتر در این رابطه، نمودار زیر را بر مبنای محور زمان و محور تعداد سوالات بشر ترسیم و آن را بررسی می‌کنیم:
نمودار بالا نشان می دهد که انسان در ابتدا فقط چند سوال داشته و به ‌تدریج با گذشت زمان، سوالات او به شاخه‌های علمی تبدیل گشته و آن شاخه‌ها نیز همان طوری که توضیح داده شد، دوباره به طرح سوالات جدید منجر شده است. به طوری که تعداد سؤالات مطرح شده در چند دهه اخیر، از تعداد سؤالات مطرح شده در طول تاریخ بیشتر بوده و در حال حاضر انسان با چنان وضعیتی روبروست که باید منتظر دوران بحران سوال بود. نمودار زیر، افزایش میزان نسبت مجهولات به معلومات و میل مجهولات به سمت بینهایت را نسبت به مرور زمان نشان می دهد.
۲- علم شهودی(perceptual): انسان از ابتدای راه پر فراز و نشیب خود همواره با پدیده ای روبرو بوده که زندگی او را متحول نموده و حتی پایه ریزی همه معرفت و دانستگی ها، خرد، علم و دانش نیز بر اساس امکان دسترسی و بهره برداری انسان از چنین قابلیتی تحقق یافته است. این پدیده در اصل همان«جرقه های ذهنی» او بوده که در یک لحظه به ذهن انسان خطور می کند و بر این اساس به مطالبی پی می برد و یا به اطلاعاتی دسترسی پیدا می کند و از این طریق بوده که زندگی بشر متحول شده است. پدیده ای که فقط مختص انسان بوده و هیچ موجود دیگری از چنین قابلیتی برخوردار نیست و آن چه که انسان را تبدیل به موجودی بسیاراستثنایی نموده، همین قابلیت منحصر به فرد اوست. بسیاری از این جرقه های آگاهی به یکباره و حتی بدون هرگونه فکر و اندیشه قبلی در مورد آن موضوع، رخ می دهد. در این باره به طور قطع کمتر کسی است که این پدیده را تجربه نکرده و از آن اطلاعی نداشته باشد. به این حالت و پدیده، «الهام» نیز گفته می شود. الهام و جرقه های ذهنی یکی از راه های انتقال اطلاعات از«شبکه شعور کیهانی» به انسان است.
علم شهودی می تواند بخش هایی را مورد تحقیق تجربی قرار داده و به اطلاعاتی برساند که علم حصولی هرگز نمی تواند پاسخ داده و به آن بپردازد. در واقع همه داشته های معرفتی و بینشی و علوم و فنون و… به طور عمده ریشه در الهامات و جرقه های ذهنی دارند که باعث شده انسان به اطلاعات هستی که در آن غوطه ور هستیم و توسط «شعور» در کیهان جاری می باشد، دسترسی پیدا کرده و بخشی از اطلاعات را به دست بیاورد. البته در برخی از موارد هم جرقه ذهنی باعث سوق پیدا کردن انسان به سوی کنجکاوی و آزمایش خاصی می گردد که در نهایت، آن نیز منجر به پیدا کردن داده هایی می شود که با تجزیه و تحلیل آن داده ها، اطلاعات ارزشمندی حاصل می شود.
پرداختن به چگونگی علم شهودی در زمره شرح وظایف «عرفان» می باشد. البته در این حیطه به طور عمده دریافت ها و جرقه های ذهنی بیشتر جنبه کیفی دارند و نه کمی و عددی. اما همین دریافت های کیفی است که ایده و اساس نظریاتی را پایه ریزی می کنند که در نهایت، به اطلاعات کمی و دانش روز تبدیل می شود.
علم شهودی ناشی از بررسی کیفی به طور کلی به دو بخش نظری و عملی قابل تقسیم است، ضمن  این که بخش عملی، خود نیز به دو قسمت عمده تقسیم می شود:
–  بخش حقیقتی: آن بخش از تجارب شهودی که فرد در آن به ادراک جهان ها و عوالم و سایر حقایق مربوط به کیهان و اطلاعات کلی سایر عوالم و… می رسد. ولیکن این مشاهدات را نمی توان در هیچ آزمایشگاهی و یا آزمونی به اثبات رساند. بنابراین، این تجربه فقط برای خود فرد معتبر و ارزشمند بوده و او را به باور و یقین موضوع مورد شهود می رساند و برای افراد دیگر ممکن است چندان باور کردنی و یا از نظر صحت و سقم موضوع شهود دریافتی، اطمینان بخش نباشد.
–  بخش واقعیتی: بخشی از تجارب شهودی که می تواند در عمل به مورد اجرا و آزمایش گذاشته شود و واقعیت آن را با ملاک ها و معیار های علمی مشاهده نمود و آن نتایج را مورد بحث و بررسی تخصصی علمی قرار داد. مانند بررسی تاثیر میدان های شعوری بر روی انسان، گیاه و حیوان، سلول، ملکول، میکروارگانیزم.
نکته: تحقیقات پیش رو از منظر عرفان، در راستای همسو نمودن و تلفیق«علم حصولی» و «علم شهودی »بخش عملی واقعیتی علم شهودی بوده تا بتوان به این وسیله تفسیر کامل تری برای کیهان و پشت پرده آن پیدا نمود. در واقع به اعتقاد نگارنده:


اطلاعیه در مورد ایمیل ها

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه در مورد ایمیل ها
به نام خدا

با سالم و نثار دعای خیر

۱. با تشکر فراوان مجدد از همه دوستانی که در خلال چند روز گذشته برای اینجانب به آدرس ایمیل شخصی من taheri.m.a.2020@gmail.com پیام ارسال نموده اند، ضمن سپاسگزاری از این همه لطف شما عزیزان، از اینکه بعلت تعداد بسیار زیاد ایمیل ها فقط توانسته ام به تعدادی از آنها پاسخ دهم، عمیقا عذرخواهی میکنم. اما اطمینان خاطر میدهم که کلیه ایمیل ها مطالعه میشود و در اسرع وقت به همه عزیزان پاسخ داده خواهد شد.

۲. هیچ تقاضایی برای جمع آوری نام گروه های مختلف و اشخاص (آی دی) از طرف اینجانب صورت نگرفته است.

۳. تنها منبع معتبر برای اطلاع رسانی، از طریق کانال تلگرامی mataherinews2@ صورت میگیرد.

۴. بازهم یادآور میشود در این مجموعه هیچکسی دارای ارتباط خاصی با من نیست و اگر کسی هم بر حسب ضرورت کاری برای اینجانب انجام داده باشد، دلیل بر وجود چنین ارتباطی نیست. من به همه ارادت قلبی ویژه دارم و خدمتگزار همه هستم و هیچ گونه تبعیضی وجود ندارد . البته به شرطی که افراد امانتدار بوده و به سوگند خود وفادار و متعهد باشند .

 با آرزوی توفیق الهی

 محمد علی طاهری

۲۰۲۰/۱۷/۱ -۹۸/۱۰/۲۷

منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com

اطلاعیه مهم – وکالت نامه و موسسات

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه مهم – وکالت نامه و موسسات
به نام خدا

با سالم و نثار دعای خیر

با کسب اطلاع از اینکه عده ای در کشورهای مختلف ادعای داشتن وکالت از طرف اینجانب را نموده و از این طریق اقدام به ثبت موسسات و … نموده اند و یا …، بدینوسیله ضمن اعلام اینکه من شخصا هیچگونه وکالتنامه ای به کسی (به غیر از وکالی رسمی) نداده ام و هرگونه وکالتی از طرف اینجانب بی اعتبار می باشد. خواهشمند است کلیه کسانی که از هر طریقی وکالتنامه ای از اینجانب در دست دارند ، اطلاع دهند تا مورد رسیدگی قرار بگیرد و یا کسانی که اطلاعی در این مورد دارند، اطلاعات خود را ارسال نمایند. در ضمن به اطلاع میرساند هیچگونه موسسه و … به نام های مرتبط با عرفان کیهانی حلقه، اینتریونیورسال و … به اینجانب ارتباطی نداشته و من در جریان تاسیس و نحوه مدیریت آنها نیستم. در نتیجه، هیچگونه مسئولیتی از این بابت متوجه اینجانب نمی باشد . از اینرو درخواست میشود موسسات و… که با این نامها مشغول فعالیت هستند با ارسال مدارک ثبت و… خود در جهت اطلاع رسانی و شفاف سازی اقدام نمایند. همچنین از کلیه کسانی که در جریان فعالیت اینگونه موسسات هستند ، اطلاعات خود را نیز برای اینجانب ارسال نمایند.

با آرزوی توفیق الهی

محمد علی طاهری

۲۰۲۰/۱۵ /۱ -۹۸ /۱۰/۲۵



منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com

اطلاعیه – آقای محمد نوریزاد

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
اطلاعیه – آقای محمد نوریزاد
به نام خدا

جناب آقای محمد نوری زاد برادر عزیز و ارجمند

جنابعالی یکی از کسانی بودید که در خلال ۱۷ بار اعتصاب غذای من در خلال سالها حبس در بازداشتگاه بند ۲ -الف اوین، همواره نگران سلامتی بنده بودید، اما امروز من با همه وجودم نگران سلامتی شما هستم. خواهش میکنم همانطوری که در آن زمانها اینجانب نیز در مواردی به توصیه های شما و سایر دوستان دلسوز ترتیب اثر دادم. خواهش میکنم حضرتعالی هم در این خصوص به تقاضای بنده حقیر عمل نموده و با انصراف از اعتصاب غذا، دل دوستان را شاد کنید و بدانید که پیام حق طلبانه شما به گوش آزاد اندیشان رسیده است.

با آرزوی توفیق الهی

محمد علی طاهر ی ۹۸/۱۰/۲۵
منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com

نظریه های مطرح در حوزه آگاهی

به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرفان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
نظریه های مطرح در حوزه آگاهی

به نام خدا
نظریه های مطرح در حوزه «آگاهی- Consciousness»
الف) آگاهی از نظر فرآیندهای فیزیکی متعارف، یک کیفیت مستقل نیست، بلکه به عنوان نتیجه طبیعی تکاملی سازگاری بیولوژیکی مغز و سیستم­های عصبی است. در این دیدگاه علمی رایج آگاهی به عنوان ویژگی محاسبات پیچیده بیولوژیکی است و طی تکامل ظاهر می­شود. دیدگاه­های علمی تفاوتشان بسته به زمان، محل و چگونگی بروز آگاهی است، به عنوان مثال فقط اخیراً در انسان مشاهده شده است یا در ارگانیسم­های پایین­تر هم قابل مشاهده است. در واقع در این رویکرد فرض می­شود آگاهی یک شایستگی و سازگاری تکاملی است که رخدادی است (یعنی یک اثر ثانویه بدون تأثیر و وجود از ابتدای مستقل)، و همچنین توهمی (عمدتا واقعیتی ساخته شده ذهنی نه ادراکی). به طور کلی، در این دیدگاه، آگاهی یک ویژگی ذاتی جهان نیست.
(A) Consciousness is not an independent quality but arose, in terms of conventional physical processes, as a natural evolutionary consequence of the biological adaptation of brains and nervous systems. This prevalent scientific view is that consciousness emerged as a property of complex biological computation during the course of evolution. Opinions vary as to when, where and how consciousness appeared, e.g. only recently in humans, or earlier in lower organisms. Consciousness as an evolutionary adaptation is commonly assumed to be epiphenomenal (i.e. a secondary effect without independent influence [1–۳]), and also illusory (largely constructing reality, rather than perceiving it [4]). Nonetheless, consciousness is frequently argued to confer beneficial advantages to species [5]. Overall, in this view, consciousness is not an intrinsic feature of the universe.
ب) آگاهی یک کیفیت جداگانه (از عالم مادی) است، متمایز از اعمال فیزیکی و تحت کنترل قوانین فیزیکی نیست، و همیشه در جهان بوده است. “دوگانگی” دکارت، دیدگاه­های مذهبی و دیگر رویکردهای معنوی فرض می­کنند که آگاهی در سرتاسر جهان وجود داشته است بصورت یک “زمینه­ وجود”، “خالق” یا مؤلفه­ای از”خدا” که همه جا هست. در این دیدگاه، آگاهی علی است و بر مواد فیزیکی و رفتار انسان تأثیر می­گذارد، اما هیچ پایه و توصیفی در علم (science) ندارد. رویکرد دیگر نزدیک، panpsychism است آگاهی را به همه مواد نسبت می­دهد ، بدون هویتی علمی یا تأثیر علی (causal). رویکرد Idealism  ادعا می­کند آگاهی، همه آنچه وجود دارد (موجودیت) است و جهان مادی (و علم) توهم (illusion ) است. در تمام این دیدگاه­ها، آگاهی خارج از حوزه­ی علم است.
(B) Consciousness is a separate quality, distinct from physical actions and not controlled by physical laws, that has always been in the universe. Descartes’ ‘dualism’, religious viewpoints, and other spiritual approaches assume consciousness has been in the universe all along, e.g. as the ‘ground of being’, ‘creator’ or component of an omnipresent ‘God’ [۶]. In this view consciousness can causally influence physical matter and human behavior, but has no basis or description in science [7]. In another approach, panpsychism attributes consciousness to all matter, but without scientific identity or causal influence. Idealism contends consciousness is all that exists, the material world (and science) being an illusion [8]. In all these views, consciousness lies outside science.
Stuart Hameroff and Roger Penrose. Consciousness in the universe; review of the ‘Orch OR’ theory. Physics of Life Reviews ۱۱ (۲۰۱۴) ۳۹–۷۸.
پ) آگاهی ناشی از وقایع فیزیکی گسسته است. چنین حوادثی همیشه در جهان به عنوان حوادث غیرشناختی و هشیارانه وجود داشته­اند و به عنوان بخشی از قوانین دقیق فیزیکی که هنوز کاملاً درک نشده­اند، عمل می­کنند. در این بین، زیست­شناسی، مکانیسمی را برای کنار هم قراردادن چنین رویدادهایی و ارتباط آنها به فعالیت­های عصبی برای ایجاد مفاهیم و لحظات (Moments) معنی­دار، شناختی و آگاهانه و در نتیجه روشی برای کنترل علّی رفتار متکامل کرده است؛ این رویدادها لحظات تقلیل حالت کوانتومی (تئوری نویسنده این دسته­بندی) هستند. چنین وقایعی لزوماً نباید به عنوان بخشی از تئوری های فعلی قوانین جهان شمرده شوند، ولی در نهایت باید از نظر علمی قابل توصیف باشند. این اساساً همان نوع نگاهی است که به تعبیر بسیار کلی توسط فیلسوف  A.N. Whiteheadو همچنین در چارچوب علمی در نظریه Penrose-Hameroff ” سازمان یافته است. در این دیدگاه، آگاهی یک ویژگی ذاتی عملکرد جهان است.
(C) Consciousness results from discrete physical events; such events have always existed in the universe as noncognitive, proto-conscious events, these acting as part of precise physical laws not yet fully understood. Biology evolved a mechanism to orchestrate such events and to couple them to neuronal activity, resulting in meaningful, cognitive, conscious moments and thence also to causal control of behavior. These events are proposed specifically to be moments of quantum state reduction (intrinsic quantum “self-measurement”). Such events need not necessarily be taken as part of current theories of the laws of the universe, but should ultimately be scientifically describable. This is basically the type of view put forward, in very general terms, by the philosopher A.N. Whitehead [9,10] and also fleshed out in a scientific framework in the Penrose–Hameroff theory of ‘orchestrated objective reduction’ (‘Orch OR’ [۱۱–۱۶]). In the Orch OR theory, these conscious events are terminations of quantum computations in brain microtubules reducing by Diósi–Penrose ‘objective reduction’ (‘OR’), and having experiential qualities. In this view consciousness is an intrinsic feature of the action of the universe.
ج) نظریه آگاهی م. ع. طاهری(شعور یا هوشمندی-Consciousness)
 
آگاهی، نه ماده است و نه انرژی، اما ایجاد ماده و انرژی، وقایع و قوانین فیزیکی ناشی از آگاهی است.
آگاهی، هستی شمول بوده و عالم مادی منتج از آن است(عوالم مادی شامل جهان های موازی همگن و ناهمگن، جهان های متوالی، جهان های مجاور و… می باشد که از کیهان ما هیچ راه فیزیکی به آنها وجود ندارد).
آگاهی قابل توصیف با علم رایج نیست. ولیکن در«علم مدرن»(علم رایج + دانش آگاهی) با ترمینولوژی جدیدی که به وجود خواهد آمد، ملموس تر و قابل توضیح خواهد شد. در حال حاضر فقط میتوان اثر آن را در آزمایشگاه تحت عنوان تاثیر میدان های شعوری(آگاهی) بر انسان، گیاه، حیوان، سلول، مولکول، میکروارگانیزم مورد آزمایش و اثبات علمی قرار داد(چنین حوزه تحقیقاتی میتواند رشته جدیدی در دنیای علم باشد که تلاشی برای معرفی آن آغاز شده است).
آگاهی نسبت به هستی مادی، یک کیفیت مستقل است(اما در نهایت، «آگاهی» مستقل به ذات خود نیست و آن نیز خود از منبع دیگری صادر شده است که از حوزه این بحث خارج بوده و مفروض می باشد).
آگاهی هدایت کننده کیهان است و کیهان پدیده ای مجازی است و آنچه را نیز که رویت می کنیم هم مجازی می باشد.
آگاهی هدایت کننده اکوسیستم کیهانی و زمینی، تکامل و… می باشد.
آگاهی پدیده ای است کیفی که در سطح و سطوح مختلف(حداقل در پنج سطح) و در حیطه های ثابت و متغیر، مثبت و منفی، کیهانی- انسانی و… در کیهان ایفای نقش میکند.
آگاهی هدایت کننده حیات و همه مظاهر آن در کیهان می باشد.
آگاهی به ماده و انرژی تبدیل شده و برعکس امکان تبدیل ماده و انرژی به آگاهی نیز وجود دارد. با این توضیحات مطابق شکل زیر، درهرلحظه سه عنصر در جهان هستی مادی موجود است: آگاهی (هوشمندی یا شعور)، مادهو انرژی.
آگاهی(شعور یا هوشمندی) در دو سطح کلی در کیهان جریان دارد (انواع سطوح شعوری از نظر تقابل های کلی):
منبع خبر : گروه خبري سايت   https://www.mataheri.com