۱۳۹۳-۰۲-۱۷

تزكيه ي تشعشعاتي!

تزكيه ي تشعشعاتي!


فرامين ديني انواع مختلف گناهان را به بشر معرفي مي كنند و به ضرورت اجتناب از آ نها تاكيد دارند. بر همين اساس، ملاك هر فرد دينداري براي
شناسايي گناه و پرهيز از آن، همين دستورات است.

اما از منظر عرفان، دامنه ي گناه گسترده تر است و هر گونه افکار و رفتاري که سلامت فرد و جامعه را به خطر اندازد؛ ايجاد تشعشع شعوري منفي کند و
در يک کلام، مانع از حرکت به سوي کمال شود، گناه است. به طور کلي، در ديدگاه عرفاني آنچه كه انسان را به سوي كمال سوق مي دهد، «صواب » است
و آ نچه كه او را به سوي ضد كمال مي كشاند، «گناه » محسوب مي شود.

براي مثال، حتي وقتي موظف به پاسخگويي به يک سؤال نيستيم؛ اما به طور عمدي به پرسش کننده پاسخ مبهمي مي دهيم، هم خودمان و هم او را با
تشعشعات منفي ناشي از آن درگير مي کنيم.

ايجاد تشعشع منفي انسان را دچار «آلودگي تشعشعاتي » مي كند و اين آلودگي، سيستم هاي شعوري بدن را مختل مي سازد. يعني احاطه شدن با
تشعشعات منفي، باعث اختلال در شعور سلول و بدن مي شود و در نتيجه، نابساماني عملكرد سلولها و اعضاي بدن را به دنبال دارد. هر عمل يا انديشه اي كه
به اين ترتيب سلامت را به خطر اندازد ، ضد كمال است و گناه به شمار مي رود.

با توجه به اين حقيقت كه همه ي عوامل ضد كمال، ايجاد تشعشع منفي ميكنند، در حركت عرفاني، علاوه بر اينكه به تزكيه ي اخلاقي (براي رهايي از
گناه) اهميت داده مي شود، خنثي كردن اثر تشعشعاتي گناه هم لازم است. اين نوع پا كسازي كه «تزكيه ي تشعشعاتي » نام مي گيرد نيز با اتصال و ارتباط با
خدا به دست مي آيد.

تجربه ي اين تزكيه، انسان را با نقش تشعشعات در زندگي او آشنا كرده،درباره ي گناه، ديدگاه وسيعتري به او مي دهد. به همين دليل، در اثر اين
تجربه، ارتكاب گناه نيز به حداقل مي رسد.


کتاب انسان و معرفت
استاد محمد علي طاهري

۱۳۹۳-۰۲-۱۶

دلايل كار نكردن برخي از حلقه ها !

دلايل كار نكردن برخي از حلقه ها !


ممكن است كه بعضي مواقع متوجه شويم كنترلي را كه داشتيم نمي توانيم الان از آن استفاده كنيم. دلايل مختلفي مي تواند داشته باشد، يكي از آن دلايل اين است كه اصولا آنچه را كه ما دريافت مي كنيم، حالا ما اسمش را مي گذاريم از هستي دريافت مي كنيم، شامل هرچي كه هست از رحمانيت، نياز هست كه ما هم متقابلا چيزي را به هستي پس بدهيم ولو در قالب يك شكر پنهان، يك شكري كه حتي به زبان هم نيامده، البته لازم نيست حتي به زبان هم بيايد چون شكر در اصل همان وجودي است. در نهايت لازم است ما آنچه را دريافت مي كنيم چيزي را به هستي برگردانيم، در قبال تسهيلاتي هم كه رحمانيت الهي دراختيار ما قرار مي دهد به همچنين. به خصوص دراين مورد، ما لازم است آن چيزي را كه در اختيارمان قراردادند، آن احساس شكر را داشته باشيم.

خصوصا در يك موردي مثل كنترل ذهن كه يك مقوله ساده اي نيست، مقوله اي است كه همه مبارزات انسان را در طول تاريخ به خودش اختصاص داده و وقتي ما آمديم در آن يك توفيقي بدست آورديم و آن رحمانيت الهي اين تسهيل را ايجاد كرده لازم مي شود كه ما متقابلا نسبت به آن چيزي كه به ما دادند آن قدرداني لازم را داشته باشيم فرق نمي كند هر چي را كه داريم دريافت مي كنيم، لازم هست اين احساس قدرداني را داشته باشيم، البته نمي گوييم دليل اين است ما كلي صحبت مي كنيم.

يك دليل ديگر اين است كه ممكن است ما در يك موقعي دچار غرور شويم از اين كه كنترل ذهن داريم كنترل دشارژ داريم، شبكه منفي مي آيد و مي گويد «عجب مسلط عمل کردي! » و احساس غروري به ما دست بدهد. در اين گونه موارد ممكن است موقتا يك چيزي رويش انجام شود كه همان معادل «الَمَ نَشْرَح لَک صدَرَک» (شرح 1 ) است، معادل اين است كه يك يادآوري است، يادت نرود ما بوديم كه اين كارها را كرديم فكر نكني كه خودت بودي، يادآوري است معادل آن است.


آموزه هاي دوره پنج
استاد محمد علي طاهري

بحث بلوغ عرفاني!

بحث بلوغ عرفاني!


اصولا مسئله بلوغ عرفاني را كه بعدا تعريف مي كنيم، در بلوغ عرفاني ما همين طوري كه مي آيم بالا مستقل، مستقل و مستقل تر مي شويم هر چند گه گاه مربي در تعليم رانندگي به عنوان مثال در ماشين نشسته ولي پايش را برمي دارد و مي نشيند كنار، مستقل، ببيند اين هنرآموزي كه دارد رانندگي را ياد مي گيرد؟ الان اگر او در ماشين نبود اين چكار مي كرد؟ چقدر مسلط شده؟ آخرين وضعيتش چيه؟ دوباره مي بيند اين جوري شد آن جوري شد و مداخله مي كند، اينقدر اين كار را تكرار مي كند، هر چند گه گاهي مي آيد داخل قضيه و مي رود كنار، تا يك جايي كه ديگر مطمئن مي شود ديگر بدون وجود او فرد مي تواند اين ماشين را تنهايي سوار شود، ببرد و برگرداند، صحيح و سالم بيايد، مي تواند ديگر اطمينان خاطر داشته باشد.

تسهيلاتي را كه در اين قبيل مسائل از آن ها برخوردار شديم هرچند گه گاهي، اين هوشمندي ممكن است خودش را كنار بكشد ببيند كه حالا ما در اين مدت چقدر رشد كرديم، رشد فردي داشتيم؛ مثلاً از كنترل ذهن بكشد كنار، ما در اين فاصله توانستيم خودمان را از اين جا به اين جا برسانيم يا نه؟ مثلاً در كنترل دشارژ خودش را بكشد ببيند الان بدون اين كه آن تسهيلات در اختيار ما باشد ما توانستيم از آن جايي كه قبلا بوديم، يك پله خودمان را بالا بكشيم يعني حالا مستقل عمل كنيم و آن تسلط را داشته باشيم يا نه؟

اين بحث بلوغ عرفاني ماجرايي است كه بعدا بيشتر مي توانيم توضيح بدهيم و قرار است كه هر چه مي آييم بالاتر ميزان روي پاي خود ايستادن مان هم بيش تر و بيش تر و بيش تر شود. بنابراين ما نمي توانيم بگوييم چه پريود زماني و چطور، گاهگاهي مي بينيم كه كنار كشيدند و حالا ما خودمان هستيم و فرصتي است كه ما خودمان را نسبت به گذشته قياس كنيم، ببينيم نسبت به قبل كه روزي اينقدر عصباني مي شديم حالا چي، بدون كمك؟ اگر كمك باشد موضوع ديگر فرق مي كند. لذا ما مي بينيم يك نوساناتي داريم و گاهگاهي خودشان را مي كشند كنار، مربي خودش را عقب مي كشد ببيند اين هنرآموز آخرين وضعيتش چيه؟

فرصتي مي شود كه ما اينجا محك دقيق تري روي خودمان داشته باشيم، اين چند تا دليل را داشته باشيم. فرصت خيلي خوبي است كه شما ببينيد نسبت به گذشته پيشرفتي داشتيد يا نداشتيد؟ اگر مربي پايش را از روي پدال ها بردارد و دستش را كنار بكشد، شما به عنوان هنرآموزي كه اين ماشين را رانندگي مي كنيد نسبت به دو روز قبل بهتر اداره اش مي كنيد يا نه؟
خودمان متوجه مي شويم، اين يك موردش است، يك موردش يك نفر از بيرون نگاه مي كند مي بيند كه ماشين حركت كرد و پت پت كرد و خاموش كرد، يا نه مسلط رفت، ما هميشه ناظر داريم اما خودمان هم احساس مي كنيم سوار ماشين شديم تسلط داريم يا نداريم، تسلط مان چقدر است؟

هوشمندي كه مي داند اين براي رشد ماست، مربي كه خودش رانندگي بلد است، يك نگاه هم بكند مي فهمد چي بلديم، چي بلد نيستيم؟ اين براي ماست كه به وضعيت خودمان واقف شويم. همزمان شكرگزاري را يادشان نرود، نگاه كنند كه آيا غروري نبوده و بدانند كه يك امتحان و آزمايشي هم هست. و يادآوري اين موضوع هم هست كه بدون آن رحمانيت ما همچين وضعيت جالبي نداريم، دوباره يادمان مي اندازند «الَمَ نَشْرَح لَک صدَرَک» (شرح 1 ) كه فراموش نكني ما بوديم كه اين كارها را كرديم و هوا ورت ندارد. آنجايي كه يك غروري مي آيد اين ها گريبان مان مي گيرد و اين جوري مي شود.


آموزه هاي دوره پنج
استاد محمد علي طاهري

ظلم به هستي!

ظلم به هستي!


يك مطلبي را بايد بگويم كه تمام هستي بايد ما را ببخشد در ارتباط با آلودگي هستي گفتيم كه ما وقتي تشعشع منفي ايجاد مي كنيم جنس اين تشعشع منفي از شعور است. شعور مقدار خيلي كمش با كل هستي برابر است و مثل انرژي نيست كه بگوييم اگر با سرعت نور هم برود حالا كو تا همه هستي را بگيرد، به همه جاي هستي برسد!

اين آلودگي هستي يا آلودگي شعوري چيزهايي است كه در آينده بايد مطرح كنيم، وقتي كه دنياي علم كاملا با مفهوم شعور آشنا شد و فهميد كه شعور هم هست آن وقت تازه آلودگي شعوري مطرح مي شود، آلودگي هستي مطرح مي شود و اين كه تشعشع منفي ما هستي را در معرض آلودگي قرار مي دهد. بنابراين هر كسي به اندازه خودش هستي را آلوده كرده، اين آلودگي هستي به همه چيز برگشته، به همه ذرات برگشته. لذا همه ذرات هستي بايد ما را ببخشند كه در قرآن هم هست كه ملائك از شفعاي ما هستد.

ملائك سمبل و اركان جهان هستي هستند پس متوجه مي شويم چرا اين كارها بايد صورت بگيرد، الزام به اين كار چيست؟ همه ذرات متأثر از ما هستند و بايستي ما را ببخشند. باز ممكن است بگوييم آن ها كه با انسان فرق مي كنند، اما به طور كلي هر ذره شعور دارد و شعور طبيعي و اصلي خودش شعور سالمي بوده، در شرايطي كه اين آلودگي برايش پيش مي آيد در يك جايي همه اين ها ممكن است بازخواست پيدا كند. الان يك ذره نمي تواند از ما بازخواست داشته باشد اما در يك جايي مي تواند اين قضيه مطرح باشد.


آموزه هاي دوره پنج
استاد محمد علي طاهري 

وظيفه ما در قبال بيماران ذهني

وظيفه ما در قبال بيماران ذهني

مشکلي که اين عده دارند که لازم مي شود ما به آنها تشعشع دفاعي بدهيم، در دنيا درمان ندارد !
لذا يا مي خواهند يا نمي خواهند، و مي روند مشکل را هر طور که بلدند حل مي کنند،

بنابراين ما با تمام جزئيات، تا آنجا که بتوانيم، مو ضوع را روشن مي کنيم، خودشان بايد انتخاب کنند، خودشان اختيار بکنند که مي خواهند يا نمي خواهند، ما مي خواهيم خدمت بکنيم.اگر نمي خواهند خوب نخواهند،

در اين دوره اي که شما ميخواهيد تجربه بدست بياوريد، به 10 نفر که بگوئيد، اگر 2 نفر هم قبول کنند، شما کار کنيد و آن تجارب لازم را بدست مي آوريد تا ببينيد اين چيزهائي که ما مي گوئيم صدق مي کند يا نمي کند، صحت دارد يا ندارد، يعني در عمل بايد نفر به نفر ما تست کنيم، و اين عده اگر بخواهند نجات پيدا کنند، چاره اي ندارند جز همکاري، جز اينکه اين قضيه را قبول کرده باشند.

دوره تي دي - جلسه 2 - استاد طاهري

مهمترين بحث عرفان

مهمترين بحث عرفان

اين قضيه تشعشع دفاعي يکي از مهمترين مباحث موجود است و مهمترين بحث در عرفان خودمان هم هست، اما الان شما نمي دانيد که ماجرا از چه قرار است، الان هنوز اهميت اين موضوع آشکار نيست !

زماني آشکار ميشود که بحث ويروسهاي غير ارگانيک به دنياي علم کشيده بشود، بحث اينکه ما بدانيم يک نوع ويروسهاي ديگري هم علاوه بر ويروسهاي ارگانيک يعني ميکروارگانيزمها که مي شناسيم هستند، وقتيکه شناختيم، بهداشت خاصي هم پيش مي آيد، هماني که الان در اين دوره داريم راجع به آن صحبت مي کنيم،

منتها روش ما شلوغ کردن نيست، روش ما اين است که ما چيزي را مي گوئيم، شما مي رويد و مي بينيد، اگر بود قبولش مي کنيد و اگر نبود قبولش نمي کنيد

اينکه گفتيم تشعشع دفاعي در عرفان اهميت بسيار بسيار زيادي دارد، از اين نقطه نظر است که اولين قدم در خودشناسي اين است که من ببينم خودم هستم و چيزي روي کله من سوار نيست، من خودم هستم، اگر مي گويم اين راه را مي روم، تحت تاثير کسي نيستم، اگر مي گويم از اينجا مي روم، اين کسي نيست که روي من نفوذ دارد، من واقعا خودم اختيار کردم، خوب اين مطلب اهميت دارد يا ندارد، اگر به اينکار اهميت ندهيم، رفتيم به يک جائي رسيديم، آنجا تازه معلوم مي شود اين من نبودم، تمايل من نبود، بلکه يک چيزي روي کله من سوار بود،

بنابراين اينجا اگر چيز اضافه اي همراهمان است، کنار بگذاريم و ادامه بدهيم، بعد متوجه ميشويم که در اکوسيستم کيهاني چه خبر است و ما که داريم مي رويم و مي آئيم، در معرض چه تشعشعاتي هستيم، در معرض چه موجوداتي هستيم، وقتي مي گوئيم در هوا ميکروارگانيزمها هستند، تنفس مي کنيم، ويروس آنفولانزا و ... اکوسيستم همين است، چيز ديگري در آن نيست، اينها لازم است که ما شناخت بدست بياوريم، آن هم شناخت عملي نه تئوري، شناخت عملي بطوريکه شما در عمل بتوانيد براي کس ديگري کار انجام بدهيد.

مطلب ديگر اين است که شما مي دانيد که به چه عده اي مي توانيد کمک کنيد، کساني که مشکلات روانپزشکي دارند که در دنيا هيچ کس نمي تواند به اينها کمک کند، خود اين هم يک قدم بسيار مهمي است که مي توانيد برداريد و برايشان کار کنيد، بيماراني که مسائل و مشکلات بسيار عجيب و غريبي دارند، بايد اين دانش و آگاهي را همه ما مطلع شويم و بيخودي مسائل خودمان را به دارو و شوک و ... که عوارض بسيار نامطلوبي دارد نسپاريم، خصوصا شوک که هر بار يک بخشي از مغز را از دور خارج مي کند.

دوره تي دي - جلسه 2 - استاد طاهري

مرگ فيزيکي، مرگ قطعي !

مرگ فيزيکي، مرگ قطعي !

گفتيم که يک مرگ فيزيکي داريم و يک مرگ قطعي، زمانيکه مرگ فيزيکي اتفاق مي افتد، ايست قلبي داريم و پزشک جواز دفن صادر مي کند، اما هنوز مرگ قطعي نيست، ممکن است همين کسي که جواز دفن برايش صادر شده، حتي در سردخانه زنده بشود و برگردد،

مرگ قطعي زماني است که کالبد اختري مي ميرد، فاصله زماني بين مرگ فيزيکي و مرگ قطعي (مرگ کالبد اختري)، در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است از يک ربع ساعت تا 24 ساعت، 48 ساعت، 72 ساعت بعد از مرگ فيزيکي اتفاق بيافتد و اين زمان متفاوت است، در اين فاصله هر شوکي که به کالبد اختري وارد بشود، ممکن است دوباره همه چيز برگردد،

در دوره يک گفتيم که اگر ما به جائي برسيم و ببينيم که جواز دفن هم براي طرف صادر کرده اند، باز هم رويش کار مي کنيم، چون امکان دارد که شوک وارد بشود و اون شوک کالبد اختري اتفاق بيافتد، به محض اينکه کالبد اختري هم مرد، ديگر مرگ قطعي است و برگشت امکان ندارد، ولي تا زمانيکه کالبد اختري زنده است، اگر زنده شدن پيش بيايد، حتي خون هم لخته نمي شود، هيچ عارضه اي ناشي از نرسيدن اکسيژن به مغز اتفاق نمي افتد.

کالبد اختري جنبه فيزيکال دارد و آناتومي خاص خودش را دارد و در اين Range اي که مي شناسيم هم نيست، Range ساختاريش کاملا متفاوت است، با اين آناتومي که مي شناسيم و چشم ما مي بيند کاملا" متفاوت است.، بعد از اينکه مرگ قطعي اتفاق افتاد، کالبد رواني هم مي ميرد، کالبد اختري هم که مرده است، تنها چيزي که باقي مي ماند، کالبد ذهني است که زنده مي ماند و ادامه خواهد داد و اين کالبد ذهني مي رود با اطلاعاتي که دارد به زندگي ادامه بدهد، اوني که ما مي گوئيم احضار روح کرديم، او کالبد ذهني است که ما احضار مي کنيم، اين که دارد احضار مي شود کالبد ذهني است،

روح چيز ديگري است. روح نقش هادي دارد، وقتيکه ما مي گوئيم روح، چندين روح داريم: روح الله داريم، روح القدس داريم و روح هادي. ولي عامه مردم کالبد ذهني را به عنوان روح مي شناسند. نقش روح هادي اين است که در هر زندگي که ما داريم، در هر مقطعي، نقش هادي، هدايت کننده را براي ما بازي مي کند، مثلا همين الان که ما اينجا و در اين مقطع از زندگيمان که زنده هستيم، نقش روح هادي اين است که يک نرم افزاري را فعال کرده، آن نرم افزار به ما يک احساسي مي دهد، احساس گم کردن يک چيزي، همه ما هر لحظه احساس مي کنيم يک گمشده اي داريم، يک موقع فکر مي کنيم پول است، درس است، ازدواج است، فرزند است، ... مي رويم دنبالشان مي بينيم نيست.و همينطور مرتب ما در تکاپو هستيم و دستمان به هر چه مي رسد پوچ مي شود، چرا پوچ؟ چون اون نيست، اگر اين نرم افزار نبود، اگر روح در اينجا اين نقش را بازي نمي کرد، مي دانيد چه مي شد؟

اين مي شد که ما دستمان به اولين چيزي که مي رسيد ارضا مي شديم و تمام مي شد، ديگه ايده ال مان بود، اما الان اينطور نيست، اين نرم افزار يا شرح وظيفه روح هادي اين است که مسائل کمال را بطور غير مستقيم براي ما آماده کند، ما اينقدر دنبال اين و آن مي گرديم تا آخرش بفهميم که اينجا چه مي خواهيم، که همان ماجراي کمال است، اگربه کمال دستمان برسد بعد متوجه مي شويم که سير شدن ندارد، اين نيست که بگوئيم که من ديگر نمي خواهم و ديگر بس است، در صورتي که هر چيز ديگري سير شدن دارد، اگر مي گوئيد نه، برويد ببينيد آيا دارد يا ندارد،

اينجا مکان و زمان داريم، در زندگي بعدي مکان نيست، جهاني است که مکان ندارد، فقط زمان در آن جاري است، اينجا مکان و زمان داريم، زندگي قبلي ما يک بعد ديگر هم داشتيم که بعد مرديم و اينجا که آمديم، آن يک بعد را از دست داديم، يعني طوري است که هر زندگي که مي رويم جلوتر، بي نيازتر مي شويم، نيازمندي ما کمتر مي شود که حالا اينها را جداگانه بايد در ترم 2 صحبت کنيم.

دوره تي دي - جلسه 2 - استاد طاهري

دنياي کالبد ذهني پس از مرگ قطعي

دنياي کالبد ذهني پس از مرگ قطعي

با مرگ قطعي کالبد ذهني به محض اينکه مي خواهد جدا بشود، در کسري از ثانيه همه اطلاعات اين زندگي را با جزئيات بسيار دقيق مرور مي کند، تمام وابستگيهايش را در مي آورد بيرون، به محض اينکه قطعي شد و جدا شد تحت تاثير دو تا نيرو قرار مي گيرد، يک نيرو نيروي روح هادي است که مي خواهد شرح وظيفه کالبد ذهني را در زندگي بعدي به او بدهد مثل الان که يک چيزي به ما دارد مي دهد و يک نيرو وابستگيهاي خوب و بد انسان است که مي خواهد ما را دوباره بکشاند بياورد اينجا.

اين وابستگيها چه هستند؟
وابستگيها مي تواند به فرزند، ثروت، قدرت، شهرت و ... باشد . مثلا ارواح زيادي (منظور کالبد هاي ذهني) مدتها مرگ خودشان را قبول ندارند، چون مي بينند که زنده هستند، وجود دارند، مي توانند به خودشان جسميت بدهند، ما آنها را نمي بينيم، ولي او خودش مي بيند که وجود دارد و خودش را در بين ما مي بيند، لذا تا مدتها مرگ خودش را قبول ندارد، دوستاني که در احضار روح فعاليت دارند مي گويند بايد مدتي از مرگش گذشته باشد تا احضارش کنيم، خيلي ها نمي آيند و خيلي ها هم مي آيند، يک عده اي که نمي آيند علتش اين است که هنوز مرگ خودشان را قبول ندارند، يک عده اي وابستگي به جسم دارند و تا مدتها سر قبر خودشان هستند و حتي بعضي ها تلاش مي کنند که دوباره بروند در جسمشان و تکانش بدهند که فشار وحشتناکي به آنها وارد مي شود که حالا بعضي از دوستان ما در دوره 7 تجربه مي کنند، يعني اين جدا شدن و برگشتش را تجربه مي کنند که جدا شدن خيلي قشنگ و زيبا و شيرين است، ولي برگشتش زجر آور است، لذا مسئله فشار قبر که همه شنيده ايم، براي همه نيست، براي اين عده است که وابستگي به جسم دارند، وقتي جدا ميشوند بايد بروند دنبال زندگيشان، ولي دوباره مي خواهند يک کارهائي بکنند، بيايند داخل جسم و جسم را تکان بدهند، اين برگشتش بدانيد که خيلي زجر آور است. به يک شکلي ما به ادراکاتش در همينجا نزديک مي شويم که ببينيم واقعيت دارد يا ندارد،

بنابراين به محض جدا شدن کالبد ذهني دوباره مي خواهد به وابستگيهاي خودش پاسخ بدهد و پاسخ بگيرد، روان در کار نيست، روان بخش احساسات ماست، در اينجا احساسات ما با کالبد رواني ما مورد سنجش قرار مي گيرد ولي در آنجا اصلا احساسات نيست، مثلا شما از هيچ کالبد ذهني نمي شنويد که مرگ سخت است که آي ما سوختيم، آي ما منفجر شديم، اصلا هيچ گزارشي راجع به دردناک بودن مرگ نداريد، عاملي که آزارشان مي دهد و شما ممکن است بجاي احساسات تلقي بکنيد، تصوير ذهنيشان است، وابستگيهاي ذهني است، ما الان به يک عکس نگاه مي کنيم، اين عکس چه چيزي را زنده مي کند، و در کجا زنده مي کند، آنچه را که زنده مي کند در ذهن ما است که زنده مي کند و در ذهن ما اين صحنه ثبت شده، صحنه خوبي بوده، يک پيک نيک بوده که به ما خوش گذشته يا به يک عکس غذا نگاه مي کني حض مي بريم در حالي که غذائي در کار نيست، اين حض را کي مي برد؟ ذهن است که حض مي برد و بعد از مرگ هم اين ذهن ماست که مسائل را دنبال مي کند و دنبال هر چيزي که هست، فعاليتهاي ذهني است که دنبالش است،

مثلا يک نفر از قمار در کازينو لذت مي برده، الان اين وابستگيش ايجاب مي کند که دوباره برود دنبال کسي که با مشخصات او همخواني داشته باشد، يعني اهل کازينو باشد و بتواند يک بار ديگر از دريچه چشمهاي او دنبال اين قضيه راه بيافتد و يکبار ديگر اين را براي خودش دنبال بکند و تداعي بکند، وابستگي بد، وابستگي خوب، مثلا يک کسي وابسته شده به اينکه شب تا ديروقت بنشيند و کتاب دعا و ... بخواند، وابسته شده، وابستگي يک موضوع خاصي است، ممکن است ما وابسته به کار خودمان بشويم، الان در بحث عرفان ممکن است ما وابسته به عرفان بشويم، عرفان وسيله است، مثلا قرار است ما از آن استفاده کنيم تا چيزي ياد بگيريم و بعد هم بگوئيم خداحافظ و برويم، اما ممکن است ما درست عمل نکنيم و به خود عرفان وابسته بشويم، مذهب وسيله است، وسيله اين است که ما آنچه را که مي خواهيم و لازم داريم ازش برداشت کنيم بعد بگوئيم خداحافظ و برويم به ادامه راه، اما ممکن است ما به آن وابسته بشويم، کما اينکه يک عده اي به کازينو وابسته مي شوند، عده اي به بساطشان، يک عده اي به کلکسيون تمبرشان، يک عده اي به فرزندشان، ثروتشان، شهرتشان، ... و مي بينيم که بلافاصله بعد از جدائي آمده دنبال پسرش، دخترش و ... و ما تجارب خيلي مفصلي در اين قضيه داريم از اين برگشتن ها، آمده پسر 7 ساله اش را مي خواهد و يا ...

حالا چه ماجراي عجيب و غريبي در اين رابطه هست خدا مي داند، اين وادي، وادي اي است که هر کسي خودش بايد بيايد داخل ميدان و چند مورد کار بکند و با چشمهاي خودش ببيند که ماجرا از چه قرار است، نتيجتا وابستگيهاي خوب و بد مي خواهند ما را در سطح زندگي اينجا بکشانند، روح مي گويد بيا در زندگي خودت، ببين اينجا چقدر بي نيازتري، مکان نيست، در آن واحد همه جا مي تواني باشي، ديد 360 درجه در 360 درجه، همه جا را مي تواند ببيند و يک چيز عجيب و غريبي که بعضي از دوستان اين تجربه را داشتند يا خواهند داشت، اين ديد 360 درجه در 360 درجه و خيلي ماجراهاي ديگر لذا:

بگذر از نقش دو عالم خواه نيک و خواه بد
تا ز بي نقشيت، نقشي جاودان آيد پديد

زمانيکه کارهاي ما بصورتي خاتمه پيدا مي کند که براي ما ايجاد وابستگي کرده، يعني شده يک نقش و يا حافظ مي گويد

غلام همت آنم که زير چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

و قرار است زندگي به گونه اي جلو برود که به رنگ تعلق ختم نشود، چطور ختم نمي شود؟ بينش هائي است که ما بدست مي آوريم و متوجه مي شويم که ما همه داريم مسير کمال را طي مي کنيم، مرگ مفهومي ندارد، فرزندان و ... وسائلي بودند، مذهب وسيله اي بود، عرفان وسيله اي بود و همه اين بينشها به ما کمک خواهد کرد تا ما بتوانيم اينچنين تحقق بدهيم که:

بگذر از نقش دو عالم خواه نيک و خواه بد
تا ز بي نقشيت، نقشي جاودان آيد پديد
و يا

ما نه مرغان هوا نه خانگي دانه ما دانه بي دانگي

پس فعلا ما در معرض يک آلودگي قرار مي گيريم، اين آلودگي که مرکبي بشويم براي موجوداتي (منظور کالبدهاي ذهني ) که بخواهند از دريچه ديد ما دوباره بيايند به دنيا نگاه بکنند و دوباره بخواهند مسائلي را تجربه بکنند.

دوره تي دي - جلسه 2 - استاد طاهري

۱۳۹۳-۰۲-۱۴

خروج حيوانات چيست؟

سوال:
خروج حيوانات چيست؟
جواب:
اينجا يک trick (حقه، فريب) هايي صورت مي گيرد كه در واقع بيشتر جهت رعب و وحشت ممكن است صورت بگيرد و در آنجا فرد ببيند به صورت حيوانات يك چيزهايي وجود دارد كه باعث رعب و وحشت شود. بعضي از كالبدهاي ذهني خودشان را اصولا به صورت حيوانات، به صورت چيزهاي ديگري جا مي زنند به عللي. مثلا ممكن است يك كالبد ذهني خودش
را در نقش يك گرگ، در درنده خويي يك يوزپلنگ، يك ببر ظاهر كند كه خيلي كم اين گزارش را داريم.
آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي
استاد محمد علي طاهري 

در فاز منفي كه مي روند چند تا وارد مي شوند، تعدادشان مشخص است؟

سوال:
در فاز منفي كه مي روند چند تا وارد مي شوند، تعدادشان مشخص است؟

جواب:
ديگر معلوم نيست. شما يك غذايي را از روي زمين برداريد بخوريد، چه تعداد ويروس، ميكروب وارد مي شوند؟ نمي دانيم، دريچه باز است و شما مي بينيد تعداد و انواع و اقسام متنوع، شانسي و برحسب راندم و بر حسب انتخابي كه مي كنند.
يعني شما به كارش مي خوريد؟ آيا شما مي توانيد وابستگي او را پاسخ دهيد؟ اگر بتوانيد وابستگي اش را پاسخ دهيد تسخيرت مي كند، اگر نه به دردش نخوريد ... مثلا يك معتاد ممكن است شما را تسخير نكند چون به دردش نمي خوريد توجه مي كنيد؟ معتاد كسي را تسخير مي كند كه شباهت هايي با او داشته باشد و ضمنا بتواند او را به وابستگي مورد نظرش برساند.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي
استاد محمد علي طاهري

علت تسخير انسان توسط جن (7)

علت تسخير انسان توسط جن (7)


?- استفاده آگاهانه و ناآگاهانه به منظور رسيدن به اهداف مورد نظر: مثل پيشگويي، فكرخواني، نفوذ در ديگران، اينها خيلي هايش به كمك موجودات غيرارگانيك است. خيلي ها كه طالع بيني مي كنند موجود غيرارگانيك شان بغل گوششان است، مي دانيد چي مي گويد. احضار مي زنند موجودشان را مي فرستند در خانه شما تمام جزئيات خانه تان را به شما مي گويند درست است يا نه؟ آيينه بيني، موجود غيرارگانيك شان را مي فرستند تمام جزئيات آن دزد، آن چي، همه را مي بيند اينها را نمي توانيم منكر شويم. اما كسي كه استفاده مي كند متأسفانه بايد بهايش را پرداخت كند، مفت نيست، مجاني نيست، آن موجود عاشق چشم و ابروي من و شما نيست. يك كاري براي مان مي كند، دو سه تا كار روي دست مان مي گذارد، تسخيرمان مي كند و ما را در اختيار مي گيرد.

اين آيه را هم از قرآن ببينيم و برويم ارتباط امروز را برقرار كنيم « در آن روز كه خدا همه آنها را » ني جمعيت جن و انس را « در آن روز كه خدا همه آنها را جمع و محشور مي سازد- منظور جن و انس- مي فرمايد اي جمعيت جن شما افراد زيادي از انسان ها را گمراه ساختيد، دوستان و پيروان آنها از ميان انسان ها مي گويند: پروردگارا هر يك از ما دو گروه از ديگري استفاده کرديم » براين بعضي ها تصور مي كنند مجاز هستند استفاده كنند ولي در واقع اين اجازه به واسطه اينكه براي ما ايجاد مشكل مي كند، مسئله دار است.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي
استاد محمد علي طاهري

بيماراني که توصيه مي شود

بيماراني که توصيه مي شود
علاوه بر فرادرماني، تشعشع دفاعي نيز با کسب اجازه بر روي آنها کار شود:

1- بيماران افسرده
2- افرادي که اظهار مي کنند که آثار کبودي بدون دليل در جسمشان ايجاد شده است
3- بيماران مبتلا به ورم مقاوم
4- افرادي که جابجائي درد در بدن بدون دليل دارند
5- بيماران داراي بيماريهاي صعب العلاج (سرطاني، ام اس، آلزايمري و ...)
6- بيماران داراي نقص مادرزادي، ژنتيک، کروموزومي

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

ويروسهاي ذهني (ويروسهاي غيرارگانيک)

ويروسهاي ذهني (ويروسهاي غيرارگانيک)

شامل جن و کالبد ذهني افراد فوت شده که وارد کالبد ذهني افراد زنده مي شوند و با اشغال ستاد فرماندهي شخص تسخير شده، بر ادراکات آنها تاثير مي گذارند و در واقع شخص تسخير شده فرمان آنها را اطاعت و اجرا مي کند، حتي ايجاد تمايل به خودکشي در فرد تسخير شده مي کنند.

کالبد ذهني:
پس از مرگ انسان، بخشي از انسان است که به زندگي ادامه مي دهد، حافظه مغزي با مغز به زير خاک مي رود و از بين مي رود، حافظه ذهني بعد از مرگ باقي مي ماند و در برزخ به زندگي ادامه مي دهد.

کالبد ذهني تحت تاثير دو نيرو قرار دارد:
1- روح هادي: که هادي است و کارش هدايت به سمت بالاست.
2- وابستگيهاي مثبت و منفي که مي خواهند کالبد ذهني را به زندگي زميني برگردانند.

اگر شخص قماربازي بميرد، کالبد ذهني او به دنبال شخصي مي گردد که از نقطه نظرات فکري تشابه با او داشته باشد، تا او را تسخير نموده و به زندگي خود در وجود شخص تسخير شده ادامه دهد.

شخصي که تمايل به خودکشي داشته، پس از مرگ کالبد ذهني او شخص ديگري را تسخير نموده، و او را نيز به خودکشي وادار مي نمايد.

بيماريهائي که با فرادرماني بهبود نمي يابند، مشکل از ناحيه کالبد ذهني است و لذا بايد با تشعشع دفاعي درمان شوند.

دسته اي از ويروسهاي ذهني جزئي از اکوسيستم هستند و پس از خروج از کالبد ذهني فرد تسخير شده، به اکوسيستم بر مي گردند.

موجودات غير ارگانيک به هر شکلي مي توانند در بيايند، به صورت هيبت شيطان، روحاني ... بستگي به اهدافي دارد که دارند دنبال مي کنند.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

تشعشع دفاعي راه نزديک 1و 2

تشعشع دفاعي راه نزديک 1و 2

در خصوص تشعشع دفاعي راه نزديک، خواست شما اجرا مي شود و همچون فرادرماني شخص يا اشخاص مي توانند در زمان مشخصي با هماهنگي فرادرمانگر در ارتباط بنشينند و در حلقه قرار بگيرند و تشعشع را دريافت نمايند.

تشعشع دفاعي تزريقي
با کاربرد اعمال تشعشع و آرام سازي که با تماس دست صورت مي گيرد، علاوه بر اينکه تشعشع دفاعي اعمال مي گردد، شخصي که تشعشع مي گيرد نيز آرامتر مي شود.

تفويض پاکسازي اماکن خصوصي راه نزديک با کسب اجازه
براي پاکسازي مکانهاي خصوصي، اگر صاحب خانه به شما اجازه بدهد، منظور کسي که در آنجا ساکن است و نه اينکه موجر به خانه اي که در اختيار مستاجر است اجازه بدهد، در اينگونه موارد خود مستاجر بايد اجازه بدهد. راه نزديک را مي توانيد به اينصورت پاکسازي کنيد، فضا به فضا جداگانه، بايد جداگانه پاکسازي را انجام بدهيد، چون هر حائلي باشد، آنطرف حائل پاکسازي انجام نمي شود، مثلا اينجا اگر پرده است، پشت پرده انجام نمي شود، بخاطر حفاظت قضيه است که نکند آنطرف کسي باشد که مکانش را ما اجازه نداشته باشيم پاکسازي کنيم.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

14 اردیبهشت 1390 تا 1393 چگونه گذشت ؟



14 اردیبهشت 1390 تا 1393 چگونه گذشت ؟
در سال 89 استاد محمد علی طاهری به مدت 67 روز در اوین به سر بردند و در این مدت نیز به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده بودند. بعد از آزادی وی در آخرین روزهای اسفند ، خواهرزاده ایشان را بازداشت کردند که ایشان اولین بازداشتی در این راه بودند. و دیری نگذشت که در اردیبهشت ماه هم زمان با مناسبت روز معلم استاد را مجدداً بازداشت کردند  و در پی  آن هجومی وحشیانه به مربیان عرفان حلقه داشتند که طی آن تعدادی از مربیان دلسوز بازداشت شدند و اعترافاتی ساختگی و مضحک در "صدا و سیما حامی باطل" پخش شد.
خبر اعتصاب غذاهای پی در پی استاد طاهری و فشارهایی که بر وی وارد شده بود به جهت گرفتن اعتراف و دست کشیدن از این آرمان الهی از دور و نزدیک می رسید و همین امر باعث شد که همراهان ساکت ننشینند و به هر طریق ممکن فعالیت نمایند که از جمله پخش تراکت، نصب بنر استاد در سطح شهر، پخش سی دی های استاد و مقالات و  ... بود
از طرفی دوستانی در این مدت توانستند از طریق رسانه های خارجی گوشه ای از اخبار را منتشر کنند که همین امر موجبات خشم مخالفان را برانگیخت.
علی رغم تمام فشارها و تهدید ها شاهد این هستیم که امروز عرفان حلقه بیش از پیش جهانی شده و چه در داخل و چه در خارج طرفداران خود را یافته است. راه حق همیشه پایدار است و اگر هم بخواهند آن را باطل جلوه دهند با شکست مواجه خواهند شد.
«و قل جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا» (1) سوره اسراء
و بگو حق فرا رسيد و باطل مضمحل و نابود شد و باطل نابود شدني است.
با امید به آزادی استاد طاهری هر لحظه تلاش می کنیم تا این علم روی زمین نماند و همه ما علمدار این راه هستیم.
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق ............... بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
به امید آروزی  هر چی سریع تر استاد  عشق  و درک آگاهی  تمام بشریت
گروه سایت و انجمن سایمنتولوژی_فرادرمانی

مکانيزم تشعشع دفاعي

مکانيزم تشعشع دفاعي

وقتي که فرد مورد تشعشع دفاعي قرار مي گيرد، جريان يا تشعشعات او را در بر مي گيرد، که اين تشعشعات امکان حضور موجودات غير ارگانيک را غير ممکن مي کند، يعني شرايط را براي آنها سخت مي کند و آنها چاره اي ندارند جز اينکه بيايند بيرون و به اين وسيله پاکسازي صورت مي گيرد و اين مکانيزم کلي تشعشع دفاعي است.

توضيح بيشتر اينکه فردي که مورد تشعشع دفاعي قرار مي گيرد، راه دور يا نزديک، تشعشعي او را در بر مي گيرد که از آن لحظه به بعد فضا را براي حضور موجودات غير ارگانيک سخت مي کند، لذا آنها ممکن است در اين فضاي سخت شروع کنند به يک سري تحرکات، آن موجودات غير ارگانيک تحت فشار قرار مي گيرند و خودشان را مي زنند به در و ديوار و واکنشي را ممکن است شروع بکنند، البته درصد زيادي از آنها بدون مقاومت خارج مي شوند، و يک درصد کمي هستند که مقاومت مي کنند و شروع مي کنند به لجاجت و خودشان را به اينطرف و آن طرف مي کوبند که کمي زمان بر مي شود،

مساله اي که هست اين است که تشعشع دفاعي مثل فرادرماني نيست، در فرادرماني ما الان ارتباط مي دهيم و مي پرسيم چي شد و نتيجه نهايتا ظرف يک هفته، دو هفته مشخص مي شود، اما در تشعشع دفاعي ما الان به شخص تشعشع دفاعي مي دهيم، شخص هيچ واکنشي نشان نمي دهد، اما يک هفته ديگر مثلا در خيابان دارد مي رود، يکدفعه مي بيند که در درون تحرکاتي شروع شد، يا دو هفته ديگر اين مساله اتفاق مي افتد، يعني ما تشعشع را داديم، آن ويروس نشسته و هيچ واکنشي نشان نمي دهد، ولي يواش يواش فشار بر روي او زياد مي شود و مثلا دو هفته ديگر اين فشار او را به ستوه در مي آورد،

مطلبي که در اينجا هست اين است که فرد بايد بداند که ممکن است مثلا دو هفته ديگر، سه هفته ديگر و يا ... صدايش در بيايد، لذا حتما بايد اجازه بگيريم و حتما بايد توضيح بدهيم که اگر مي خواهي مساله ات حل شود امکان بيرون ريزي ها هست و اگر موافق است به او تشعشع دفاعي بدهيم و اگر موافق نيست که خوب ميل خودش است برود هر کاري که مي خواهد بکند.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

دلايل عدم اعمال تشعشع دفاعي بدون کسب اجازه

دلايل عدم اعمال تشعشع دفاعي بدون کسب اجازه

اگر طرف نداند که ما چکار کرده ايم، ممکن است واکنشها و بيرون ريزي هائي که از اعمال تشعشع دفاعي در او اتفاق مي افتد، چون او نمي داند که ماجرا از چه قرار است، سبب شود نزد پزشک رفته و پزشک هم اولين احتمالي که مي دهد مشکلات مغزي است. لذا جهت پي بردن به علت، تهيه عکس، اسکن، آزمايش و ... را لازم بداند و در آخر هم چيزي معلوم نخواهد شد، مانند فرادرماني است که علائم آمده، ولي وقتيکه پيگيري مي کنيم، هيچ اثري آنجا ظاهر نيست.

بنابراين آمديم به يکي خدمت بکنيم ولي طرف را انداختيم در دردسر، اين پزشک، آن پزشک، اين سردر نمي آورد، او سر در نمي آورد، ... ممکن است سر از اتاق عمل هم گاهي اوقات در بياورد و مشکلات جانبي ديگر، هزينه و ... ما آمديم ثواب کنيم، اما ناخواسته اين همه مشکلات را دامن گير طرف کرده ايم.

بنابراين اگر مي خواهيم ثواب کنيم، خدمت کنيم، طرف بايد بداند ماجرا چيست، اگر بخواهد ما در خدمتش هستيم، اگر نمي خواهد چه اصراري هست که ما تشعشع دفاعي بدهيم، ما اصراري نداريم که به کسي تشعشع دفاعي بدهيم، اگر کسي از ما کمک بخواهد به روي چشم، ما اين کار را انجام مي دهيم.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي- جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

موارد مجاز افراد مشمول

موارد مجاز افراد مشمول

جهت اعمال تشعشع دفاعي بدون کسب اجازه

1 – فرزندان (اگر نابالغ هستند و يا تحت نظر خودتان هستند، يعني اينکه اگر حالشان بهم بخورد تنها کسي که در مورد او تصميم مي گيرد شما باشيد، نه اينکه فرزنداني که براي خود زندگي مستقل دارند )

2 – بيمار کمائي شما باشد که قادر به تصميم گيري در مورد خود نيست (ترجيحا با اطلاع يکي از بستگان بيمار). اما در خصوص بيماراني که در تيمارستان هستند، گرچه اين دسته از بيماران هم قادر نيستند خودشان براي خودشان تصميم بگيرند، نبايد به آنها تشعشع دفاعي بدهيم، چون اگر ما به آنها تشعشع دفاعي بدهيم، يکدفعه بهم مي ريزند و گروه معالج فورا مي بندند به دارو و شوک الکتريکي و داغونش مي کنند. با هر شوکي يک بخش از سلولها از دور خارج مي شوند، اينقدر تا که ديگر گيرنده ها وجود نداشته باشند و طرف بدون واکنش به گروه معالج خودش نگاه بکند. خوب اين هم که راهش نيست.

بنابراين ما به اين گونه بيماران تشعشع دفاعي نمي دهيم تا انشاءالله کلينيک هاي مخصوص خودمان و تحت نظر شما فرادرمانگران باشند که در آنجا ديگر اثري از شوک نباشد و آنها بيرون ريزيهاي خودشان را انجام بدهند و تمام بشود، متاسفانه تا حالا نتوانستيم، اما شديدا دنبالش هستيم تا کلينيکهاي خيريه تخصصي تشعشع دفاعي را هم داشته باشيم.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

مکانيزم شوک درماني

مکانيزم شوک درماني

در مساله شوک مکانيزم اينطوري است که جريان شوک که وصل مي شود نرونها همانطور که در دوره يک صحبت کرديم، کنتاکتورهاي برق هستند، اين جريان مي آيد وارد يک مدار مي شود و کنتاکتورهاي آن مدار را مي سوزاند و هر بار يک مداري از دور خارج مي شود،

وقتي مدارهاي مغز از دور خارج مي شوند، کشف و آشکار شدن موضوع منتفي مي شود و بيمار هر گزارشي داشت از بين مي رود و مي بينيد فرد منگ مي شود.

مثل يک روبات از اينجا مي رود آنجا و ... و قابليت مغزي خودش را از دست مي دهد.

چون مغز از نظر ما مثل آنتن است، از يک جاهائي يک چيزهائي مخابره مي کند و مي گيرد، اگر اين آنتن صدمه ببيند ديگر چيزي نمي دهد و چيزي نمي گيرد.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

بيماري پارانوئيد

بيماري پارانوئيد

(اين مطلب براي اطلاع بيشتر است و موضوع کلاس نيست):

اين اختلال دربرگيرنده نامطلوبترين رفتارها و منش ها است. بيماران پارانوئيد هميشه ميزان وفاداري و قابل اعتماد بودن همسر، دوستان و ... را آزمايش کرده و در حافظه خود کلکسيوني از مدارک نشان دهنده بي وفائي، بي عدالتي، تحقير و تهديد ديگران را دارند.

وقتي چنين احساسي در اين فرد برانگيخته شود، رفتار پرخاشگرانه از خود نشان مي دهد. اين بيماران عاشق مرافعه و منازعه هستند. از طرف ديگر اين بيماران در عين حال که به نظر منطقي مي رسند، ولي در اصل فاقد صميميت بوده و عاطفه محدودي دارند، بنابراين رفتارشان خشک و رسمي و روابط اجتماعي آنها محدود است.

ملاک هاي تشخيص اختلال پارانوئيد
(اين مطلب براي اطلاع بيشتر است و موضوع کلاس نيست) :

عدم اعتماد و شکاکيت در اوائل بزرگسالي شروع مي شود و براي تشخيص وجود چهار علامت (يا بيشتر) از علائم زير ضروري است:
•بدون دليل کافي ظن مي برد که ديگران از او سوء استفاده مي کنند يا فريبش مي دهند.
•بدون دليل کافي وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان خود را مورد سوال قرار مي دهند.
•در اعتماد به ديگران ترديد دارند، چون مي ترسند از اطلاعات او بر عليه خودش استفاده کنند.
•در اتفاقات و اشارات خوشايند، معاني تهديد کننده و تحقير آميز مي بينند.
•مدام کينه مي ورزند، يعني تحقير، اهانت و بي اعتنائي را نمي بخشند.
•ادعا مي کنند رفتار و شخصيتشان مورد حمله ديگران است، ولي درستي اين ادعا مورد ترديد ديگران است.
•نسبت به شريک جنسي يا همسر خود سوء ظن مکرر و بدون پايه دارد.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

بيماري اسکيزوفرني

بيماري اسکيزوفرني

(اين مطلب براي اطلاع بيشتر است و موضوع کلاس نيست):

در قديم الايام نظر عامه پيرامون اختلالات ذهني اين بود که آنها نتيجه نيروهاي فوق طبيعي هستند، در تمدن و فرهنگ قديم باور نيرومندي نسبت به بيماريهاي رواني وجود داشت که با انديشه هاي روانشناختي عدم کارکرد ذهن، در هم آميخته شده بود، بهمين علت تلاشهائي براي بازگرداندن تعادل فکري بيماران انجام مي دادند، مانند خوابانيدن آنها روي پوست حيوانات، سوراخ کردن جمجمه بيمار، گرسنگي دادن يا شکنجه هاي جسمي، همه اينها به واسطه شيوع خرافات و اوهام بوده است، به تدريج پزشکان و دانشمنداني همچون، بقراط، پينل، بلولر و ديگران اين اعتقادات را زير سوال برده و علل طبيعي را سبب بيماريهاي رواني دانستند و برخورد با بيماران رواني را متحول ساختند.

تعريف اسکيزوفرني
(اين مطلب براي اطلاع بيشتر است و موضوع کلاس نيست):

در بين تمام اختلالات روانپزشکي، تعريف و توصيف اسکيزوفرني از همه مشکل تر و پيچيده تر است. واژه اسکيزوفرني از دو کلمه اسکيزو به معني دوپاره شدن و ازهم گسيختگي و فرني به معني فکر است. اسکيزوفرني يا روان گسيختگي يا جنون جواني يکي از بيماريهاي عمده رواني است که در آن افکار، احساسات و ادراک بيمار به صورت ناموزون دستخوش تغيير و انحراف شده و نهايتا اختلال عملکرد فرد را سبب مي شود.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي - جلسه 1 - زنگ 1 - استاد طاهري

اعتياد و سيكل معيوب!

اعتياد و سيكل معيوب!


ما ويروس اطلاعاتي هم داريم، عادت ها ايجاد چرخه هاي معيوب مي كنند. شما ذهن تان را از الكل و اين چيزها ببريد بيرون. مثلا اعتياد به يك چاي يعني زمان معيني بايد اين چايي برسد اگر نرسد يك سيكل اطلاعاتي معيوب اين جا راه مي افتد و به دنبال آن پيامدهاي ديگر مثل سردرد، بعضي ها مي گويند «سرمان درد مي كند، امروز چاي نخورديم! » درست است؟ اين در واقع نشان مي دهد يك سيكل معيوبي اينجا در جريان است وقتي ذهن ما درگير سيكل معيوب مي شود در آناتومي اش تغيير ايجاد مي شود. البته در فيزيك مان هم در آناتومي اش تغيير ايجاد مي شود، شما به يك معتاد نگاه مي كنيد مي بينيد آناتومي اش تغيير پيدا كرده است. ذهن هم آناتومي اش تغيير پيدا مي كند.

ذهن آدم سالم كالبد مرتب است، منظم است همين كه ديگرعكس هم مي گيرند و يواش يواش عكس كالبد ذهني هم مشخص مي شود، عكس كالبد رواني هم مشخص مي شود منتها الان يك كليتي را عكس مي گيرند ولي در آينده نزديك همه چي مشخص مي شود. الان هم كه از اين كالبدهاي ذهني و روح و اينها عكس هاي زيادي را با دوربين هاي ديجيتال توانستند بگيرند و روي سايت ها پر است از اين عكس ها كه ثابت مي كند روح وجود دارد، جن هم وجود دارد. از هر دو دسته عكس هاي بسيار زيادي در اين دهه اخير با آمدن دوربين هاي ديجيتالي توانستند بگيرند، روي سايت ها مي توانيد مراجعه كنيد، اين عكس ها فراوان وجود دارد.

مسئله اي كه ايجاد مي شود، كالبد ذهني ما يك جريان منظمي دارد ولي سيكل هاي اطلاعاتي معيوب در آن ايجاد جريان هاي نامنظم و نامرتبي مي كند. آن هم مچاله مي شود و در اين مچاله شدن ها خلل و فرج ايجاد مي شود، اين خلل و فرج كه باز شود موجودات غيرارگانيك راحت درش نفوذ مي كنند. بنابراين افرادي كه گرفتار اعتيادهاي مختلفي هستند، امكان آلودگي شان خيلي خيلي بيشتر مي شود و همين طور هم هست يعني آلودگي شان واقعا گسترده است. لذا كار زيادي هم مي برند و همان طور هم كه گفتم بايد در كلينيك هاي ويژه باشند چون وقتي در معرض تشعشع قرار مي گيرند هر كدام از اين ويروس ها يك ساز مي زنند و طرف يك جورايي حالت نابساماني زيادي پيدا مي كند تا وقتي كه از حالت نابساماني در بيايد بيرون يك مقداري زمان لازم است و در اين مدت بايستي تحت كنترل باشد.

پس در واقع هر نوع اعتيادي ايجاد چرخه معيوب مي كند، حالا اعتياد به چاي را بگيريد برويد جلو. منتها بعضي از اعتيادها تأثيرات شيميايي مخرب هم دارند حالا ممكن است چاي ضرر و زيانش، اصلا ضرر نداشته باشد حتي نفع هم داشته باشد. ولي بعضي از اعتيادها مثل الكل ديگر تأثيرات مخربي دارد؛ تصلّب شرائين، ... و مشكلات جسمي هم ايجاد مي كند.

آموزه هاي دوره تشعشع دفاعي
استاد محمد علي طاهري

۱۳۹۳-۰۲-۱۳

چگونگی برقراری ارتباط تشعشع دفاعی

چگونگی برقراری ارتباط تشعشع دفاعی

جهت برقراری ارتباط، دوستان دستشان را به صورت کف دست به سمت بالا بگیرند و تشعشع خروجی از دست را زیر نظر بگیرند و ببینند که چطور است، متوجه خواهید شد آنچه که در تشعشع دفاعی خارج می شود، با نیروی کیهانی و پولاریتی و ... فرق می کند، به آن دقت کنید، چشمها در جهت احساس خروج تشعشع، بسته باشد بهتر است.

بعد از برقراری ارتباط پرسش آماری:
•کسانی که تشعشعات خروجی رامتوجه شدند، تشعشعات خروجی که فرم خاصی دارد، فرم چرخشی که با تشعشعات دیگر فرق دارد.
•کسانی که حالت تهوع، سرگیجه، افت فشار خون و افت قند خون داشتند.
•کسانی که حالت نابسامانی داشتند.
•حداقل احساس همین حالت تهوع، افت فشار خون و قند خون است که پیش می آید.

-کسانی که می گویند در مورد آنها هیچ اتفاقی نیفتاده، عرض کردم که عجله نکنید، در مورد تشعشع دفاعی به اینصورت است که الان تشعشع می دهیم، ممکن است، شب، فردا، دو روز دیگر، یک هفته یا دو هفته دیگر، علائم ظاهر بشود، ولی امیدواریم که واکنش نباشد.

-یک دسته از ویروسهای غیر ارگانیک خیلی حساس هستند، یعنی آنقدر حساس هستند که حتی با هر تشعشع مثبت مثل فرادرمانی نیز واکنش نشان می دهند، ولی با فرادرمانی نمی روند بیرون، واکنش نشان می دهند ولی بیرون نمی روند، و باید حتما تشعشع دفاعی داده شود و اتفاقا وقتی که حساسیت بالا است، این موجودات خیلی سریعتر با تشعشع دفاعی بیرون می روند.

-شما از این به بعد، هر زمان فقط کافی است که بخواهید، این حلقه در اختیار شما هست، می توانید چشمتان را ببندید و با نظر به این حلقه، در حلقه قرار بگیرید و روی شما کار خواهد شد.

-یک مطلب را بدانید، بطور کلی وقتیکه ما برای کسی ارتباط برقرار بکنیم، ارتباط خودمان هم برقرار می شود، مثل فرادرمانی است، تشعشع دفاعی به کسی بدهیم، تشعشع دفاعی روی خودمان هم کار می شود.

-اگر در اثر اعمال تشعشع دفاعی روی کسی مشاهده کردید که حالش بد شد، آنوقت اگر سرشان یا دستشان را بگیرید، سریعتر آرام می شوند، یعنی یکی از چیزهائی است که می تواند این قضیه را تحت کنترل در بیاورد.

آموزه های دوره تشعشع دفاعی - جلسه ١ - زنگ ١ - استاد طاهري

علت تسخير انسان توسط جن (6)

علت تسخير انسان توسط جن (6)

۶- استفاده از هر گونه مواد مخدر:
هر عاملي كه ايجاد اعتياد كند، اعتياد خودش يك ويروس اطلاعاتي است ويروس كامپيوتر را كه مي دانيد، ويروس كامپيوتر مي آيد يك اطلاعاتي را به صورت چرخه معيوب در اين راه مي اندازد. اين چرخه معيوب مي رود مي رود و صدمه مي زند، كلي اشكالات ايجاد مي كند.

آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری 

تست دو به دو (مشاهده حباب حلقه )

تست دو به دو (مشاهده حباب حلقه )

دو به دو در مقابل هم قرار بگیرید، با فاصله نزدیک به هم، کف دست بصورت قوسی از بالا به سمت سر طرف مقابل گرفته و نزدیک شده و بعد به حالت قبل بازگردید،

نگاه کنید و می بینید که طرف مقابل در درون یک حبابی، فرو رفته و جریانی در واقع بصورت کمپرس شده جلوی دست شما قرار دارد که طرف مقابل شما در آن قرار گرفته است.

آموزه های دوره تشعشع دفاعی - جلسه ١ - زنگ ١ - استاد طاهري

علت تسخير انسان توسط جن (5)

علت تسخير انسان توسط جن (5)


۵- داشتن هر گونه تشعشع منفي:
شما در دور يك متوجه شديد زبان اصلي ما اين نيست، زبان چيه؟ زبان تشعشعات، درست بود يا نبود؟ زبان اصلي ما زبان تشعشعات است، پس من دستم را تكان بدهم شما يك چيزي مي بينيد اما يك بخشي است كه نمي بينيد آن چيه؟ تشعشعات پشت قضيه است ما حرف مي زنيم، حرف هاي همديگر را مي شنويم، يك چيزي هست نمي بينيم، تشعشعاتي است كه ما همديگر را در معرض آن قرار مي دهيم، اين ثابت شد يا نشد؟ ثابت شد.
الان هر گونه تشعشع منفي، تشعشع منفي يعني تفكر منفي، تفكر منفي بعد وسيعي دارد. مثلا يك غيبت كردن چه تشعشعي ايجاد مي كند؟ تشعشه منفي. حالا شما حسابش را بكنيد، هر حركت ما تشعشعاتي دارد، بخشي از اين ويروس هاي غيرارگانيك،
بخشي از جن ها كارشان اين است، جايي جمع مي شوند كه تشعشع منفي باشد، روح ها يا كالبدهاي ذهني منفي جايي جمع مي شوند كه تشعشع منفي داشته باشد.
بنابراين هر گونه تشعشع منفي ما را در معرض اين قرار مي دهد كه مي ريزند آن تو! ديگر حالا شما حسابش را بكنيد نحوه درگيري ها و آلودگي هاي ما در عين حال چقدر مي تواند راحت هم باشد. به همين دليل هم درصد درگيري ها بسيار بسيار بالاست تا جايي كه ما مي گوييم نزديك به صد در صد!! دقت مي كنيد؟ تا جايي كه مي گوييم نزديك به صد در صد ما درگيري داريم تا اين حد. حالا مطلقش نمي كنيم چون اعتقاد به نسبيت داريم مطلقش نمي كنيم ولي اكثريت درگيري را به اين علت ها دارند.
آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری 

علت تسخير انسان توسط جن (4)

علت تسخير انسان توسط جن (4)


۴- ايجاد تباهي و جلوگيري از شكوفايي هر جزيي از تجليات الهي: ما مي توانيم از شكوفايي جلوگيري كنيم به عناوين مختلف، مثلا نفت بريزيم پاي يك درخت اين از شكوفايي اش جلوگيري كرديم، همانطوري كه مي توانيم تو ذوق يك نفر بزنيم، تو ذوق او مي زنيم يعني چكار مي كنيم؟ جلوي شكوفايي اش را مي گيريم، اينها براي ما حمله مي آورد حالا فرقي نمي كند يك جا درخت است و جلوي شكوفاييظاش را مي گيريم يك جا يك انسان است. آنجايي كه ما جلوي شكوفايي را بگيريم در معرض حمله قرار مي گيريم.
حالا اينها يك مفاهيم مذهبي پيدا مي كند، يك مفاهيم عرفاني، البته اينها از هم جدا نيستند؛ در مذهب مي خواهد بعد كميتي اش را باز كند در عرفان مي خواهد بعد كيفيتي اش را باز كند نه اينكه جدا باشد، يكي است، حرف يكي است. اگر با زبان مذهبي بشنويم، مي شنويم حرب با خدا، محارب با خدا، كسي كه با تجلي الهي بجنگد يعني در واقع دارد با خودش مي جنگد.
مگر اصلا ما به خودش دسترسي داريم كه با او بجنگيم، دسترسي داريم؟ پس همواره جنگ ما با تجليات الهي است نه با خودش، خودش نه دست مان مي رسد نه زورمان مي رسد، يعني در واقع به آن چيزي كه دست مان مي رسد به تجلياتش است. لذا در كتب
مقدس، در اديان مختلف ما بحث هايي را مي شنويم از آن زاويه نگاه مي كنيم ولي وقتي بياييم نگاه كنيم مي بينيم اينها همه نمودهايي دارد كه به نفع بشر اين صحبت ها شده است و اين مفاهيم مطرح شده است و رعايتش به نفع بشر است، عدم رعايتش به ضرر بشر مي شود.
آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری

علت تسخير انسان توسط جن (3)

علت تسخير انسان توسط جن (3)


۳- عدم ديدن وحدت و يكپارچگي هستي: اگر اين اكوسيستم را، اين وحدت هستي را ما دير يا زود دركش نكنيم خواه ناخواه نسبت به آن دچار تخلف مي شويم. زماني ما از اين تخلف دست مي كشيم كه اكوسيستم را بفهميم كه در اكوسيستم هر جزيي به هر جزيي وابسته است و تن واحده است.
بحث درك تن واحده در عرفان در دوره ۲ شروع مي شود، درك تن واحده. حالا وقتي مي رويم در دنياي علم مي شود اكوسيستم، وقتي مي آييم در دنياي عرفان مي شود درك وحدت، برويم در جاي ديگر مي شود چيز ديگر. اما ما دير يا زود مجبور هستيم كه وحدت هستي را دركش كنيم و تا زماني كه دركش نكنيم، تكه تكه تكه، اين تجليّ را ما تكه تكه مي بينيم، تجليّ كه تكه تكه شد خودش هم تكه تكه مي شود اين مفهوم شرك است.
در آنجا وقتي صحبت مي شود شرك نورزيد منظور اين نيست كه بگوييم خدا يكي است، خوب خدا يكي است دقت مي كنيد؟ يا براي خدا شريك قائل نشويد منظور اين است كه خودش را كه تكه تكه نمي كنيم كه هيچ، تجلياتش را هم يكپارچه ببينيم و تكه تكه نكنيم. بنابراين اينجا تمام اين قضايا به دقت توضيح داده شده ما درست متوجه نشديم، رعايت نمي شود آن وقت مورد حمله قرار مي گيريم.
بنابراين بحث شرك، بحث «من دون الله» اينها در واقع يكپارچگي تجليات الهي را خدشه دار مي كند و بعد از آن كه تجلياتش خدشه دار شد، خودش هم خدشه دار مي شود. حالا اينها بحث هاي مفصلي دارد، مثلا ما مي گوييم خداي آسمان ها پس خداي زمين كو؟! حالا اينها را بعدها در دوره هاي ۶ و ۷ مي رسيم و بعد مي بينيم كه اِ اِ اِ اينجا، آنجا ما چقدر تخلف داريم در حالي كه خداوند متعلق است به؛ يعني همه چيز را در واقع در بر گرفته است.
آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری

علت تسخير انسان توسط جن (2)

علت تسخير انسان توسط جن (2)


۲- بحث هتك حرمت و پوشانيدن تقدس هر جزيي از اجزاي عالم هستي: پوشانيدن تقدس مي شود كفر، معناي كفر پوشانيدن تقدس هر ذره از ذرات عالم هستي، بنابراين وقتي صحبت مي شود و بحث كفر پيش مي آيد بحث مفصلي هست، بحث كفر و كافر، كافر كسي است كه تقدس ذرات را مي پوشاند، هر جزيي تجلي الهي است، اگر ما اين را بپوشانيم اين مي شود مفهوم كفر.
يك مفهوم كفر عاميانه داريم، يك مفهوم كفر تخصصي داريم؛ اينجا وقتي مي آييم در دنياي عرفان، دنياي عرفان ديد كلي دارد مي گويد خوب حالا اين ذره هم مورد هتك حرمت قرار گرفت تقدسش پوشانيده شد. بنابراين اينجا وقتي كه اين قضيه پيش مي آيد و پيشنهاد مي شود و توصيه مي شود كه ما كفر نورزيم يعني تقدس هستي را رعايت كنيم، حالا چه ذره، چه جزء، چه كل.
آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری 

علت تسخير انسان توسط جن (1)

علت تسخير انسان توسط جن (1)


۱- قرار داشتن در فاز منفي كه اشتراكي بود: اصولا فاز منفي يعني دريچه باز، يعني ويروس غيرارگانيك مي تواند بيايد داخل. اكثر افرادي كه آلوده شدند، بيشتر در مواقعي كه تشييع جنازه، كه در فاز منفي قرار داشتند، محيط هم آلوده بوده، پيش آمده برايشان. اين فاز منفي اشتراكي است بين هر دو گروه اشتراكي است.
آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری