۱۳۹۳-۰۶-۲۳

نامه ی ۶۰۰ تن از فرادرمانگران تبریز خطاب به ریاست قوه قضائیه در حمایت از آقای محمد علی طاهری

نامه ی ۶۰۰ تن از فرادرمانگران تبریز خطاب به ریاست قوه قضائیه در حمایت از آقای محمد علی طاهری

به گزارش حلقه نیوز: قریب به ۶۰۰ نفراز فرادرمانگران وهواداران آقای محمد علی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه در تبریز، طی نامه ای از ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، خواستار رسیدگی به حقوق پایمال شده ی ایشان شدند

چندی پیش سازمان عفو بین الملل، طی بیانیه ای نسبت به وضعیت اضطراری آقای طاهری در زندان ایران ابراز نگرانی کرده و از حامیان این سازمان خواست تا در هواداری از حقوق مدنی و انسانی آقای محمد علی طاهری به روسای قوه قضائیه، مجریه و مقننه، و همچنین رهبری جمهوری اسلامی نامه نوشته، و خواستار آزادی بی قید و شرط ایشان بشوند.

بیانیه سازمان عفو بین الملل که دو هفته قبل  در پی رایزنی های مرکز اینتریونیورسالیزم امریکا با این سازمان صادر شد، یکی از انعکاس های خبری، مدنی … نامه ای از آقای طاهری است که  در  تیرماه  ۱۳۹۳ منتشر شده است.این نامه که خطاب به گزارشگر ویژه سازمان ملل (آقای احمد شهید) نوشته شده, حاوی گزارش مبسوطی از وضعیت اسفبار زندانیان در ایران و از جمله خود ایشان( که بیش از سه سال در زندان انفرادی اطلاعات سپاه پاسداران هستند)میباشد ، چند ماه قبل برای انتشار و پیگیری در اختیارخانم شهناز نیرومنش در آمریکا گرفته بود.

لازم به ذکر است که جریان نامه نویسی تنها یکی از جریان های مدنی برای آزادی آقای محمد علی طاهری است که تا به حال با استقبال شاگردان ایشان در داخل و خارج از کشور و نیزحامیان حقوق بشر مواجه شده است.

از جریان های دیگر آزادی خواهانه در حمایت از آزادی استاد طاهری میتوان به اسکناس نویسی، کمپین جمع آوری امضا ،نصب پلاکارد و پوستر در بزرگراهها و خیابان های ایران ،اشاره کرد.

بخشهایی ازنامه فرادرمانگران خطاب به رئیس قوه قضائیه به شرح زیر است:

دو طب مکمل ایرانی » فرادرمانی » و » سایمنتولوژی » بنیانگذاري شده توسط استاد محمد علی طاهري به مدت بیش از سی سال است که در کشور عزیزمان ایران، به مورد مطالعه و تحقیق عملی گذاشته شده واین تحقیقات نتایج قابل توجهی در درمان انواع بیماریهاي جسمی و روانی و ذهنی با مدارك مستند پزشکی بر جاي گذاشته است. به دلیل ارتباط تنگاتنگ این شاخه ها با مباحث معرفت شناختی، آموزه هاي مطرح شده در قالب این دو طب کمک بسیاري در خودشناسی و خداشناسی عملی کرده است. به نحوي که دانش آموختگان این دو رشته در محضر عدل الهی شهادت می دهند با آموختن مطالب مطرح شده در این راستا علاوه بر درمان، به آشنایی عملی با رحمانیت عام الهی وتفهیم در مورد باطن سعادت بخش عبادات و ترویج خدمت به خلق و التزام عملی به اسلام عزیز وتسلیم محض در پیشگاه خداوند و مشایعت راه اولیاي الهی و …دست یافته اند

در مدت این سه سال منتظر آن بودیم که مقامات محترم قضایی احقاق حق مظلوم نمایند، اما متاسفانه این امر تاکنون تحقق نیافته و بلکه هر روز نیز شیطنت و افترا و تهمت عده اي جوان بی تجربه و ناآگاه از ماهیت این دو طب، که این موضوع را وسیله اي براي کسب مقام و شهرت کرده اند منجر به تشویش اذهان عمومی و مسئولین، محروم کردن عده اي دردمند که طالب درمان بیماریهایشان از طریق این دو طب هستند و تنگ کردن عرصه بر جمع کثیري از مسلمانان هموطن، نسبت هاي ناروا و افترا بستن به جمعی از مسلمانان بدون ارائه دلیل و مدرك مستند و باعث دلسردي مردم از اجراي عدالت توسط مقامات مسئول شده است. لذا خواستار آن هستیم آن مقام محترم در این مورد دستور رسیدگی واحقاق حق استاد طاهري و جمع کثیري از هموطنان مسلمان را صادر فرمایند.

۱۳۹۳-۰۶-۲۲

نظر در واقع ارتباط با ذهن اشتراکی است .

نظر در واقع ارتباط با ذهن اشتراکی است .

" در نظر بازی ما بی خبران حیرانند "
_ نظر در واقع از ذهن اشتراکی جاری می شود ؛ شعور روی آن اثر می کند ؛
از ذهن من به ذهن او و به هوشمندی و اجرا .
""" یعنی از ذهن من به ذهن اشتراکی و به هوشمندی و اجرا . """
تعریف نطر : ارتباط با ذهن اشتراکی که از ذهن من شروع می شود را می گوییم , نظر .
" ما خاک را به نظر کبمیا کنیم ... صد درد را به گوشه چشمی دوا کنیم "
خاک = انسان
کیمیا = هنر ارتقاع کیفی انسان (عرفان )
پس می توان تعریف نظر را این گونه بیان کرد که :
ارتباط ذهن نظر باز که ما باشیم با ذهن اشتراکی کیهانی می شود , نظر .
زمان نظر چقدر است ؟ چیزی حدود صفر ثانیه .
تجارب : برای شما sms می آید فقط نوشته تشعشع +
یا یک کاغذ به دست شما می رسد فقط نوشته شده " کمک "
یا فردی از شما کمک می خواهد ولی شما حتی نام او را هم نمی دانید
در این موارد نظر شما کار خودش را انجام می دهد و اصل مطلب می شود نظربازی.
از موارد نظر یک طرفه : مثلا شما فردی را در خیابان می بینید که بیمار است ؛
یا مثلا عصا در زیر بغل دارد ؛ نظر شما ( چون نظر شما مثیت است ) روی آن فرد بدون اطلاع فرد اعلام می گردد.

ترم 6 _ جلسه دوم _ تایم آخر
استاد محمد علی طاهری

شك

شك

س: آیا زیاد شدن شک‌ها به این ماجراها یعنی شعور کیهانی و خصوصاً به شخص شما جزو حملات این دوره است؟

پاسخ استاد: نمي‌دانم بگذارید جوابی ندهم،...... بالاخره قرار است ما از دل این شک و شبهه‌ها بیرون بیاییم.......، قراراست از دل این شک و شبهه‌ها عبور کنيم از شك به یقین برسیم،....... شک ارزشمند است...... ایمانی باارزش است که مرحله شک را پشت سر گذاشته باشد،....... ایمانی که مرحله شک را پشت سر نگذارد احتمال دارد ایمان سستی باشد و پا برجا نباشد....... و اگر الان شک نشده است 5 سال دیگر شکی آن را فرو بریزد، منتها شکی که 5 سال ديگر پیش بیايد ارتفاع بالاتر و سقوط وحشتناکتر است.

ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

کم شدن احساس درک شعور کیهانی و جریاناتی که ازاین شعور در

کم شدن احساس درک شعور کیهانی و جریاناتی که ازاین شعور درحلقه‌های مختلف اتفاق می افتد؟
س: به نظر شما چرا احساس درک شعور کیهانی و جریاناتی که از این شعور در حلقه‌های مختلف در بدن اتفاق مي‌افتد کم شده است؟ منظورشان اين است كه چرا احساس درك شعور كيهاني در خودشان كم شده است؟

پاسخ استاد: اجازه بدهید جواب ندهم چون ممکن است مرتبط به شک و شبهات هم باشد، منظور ما از احساس درک شعور کیهانی چیه؟...... آیا منظور اسکن است؟ .......اگر منظور اسکن است که ما دائم الاسکن، يعني شايد نیاز نداریم که مرتب مورد اسکن قرار بگیریم،....... ما از یک جایی به بعد بیشتر مي‌خواهیم نزدیکی دروني ما با يك ماجرايي صورت بگيرد؛ ......حس حضور ما، درک ما، .....ادراکات ما تقویت شود،....... دیگر نمي‌خواهیم که تا ابدالدهر روی ما کار شود. ......ما كه عمر نوح نمي‌خواهيم كه مرتّب بخواهد روي ما كار شود تا يك نقصي پيش آمد فوراً بپرند درستش كنند، دوباره، دوباره ...
اين يك حد و limit دارد آن وقت بايد عمر نوح را براي ما تعريف كنند....... تازه عمر نوح هم، يك روز مانده به 1000 سال مي‌گوييم «اِ چرا اين احساس اسكن من ضعيف شده»!!........ و بعد اگر به پنج‌‌هزار سال هم بكشد، يك روز مانده اين پنج‌هزار سال تمام شود مي‌گوييم «چرا اين احساس اسكن من يا اين احساس من ضعيف شده»!!

ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

اگر کار خدایی را درست و با معرفت انجام دهیم مثل نماز خواندن

اگر کار خدایی را درست و با معرفت انجام دهیم مثل نماز خواندن، قرآن خواندن به ما حمله م
س: اگر کار خدایی را درست و با معرفت انجام دهیم مثل نماز خواندن، قرآن خواندن به ما حمله می شود؟

پاسخ استاد: اصولا این قانون است آیا شبکه منفی می ایستد و ما را نگاه می کند که جلوی چشمش به سمت کمال برویم؟..... اگر این کار را بکند و ما را نگاه کند آیا در انجام ماموریتش سهل انگاری نکرده است؟...... او هم ماموریت دارد و باید بپرد و ما را بگیرد و کمر ما را بگیرد که ما داریم جلو مي‌رویم. در انجام ماموریتش اگر بخواهد سهل انگاری نکند مثل ممتحن است كه ایستاده بالای سر دانش آموز، دانش آموز هم مي‌گويد «ای کاش خفه اش می کردم!» او هم مثل میرغضب ايستاده آنجا در حالی که مأموریتش را دارد انجام مي‌دهد، ایستاده آنجا که او سر و کله‌اش را نتواند بجنباند،.....
در واقع او هم نقش این را دارد که ما را امتحان کند..... شما اگر یک خرده سختی جلو پايت ظاهر شد باز هم مي‌روی؟ ......چقدر مي‌خواهی؟..... آن را چطوری مي‌خواهی؟........ این قانون است آیا قبول کردیم که این قانون است یا قبول نکردیم؟ باید باشد یا نباشد؟ ..........حالا شما وقتی که می‌خواهید کاری مثل نماز انجام دهید اگر نیست، واکنشی ندارد چون تا حرکت نکردی اصطکاک نيست...... وقتی حرکت کردی زمین در مقابل حرکت ما اصطکاک نشان مي‌دهد،..... هوا درمقابل حرکت ما مقاومت نشان مي‌دهد....... ولی وقتی ایستادیم صفر است، اصطکاک و مقاومت صفر است.
بنابراین وقتی مي‌خواهیم انجام بدهیم به دو دليل؛ اين دلیل نظری که دیدیم..... و دلیل دیگر عملی است،........ عملاً شما می‌بینید حمله را احساس نمی‌کنید...." پس تجربه خودش علم است"..... دارد مي‌گويد که هست ما بین دو قطب گیریم این ور مي‌رویم آن مي‌كشد، ......آن ور برويم اين مي‌كشد ......که معلوم شود که ما چطوری قضیه را می‌خواهیم دنبال کنیم.

ترم پنجم، جلسل سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

تمسخر، تهديد، تطميع، التماس!

تمسخر، تهديد، تطميع، التماس!

يك نكته درسي را ما اينجا داريم كه گذاشتيم تجربه كنيد بعدا بگوييم. وقتي ما تشعشع دفاعي مي دهيم ويروس غيرارگانيك در مر حله اول به سختي تهديد مي كند، البته در وهله اول ممكن است مسخره كند، با مسخره كردن و شوخي و مزاح مسئله را براي ما نشان بدهد، بعد مي آيد تهديد، بعد مي آيد تطميع، بعد مي آيد التماس منظور اين است كه بار اول كه دفاعي مي دهيد مسخره و مزاح و فرض كنيد مثلا مي گوید «برو بابا! با اين تشعشع دفاعي ات كاري نمي تواني بكنی! »

بعد از اين يكدفعه صحنه جدي مي شود و تهديد مي كند كه « همه تان را مي كشم، خودت را مي كشم، بچه ات را مي كشم! » بعد تهديد مي كند اين كار را مي كنم، آن كار را مي كنم. شما بدانيد هر چي تهديد جدي تر است فشار روي آنها بيشتر است كه تهديد اينقدر جدي است. خيال تان راحت باشد هر چي تهديد جدي تر است يعني فشاري كه روي آنها هست بيشتر است و سريع تر خواهند رفت يعني فشار زياد است. تا زماني كه فشار رويشان نيست دارند مسخره مي كنند يعني فشار را مي توانند تحمل كنند مسخره مي كنند ولي وقتي به تهديد مي رسد يعني فشار جدي شد.

بعد از اين به تطميع مي افتند يعنی « اگر بگذاريد ما بمانيم هر كاري بخواهيد برايتان انجام مي دهيم» چند نفر اين تجربه را دارند؟ يعني اگر خود من مي خواستم گوش به اين تطميع ها بدهم با طلاهايي كه جمع كرده بوديم نمي دانستيم چكار كنيم! فراموش نكنيد كه اگر به ساخت و پاخت برسيم دوباره ما در تسخير قرار مي گيريم يعني يك چيزي به ما مي دهند ولي ما دوباره در تسخير قرار گرفتيم.

بعد از اين كه شما اين را نپذيريد مي آيد به التماس مي افتد كه « نه من كجا بروم، غير از اينجا جايي را ندارم » اشک شما را احتمالا در مي آورند. شده، پيش آمده بعضي ها با ما تماس گرفتند كه « آخه ما از جون اينها چي مي خواهيم ولشان كنيد بمانند! » خوب ما كه حرفي نداريم موضوع اينجاست كه جايش اينجا نيست و دارد از شما ارتزاق مي كند و اين زندگي انگلي ...
سوال:
خبرهايي كه مي دهند چقدر درست است؟

جواب:
خبرها هم درست است. در اين مسئله تطميع، ممكن است تطميع مالي باشد، ممكن است شروع كنند اخبار و اطلاعات به شما بدهند، اطلاعات هم درست است.بنابراين اين تطميع مي تواند تطميع مالي و مادي باشد، مي تواند اطلاعات باشد و ما را به طمع بيندازد كه خوب خوب است ما الان مي توانيم از اين اطلاعات استفاده كنيم و خيلي چيزها را بدانيم. خيلي از كساني كه آينده را پيش بيني مي كنند در واقع دارند از موجودات غيرارگانيك شان دانسته و نادانسته استفاده مي كنند.

نهايت التماس مي كنند « بگذاريد ما بمانيم، ما جايي نداريم » يك مسئله است يا ما مي دانيم چكار مي خواهيم بكنيم، اگر مي دانيم بايد محكم بايستيم كه « نه برو! ما زندگي خودمان، شما زندگي خودتان» اين را بايد محكم باشيد. يكي از مسايلي كه موفقيت شما را در انجام كارتان يا روي خودتان يا روي ديگران، فرق نمي كند، موفقيت كار شما را تضمين مي كند اين است كه شما متزلزل نباشيد يعني بدانيد كه چكار داريد مي كنيد وگرنه متزلزل باشيد دير يا زود يك جوري موضوع از دست مان در مي رود بيرون.

آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری

۱۳۹۳-۰۶-۲۰

Gozaresh FA گزارشي از وضعيت استاد محمد علي طاهري

Gozaresh FA گزارشي از وضعيت استاد محمد علي طاهري
استاد محمد علي طاهري
گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني
عــرفـان خــدا مـحــور

گزارش درمان و شهادت نامه

گزارش درمان و شهادت نامه
به نام الله متعال
شهادت نامه
دانش پژوهان دوره هاي فرادر ماني و عرفان حلقه (كيهاني)
هر يك از ما دانش پژوهان در پيشگاه خداوند يكتا به كليه موارد و مفاد قيد شده در اين مكتوب اقرار و شهادت مي دهيم و هر يك حاضريم در هر دادگاه صالحه اي كه از طرف نظام جمهوري اسلامي ايران عليه بنيانگذار عرفان كيهاني و مربيان مجاز مربوطه برگزار گردد ، بطور حضوري شركت و تجديد شهادت نمائيم.
من به خداي يكتا و رسولان برحق او و كتابهاي آسماني فرستاده شده از سوي او به وجود فرشتگان ، صالحين و هدايت گنندگان الهي با تمام وجود ايمان دارم.
من اقرار مي كنم كه براي رفع مشكلات و مسايل متعدد و پيچيده بينشي و بيماريهاي خود و به منظور كسب دانش خود شناسي براي خداشناسي و همچنين جهت شناخت ، فهم و درك سلامتي همه جانبه ، از كلاس ها و دوره هاي آموزشي و پژوهشي با عنوان فرادرماني (طب مكمل ايراني) ، عرفان كيهاني و سايمنتولوژي (شناخت ذهن و روان) كه توسط استاد بزرگوار محمد علي طاهري و يا مربيان مجاز از سوي ايشان برگزار گرديده است ، به ميزان وسع خود بهره برداري نموده ام و سوگندنامه هاي مربوطه را با رضايت كامل تكميل و امضاء كرده ام.
من اقرار مي كنم كه ، قبل و يا بعد از ورود در كليه دوره هاي آموزشي هيچگونه اثر و يا نشانه اي دال بر فريبكاري ، شيادي ، انحرافات اخلاقي و يا هر گونه فسادي به معناي آنچه در عرف و قانون معلوم شده است از استاد محمدعلي طاهري ، مربيان و كادر خدماتي آموزشگاه هاي مربوطه نديده و يا حتي از افراد مورد وثوق نشنيده ام.
من اقرار مي كنم كه شركت در هر يك از دوره هاي آموزشي و پژوهشي عرفان كيهاني نه تنها موجب برخورداري اينجانب از بركات و رحمت هاي الهي گرديده است ، بلكه اين آموزه ها موثر در بروز آثار بسيار مفيدي در نگرش و بينش اينجانب نسبت به خود ، اطرافيان ، جامعه ، موجودات ، جهان هستي و خداي يكتا (توحيد) شده است.
من اقرار مي كنم كه با شركت در اولين دوره آموزش و پژوهشي با عنوان فرادرماني بنحو غير قابل باوري به ميزان حس حضور در زندگي و شكر وجودي من افزوده شده و ميزان ياس و نا اميدي و افسردگي خاطر قبلي من بشدت كاهش يافته است.
من اقرار مي كنم كه ميزان ايمان و اعتقاد من نسبت به وجود خدايي يكتا (توحيد) و پيامبران (نبوت) و هادياني راهنما (امامت) و وجود قوانيني عادلانه (عدالت) حاكم بر جهان هستي و بازتاب اعمال (معاد جسماني ) به مراتب از قبل از شركت در اين دوره ها افزايش چشمگير يافته است.
من اقرار مي كنم با طي كردن دوره هاي آموزشي و پژوهشي عرفان كيهاني نه تنها ميزان تحمل پذيري من در برابر حوادث و اتفاقات و مسايل و مشكلات افزايش يافته است بلكه بطور خودكار ميزان تاسي به اخلاق نيكو و كلام نيكو و و رفتار نيكو با درك حكمت بيشتر حوادث و اتفاقات پيرامون ، در من افزوده شده است.
من اقرار مي كنم كه از آغاز شركت در كلاس هاي فرادرماني و عرفان كيهاني به نحو شگفت انگيزي به مرور زمان هزينه هاي پزشگي و درماني من و خانواده ام كاملا كاهش يافته و بعضا به صفر رسيده است. (دفترچه هاي بيمه خدمات درماني ، تا كنون سند روشن و غير قابل انكاري است)
من اقرار مي كنم كه از آغاز شركت در دوره هاي فرادرماني و عرفان كيهاني نه تنها به مرور از ميزان اختلافات و درگيري هايم با اطرافيان ، فاميل نزديك و دور و يا همكارانم بسيار كم و يا بر طرف شده است ، بلكه ميزان صميميت و محبتم نسبت به آنان بسيار بيشتر و صادقانه تر از قبل شده است.
من اقرار مي كنم كه با شركت در كلاس هاي عرفان كيهاني بطور خودكار مفاد متون الهي از جمله قرآن كريم و كتب ديگر را بهتر و جامع تر و عميق تر از گذشته فهم و درك مي كنم.
من شاهد بوده ام و اقرار مي كنم كه بيماري هاي جسمي روحي و ذهني خودم و افراد بسياري از فاميل ، دوستان ، آشنايان و همكارانم بدون مراجعه به پزشک و يا مصرف دارو ، تنها با بهره گيري از اتصالات فرادرماني بهبود يافته و همچنان در سلامت هستم و هستند.
من اقرار مي كنم كه با شركت در كلاس هاي فرادر ماني و عرفان كيهاني بدون تاكيد و تكرار هرگونه پند و نصيحت از ميزان تخلفات و مفاسد شخصي و بد اخلاقي هاي قبلي و سوء ظن به ديگران ، بد زباني و تمسخر ديگران و عادت هاي زشت در من بطور خودكار كاسته شده و يا بعضا ميل تداوم به آن عادات در وجودم بطور جدي كاهش يافته و بعضا قطع شده است.
من اقرار مي كنم كه با شركت در كلاس هاي فرادرماني به ميزان قابل توجهي نسبت به قبل بر مسئوليت پذيري ، اعتماد بنفس و درك متقابل و كمك و مساعدت صادقانه و همه جانبه به ديگران ، در من ايجاد شده است.
من اقرار مي كنم كه ميزان افزايش ايمان و توكلم و شناختم به خداي يكتا قابل مقايسه با قبل از حضورم در دوره هاي عرفان كيهاني نيست.
من اقرار مي كنم كه كليه اعمال و افعال عبادتي و ارتباطي من با خدا كه قبلا بطور ظاهري و بر اساس فرهنگ ناآگاهي به منظور ريا ، اجبار ، رفع تكليف و يا معامله با خدا و... به انجام مي رساندم اكنون به عبادات زنده و دايمي تر ، بدون توقع و خالص براي درك بيشتر خداي رحمان مبدل شده است.
من شهادت مي دهم كه تا كنون نه تنها هيچگونه اظهار و يا اشاره اي دال بر رد و يا اساعه ادب نسبت به كليه پيامبران الهي بخصوص حضرت محمد(ص) و كتاب هاي آسماني آنها بخصوص قرآن كريم و نيز ائمه اطهار عليهم السلام و روايات و احاديث و آثار بلند معتبر منصوب به اين بزرگواران را از استاد محمدعلي طاهري و مربيان مجاز از سوي ايشان نشنيده و نديده ام ، بلكه همواره نام مبارك همه آنان با احترام و تجليل از زبان استادم و مربيان مربوطه جاري بوده است.
من شهادت مي دهم كه تاكنون نه تنها هيچگونه انحرافي در آموزش ها و اظهارات مطرح شده در كلاس هاي عرفان كيهاني نسبت به دين مبين اسلام و مذهب شيعه اثني عشري و مفاد آيات قرآن مجيد ، نديده و نشنيده ام ، بلكه همواره پژوهش كرده ام كه آموزه هاي مربوطه پيوسته مطابق و همسو با بسياري از آيات و روايات و احادیث معتبر بوده است.
من اقرار مي كنم كه با رضايت كامل هزينه دوره هاي فوق را به استاد عزيزم پرداخته ام و حتي معتقدم اين ميزان شهريه براي اين نوع آموزش ويژه در برابر بركات رحماني كه بدستم داده شده بسيار بسيار ناچيز است.
من اقرار مي كنم كه در طول عمرم هيچيك از كلاس ها و دوره ها نظري و عملي و مفاد كتابهاي گوناگون براي تحقيق اصول دين و خودشناسي به اندازه دوره هاي آموزشي و پژوهشي عرفان كيهاني مفيد و موثر در بهبود و سلامت همه جانبه زندگي و معنويت من نبوده است.
من اقرار و افتخار مي كنم كه استاد محمد علي طاهري بنده خدا و انساني موحد ، مسلمان و شيعه و وظيفه شناس در برابر انتقال تعليمات و يافته هاي الهي خود به ديگران و حتي همه انسانهاي جوياي حقيقت مي باشد و اين ادعا علاوه بر شهادت من از مقالات متعدد و كتاب هاي بسيار ارزشمند علمي ايشان به روشني قابل درك و استنباط است.
من اقرار مي كنم استاد محمدعلي طاهري و يا هيچيك از مربيان مجاز از سوي ايشان (كه اينجانب مي شناسم) تا كنون در ارائه آموزش هاي مربوطه نه تنها رويه مراد و مريدي را بطور نظري و عملي نفي نموده اند ، بلكه همواره با تاسي به آيات شريفه قرآن و با تكرار جمله "پرنده مردني است ، پس پرواز را بخاطر بسپار" همه دانش پژوهان را به ارتقاء بينش و افزايش سطح آگاهي با اتصال دائم به خدا و هوشمندي الهي دعوت نموده اند.
من با استناد به آيه شريفه " ادعوني استجب لكم" (تنها مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم) اقرار مي كنم و شهادت مي دهم كه اين بركات و آموزه هاي كاملا مستند گرانقدر و خدا محور خدا محور و فاقد هر گونه انحراف ، هيچگاه نمي تواند از سوي انساني بدعت گذار ، سودجو ، غير مسلمان ، فريبکار ، شياد و... به انسانهايي كه در طول عمر هدف و مقصد نهايي شان يافتن حقيقت و درك كمال الهي و نه كسب قدرت زميني بوده است ، تعليم گردد.



۱۳۹۳-۰۶-۱۹

‌ تمام ادیان آسمانی به ظهور یک منجی اعتقاد دارند و

‌ تمام ادیان آسمانی به ظهور یک منجی اعتقاد دارند و این ظهور را مقدمه برقراری عدالت جهانی می‌دانند. عقیده شما درباره این موضوع چیست؟

- من هم به عنوان یک شیعه اثنی عشری اعتقاد کامل به ظهور منجی بشریت امام عصر (عج) دارم و در انتظار ظهور آن حضرت به سر می‌برم

>-‌ با توجه به اینکه همواره تکیه‌ی شما بر ارتباط با خداوند است، عده‌ای گمان می‌کنند شما قصد دارید اهمیت جایگاه ائمه معصومین (ع) را در فضای معنوی زندگی کاهش دهید. لطفا بفرمایید چه نقشی برای این اولیای عظام الهی(ع) قائل هستید؟</>

-‌ رسالت انبیا و اولیا (ع) چه بوده؟ آیا غیر از این بوده که آنها ما را حواله داده‌اند به محوریت خدا و گفته‌اند «قولوا لا اله الا الله تفلحوا»؟ آیا اگر این را دنبال کنیم، جایگاه آنها ضعیف می شود؟ ما این درس را از خود اولیا گرفتیم . آنها گفتند به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و یا «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» توجه کنید. ما هم همان را می‌گوییم. ما چیزی اضافه یا کم نکردیم . آنها برای خود در برابر خداوند جایگاهی قائل نیستند. اما در زندگی روزمره ما اولیاءالله علائم الطریق هستند و انگشتهای اشاره‌ای برای هدایت ما به سمت خدا و کماکان باقی خواهند بود. ما اولیا را به عنوان علائم الطریق و چراغ‌های راه و سمبلهای هدایت و کسانی که درس معرفت را به بشر انتقال دادند می‌شناسیم و مورد توجه ما هستند و ما همه درسها را از آنها می‌گیریم. ما به عنوان رسالت عام که تک‌تک انسانها دارند حرفهای آنها را تکرار می‌کنیم. کدام حرف ما مخالف با گفته‌های آنها است؟! ما هم از آن‌ها پیروی می‌کنیم و دعوت به «لا اله الا الله» و «فاستقیموا الیه» داریم. اگر عده‌ای فکر می‌کنند ما جایگاه ائمه را در نظر دیگران ضعیف می‌کنیم، این اشتباه آنهاست. ‌ لطفا کمی دقیق‌تر درباره‌ی نقش آن‌ها توضیح دهید.
-‌ ببینید به عنوان مثال اگر قرار باشد ما به توچال برویم، راه مشخص است و به قله می‌رویم. یعنی نمی‌رویم سراغ یک «بلد». اما اگر بخواهیم به قله‌ی اورست برویم، این‌طور نیست که یک کوله‌پشتی بیندازیم و راه بیفتیم. حتما یک بلد می‌خواهیم. بلد باید همراه ما باشد که راه را نشان دهد. این بلد یک نقش خاصی پیدا می‌کند. خود این بلد راه را رفته است و آن را می‌شناسد. برای همین به او می گوییم بلد. جالب است که وقتی قله فتح می شود، در عکس فاتحان قله، بلد را نمی‌بینیم. کسی که نقش بلد را به عهده گرفته، قید این‌طور امتیازات را زده است. این بلد خودش محو است و افتخار رسیدن مال تیم است؛ در حالی که نباید کمک او را نادیده گرفت. اینجا بلد راه اولیاالله و انبیا هستند و باید از رمز گشایی ها و نقشه‌ای که در اختیار ما می‌گذارند، استفاده شود. بلد در واقع ما را مشایعت می‌کند و ما هم بلد را مشایعت می‌کنیم. پس بلد اینجا نقش بسیار حساسی دارد. اگر کسی می‌خواهد به مقصدی برود که مسیر آن را نمی‌شناسد، متوسل می‌شود به یک بلد. توسل به خودی خود و فی‌نفسه امری لازم است. مثلا کسی ریاضی بلد نیست و می‌رود سراغ استاد ریاضی. پس توسل پیدا کردن لازمه کار است.
<>همان‌طور که اشاره کردم، هرکسی نمی‌تواند بلد راه باشد. باز هم از یک مثال استفاده می‌کنم. اگر بخواهیم یک مدرسه فوتبال داشته باشیم و بچه ها را با اصول فوتبال و گل زنی آشنا کنیم از چه کسانی به عنوان مربی استفاده می‌کنیم؟ کسی که پایش به توپ نخورده باشد که برای این کار مناسب نیست. کسانی را می‌آوریم که توی تیم فوتبال بوده اند و بارها گل زده‌اند و الآن از آنها به عنوان مربی استفاده می کنیم چون امتحان خود را پس داده اند و می‌گوییم شما که آقای گل شده‌ای بیا و شگرد کار خود را بگو. پس شرط اینکه یک مربی را انتخاب کنیم این است که او آقای گل باشد و این ماجرا را درک کرده باشد؛ بقیه نمی توانند آموزش عملی دهند. در خصوص مسائل کمال هم اگر قرار باشد مربی داشته باشیم، که باید داشته باشیم، می رویم سراغ کسانی که آقای گل این رشته هستند؛ یعنی اولیاء الله . اولیاء الله نشان داده‌اند که در زمینه کمال چگونه می‌شود گل زد و آنها آقای گلِ کل مسیر خلقت هستند و آزمایش خود را پس داده‌اند و به عنوان انسان کامل، الگو هستند. جایگاه آنها به عنوان مربی هرگز قابل انکار نیست و تضعیف نمی‌شود . هیچ کس نمی‌تواند بگوید آنها گل نزده اند و کسی نمی تواند نقش آنها را تضعیف کند. کسی که می‌خواهد به کمال برود، باید از اصول گل زنی آنها استفاده کند.
نقش ائمه در زندگی من این بوده که آنها را الگو قرار داده‌ام. آن‌ها «فاستقیموا الیه» را به ما درس داده‌اند. ما از راهنمایی قرآن و اولیا استفاده می‌کنیم. تئوری را قرآن آورده و ائمه آنرا پیاده کرده‌اند. در زندگی ما خداوند جایگاه خودش را دارد و اولیاالله هم جایگاه خودشان را دارند

حمله شبكه منفي چيست و چگونه انجام ميشود

حمله شبكه منفي چيست و چگونه انجام ميشود

حمله، موضوعی است که در درون پیش می آید و شبکه منفی روی ما حملاتی انجام می دهد. به دنبال این حمله، یک دفعه ما احساس می کنیم که انگیزه ای برای حرکت نداریم.
حمله اتفاقی درونی و تحت تاثیر شبکه منفی است که انگیزه حرکت به سوی کمال را سلب می کند و یا مسیر را تغییر می دهد.

مثلا یک دفعه احساس می کنیم که بدون دلیل افسرده شدیم، احساس می کنیم که دچار شک و تردید شدیم، یا اطلاعاتی به ما بدهند که ما را جدا کنند. اطلاعاتی به ما بدهند که هندوانه زیر بغل ما بگذارند. اطلاعاتی به ما بدهند که بگویند تو اصلا توئی.
حمله شبکه منفی اینطوری است. یکدفعه با یک آگاهی، به ما حمله می شود. آگاهی را به ما می دهند و ما بعد از دریافت آگاهی یک دفعه مسیرمان عوض می شود. و چیزی را که تا به امروز پایه بوده، آگاهی شبکه منفی این آگاهی هائی که داشتیم را نقض می کند.

حمله این نیست که من بروم بیرون و ببینم ماشینم پنچر شد. حمله این نیست که ماشینم امروز تصادف کند. حمله این نیست که چاقو بگذارند روی شاه رگ من و بگویند کیفت را بده و بعد ما بگوئیم ای داد بی داد دیدی، ما تو شبکه مثبتیم و شبکه منفی حمله کرد. حمله این نیست که برویم و ببینیم که خانه ما را دزد زده. این ماجراها حمله نیست. و این حوادث برای میلیونها نفر که اصلا نمی دانند شبکه مثبت چیست یا شبکه منفی چیست و نه ارتباط گرفتند و نه می دانند عرفان چیست، دارد اتفاق می افتد. اینها را ما به عنوان حمله قبول نداریم.

حمله درونی است. از درون، حالا یا ما را دچار آشفتگی می کند و حالمان بد می شود، یا دچار شک و تردید می شویم، یا یکدفعه احساس می کنیم که انگیزه برای حرکت نداریم، تا دیروز مشتاق بودیم، یکدفعه از امروز اصلا اشتیاقی برای حرکت نداریم. یک دفعه به پوچی می رسیم. اینها حمله است.

حمله می تواند موجب شکّ و تردید، آشفتگی، افسردگی و کناره گرفتن از جمع شود.
اتفاقات ناخوشایند بیرونی (حملات بیرونی) از امور روزمره بوده، ناشی از حملات شبکه منفی نیست.

حمله درونی عمومی است
و با وجود داشتن حفاظ و بند و بساط و ... اتفاق می افتد.

حمله بیرونی کسی نمی تواند ثابت کند. مثلا وقتی رفتیم دیدیم خانه ما را دزد زده، من نمی توانم ثابت کنم چون من دارم تبلیغ شبکه مثبت می کنم یا امانتدار شبکه مثبت هستم ... مورد حمله قرار گرفتم. چون هزاران نفر خانه شان مورد سرقت قرار می گیرد، بدون اینکه اصلا بدانند این حرفها چیست.

الان یک بد آموزی ما داریم که هر اتفاقی بیافتد، می گوئیم کار شبکه منفی بود. این فرهنگ غلطی است. ما داریم زندگی می کنیم.

اگر ما وارد شبکه مثبت می شویم و بیکار می شویم یا کارهای ما جلو نمی رود و کارهایمان گیر دارد، می بینیم یک کارهائی تیم بندی است، باند بازی است، مثلا اگر بدانند طرز فکر طرف چیست، راهش نمی دهند. اگر بدانند طرف این طرز فکر را دارد، بازی نمی دهند. در مورد فیلم و سینما و یا اصلا همه کارها، باند است. با توجه به طرز فکر ما، ممکن است بگویند این به درد این کار نمی خورد. بحث باند و تیم و ... است.

شما وارد جمعی بشوید که اصلا عرفان را نمی شناسند و آمار بگیرید که چند نفر بیکار شدند، می بینید که خیلی. خیلی از شرکتها و موسسات به خاطر شرایط خودشان دارند نیرو بیرون می ریزند.

هدف از صحبتهای ما این است که ما مورد حمله دیگر شبکه منفی قرار نگیریم، یعنی افکاری که بیاید و بخواهد ما را از حرکتمان باز بدارد.

نه کسی به زور آمده وارد این شبکه شده، نه اکراهی است، نه سرسپردگی ای است، هر کسی دارد خودش به شکلی، سبک، سنگین می کند، حتی اگر فکر کنیم که واقعا هم حمله دارد، یک بهائی است. و هر کسی برای مسئله ای حاضر است، بهائی را بپردازد.

زمانیکه می خواهیم در چارچوب اعتقاداتمان حرکت کنیم، به ظاهر در زندگی زمینی محدود می شویم، اما در عین حال، آسایش درونی داریم
زمانی که ما به مسائلی اعتقاد پیدا می کنیم، خودش محدود کننده است. قبلا ممکن بود ما خیلی راحت می توانستیم زد و بند کنیم، الان نمی توانیم و در واقع دست و بالمان بسته شده و این ظاهراٌ ما را محدودتر می کند. ولی در انتها می بینیم که احساسمان، احساس بهتری است.

حمله در راستای تبعات عشق صورت می گیرد، مثل شوق، ایثار، فداکاری، ... تا ما را از این اشتیاق باز بدارد. اگر اشتیاقی داشتیم که از بین رفته، یا بحثی بوده که خواسته ما را به حیرت برساند، مسائلی ایجاد می شود که آن حس از ما گرفته می شود.

دوره ٨ - جلسه ٥ - زنگ ١
استاد محمد علی طاهري

متن نامه جهت احقاق حقوق استاد محمد علی طاهری

متن نامه جهت احقاق حقوق استاد محمد علی طاهری

دوستان عزیز متن نامه ذیل با توجه به دلیل انجام اقدامات فعلی به جهت احقاق حقوق استاد محمد علی طاهری در دستورکار قرار گرفت که امیدواریم با حرکتی جمعی و ارسال این متن بصورت فردی بتوانیم در این راستا عملی شایسته وقابل اجرایی انجام داده باشیم
با نام و یاد حق
خدمت آیت الله خامنه ای،رهبر معظم انقلاب با سلام و احترام
قبل از هر سخنی:
"بیان بی تکلف و ریای مارا حمل بر بی حرمتی نکنید که از سر صمیمیت و حس نزدیکی با شماست"
این تظلم نامه را که حجتی است در پیشگاه خداوند و سندی برای قضاوت درتاریخ خدمتتان تقدیممیکنیم:
ما جمعی از شاگردان آقای دکتر محمد علی طاهری صاحب مکتب معرفتی "عرفان حلقه"و بنیانگزار دو شاخه طب مکمل ایرانی"فرادرمانی" و"سایمنتولوژی"به اثبات رسیده در مجامع علمی داخل وخارج از ایران،از شما به عنوان رهبر جامعه اسلامی تقاضا میکنیم در خصوص اتهاماتی که بیش ازسه سال است از سوی عده ای مغرض وتنگ نظر وبه باور ما به دور از چشم حضرتعالی،ناجوانمردانه به آقای طاهری نسبت داده شده وباعث آزار و اذیت فراوان و خسارت های جبران ناپذیر ونگران کننده ای گردیده، شخصا رسیدگی نموده، با قضاوت عادلانه ی خود نقطه ی پایانی بر فشار های وارده بگذارید.
علیرغم اتهامات واهی که امروز متوجه آقای محمد علی طاهری است،هم به شهادت خود ایشان و هم به شهادت هزاران نفر ازشاگردانشان،نامبرده نه تنها از اصول دین اسلام و تشیع عدول نکرده اند بلکهآموزه های عملی ارائه شده همواره در جهت تبیین و تحکیم کیفی مبانی شریعت بوده است.ایشان همواره بر این باور بوده و هستند که این آموزه ها به نام ایران ثبت شده و از"این سرزمین" به سرتاسر جهان گسترش یابد تا افتخاری باشد برای ایران و ایرانی ،ولی متاسفانه امروزبا تحمل فشارهای ناشی از زندان انفرادی وانواع توهین ها واتهامات ناروا ،غرامت سنگینی بابت ایستادگی بر سراین اعتقاد میپردازند.
شایسته است حال که اندیشه و علم ایشان به همت شاگردانشان به جهانیان معرفی شده و پس از بررسیهای عملی ،کارائی آنها در رابطه با رفع آلام وامراض ونجات جان انسانها به اثبات رسیده واز سوی بسیاری از مراکز علمی-پژوهشی مورد تقدیر و استقبال قرار گرفته و هر روز بیش از پیش در سرتاسردنیا در حال گسترش است ،جمهوری اسلامی ایران نیزدر رویکردی مثبت به بُعد علمی این دستاوردها،با جهانیان همگام باشد.
به شهادت هزاران نفر که در طی این سالها از آموزه های آقای طاهری بهره برده اند"ایشان جرمی ندارند جز دگر اندیشی مثبت با جهت گیری کاملا معنوی و علمی به دور ازهرگونه رویکرد منفعت طلبانه یا قدرت طلبانه"بنابر این از نظر ما ،تعرض به ایشان فقط و فقط تعرض به اندیشه ی ایشان است وبا توجه به خواسته های متعالی جنابعالی در خصوص ارتقاء سطح آگاهی و معنویت درجامعه،جای افسوس خواهد داشت اگرکه ادامه ی این تعرضات و فشار ها ، لکه ی ننگی بر دامان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شود ؛چرا که خدای ناخواسته در آن صورت تاریخ گواهی خواهد داد که درعصری که آزاد اندیشان جهان برای کاستن از تقابل شمشیرها به استقبال رویاروئی اندیشه میرفتند،درنظامی که عزم هدایت به سمت ارتقاء اندیشه را داشت با زور و شمشیر با اندیشه مقابله شد.از شما به عنوان رهبر جامعه اسلامی ایران تقاضا داریم دستور بفرمائید شرایطی فراهم شود که به جای قضاوت یک طرفه و غیر عادلانه بر اساس شواهد ساختگی و اتهامات موهوم و هجمه ی شتابزده ،جانبدارانه و همه جانبه ی مطبوعات و رسانه های داخلی به منظور تخریب شخصیت و اندیشه یایشان،فرصت نقد و بررسی منصفانه افکار و آثارنامبرده به دور از هرگونه غرض ورزی و تنگ نظریایجاد شود تا همه مشتاقان بتوانند به دور ازهرگونه فشار و آزارو اذیت از دستاورد های علمی-معنوی آنبهره ببرند.
ما امیدوار به پاسخ عادلانه ی جنابعالی هستیم چرا که از رهبر جامعه ای در مسیر تعالی و معنویت جزاین انتظار نمیرود .
با آرزوی توفیقات الهی
جمعی از فرادرمانگران داخل و خارج از ایران

ما عرفان کیهانی ها حرف داریم...........

https://www.facebook.com/groups/217162571634838/permalink/872482856102803/

۱۳۹۳-۰۶-۱۸

عمر كوتاه است

ببينيد ما اين حرف‌ها را مي‌زنيم، صحبت‌ها را مي‌كنيم كه عمر كوتاه است و خيلي مطالب هست كه ما بايد بدانيم..... شيطان از همين مسئله استفاده مي‌كند، ....خوب حالا بحث امروز حمله است، شيطان از همين مسئله استفاده مي‌كند او مي‌آيد و مي‌گويد «آره وقت كم است، تو خيلي چيزها است كه بايد بداني، تو بايد به كمال بررسي، مي‌داني چيه؟ اينطوريه آن طوريه...» و همان حرف‌هاي خودمان را تحويل خودمان مي‌دهد ......كه «يالاّ وقت كم است، وقت كم است، بجُنب خيلي‌ چيزها بايد بداني، خيلي چيزها نمي‌داني» خلاصه اينقدر از اين ترفند جالب استفاده مي‌كند...... و ما هم كه قبول داريم كه وقت‌مان كم است و مجهولات‌مان بسيار زياد، يكدفعه اين مطلب به يك صورتي مي‌آيد و ما را دچار سراسيمه‌گي مي‌كند ........و اين كه احساس اين كه وقت كم است و بايد عجله كرد و استرس را به ما منتقل مي‌كند........ استرس كه منتقل شد، يك صفحه قرآن باز مي‌كنيم بعد مي‌رويم جزوه‌مان را باز مي‌كنيم بعد يك مطلب ديگر، بعد مي‌رويم يك اتصال مي‌گيريم ... اينجوري هم كه به هيچ كجا نمي‌رسد چون همه‌اش با عجله است. چون خود عجله چتر شيطان است، ........چون در عجله آدم نمي‌فهمد چكار كرده است.
بعد يكدفعه بعد از اين مي‌آيد مي‌گويد: «نه تو با اين وقت كم نمي‌تواني، قبلي‌ها هم نتوانستند، بزرگان هم نتوانستند»....... مي‌آيد مطرح مي‌كند كه نه با اين وقت كم نمي‌شود،..... بعد از يك مدتي ما نااميد مي‌شويم...... نااميدي بزرگ‌ترين حربه‌اي است كه شيطان دارد و وقتي كه نااميد شديم خصوصاً در اينجا نااميدي از رحمت الهي است.......
حالا كمال را تعريف كنيم، كمال ثانيه است، ثانيه خيلي زياد است حالا امروز در همين رابطه مطلبي را براي‌تان صحبت مي‌كنم كه ببينيد چرا كمال لحظه است، يعني در يك چشم بهم زدن كه زياد است، هر آن ممكن است ما ديدمان از اين ديدي كه هست 180 درجه بچرخد و ما يك جور ديگري ببينيم.
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

واقعیتی است که ما ظالم هستیم

به هر حال واقعیتی است که ما ظالم هستیم.... حالا کم و زیاد.....، ولي کسی نیست که ظلم نکرده باشد..... چون تعریف ظلم دقیق است...... بعضی‌ها ممکن است بگويند که ما ظلم نکردیم!، ولي اگر تعریف ظلم را بدانند هرگز همچین مطلبي را نخواهند گفت...... ظلم يك چیز عجیب و غریبی است، چه به دیگران چه به جهان هستی.....
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

کار زمینی، قانون زمینی

ماجرای بحث کار زمینی، قانون زمینی یک مسئله است، یک کسی حقی را از ما ضايع کرده مطابق کار زمینی با او برخورد مي‌کنیم.......، ولی وقتی راجع به ظلم مي‌خواهیم صحبت کنیم اين تعريف‌ها مطرح مي‌شود به عنوان اين كه همه ظالم هستند و شدت و ضعفش فرد به فرد فرق مي‌کند......
بحث دید خوب نیست،.... در این مقطع کار زمینی قانون زمینی، ما همان كسي را که وجه‌الله مي‌بينيم، تجلي الهي مي‌بينيم،..... از او تقاضای خسارت مي‌کنيم و در فاز مثبت هم دنبال مي‌کنيم. .......در اینجا تقاص و قصاص را داریم، وجه‌الله است اما در روي زمین قوانین حاکم است و قوانین حکم مي‌کند که وجه‌الله هم مجازات کار خودش را ببیند به هر شکلی که لازم است......
این صحبت ها دلیل بر این نمي‌شود که یعنی ما چون وجه‌الله مي‌بينيم هرکاری بخواهد بکند، ......چون ما تا اين را مي‌گوييم يك عده‌اي مي‌گويند كه يعني ما اين‌ها را ول كنيم، يعني اين‌ها هر كاري كردند ... نه اينطوري نيست. ما مطابق قانون زمینی با آن‌ها رفتار می‌کنیم....... همانطور که با ما هم مطابق قانون زمینی رفتار مي‌کنند........ از ما هم نمي‌گذرند و باید جبران خسارات و جبران ظلم بشود،...
يك چيزهايي قابل جبران است و يك چيزهايي غيرقابل جبران است كه بايد من معنوي ما حل و فصل كند، قابل جبران نيست مگر به وساطت من معنوي ما.
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

به دنبال هوشمندی

ما از خانه مي‌آييم بیرون مي‌بينيم برف آمده و برنامه ما را بهم زده، حالا از نظر ماشين است، مي‌خواهيم زنجير ببنديم، حالا به هر صورتي كه هست تغيير ايجاد كرده....... یک ذره دل‌خوری ما ظلم به هستی است،......
یک اخم کوچک،..... یک اَه.... ظلم به هستی است،....
برای اینکه تمام این قضایا به دنبال هوشمندی عظیمی اتفاق افتاده که برف آمده چه ماجرایی پشت این است که برف بیايد...... بعد ما با یک اَه تمام عظمت هستی را به زیر سؤال بردیم......، تمام عظمت هستی را با یک اخم نادیده گرفتیم!
آیا کسی هست که ظلم نکرده باشد؟...... از این لحظه که ماشین را استارت مي‌زنيم ظلم به هستی شروع مي‌شود تا الی آخر......
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

نگاه ما یک ذره

نسبت به دیگران؛ نگاه ما یک ذره دون پایه به یکی باشد، ظلم است،....
دل یکی را مستقیم یا غیرمستقیم بسوزانيم، ظلم است.....
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

تشنه بودیم و کسی در راه بود

تشنه بودیم و کسی در راه بود
از عطش هامان کسی آگاه بود
درد هامان را به یادش میسپرد
تشنگی امان را به جامش میسپرد

رمز ها را میشنید از آفتاب
حرف هایش بکر بود و ناب ناب
واژه هایش حکم یک تائید بود
در نگاهش قدرت تعمید بود

چون نظرمیکرد ویران میشدیم
هیچ گشته از نو انسان میشدیم
آمد و ما را به حیرانی کشاند
عقل را تا مرز ویرانی کشاند

قلبهامان رنگ استیصال شد
جانمان فارغ ز قیل و قال شد
چشمهامان قدرت دیدن گرفت
ذهنهامان حس روئیدن گرفت

بالهامان قدرت پرواز یافت
واژه هامان فرصت آواز یافت
دستهامان قفلها را میشکست
فهم و ادراکی به جانها مینشست

بعد دلهامان کمی آرام شد
ذهنمان معطوف آن بینام شد
هر که از جز او تبری مینمود
ناگهان در خود تجلی مینمود

اینچنین شد محو آوازش شدیم
همدل وهمراه و همرازش شدیم
حال مائیم و وجودی مهربان
ما و او و واژه های بی زبان

حال مائیم و صفای جان او
ماو عشق و وسعت ایمان او
حال مائیم و امید پر زدن
بال و پر در وادی باور زدن

حال ما و فرصت کوتاه او
ما و او وغربت جانکاه او

از کتاب در دست چاپ الست- بهمن 1388
شهناز نیرومنش

۱۳۹۳-۰۶-۱۷

آیا به کلمات والفاظی که روزانه می نویسیم دقت کرده ایم؟

آیا به کلمات والفاظی که روزانه می نویسیم دقت کرده ایم؟
برخی از این الفاظ رایج به دلیل عدم مشروعیت و مخالفت آنان با اعتقادات ما می تواند خطراتی به همراه داشته باشد.
از بین این الفاظ (ان شاء الله) در بعضی اوقات انشاء الله نوشته می شود, با كمی دقت به معانی این دو متوجه می شویم که این دو لفظ با هم تفاوت دارند .
إنشاء مصدر فعل «أنشأ» و به معنای (ایجاد کردن ,به وجود آوردن , خلق کردن )است.
طبق این آیه ((إِنَّا أَنشأْنَهُنَّ إِنشاءً))(35.واقعه)ما آنان را به وصفی ناگفتنی ایجاد كردیم .
پس ابراز (انشاءالله) در مواقعی که می خواهیم کاری را انجام دهیم، معنای ایجاد و خلق از سوی ما را القاء می کند، یعنی ما خداوند را ایجاد كرده ایم.(العیاذبالله)
«إن» در (ان شاء الله) حرف شرط و به معنای «اگر» و فعل «شاء» به معنای خواستن و مقدر كردن است.
و ما با نوشتن إن شاء الله به این صورت می گوییم( اگر خداوند مقدر فرمود؛ به خواست خدا).
كه در این آیه معنا مشخص است:
وَ مَا تَشاءُونَ إِلا أَن یَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیماً حَكِیماً(30.انسان)
و شما ( اولیای حق ) چیزی جز آنچه خدا بخواهد نمیخواهید ( و كار را به او تفویض میكنید كه ) البته خدا به احوال خلق دانا و به صلاح بندگان آگاهست.



نقدی بر یادداشت انتقادی روزنامه همشهری به شماره ۶۲۵۵ مورخ ۲۹ اردیبهشت ۹۳

بنام خدا
با عرض سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای دکتر ابهری
استاد عزیز، بنده به عنوان یکی از شاگردان شما و از روان شناسان این جامعه که درمان و درمانگری در حوزه روان شناسی را زیر نظر شما و اساتید بزرگی همچون شما آموختم، پس از دیدن نام شما در ذیل مطالبی که تحت عنوان «دروغگویند» در روزنامه همشهری به شماره ۶۲۵۵ مورخ ۲۹ اردیبهشت ۹۳ مشاهده کردم بسیار کنجکاو شدم تا ضمن مطالعه آن درس دیگری از محضر استاد ارجمندم آموخته باشم. با مطالعه این متن اما احساس کردم این مطلب با مطالب کاملا علمی شما در سر کلاس‌ها تفاوت فراوانی دارد و هرچه فکر کردم نتوانستم دلیل آن را دقیقا متوجه شوم. لذا به خود اجازه دادم تا هماطور که از خودتان آموختم مطالبی را بی پیرایه و فقط از سر دغدغه‌های علمی مرور کنم. امیدوارم جسارت بنده را ببخشایید و درصورت لزوم بنده را از کج فهمی بیرون آورید.




۱-    استاد گرامی، در ذیل پاراگراف اول مطالب خود فرمودید: «همه جدا شدگان از فرقه‌های انحرافی به دلیل آسیب‌های روحی و روانی به روان شناسان مراحعه می‌کنند». برای بنده به عنوان دانشجوی سالیان دور شما یک سوال اساسی مطرح می‌شود و آن اینکه آیا این مطلب براساس مطالعات و تحقیقات صورت گرفته بیان شده‌است و در این باره آمار و اطلاعاتی وجود دارد؟ و اگر چنین آمار و اطلاعات دقیقی وجود دارد لطفا با منبع بیان فرمایید تا هرگونه شبهه و تردیدی برطرف شود؛ یا انکه صرفا به جهت تاکید بر مطلب بیان شده است. چون یک استاد حوزه علوم رفتاری حتما بر اساس آمار و اطلاعات دقیق علمی  و مستندات پژوهشی، مطالب سنجیده را اشاعه می‌دهد. در غیر این صورت، این عمل کاملا غیرحرفه‌ ای و صرفا ژورنالیستی تلقی می‌شود که مغایر با اصول و اعتقادات استاد بزرگی همچون شماست و باعث از بین رفتن جایگاه علمی جامعه روان‌شناسی و روانپزشکی در اذهان عمومی می‌گردد و این شائبه بوجود می‌آید که اساتید و بزرگان روان‌شناسی بر اساس مصلحت هایی غیر از مصلحت‌های علمی و اجتماعی، داد سخن سر می‌دهند. هرچند این سوال نیز مطرح است که علت اساسی اقبال بیش از حد افراد زیادی از جامعه به «به قول شما فرقه‌های انحرافی» چیست؟ پرسشی که متاسفانه جامعه علمی کشور از پاسخ علمی بدان بر حذر است و حتی اجازه پرداختن علمی به موضوعی بدین مهمی را ندارد. واقعا چنانچه این جامعه به ظاهر علمی می توانست به درستی به درمان و حل معضلات و مشکلات اساسی این افراد بپردازد، باز هم دغدغه مراجعه به اینگونه گروه‌ها را داشتند؟ واقع تا چه زمانی باید روی همه چیز سرپوش گذاشته شود؟
۲-    در ذیل همان پارگراف و دو خط آخر ذکر شده است که دکتر ابهری در زمینه عرفان‌های انحرافی، اطلاعات بسیاری از این فرقه‌ها دارند و باز این سوال مطرح می‌شود که آیا استاد گرامی ما در این زمینه دارای تحقیقات و تالیفات علمی هستند که بنده به عنوان یک روان‌شناس محقق از آن بی‌خبرم یا اینکه یک خبر ژورنالیستی دیگر مطرح شده است. استاد گرامی و عزیز، به راستی به چه میزان در زمینه انواع فرقه‌های موجود در ایران، اهداف و روش‌های آنها و غیره به تحقیق و تفحص پرداخته‌اید؟ مطمئنا پذیرش چند بیمار و دریافت چند گزارش از این و آن را نمی‌توانید به عنوان یک یافته علمی و پژوهشی ترویج نمایید و این مطالب تنها می‌تواند به عنوان چند تجربه محدود شخصی مطرح باشد که حتی قابل بیان از طرف یک فرد علمی در یک جمع دوستانه نیز نیست چه رسد به درج آن در مجلات و روزنامه‌ها با خیل گسترده ای از خوانندگان فرهیخته و کنجکاو.
۳-    در پاراگراف دوم و در ذیل سوال دوم اشاره فرمودید که انسان در زمان گرفتاری و بیماری به دنبال علاج و درمان است و کسانی که ایمان به خدا دارند برای درمان به پزشکان و متخصصان مراجعه می‌کنند.
آیا جنابعالی به عنوان یک متخصص حوزه روانپزشکی و درمانگر در این حوزه با کوله باری از تجربه، اعتقاد دارید که درمان‌های حوزه روانپزشکی و روان‌شناسی می‌تواند جوابگوی کامل مشکلات روحی و روانی افراد مبتلا باشد. به راستی استاد گرامی آیا دقیقا می‌توانید بفرمایید درمان‌های حوزه روانپزشکی و روان‌شناسی تا چند درصد در علاج بیماران روانی موفق هستند؟ آیا این رقم طبق منابع علمی موجود و با توجه به حجم گسترده انواع روان درمانی بیش از ۵۰ درصد است؟ بنده به عنوان یک متخصص این حوزه قطعا نمی‌توانم و نمی‌خواهم این علم عظیم و گسترده را زیر سوال ببرم اما اگر واقع بینانه بنگریم آیا جز این است که درصد بسیاری از بیماران روانی از درمان‌های روانپزشکی و انواع رواندرمانی‌های موجود سودی نمی برند. و آیا به این موضوع اندیشیده شده است که این بقیه به کجا و چه کسانی باید مراجعه کنند؟ پیشنهاد روشن شما در این باره چیست؟ تا این انسان های به زعم شما سست ایمان (قضاوتی احتمالا سوگیرانه که بیشتر از طرف افراد غیر علمی مطرح می‌شود و نه فردی علمی همچون شما که به بخشی از جامعه انگ و برچسبی غیرمنصفانه بزنید) نیز از درد و رنج ناشی از اختلالات رو به گسترش روانی نجات پیدا کنند.
و پیرو این مطالب یک سوال اساسی دیگر از محضر استاد گرامی دارم: استاد عزیز لطفا بفرمایید در زمینه عرفان حلقه چقدر مطالعه و بررسی علمی انجام داده‌اید؟ واقعا در جامعه علمی در حوزه علوم رفتاری و اعصاب و روان، به چه میزان در مورد عرفان حلقه که به قول شما مدعی دروغگویی است، بررسی‌ها و مطالعات علمی انجام شده است؟ حداقل از جنابعالی به عنوان یک مدرس و محقق در دانشگاه‌های مطرح کشور، انتظار می‌رود مطالبی را بیان فرمایید که در آن مورد، بررسی‌های عمیق علمی انجام داده باشید. این موضوع را شما بهتر از بنده می‌دانید که چنانچه چنین موضوعی در کشورهای پیشرفت این همه دغدغه و حتی گسترش در سطح جامع پیدا می‌کرد، حق مطلب آن بود که عده‌ای محقق و دانشمند همچون شما بدون هیچگونه سوگیری و ذهنیت‌های قبلی به بررسی علمی آن بپردازید و بعد نتایج آن را در جامعه گسترش دهید آنگاه سره از ناسره مشخص می‌شد. قطعا با جملات و بیانات کاملا کلی و یک طرفه نمی‌شود به مقابله با انحرافات رفت و لازم است تحقیقات گسترده کاملا علمی از سوی مراکز علمی و تحقیقاتی بی طرف صورت پذیرد. حق مطلب آن است که جنابعالی به عنوان فردی که در این زمینه دارای اطلاعات بیشتری است چنین اقدام شایسته علمی را رهبری نماید. این یک خواسته و پیشنهاد کاملا علمی و حرفه‌ای است که وقت آن فرارسیده‌است تا جامعه از ابهامات دست ساخته عده‌ای افراد معاند درآید.
۴-    در ذیل سوال سوم مطالب آنقدر کلی است که نمی‌توان متوجه شد که منظور شما دقیقا چه افرادی هستند که دست به چنین شیادی‌هایی می‌زنند. متاسفانه شما به دلیل صرفا داشتن اطلاعاتی کاملا کلی و غیر علمی، همه گروه‌های مختلفی که ممکن است در سطح جامعه وجود داشته باشند را با یک چوب رانده‌اید که این رویکرد بر عدم وجود اطلاعات دقیق و علمی شما در این خصوص صحه می گذارد. آنقدر این اطلاعات کلی و غیر دقیق است که حتی فرقی برای مرتاض‌های هندی و مدیوم‌های هیپنوتیزم قائل نشده‌اید و همه را نتیجه القا و شستشوی مغزی (اصطلاحی کاملا نخ‌نما شده) می‌دانید. هرچند القا نیر خود نوعی روش درمانی است که گاهی مؤثر بوده اما باز بدون هیچ سند علمی رد شده است. شما به صورت کلی همه کسانی که ممکن است دست به فعالیت‌های غیراخلاقی و انحرافی بزنند را با دیگرانی که صرفا مشغول فعالیت‌های علمی یا حتی دینی و مذهبی هستند و حاضرند مطالب خود را در مجامع علمی و حتی دینی ارائه دهند، یکی دانستید و همه را در  یک جایگاه قرار داده‌اید. براستی استاد گرامی در مطالب با ارزش شما آیا اصلا مشخص است که نوک پیکان حمله شما به سوی چه کسانی است تا تکلیف خواننده روشن شود و بتواند تشخیص دهد در دامان چه کسانی گرفتار نشود؟ این حداقل انتظار از یک استاد متخصص در یک رشته است در غیر این صورت این تصور به‌وجود می‌آید که خدای نکرده غرضی وجود دارد یا پشت پرده خبرهایی است که استاد معظم مجبور به بیان چنین سخنانی کلی و غیر علمی و ژورنالیستی شده‌اند. و این باعث تاسف شاگردان شما خواهد بود که به چه قیمت؟؟؟
۵-    باز در این سطور مربوط به سوال ۴، مخاطب مورد حمله شما چه کسانی یا گروه‌هایی هستند؟ چه گروهی سعی دارد با بردن دیگران به خلسه سوء استفاده نماید یا خودش را از زندان نجات دهد؟ استاد کلی گویی‌های شما کم کم خواننده را به خلسه برده و این شائبه ایجاد می‌شود که شما حقیقت امر را نمی گویید و سعی دارید چیزی را مخفی نمایید. چیزی که شاید خود شما هم بدان اعتقاد ندارید اما معلوم نیست چرا نمی‌توانید حقیقت را بگویید و مستقیما بیان نمایید که واقعا عرفان حلقه حقیقتی است که شما هم بدان پی برده‌اید و لی بنا به دلایلی سعی می‌کنید آن را پنهان نمایید و برعکس آن چیزی که هست را اظهار نمایید. استاد گرامی کافی است بیان نمایید و جان و روح انسان‌های زیادی ر ادر این وانفسای علم زدگی نجات دهید و کمک کنید تا انسان‌ها نه تنها از دردهای ناشی از درگیری‌های نفسانی  نجات یابند بلکه از آبشخور حقیقی عرفانی که منشاء آن اسلام و کلام الهی است بهره‌مند شوند. کافی است در این زمینه به خانواده و اطرافیان خود مراجعه نمایید و حقیقت عرفان کیهانی(حلقه) را از زبان آنان بشنوید.
۶-    آیا به راستی افرادی  از اعضای عرفان حلقه چنین ادعایی کرده‌اند که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند یا با تلقین مربیان این مکتب از همسران خود جدا شده‌اند؟ استاد گرامی خواهش می‌کنم کمی دقیق‌تر مطالبتان را عرضه فرمایید تا هم مطلب بر خواننده روشن باشد و هم از بیانات شما سوء استفاده نشود. مستقیم بروید سراغ افراد یا گروهی که دست به چنین کارهایی می‌زنند.
۷-    واقعا این ۸۰ درصدی که اشاره فرموده‌اید باز نتیجه بررسی‌های دقیق علمی است یا مطلبی کلی و غیر علمی یا نتیجه بررسی ها و نظرات شخص جنابعالی. یعنی اینقدر دقیق در مورد این افراد مطالعه شده‌است و باز شما دست روی دست گذاشته اید و حاضر نیستید هیچ فکری به حال این افراد از همه جا رانده شده (به زعم شما) بکنید؟ پس جامعه روانپزشکی، روان‌شناسی، جامعه شناسی و حتی حوزه علمیه کجا هستند تا بداد این همه افراد منحرف و از دین برگشته برسند. براستی اگر چنین باشد که شما می‌گویید، پس با چنین معضل بزرگ و همه‌گیری چقدر واقع بینانه و علمی دارد برخورد می شود.
۸-    آیا توان شنیدن آمارهای جدی در مورد گرایش افراد زیادی از جامعه به فرقه‌های مختلف ظاله و غیر ظاله (البته همیشه با عنوان نوظهور سعی در تخریب هرگونه حرف حساب دارند که باید دانست هر یافته علمی، هر مکتب علمی و حتی هر مکتب دینی و حتی اعزام رسولان و بیان مطالب وحیانی نیز زمانی نوظهور بوده و صرف نوظهور بودن دلیلی بر باطل بودن نخواهد بود) را دارید و باز نشسته‌اید و نظاره می‌کنید. آیا نتیجه تمام بررسی های علمی ناشی از این همه دغدغه شما استاد گرامی و دیگر افرادی که در این زمینه دغدغه از دست رفتن دین و دیانت و انسان‌ها را دارند همین چند خط حرف های کلی غیر علمی بافته شده از ذهن است؟
۹-    استاد گرامی، درج مطالب نه چندان علمی شما در کنار مطالب دیگری که آنها نیز کاملا ژورنالیستی و نوعی جو سازی محسوب می‌گردد به نوعی توهین و بی احترامی به شما و جامعه روانپزشکی محسوب می‌گردد. آن هم مطالبی که مستقیم و غیرمستقیم در مورد عرفانی نوظهور و کاملا برگرفته از آیات الهی مدتی است در جامعه به صورتی کاملا علمی و با منابع مشخص و روشن ترویج پیدا کرده‌است و متاسفانه از سوی عده‌ای معاند و بدون هیچ دلیل منطقی مورد هجمه قرار گرفته و باز متاسفانه اساتیدی همچون شما نیز بدون هیچ مطالعه و بررسی عمیق تحت تاثیر این جو کاملا منفی و کور مورد حمله غیرمنصفانه قرار می‌گیرد.
۱۰-استاد گرامی، بنده به عنوان شاگردی در حوزه علوم رفتاری از جنابعالی درخواست عاجزانه دارم تا کمی وقت گرانقدر خود را مصروف مطالعه کاملا غیر غرض ورزانه «عرفان کیهانی» نمایید. تا آنگاه انشاء‌الله شاهد مطالب کاملا علمی جنابعالی در این مورد باشیم. مطمئن هستم نظرات جنابعلی و جامعه علمی در این مورد متفاوت خواهد بود (تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد).
۱۱-و بالاخره از ارادت نگارنده به خویش باخبرید و به یقین می‌دانید که کمترین آسیب و خدشه به سوابق حضرتعالی و جایگاهی را که داشته‌اید و باید برای همیشه داشته باشید، نمی‌پسندیم. از این روی امید است بر نگارنده در نگارش‌ این وجیزه خرده نگیرید، و خدای نخواسته اگر جسارتی هم در میان بوده است، ناخواسته بدانید، و تنها به این  حساب بنویسید، که حضرتعالی را مثل همیشه متعلق به حوزه سلامت‌روانی می‌خواهیم و مشاهده سوءاستفاده احتمالی از شخصیت شما را سخت و تلخ و ناگوار تلقی می‌کنیم.
شاگرد شما و مفتخر به تخصص در روانپزشکی و فرادرمانی

http://nejatbahalghe.com/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1/

۱۳۹۳-۰۶-۱۶

درخواست فوری برای نجات جان استاد محمد علی طاهری توسط سازمان عفو بین الملل


به نام بي نام او
قابل توجه همراهان  محترم عرقان کيهاني (حلقه)
گروه خبري سايت
درخواست فوری برای نجات جان استاد محمد علی طاهری توسط سازمان عفو بین الملل



http://iranliberty.org.uk/index.php?option=com_content&view=article&id=3619%3Aamnesty-international-urges-action-to-save-mohammad-ali-taheri&catid=17%3Ahuman-rights&Itemid=59


شعر موج است و حباب و آب و دريا با صدای استاد محمد علی طاهری

شعر موج است و حباب و آب و دريا  با صدای استاد محمد علی طاهری
استاد محمد علي طاهري
گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني
عــرفـان خــدا مـحــور

شعر کي رفته اي ز دل که تمنا کنم تو را با صدای استاد محمد علی طاهری

شعر کي رفته اي ز دل که تمنا کنم تو را  با صدای استاد محمد علی طاهری
استاد محمد علي طاهري
گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني
عــرفـان خــدا مـحــور

شعر که کس آن راه نداند با صدای استاد محمد علی طاهری

شعر که کس آن راه نداند  با صدای استاد محمد علی طاهری
استاد محمد علي طاهري
گـروه سـايت سـايمنتولـوژي _ فـرادرمــاني
عــرفـان خــدا مـحــور

۱۳۹۳-۰۶-۱۵

کار خدایی را درست و

س: اگر کار خدایی را درست و با معرفت انجام دهیم مثل نماز خواندن، قرآن خواندن به ما حمله می شود؟
ج: اصولا این قانون است آیا شبکه منفی می ایستد و ما را نگاه می کند که جلوی چشمش به سمت کمال برویم؟..... اگر این کار را بکند و ما را نگاه کند آیا در انجام ماموریتش سهل انگاری نکرده است؟...... او هم ماموریت دارد و باید بپرد و ما را بگیرد و کمر ما را بگیرد که ما داریم جلو مي‌رویم. در انجام ماموریتش اگر بخواهد سهل انگاری نکند مثل ممتحن است كه ایستاده بالای سر دانش آموز، دانش آموز هم مي‌گويد «ای کاش خفه اش می کردم!» او هم مثل میرغضب ايستاده آنجا در حالی که مأموریتش را دارد انجام مي‌دهد، ایستاده آنجا که او سر و کله‌اش را نتواند بجنباند،.....
در واقع او هم نقش این را دارد که ما را امتحان کند..... شما اگر یک خرده سختی جلو پايت ظاهر شد باز هم مي‌روی؟ ......چقدر مي‌خواهی؟..... آن را چطوری مي‌خواهی؟........ این قانون است آیا قبول کردیم که این قانون است یا قبول نکردیم؟ باید باشد یا نباشد؟ ..........حالا شما وقتی که می‌خواهید کاری مثل نماز انجام دهید اگر نیست، واکنشی ندارد چون تا حرکت نکردی اصطکاک نيست...... وقتی حرکت کردی زمین در مقابل حرکت ما اصطکاک نشان مي‌دهد،..... هوا درمقابل حرکت ما مقاومت نشان مي‌دهد....... ولی وقتی ایستادیم صفر است، اصطکاک و مقاومت صفر است.
بنابراین وقتی مي‌خواهیم انجام بدهیم به دو دليل؛ اين دلیل نظری که دیدیم..... و دلیل دیگر عملی است،........ عملاً شما می‌بینید حمله را احساس نمی‌کنید...." پس تجربه خودش علم است"..... دارد مي‌گويد که هست ما بین دو قطب گیریم این ور مي‌رویم آن مي‌كشد، ......آن ور برويم اين مي‌كشد ......که معلوم شود که ما چطوری قضیه را می‌خواهیم دنبال کنیم.
ترم پنجم، جلسل سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

درک شعور کیهانی

س: به نظر شما چرا احساس درک شعور کیهانی و جریاناتی که از این شعور در حلقه‌های مختلف در بدن اتفاق مي‌افتد کم شده است؟ منظورشان اين است كه چرا احساس درك شعور كيهاني در خودشان كم شده است؟
ج: اجازه بدهید جواب ندهم چون ممکن است مرتبط به شک و شبهات هم باشد، منظور ما از احساس درک شعور کیهانی چیه؟...... آیا منظور اسکن است؟ .......اگر منظور اسکن است که ما دائم الاسکن، يعني شايد نیاز نداریم که مرتب مورد اسکن قرار بگیریم،....... ما از یک جایی به بعد بیشتر مي‌خواهیم نزدیکی دروني ما با يك ماجرايي صورت بگيرد؛ ......حس حضور ما، درک ما، .....ادراکات ما تقویت شود،....... دیگر نمي‌خواهیم که تا ابدالدهر روی ما کار شود. ......ما كه عمر نوح نمي‌خواهيم كه مرتّب بخواهد روي ما كار شود تا يك نقصي پيش آمد فوراً بپرند درستش كنند، دوباره، دوباره ...
اين يك حد و limit دارد آن وقت بايد عمر نوح را براي ما تعريف كنند....... تازه عمر نوح هم، يك روز مانده به 1000 سال مي‌گوييم «اِ چرا اين احساس اسكن من ضعيف شده»!!........ و بعد اگر به پنج‌‌هزار سال هم بكشد، يك روز مانده اين پنج‌هزار سال تمام شود مي‌گوييم «چرا اين احساس اسكن من يا اين احساس من ضعيف شده»!!
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

شك

شك
س: آیا زیاد شدن شک‌ها به این ماجراها یعنی شعور کیهانی و خصوصاً به شخص شما جزو حملات این دوره است؟
ج: نمي‌دانم بگذارید جوابی ندهم،...... بالاخره قرار است ما از دل این شک و شبهه‌ها بیرون بیاییم.......، قراراست از دل این شک و شبهه‌ها عبور کنيم از شك به یقین برسیم،....... شک ارزشمند است...... ایمانی باارزش است که مرحله شک را پشت سر گذاشته باشد،....... ایمانی که مرحله شک را پشت سر نگذارد احتمال دارد ایمان سستی باشد و پا برجا نباشد....... و اگر الان شک نشده است 5 سال دیگر شکی آن را فرو بریزد، منتها شکی که 5 سال ديگر پیش بیايد ارتفاع بالاتر و سقوط وحشتناکتر است.
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

ماجرای اسکن

ما یواش يواش از ماجرای اسکن بیرون مي‌آيیم به خودش واگذار مي‌کنيم...... البته اين طور نشود كه دوستان ارتباط خودشان را در زمینه درمان خودشان رها کنند، مثلاً من خودم در اين زمينه مطلقاً، سال‌هاست خداحافظي كردم سال‌هاست، شما باور بكنيد يا نكنيد، مطلقاً هيچ نوع كار درماني، سال‌هاست خداحافظي كرديم....... يعني مطلقاً هيچ نوع، يعني از همان ابتدا بعد از اينكه فهميدم چيه، البته يك مسائل فكري هم دنبالش هست ولي ديگر براي من مهم نبود كه بخواهد روي سلامتي من كار بشود يا نشود،..... اهميتي ندارد، يك جايي اهميّتش از بين مي‌رود......... در يك جايي ممكن است خيلي براي‌مان ملاك باشد در يك جايي اهميتش را از دست مي‌دهد...... و «ما ز دوست غير از دوست مقصدي نمي‌خواهيم» باقي مي‌ماند.
البته من اصلاً نمي‌خواهم اين توصيه را به شما بكنم، شما اصلاً كارتان با اين تجربه‌ من نباشد، من تا الان هم اين اولين باري است كه اين حرف را زدم،..... ولي يك مطلبي را بايد يواش‌يواش با آن برخورد كنيم آن هم اين است كه: براي اهداف بزرگ‌تر آماده شويم، براي اهداف بزرگ‌تري خودمان را بسازيم...... و قرار نيست ما عمر نوح پيدا كنيم همين كه داريم مي‌رويم جلو ديگه بقيه‌اش... مهمترين مسئله‌اي كه در اولويت است براي ما "فهميدن" است.......« يعني بفهميم اينجا چي مي‌خواهيم؟»...... بحث مهم ما فهميدن است يعني اگر بگويند از اين سيستم چي مي‌خواهيد؟..... فهميدن است، حالا اگر آخر آخرش وقت زياد آمد، يك چيز ديگري هم پيدا شود.
بنابراين ما بايد براي اين مرتبه و مراتب خودمان را آماده بكنيم و اين است كه..... دانستن،..... دانستن،..... دانستن،...... همه چیز در دانستن و آگاهی است.
مشکل انسان این است که نمي‌داند،...... اگر سالم هم باشد چون ناآگاه ست به درد نمي‌خورد،....... عمر نوح هم داشته باشد چون ناآگاه است به درد نمي‌خورد.
پس اگر انسان عمر کوتاهی داشته باشد ولی بداند خیلی بهتر است از این که یک عمر طولانی داشته باشد سالم سالم هم باشد ولی نداند....... این بزرگ‌ترین مشکل انسان است یکی از لشگریان شیطان یعنی مهمترین بحث آن ناآگاهی است.......، ناآگاه بودن یعنی اتوماتیک زیر علم شیطان سینه زدن است و دانایی و آگاهی یعنی زیر علم الهی سینه زدن است.
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

بحث حفاظ (سه)

بحث حفاظ (سه)
حفاظ بر ای انسان تعریف شده، فقط چه کسی استفاده کند یا نکند و قرار بوده تعريف شود ولي ما روي زمين پيدايش كنيم، اگر كه ما از بدو تولد حفاظ‌دار باشيم و دیگر به ما حمله نشود چه مي‌شود؟
محفوظ به دنیا آمده و محفوظ از دنیا مي‌رویم دیگرخطری ما را تهدید نمي‌کند،..... ما در معرض سقوط قرار نمي‌گیریم ......ولی قرار است ما بدون حفاظ به دنیا بياييم، یعنی حفاظ را داریم،...... این خودکار در جيب‌مان است بايد در بياوريم يك چيزي با آن بنويسيم ولي در جيب‌مان هست،...... این حفاظ برای ما تعریف بالقوه شده باید به بالفعل تبدیل کرد،...... با ما متولد شده ولی استفاده نکردیم قرار است به کار گرفته شود و وقتی از دنیا مي‌رویم حفاظ‌دار از دنيا رفته باشيم،..... يعني بالقوه با ما به دنیا آمده و در انتها به بالفعل تبدیل شده است.
همه موارد در مورد انسان همين طوري است انسان زمانی که به دنیا مي‌آيد این من‌ی که در كنترل ذهن تعريف كرديم وظیفه‌اش این است که نگذارد در هر جا حاضر باشیم،...... از روز اول آن من فعال بود يا نبود؟ .......در 7 ميليارد انسان فعال است، کسی هست که در بچگی کنترل ذهن داشته باشد؟ ...ندارد، .....پس این با ما به دنیا آمده است از اين طرف اين‌طوري است، قرار است زماني كه از آن در مي‌رويم بيرون اين كنترل شده باشد، سرجايش نشسته باشد...... در همه موارد اين طوري است يعني ما با یک ویژگي‌هايي به دنیا آمده و از آن طرف مي‌رویم با یکسری ویژگي‌های دیگر.
خیلی‌ها سؤال مي‌كنند كه «خوب خدا خودش چرا این کار را نكرده است؟».... قرار است ما کشف کنیم.......، رسالت انسان حکم مي‌کند که روی زمین کشف کند، اصلا از کجا آمده؟..... چرا ما «الست بربکم» (اعراف 172) یادمان نمي‌آيد؟...... اگر يادمان مي‌آمد مي‌دانيد چه مي‌شد؟ فرض کنید یادمان مي‌آمد چي مي‌شد؟ دیگرآمدنمان به درد نمي‌خورد، ......معما حل شده بود،...... اما الان معما حل نيست....... ما هر روز دچار شک و شبهه مي‌شويم و مي‌گويیم «آیا واقعا از ما سؤال شده «الست بربکم»؟..... یکی مي‌گويد آره یکی مي‌گويد نه،..... یک روز مي‌گويیم بچه بازی است،...... يك روز مي‌گوييم سركاري است» خلاصه تا آخر ببينند ما چه نتيجه‌اي مي‌گيريم.
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی

بحث حفاظ (دو)

بحث حفاظ (دو)
وقتي مي‌گوييم «اَعوذُ بالله» ظاهر دارد.... و باطنش يك چيزي بايد باشد..... و يك آيه هم هست كه مي‌گويد: «ما نیافریدیم کسی را مگر بر او حفاظ گذاشته باشیم» حفاظ را داریم،..... اتصالش را نداریم،..... بنابراین آن حفاظ‌ها تعریف شده است فقط اتصالش نیست،...... وقتي ما مي‌آييم در ماجراي «أقم الصلوة» مقيم اتصال شدن كاربرد حفاظش پيدا مي‌شود...... و بعد همانجا بحث استفاده از حفاظش مشخص مي‌شود.
مثلا حفاظ های مقاطع مختلف جنگ کلاسیک مشخص و تعريف شده است مثلاً اگر ما در جنگ شيميايي قرار بگيريم، تجهيزاتي مي‌خواهد كه در يك جنگ كلاسيك فرق مي‌كند، قديم كه شمشير بوده فرق مي‌كرده، حفاظش زره بوده است ولي الان آن زره نيست، تبديل به يك چيز ديگر شده است. اگر ما جنگ هسته‌اي را قرار باشد تجربه كنيم، حفاظهايي در برابر يك جنگ هسته‌اي يك چيز ديگر مي‌شود، يك تعريف ديگري دارد.
بنابراين در اينجا هم به همين صورت است هر کاری که مي‌خواهیم بکنیم حفاظ‌های خاص خودش را دارد و حالا دوستان‌مان در دوره 7 دارند حلقه‌ «اعوذ» را تجربه مي‌كنند و حفاظش را تجربه مي‌كنند، شما بايد گزارش‌ها را بشنويد مخصوصاً چند تا از دوستان‌مان كه محققين قرآن هستند و قبلاً هم در شرايط عادي اين كار را مي‌كردند، الان با شرايط جديد كار مي‌كنند بايد گزارش‌شان را بشنويد و ببينيد چقدر تغيير قضيه است.
لذا چه در تئوری و چه در عمل ما بايد به مفاهیمي برسیم حالا ان شاءالله دوستان كمك بكنند، ياري بكنند تا ما تمام استناداتش را خدمتتان عرضه كنيم تا ببينيد تمام اينها مستند است و تعريف شده است مسئله جديدي نيست، به قدمت تاريخ است شايد در كتاب مقدس عهد عتيق هم برويم ببينيم اين صحبتها شده است، فقط موضوع رسيدن به آن مطرح است، استفاده كردن از آن مطرح است، براي ما تعريف شده است.
ترم پنجم، جلسۀ سوم، تصویری
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی