۱۳۹۳-۰۲-۱۳

موقع خروج حركت فيزيكي هم بايد انجام بدهيم؟

سوال:
موقع خروج حركت فيزيكي هم بايد انجام بدهيم؟


جواب: 
لازم نيست، لازم نيست. بحث پاكسازي است الان كاري كه، پروسه اي كه سركار خانم روي خواهرشان انجام دادند پروسه پاكسازي از موجودات يا ويروس ها و نياز به انجام هيچ كاري نيست. ما اينجا براي اينكه شناخت شما كامل باشد همه چي را برايتان باز كرديم؛ راه نزديك، راه دور، با تماس، بدون تماس، الان يك نفر آن طرف دنياست شما چطوري مي خواهيد به او كمك كنيد؟

اين را بايد بدانيد اينها را بايد شناخت داشته باشيد ولي در نهايت شما متوجه مي شويد كه همه چيز در دنياي عرفان نظر است « ما خاك را به نظر كيميا كنيم » خاك چيست؟ انسان، كيميا چيست؟ هنر ارتقاء انسان « صد درد را به گوشه چشمي دوا کنیم » بنابراين اين مسئله اي است كه داريم دنبال مي كنيم. هنر كيمياگري روي انسان است و اينجا شما مي بينيد كه حالا وقتي كه با نظر است، نظر يعني اينكه بدون اينكه تكان بخوريد، بدون اينكه حركت كنيد همه چيز به يك گوشه چشم در نهايت بايد اما الان شما به خاطر اينكه اين پروسه ها را تكميل كنيد راه نزديك انجام مي دهيد، راه دور انجام مي دهيد، دست مي زنيد ببينيد چطور مي شود، دست نمي زنيد ببينيد چطور مي شود يعني همه را تست مي كنيد، به تست مي كشيد اما آخر قضيه قرار است همه اينها را بگذاريم كنار نظرباز « در نظر بازي ما بي خبران حيرانند » قرار است آخرش به نظربازي خاتمه پيدا كند.

اما تست را بكنيد، تجربه را كسب كنيد مثل دوره فرادرماني تان، شما لمس هم كرديد، شوك، كانال، همه را تجربه كرديد درست است؟ ديديد مي شود، موضعي ديديد شد، راه دور شد، راه نزديك شد تمام مواردي را كه عنوان كرديم دانه دانه باهم تست كرديم يعني از يكي اش هم نگذشتيم تا شما برايتان اثبات شد كه تمام نظريات دقيق است. بنابراين در اين مورد هم همين طور است، شما بايد دقيقا مورد به مورد تجربه كنيد و نتيجه اش را ثبت و ضبط كنيد، ببينيد كه چگونه است.

آموزه های دوره تشعشع دفاعی
استاد محمد علی طاهری

ما محکوم هستيم؟!

سؤال:
ما محکوم هستيم؟!

پاسخ:
وقتي به درک "انا الحق" برسيم، دخالت خداوند در امور، نقض اختيار محسوب نمي شود.

وقتي که بحث انا الحق مشخص شد، اينها سوالات اينجائي است،
وقتي که متوجه شديم که ما هم بالا هستيم و هم پائين هستيم، اگر ما خود را جدا از او بدانيم، مي توانيم بگوئيم که ما محکوميم،

وقتي خودمان را با او ببينيم، ديگر محکوم نيستيم،
يک فرم وحدت ما در بالاست و يک فرم کثرت ما در پائين است.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2
استاد محمد علي طاهري

ضد شعور و شعور، نيروي مثبت و منفي است؟


سؤال:
ضد شعور و شعور، نيروي مثبت و منفي است؟

پاسخ:
نيرو نيست، هوشمندي مثبت، هوشمندي منفي است.

پشت پرده منفي سوار مي شود، ما مي توانيم پشت پرده را مثبت سوار کنيم.
اين يکي از بزرگترين تمريناتي است که در پيش است.

اينکه ما چگونه نگاه کنيم، مهم است، و بايد نهادينه شود.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2
استاد محمد علي طاهري 

ضد شعور و شعور، نيروي مثبت و منفي است؟

سؤال:
ضد شعور و شعور، نيروي مثبت و منفي است؟

پاسخ:
نيرو نيست، هوشمندي مثبت، هوشمندي منفي است.

پشت پرده منفي سوار مي شود، ما مي توانيم پشت پرده را مثبت سوار کنيم.
اين يکي از بزرگترين تمريناتي است که در پيش است.

اينکه ما چگونه نگاه کنيم، مهم است، و بايد نهادينه شود.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

ما محکوم هستيم؟!

سؤال:
ما محکوم هستيم؟!

پاسخ:
وقتي به درک "انا الحق" برسيم، دخالت خداوند در امور، نقض اختيار محسوب نمي شود.

وقتي که بحث انا الحق مشخص شد، اينها سوالات اينجائي است،
وقتي که متوجه شديم که ما هم بالا هستيم و هم پائين هستيم، اگر ما خود را جدا از او بدانيم، مي توانيم بگوئيم که ما محکوميم،

وقتي خودمان را با او ببينيم، ديگر محکوم نيستيم،
يک فرم وحدت ما در بالاست و يک فرم کثرت ما در پائين است.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

گزارشي از يك آگاهي در حضور استاد

گزارشي از يك آگاهي در حضور استاد

عيسي بود که روح القدس شد و روح القدس بود که عيسي شد،
عيسي تعميد به جان داد، او کلمه بود و کلمه جسم پوشيد و در ميان ما ظاهر شد.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

گزارشي از يك آگاهي در مورد لا حول و لا قوه الا بالله در حضور استاد

 گزارشي از يك آگاهي در مورد لا حول و لا قوه الا بالله در حضور استاد

از همراهان: من عربي بلد نيستم ولي اين برايم آمد که:
در قعر توام، در قعر هميم، درياي دلم، درياي دليم، در حال توام، در حال هميم، در فکر تو ام، در فکر هميم، در جان تو ام در جان هميم.

استاد:
نعم المولي و نعم النصير: بهترين دوست و بهترين ياور
نعم الوکيل: بهترين وکيل
کساني که معني لا حول ولا قوه الا بالله را نمي دانند و خيلي از مفاهيم برايشان مي آيد. من خودم نعم المولي و نعم الوکيل را نمي دانستم چيست و اولين بار که با آن برخورد کردم، معني اش هم با آن همراه بود، بهترين دوستت منم، بهترين ياورت منم،

بعضي دوستان فکر مي کنند که بايد زمينه داشته باشند، در حاليکه اتفاقا وقتي که زمينه نيست، ما تسليم شديم و نتيجه بسيار بسيار جالب تر است.

ارتباط نيازي به اطلاعات ما ندارد و اين هائي که آمده، در واقع، انسان شمول است و همه انسانها مي توانند از اين مسئله استفاده کنند و خيلي جاها انسان حتي نمي دانسته که چرا دستش را برده بالا. دستش را بردند بالا. نشانش دادند و يادش دادند.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

۱۳۹۳-۰۲-۱۲

روز اديان !

روز اديان !

در چارچوب عرفان پي برديم که تا انسان به فلسفه خلقت پي نبرد، نمي تواند هدف خودش را در روي زمين پيدا کند و لذا به دنبال اهداف انحرافي مي رود و اهداف انحرافي بسيار بسيار زياد خود نمائي مي کنند.
لازم است انسان از طريق آنچه که اديان توصيه کرده اند، به فلسفه خلقت پي برده، هدف خود در روي زمين را بيابد.

بحث مالک يوم الدّين، روزي که هر کسي با آن يافته خودش و با آن چيزي که پيدا کرده و با دين خودش و با مرام خودش، مرامي که پيدا کرده، مي خواهد بيايد و بگويد که از اين فلسفه چه فهميده، اين فلسفه خلقت را چگونه پيدا کرده، در اين روز است که صاحب روز دين ها و روز مرامها و روزي که هر کسي با يافته خودش آنجا حاضر مي شود، و مي گويد که من اين را پيدا کردم و با اين چيزي که پيدا کردم، تعبير و تفسير کردم.
و با چيزي که پيدا کردم، توانستم تشخيص دهم که کجا هستم و در چه جايگاهي قرار دارم و آن است که تعيين مي کند که من در بيهودگي بودم يا نه.

در روز اديان، روز دين ها، روز مرام ها، که او صاحبش است، و در آن روز است که اينها به معرض نمايش گذاشته مي شود. مثل بازار مکّاره اي است که هر کسي محصول و مصنوع خودش را مي آورد و در آن بازار مکّاره عرضه مي کند. مثل شنبه بازار و چهار شنبه بازار
بازاري است که نشان مي دهد چه پيدا کرديم از مرام، در واقع مرام و دين است که مي خواهد بگويد که ما چه کرديم و چطور نگاه کرديم.

ما از يک سو با مسئله زدگي مواجه هستيم، از سوي ديگر با انحصار يعني يک فقدان فضاي مناظره، فقدان فضائي که بتوانيم بگوئيم، بايد بتوانيم بدون هيچ مشکلي سوال کنيم و مسائلمان را مطرح کنيم.

در مسئله زدگي هم تا بخواهيم راجع به مثلا مذهب صحبت کنيم، يک عده اي ممکن است بگويند، اي بابا، زمان ديگه زمان اين حرفها نيست. در حاليکه ما محقق هستيم، ما وقتي مي خواهيم يک چيزي را شروع کنيم، بيطرفيم، نه اينوريم و نه آنوريم. ميخواهيم برويم و ببينيم هست يا نيست.

اصل شاهد بودن جزء لاينفک همه کارهاي ماست و در واقع اگر به دردمان خورد، انتخاب کنيم و اگر به دردمان نخورد، انتخاب نکنيم. و خلاصه ما اين دو مشکل را داريم.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

بخل و انحصار طلبي در راه خدا !

بخل و انحصار طلبي در راه خدا !

در ارتباط ... اين نيست که خدايا تو در آسماني، منظور اين بوده که رد کن بياد. و ما منتظريم که بده بياد.
يک جاي ديگر اين بود که اجازه بده تا ما کانالي براي تو باشيم. مجرائي براي تو باشيم. ما را به خدمت بگير. حالا اين توفيق نصيبمان شد که جاري کننده باشيم.

ممکن است يکي بيايد و بگويد آقا از کي تا حالا شما کانال شديد، مگه تو کي هستي که مي خواهي کانال بشي و ما ممکن است که با اين تصورات رودررو شويم. که انحصار است، مي گويد آقا شما کي هستيد که اتصال مي دهيد. يک کساني ممکن است در کار خدا هم بخل بورزند، ما مي گوئيم آقا ما اين کار را کرديم و احساس خوبي داريم، اين احساس خوب به ما احساس نزديکي با خدا را داد، کجايش اشکال دارد؟ هر جائي و به هر طريقي ما احساس کنيم به او نزديکتر شديم، مقبول است و همه اديان هم آمدند که ما را يک جوري به خدا نزديک کنند، ولي درکار خدا هم بخل وجود دارد و هم انحصار.

و همان تفکر ابن ملجمي وجود دارد که به نام حق در مقابل حق. مي گويد به خدا نزديک بشو ولي ولي. ولي يعني هر جوري که من مي گويم. راه او به تعداد انسانهاست.

يک جا است که ما فقط مي خواهيم بگيريم، يک جا بحث اين است که ما را کانال بکن، يک جوري ما را در اين مجرا قرار بده، از ما رد بشه و از ما عبور کند، به ما اجازه بده تا ما انعکاس دهنده آن رحمانيت باشيم. ما را هم به بازي بگيريد. ما را هم در اين ماجرا وارد کنيد. درست است که جامه دران نيستيم ولي ساده مي گوئيم که اينقدر اشتياق داريم که ما به شکلي در اين مسير قرار بگيريم.

تمام ماجراهائي که در اديان مختلف اتفاق افتاده، همه آنها پيامهاي خاص و مشخصي دارند که ما مي خواهيم به زبان ساده برويم داخلش و آن را تست کنيم.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

هدف از تحقيق در مورد اتصالات اين دوره (8)

هدف از تحقيق در مورد اتصالات اين دوره (8)

ما براي تست خودمان دنبال کساني هستيم که اصلا در اين وادي نبودند و مي خواستيم افرادي باشند که فقط فيگور اين ماجرا را بگيرند و ببينيم که چه نتيجه اي مي گيرند. چون در مورد بقيه ممکن است افراد فکر کنند چون اينها از قبل هم اينطوري بودند و اينجا به آنها کمک شده، و مي گويند خوب اينها زمينه داشتند ولي در مورد آنهائي که زمينه نداشتند، گزارشات معتبرتر است.

ما شاهد و محقق هستيم، از هر چيزي که تحقيق به ما جواب بدهد ابائي نداريم، نه اين کار را مي کنيم که کسي خوشش بيايد، نه اين کار را مي کنيم که کسي بدش بيايد، ما هيچ منظوري نداريم و در واقع:

ما نه مرغان هوا، نه خانگي
دانه ما دانه بي دانگي

بنابراين تحقيق مي کنيم و نتيجه اش هر چه بود، بکار مي بريم.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

تکرار الله اکبر در نماز و بي جهتي در قبله

تکرار الله اکبر در نماز و بي جهتي در قبله

وقتي الله اکبر گفته مي شود، هر بار تکراري که مي کنيم، مسئله تکرار فيزيکي نيست، در اصل مي خواهد يک چيزي را نهادينه بکند و يک ظاهري به يک باطني برود، و جزء نهاد مي شود. و اين ماجراها براي رفتن به داخلش است. اصلا مسئله زبان و مسئله بيان و تکرار نيست، مسئله اين است که يک دفعه دري باز شود و برويم داخل آن. وقتي رفتيم داخل آن در، ممکن است جهتمان عوض شود.

شش جهت است اين وطن، قبله در آن يکي مجو
بي وطني ست قبله گه، در عدم آشيا نه کن

و همه سمت قبله اوست.
از يک طرف و از يک سمت شروع مي شود ولي انتهايش ديگر معلوم نيست که چه مي شود، بنابراين ما به دو نوع قضيه اشاره داريم:

مقيم شدن:
با مقيم شدن در صلات، خود را به خدا مي سپاريم تا آنطور که مي خواهد از ما پذيرائي کند.
يک بار بحث مقيم شدن است و يک بار بحث خواندن است، مقيم شدي ديگر نمي داني که صاحب خانه چطور مي خواهد از تو پذيرائي کند و به کدام جهت مي خواهد تو را بچرخاند، جهت معلوم و مشخص نيست، پس از يک جائي شروع مي شود ولي خاتمه اش معلوم نيست.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

تثبيت شدن درون

تثبيت شدن درون

راجع به اين گفتيم که دوره هشت بيرون ريزي ندارد صحبت کرديم، اما راجع به حمله شبکه منفي صحبت کرديم و گفتيم حمله شبکه منفي، بيروني نيست، دروني است، بحث درون است.

هنوز خيلي ها فکر مي کنند که شبکه منفي را شناختند، به خود مغرور هستند و مي گويند که آقا ما اصلا تکان نمي خوريم، ما داريم مي رويم به جمع وحدت برسيم، به وحدت اضداد برسيم، کفر و دين در بر عشاق نکوکار يکيست، داريم تازه به آنجا مي رسيم، اما الان بايد بدانيم که تا بحث تثبيت شدن درون ما اتفاق نيفتد، آن وحدت اتفاق نمي افتد. هنوز ما متزلزل هستيم و يک فکر مي تواند ما را متزلزل کند. و نمي توانيم به وحدت اضداد برسيم. زماني آن تحقق پيدا مي کند که گفتيم که به يک نقطه مي رسيم، ما دنبال يک نقطه هستيم،

آن نقطه خاموشي در حرف نمي گنجد.

ما دنبال آن يک نقطه هستيم. اما الان بايد تثبيت بشود، اگر يک فکري بيايد که حلقه مي خواهي چه کار و من بگويم آره، حلقه مي خواهيم چه کار، به اين سادگي از ميدان کنار بروم، و اين ميدان را خالي کنم، در واقع بحث نهادينه بودن قضيه هنوز کار دارد.

اين بحث شبکه منفي، بيشتر از اينکه توجه ما به بيرون جلب باشد، بايد به درون باشد که از کدام زاويه حمله مي شود.

آگاهي آمده که تو خود روح القدس هستي و حالا بيا و درستش کن. وقتي گفت فقط توئي، يعني همه چيز باطل است، روح القدس انسان شمول است و فقط تو و فقط من و فقط اون و ...

فقط خدا به تو نظر کرده و فقط ... فريب است و ما هشت دوره است که داريم با هم حرف مي زنيم. چطوري ما بايد به اين سادگي فريب بخوريم. آمد و گفت فقط توئي، اين فقط يعني کار خراب است، روح القدس مال همه است. روح القدس انحصاري نيست.

بحث اين است که ما مرتب داريم بيرون را نگاه مي کنيم که دشمن از کدام طرف مي آيد، در حاليکه دارد از داخل، کارش را انجام مي دهد.

چون درک وحدت در بيرون از خود، با تثبيت و نهادينه شدن " وحدت دروني " امکان پذير است، توجه به " دشمن دروني " مهم تر از توجه به " دشمن بيروني " مي باشد.

اين دوره هشت، به خودي خود، دوره ارتباطات شيريني است، اما اگر شبکه منفي بگذارد که اين شيريني به کام ما برود و تا مي آيد يک اتفاقي بيافتد، او از يک جاي ديگر وارد شده و از يک نقطه ضعفي يا از يک مسئله اي استفاده مي کند.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

درجه حملات شبکه هاي مثبت و منفي

درجه حملات شبکه هاي مثبت و منفي

هر چه بالاتر مي آئيم، شيرين تر است، اما شبکه منفي هم قشنگتر و هوشمندانه تر عمل مي کند،

دوره يک، هوشمندي منفي، يک طور عمل مي کند، سطح پائين عمل مي کند، دوره هشت، هوشمندي منفي، يک جور ديگر عمل مي کند.

سطح هوشمندي چه مثبت و چه منفي در دوره ها فرق مي کند، شبکه مثبت در دوره يک، هر کسي هر کاري کند، به عنوان نظر قبول مي کند، ولي در دوره هشت قبول نمي کند، انتظار دارد، عينا شبکه منفي هم همينطور است.

حمله در دوره يک خيلي ابتدائي است، حمله در دوره هشت خيلي ظريف است. اگر ما اصول را بدانيم، قشنگ مي توانيم برويم در دل شبکه منفي.

در کلاس ابتدائي، معلم از بچه مي پرسد، دو تا سه تا ميشه چند تا، بچه مي گه شش تا. معلم مي گويد آفرين اين بچه نابغه است. اما اگر بيايد بالاتر، بايد مسئله حل کند، معادله حل کند و اين نيست که.

رشد يعني اين. همين بچه که دو تا سه تا رو گفته شش تا، پدر صاحب بچه در آمده تا اين گفته شش تا. اوني که معادله فلان را حل مي کند، او هم همينطور، اين رشد است.

شبکه منفي اين رشد را براي ما دارد. آتش است و عامل رشد است. اين رشد را دارد براي ما فراهم مي کند. مثل معلم است، رفته ببينه چه مسئله اي بياورد که شما نتوانيد جواب بدهيد. غرضي هم با شما ندارد، ولي مي خواهد ببيند که شما را چطوري مي تواند بچلاند.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

قانون علف هرز

قانون علف هرز

اينکه حالا به کمال رسيدي که چي، ... همين يک خط علف هرز است، شب مي خوابيد و صبح بلند مي شويد و مي بينيد که علف هرز مزرعه را پر کرده و هر چه ديده مي شود علف هرز است. اين قانون است، قانون علف هرز.

به محض غفلت، علف هرز همه جا را مي گيرد.
علف هرز به اين علت وجود دارد که باغبان يا مزرعه دار، نتواند راحت برود و بخوابد و مرتب بايد چشمش به مزرعه باشد، نمي تواند بگويد من شخم زدم، کود دادم، آب دادم، بذر دادم، ... حالا ميام و محصولم را جمع و جور مي کنم و مي روم.

اينطور نيست. مي گوئيم من که ارتباط گرفتم و ... حالا خيالم راحت. نه !

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

مراحل تاثیرگذاری موجودات غیر ارگانیک

مراحل تاثیرگذاری موجودات غیر ارگانیک

ویروسهای غیر ارگانیک
در وحله اول بیشترین صدمه و لطمه را روی ذهن وارد می کنند و آثاری را پیاده می کنند،
در وحله دوم روی روان و
در وحله سوم روی جسم آثار تخریبی خودشان را به جا می گذارند،

علت اینکه چرا در وحله دوم و سوم بر روی روان و جسم آثارش ظاهر می شود، حالت چهارمی هم می توانیم در دسته بندی داشته باشیم، که در واقع معلوم نیست اصلا جزو کجاست، مثلا حالتی مثل بختک که عده زیادی درگیرش هستند، این جزء چه می تواند باشد، این مشکل آیا مربوط به ذهن است یا روان است یا جسم است. چیزی است که همه بخشها را درگیر می کند، یعنی روان درگیر می شود، به شدت احساسات دچار مشکلات می شود، ذهن و جسم هم درگیر می شود، و یک چیز پر آزار کلی را فراهم می آورد، نه چیزی است که دارو داشته باشد، نه توجیه خاصی دارد و درمان هم ندارد.

البته گروه مشکلات ذهنی بطور کلی درمان ندارند، یک کنترلهائی است که راجع به آن صحبت می کنیم، پس در اینجا داریم صحبت از مشکلات ناشی از ویروسهای غیر ارگانیک می کنیم. حالا برای اینکه بگوئیم ویروسهای غیرارگانیک چه هستند، اجازه بدهید از تجارب خودمان استفاده کنیم.

دوره تشعشع دفاعی - جلسه 1 - زنگ 1
استاد محمد علی طاهری

بیماریهای جسمی و روانی:

بیماریهای جسمی و روانی:

بیماری روانی: افسردگی

بیماریهای جسمی:
آثار کبودی: روی بدن (بدون علت، ضمن سالم بودن آزمایش خون)

ورم مقاوم

جابجائی درد: (شخص مدعی است که درد از نقطه ای به نقطه ای دیگر در بدن او جابجا می شود)

بختک: (حالتی که شخص از خواب بیدار می شود، ولی قفل شده است و نمی تواند از آن حالت خارج شود )

مشکلات اشاره شده در بالا بواسطه وجود ویروسهای غیر ارگانیک ایجاد می شود، هدف ما در این دوره کاربرد است، یعنی اگر کسی گفت من توهم دارم، ما با یک اتصال (یک بشکن بزنیم) یکدفعه ببینیم، یک اتفاقی افتاده و بعد بگوید توهم من برطرف شد. حالا یا در کوتاه مدت و یا در طولانی مدت، و اگر پرسید چه اتفاقی افتاده، بگوئیم شما کارتان نباشد، اما چون می خواهیم یک دید عمیق تری نسبت به مساله داشته باشیم، فراتر از کاربرد لازم می شود صحبتهای مقدماتی با هم داشته باشیم،

صحبت راجع به ویروسهای غیر ارگانیک است، یعنی یک قدم رفتیم پشت صحنه و با ویروسهائی می خواهیم آشنا شویم که جنبه ارگانیک ندارند، مثل میکروارگانیزم هائی که می شناسیم نیستند، یک تفاوتهائی دارند، اما در نهایت می خواهیم نتیجه بگیریم،

همانطور که ما ویروس ارگانیک داریم، ویروسهای غیر ارگانیک هم داریم، که در این دوره می خواهیم ببینیم آیا هست یا نیست، دوباره مثل فرادرمانی است، ما الزامی نداریم الان شما بگوئید بله هست، باید تست بکنید، تجربه بکنید، کار بکنید، اگر بود با هم نتیجه می گیریم که هست، اگر نبود هم که می گوئیم نه خیر نیست، و هیچ رو دربایستی هم با همدیگر نداریم.

دوره تی دی - جلسه 1 - زنگ 1
استاد محمد علی طاهری

بیماری های ذهنی

بیماری های ذهنی

توهم: دیداری و شنیداری: بیماران اسکیزو فرن و شیزو فرن
و کسانی که به نوعی توهمی را دارند، گزارش می کنند و فرق نمی کند که این توهمی را که دارند گزارش می کنند چیست، ولی در هر صورت آثار توهم در آنها مشاهده می شود.

توهم دیداری مانند اینکه فرد می گوید چیزهائی را می بیند در حالیکه ما نمی بینیم، توهم شنیداری فرد، می گوید صداهائی را می شنود در حالیکه ما آن صداها را نمی شنویم.

وسواس: طیف وسیعی را در بر می گیرد، افرادی که در هر کاری وسواس دارند، مثلا در روز بدون جهت بارها و بارها دست خود را می شویند و ...

دو شخصیتی، چند شخصیتی: افرادی که بدون اختیار در طول روز شخصیتهای مختلفی از خود به نمایش می گذارند.

هر نوع رفتارهای غیر عادی: که طیف وسیعی را در بر می گیرد، مانند انحرافات جنسی، بهم ریختگی آنی، راه رفتن، حرف زدن، جیغ کشیدن در خواب (نه اینکه یک بار و یک شب اتفاق بیافتد بلکه مواردی که گزارش هست که مرتب این وضعیت ادامه دارد و شخص خوابش تحت تاثیر یک سری حوادث است و حوادثی که می توانیم غیر عادی تلقی کنیم)

تمایل به خودکشی.

دو قطبی ها: کسانی که در یک زمان شاد شاد و در زمانی دیگر غمگین غمگین هستند، بدون اینکه وضعیت خاصی اتفاق افتاده باشد.

دوره تشعشع دفاعی - جلسه 1 - زنگ 1
استاد طاهری

آشنائی با تشعشع دفاعی:

آشنائی با تشعشع دفاعی:

این دوره بنام دوره تشعشع دفاعی نامگذاری شده و در مورد مشکلات ذهنی بررسیهائی خواهیم داشت و بیماریهائی را که در روانپزشکی مطرح است مورد بررسی قرار خواهیم داد. در مرحله اول موضوع این دوره را از نظر کاربردی مورد بررسی قرار می دهیم و در مرحله دوم در مورد مسائل پشت پرده آن صحبت می کنیم.

همانطور که در فرادرمانی تجربه کردیم، دوستان بیماریهائی را مورد درمان قرار دادند و نتایج آن را خودشان تست کردند، اما با مشکلات دیگری برخورد کردیم که در عین حال نمی توانیم نام بیماری بر روی آنها بگذاریم، ضمن اینکه واقعا ایجاد مشکلات هم برای فرد کرده و اختلالاتی را برای فرد ایجاد کرده است. مثلا فرض کنید وقتی می گوئیم وسواس، آیا وسواس بیماری است؟ هم بله و هم خیر. کسی که وسواس دارد و روزی 500 بار دستش را می شوید، اگر ما به او بگوئیم بیمار است، می گوید خودت بیمار هستی، ما هزار بار در روز باید دستمان را بشوئیم، حالا تازه من کم کاری می کنم و 500 بار این کار را می کنم، شما هستی که مشکل داری، حپلی هستی و مثلا روزی 2 بار دستت را می شوئی، خوب حالا ما چطور این دعوا را خاتمه دهیم، که او بیمار است یا من بیمار هستم.

مثالی دیگر: اگر کسی بگوید که من موجوداتی و ما بگوئیم نخیر، این مسئله پیش می آید که آیا ما درست یا او درست می بیند. با توجه به اینکه ما می دانیم هر ناظری دید مخصوص به خودش را دارد، مثلا یک مار اگر به ما نگاه کند، ما را اینطور نمی بیند، چون اشعه مادون قرمز را هم می بیند، حرارت بدن ما را هم می تواند ببیند، در حالیکه ما نمی توانیم، پس آن چیزی را که او دارد از ما می بیند کاملا متمایز است از آن چیزی که ما می بینیم، یک خفاش آنچیزی را که از جهان هستی می بیند و درک دارد با ما کاملا متفاوت است. او همه چیز را مثل یک صفحه رادار می بیند و یک برد محدودی را مورد شناسائی قرار می دهد و دید او با دید ما کاملا فرق دارد.

حال اگر به سراغ خودمان بیائیم، دوباره یک سری مسائل است که فرد به فرد متفاوت است و خلاصه کلام به یک دنیائی برمی خوریم، ضمن اینکه افرادی که این مشکلات را دارند زندگیشان مختل است، ولی در اصل خیلی هم نمی توانیم نام بیماری را به مسائل آنها اطلاق کنیم و با حالاتی خاص و ویژه برخورد می کنیم که در واقع موضوع شعور سلولی، فرکانس ملکولی، چاکراه ها، حوزه پولاریتی نیست و بقیه قضایا که در فرادرمانی کار کردیم، دیگر آن چیزها نیست. در واقع با یک کیس جدید برخورد داریم، این کیس ها را مقدمتا مورد شناسائی اولیه قرار می دهیم.

دوره تی دی - جلسه 1 - زنگ 1
استاد محمد علی طاهری 

شناخت ویروسهای غیر ارگانیک

شناخت ویروسهای غیر ارگانیک


یک سوال می کنم، کسانی که در بین خود ما تا امروز احساس کردند موجودی کنارشان هست، دور و برشان هست، یا در درونشان هست یا به یک نحوی با توهمی سروکار دارند البته خواهش می کنم سانسور نکنید، چون اینجا دنیای بیرون نیست، در دنیای بیرون ما سانسور می کنیم، چون اگر در بیرون صحبت کنیم و بگوئیم که ما یک چیزی می بینیم، فوراً ما را متهم می کنند که خیالاتی شدید، اما اینجا موضوع فرق می کند، در اینجا ما
آن خیالات را می خواهیم از بین ببریم، پس اگر خودمان درگیر هستیم به این معناست که ما در اینجا می توانیم اولین تست را روی خودمان انجام بدهیم، بنابراین سانسور معنی ندارد، بعد می بینیم که چقدر تعریفهای ما با بیرون فرق می کند، و اینطور نیست که اگر هر کسی یک چیزی می بیند دلیل بر این است که باید یک پرونده خاصی داشته باشد،

من باز هم توضیح می دهم، این مطلب به نوعی هر جور حالتی را شامل می شود، کسانی که به نحوی یک توهماتی همراهشان هست، یعنی خیال می کنند که یک موجودی از جلوی چشمشان رد شده یا موجودی در کنارشان هست، کسانی که دائم در بدبینی هستند، این هم یک حالتی از این قضیه هست، از این مطلب شروع کردیم که شما ببینید چند در صد ما یک چنین مشکلاتی را داریم که بیرون روی آن سرپوش گذاشته ایم، در دنیای بیرون ما به علت اینکه از برچسبها می ترسیم، از برچسب خیالاتی بودن می ترسیم، لذا صدای ما در نمی آید، اذیت می شویم، آزار می بینیم ولی صدای ما در نمی آید.


اینجا می خواهیم بدانیم اولا: چند درصد از ما گرفتار هستیم و بعد هم گفتیم این مشکلات باید حل بشود و حل می شود، بنابراین سانسور نکنیم و بگردیم و مسائلمان را مورد بررسی قرار دهیم و به این سوال پاسخ صحیح بدهیم، پس سوال ما این است، کسانی که خودشان به نوعی احساسی دارند که به همین صورت که گفتیم توهمی را نشان می دهد، مثلا سایه ای رد شده، یا چیزی هست، موجودی را می بینند، موجودی اذیتشان می کند و به شکلی آثاری از توهم را خودشان دارند تجربه می کنند، می خواهیم این آمار را در بین خودمان داشته باشیم.

دوره تشعشع دفاعی - جلسه 1 - زنگ 1
استاد محمد علی طاهری

۱۳۹۳-۰۲-۱۱

انسان شمول بودن ارتباطات

انسان شمول بودن ارتباطات

اين ارتباطات انسان شمول است. ما که با شريعت خودمان شروع کرديم به اين علت است که اکثريت ما مسلمان هستيم، وقتيکه يک عده اي را از مليت هاي مختلف نشانديم و اين تجارب را با آنها انجام دهيم، برقراري ارتباط هاي مربوط به عبادات، موجب تجاربي مي شود که مي توان اثبات کرد، ناشي از اعتقادات قبلي و اطلاعات ضمير ناخودآگاه نيست.

يعني به آنها بگوئيم شما کاري نداشته باشيد، اين ارتباطات را انجام دهيد، فيگور سجده ما را انجام دهند بدون کلام، وقتي انجام دادند و ارتباط را گرفتند، براي شما ثابت مي شود که اصلا نه ماجرا بلد بودن است و نه ماجرا ضمير ناخودآگاه است و ... افسوس که ما نمي توانيم اين تجربه را راه بياندازيم.

اين ارتباطات از جنبه انسان شمول بودنش، حامل ارمغان بسيار بزرگي براي بشريّت است.

اين مسائل انحصاري نيست و انسان شمول است. از طريق اين آزمايش نشان داده مي شود که اين قضايائي که انسان پيدا کرده (از طريق اديان)، مسائل خيلي بزرگي را براي بشريت داشته و انسان شمول است.

حضرت علي مي فرمايند من راه هاي آسمان را خيلي بهتر از راه هاي زمين مي شناسم: راه آسمان آسان تر از راه زمين است، راه زمين پيچ و خم و جاده ها جلويش را گرفته، ... راه آسمان در يک سجده، دوستان تجربه کردند و ذره ذره وجودشان در کل هستي قرار گرفت. اين يک مقدمه است و مي بينيم که هر ذره ما از يک گوشه هستي دارد يک ارتباطي را مي گيرد.

طي کردن " راه هاي آسماني" که از يک منظر آسان تر از پيمودن "راه هاي زميني" است، از طريق تداوم استفاده از حلقه هاي رحماني حاصل مي شود.

يعني هم بسيار عظمت دارد و هم نه. يک دفعه مي بينيد که در صفر ثانيه، يک کسي همه ذرات وجودش با همه هستي در ارتباط قرار گرفت، راه آسمان نقشه اي ندارد. يک وقت مي رويم به شهري و گذرا عبور مي کنيم يا شب از آنجا مي گذريم، هم رفتيم آن شهر و هم نرفتيم، در بحث شهر آسمان، الان هم انعکاس پيدا شده و رفتيم و هم نرفتيم، چون با ادامه و تداوم موضوع است وقتي در شهر مي رويم و عبور مي کنيم، وضوح تصاوير بيشتر مي شود و اين مي شود شهر آسمان. هم آسان است و هم در عين حال مشکل.

با اين ترتيب، هم رفتيم و هم نرفتيم. بايد راه ما از طريق ارتباط باز شود، راه ما بايد از طريق حلقه باز شود، هم رفتيم و هم خيلي گذرا رفتيم. يک نگاه کلي شبانه کرديم و اگر الان از ما بپرسند اين شهر کجايش به کجايش است، از آن شهر چيزي نمي دانيم. با تداوم اين قضيه است که مسئله قرار است حل و فصل شود.

يک ارتباط بگيريم چاي و شيريني ها را بخورم شما ارتباط بگيريد
( ما در زمين سير کنيم و شما در آسمان )(جهت خنده)

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

ارتباط قرار گرفتن در ...

ارتباط قرار گرفتن در ...

دوستاني که متوجه ارتباط شدند دستها بالا.
دوستاني که تجربه کردند مي دانند که، در آنجا نه تنها زمان و مکان احساس نمي شود بلکه تضادي هم احساس نمي شود. يعني مثل اينکه ما به جائي رسيديم که جواب همه سوالاتمان را گرفتيم و راحت نشستيم سر جايمان.

وقتي آنجا مي رويم، تمام مسائل حل شده است. و به نحوي ما را بين آشتي پائين و آشتي بالا قرار مي دهد

ماحصل نهائي اين قضايا، اين است که در يک جائي ادغام پائين و بالا و وحدت ايجاد مي شود و به جائي مي رسيم که مي گويد تو تير نينداختي، من تير انداختم. تو نکردي، من کردم،

و اين يک معما است که چطوري اين اتفاق رخ مي دهد، زماني است که اين وحدت حاصل مي شود و ما هم ما هستيم و هم ما نيستيم.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

شارژ شعوري

شارژ شعوري

ما روي يک ماده غذائي، يک شعور مثبتي را سوار مي کنيم، بطوريکه اين شعور مثبت، بحث متبرک و تبرک، خاصيت اين چنيني دارد.

در بحث شعور و ضد شعور، به يک اصلي برخورديم که بر هر شعوري، ضد شعور آن، سوار است. و هر چيزي پشت دارد.

پشت آن مي تواند منفي باشد و مي تواند مثبت باشد. يکي از ترفندهاي شيطان استفاده از بحث شعور و ضد شعور است. مقدمه شعور و ضد شعور را در اين دوره صحبت کرديم و به يک اصل ديگري رسيديم،

هر چه را که ما نگاه کنيم، اگر به آن بصورت جلوه الهي و تجلي الهي و وجه الله نگاه نکنيم، ضد شعورآن منفي مي شود.

هر چه را که ما به آن نزديک شويم، نگاه کنيم، و به آن بصورت وجه الله نگاه نکنيم، ضد شعورآن نيز منفي مي شود. بنابراين مي شود به همه چيز نزديک شد و بصورت وجه الله به آن نگاه کرد.

نشان از قامت رعنا تو بينم

که گفت بر رخ خوبان نظر خطا باشد
خطا بود که نبيني روي زيبا را

تا Base اين نگاه چه باشد،
وقتي بصورت وجه الله نگاه کنيم، اشکالي پيش نمي آيد،
وقتي غير از وجه الله نگاه مي شود، ضد شعور منفي مي شود.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 1 - استاد طاهري 

نهادينه شدن الحمدلله

نهادينه شدن الحمدلله

بحث نهادينه شدن است، ما در يک لحظه مي توانيم خودمان را بچلانيم و وجه الله نگاه کنيم، ولي نهادينه شدن، يعني همان:

به دريا بنگرم، دريا تو بينم

اين نهادينه شدن است. در غير اين صورت، مادر فرزند خودش را به تشعشع منفي مي بندد. مي گويند مادر فرزند خود را چشم زد. در حاليکه مادر قصد بدي ندارد، و ما داريم همديگر را در معرض تشعشعات منفي قرار مي دهيم و در معرض شعور منفي يا ضد شعور منفي قرار مي دهيم و بشر دارد دوراني را سپري مي کند که همه داريم غرامت همديگر را مي پردازيم تا اين سطح آگاهي بالا بيايد و ما بتوانيم از شرّ تشعشعات منفي نجات پيدا کنيم

يکي از مهمترين مطالبش، بحث الحمد لله است.
اين الحمد لله، اين است که هر جا نگاه مي کنيم وجه الله است. اساس کار را نشان مي دهد.
که حمد فقط مختصّ اوست،

نقض الحمد لله، در واقع نقض سلامتي است، خريدن مشکلات است، مشکلاتي که الان داريم درونش دست و پنجه نرم مي کنيم.

پس منظور اديان، در واقع اصول ايمني بوده.
مثلا با گاز اگر مي خواهيم کار کنيم، اصول ايمني مخصوص به خودش را دارد.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

در دو جهان غير خدا هيچ نيست

در دو جهان غير خدا هيچ نيست

دوستان ارتباطات را داشته باشند که ارتباطات خيلي خيلي گويا است، تجارب لازم را بدست بياوريم، آنجا که مي گويد تو تير نيانداختي بلکه من تير انداختم، به دو چيز مي رسيم:
يکي جنّتي است که لا مکان، لا زمان و لا تضاد و لا هر بعد ديگري است،
يک عالم تضاد است که اينجاست.

يک اصلي براي ما روشن مي شود که: در دو جهان غير خدا هيچ نيست.

اين اصل خيلي اهميت دارد،
زماني که به آن مي رسيم و ماجراي پرده را که توضيح داديم:

هست از پس پرده گفتگوي من و تو
چون پرده برافتد، نه تو ماني و نه من

با کنار رفتن پرده، وحدت بين "عالم تضاد" و "عالم لا تضاد" درک شده، دو مفهوم "خداي در کثرت" و "خداي در وحدت" يکي مي شود.

براي کسي که حجاب دارد و اين مفاهيم را نمي داند، اين پرده وجود دارد. ولي وقتيکه اين ماجرا حل و فصل مي شود، پرده کنار مي رود، بعد مي بينيم، خداي در وحدت، خداي در کثرت. و غير خدا در دو جهان هيچ نيست

و ماجراي لااله الا الله که مسئله نهائي است، مي بينيم که ما نکرديم و او کرده، در عين حال که ما کرديم.

و براي کسي که صرفاٌ اينجاست، مي گوئيم « کلّهم راع و کلّهم مسئولا »، ما مسئوليم، ما کرديم. اما وقتي پرده مي افتد، آنوقت است که مي فهميم چرا عرفا مي گويند او کرده است.

ما مي گوئيم که ما مختاريم، تا اينجا اصل اختيار را داشتيم، اينکه ما مختاريم و ما کرديم و ... اما در يک شرايطي وقتي پرده را بر مي دارند، يک مسائلي پيش مي آيد که آنجا متوجه مي شويم که چرا عرفا مي گويند که او انجام داده، او کرده است.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

به مناسبت روز معلم:

به مناسبت روز معلم:
اندر طلبت عشق به او را تو به ما آموختي
وين طره ترار به او را تو به ما آموختي
اندر طلبش گنج بر آوردي
دون با يار نشان را تو به ما آموختي
صبح است سحر دم مزن از اين
وندر سحرش را تو به ما آموختي
گر گنج سعادت زدو عالم ببرند
وين گنج سعادت را تو به ما آموختي
هر كس بكند ريش در اين خانه سرا
وندر دل خيشش را تو به ما آموختي
گفت آنكه نظر كن به مرا و غيب آن گو
گويد همه غيبش را تو به ما آموختي
چندان كه گنه كرد بسي يا ببخشيد
بخشايش و بخشش را تو به ما آموختي
گر شكر بگويم ز همه زحمتت استاد
استاده به كويت ز ادب را تو به ما آموختي

دوره 6 جلسه 5
http://www.mediafire.com/watch/uqrwe4jllx73hpz/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%20%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C%20%D8%B1%D9%88%D8%B2%20%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85.3gp

هدف از ارتباط لامکان، لازمان و لا تضاد:

هدف از ارتباط لامکان، لازمان و لا تضاد:

لا مکان، لازمان، لاتضاد، تعريف نظر است.
اين ارتباط لامکان، لازمان و لا تضاد مي خواهد پايه نظر را در يک سطح پيشرفته تري مطرح کند.

ارتباط "لامکان، لازمان، لاتضاد"، امکان تجربه يک لحظه محو شدن غير قابل تعريف در هنگام "نظر" را ايجاد مي کند که" غايت نظر" است.

ممکن است در صفر ثانيه احساس کنيم که نيست شديم و آمديم.
ما خاک را به نظر کيميا کنيم، اين مفاهيم در اينجا يواش يواش باز مي شود و بايد تجربه اش کنيم.

ارتباط هاي" ذهن بي ذهني" و "گستردگي"،
پايه اي براي برخورداري بهتر از ارتباط "لامکان، لازمان و لاتضاد" است.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

خنثي سازي تشعشع منفي جهت نگهداري طلسم و جادو:

خنثي سازي تشعشع منفي جهت نگهداري طلسم و جادو:

ما در زمينه طلسم و جادو و براي قطع طلسم و جادو کنترل تشعشع منفي را داشتيم. حالا اين قطع شده و ما داريم اينها را نگه مي داريم (اين طلسم ها را به ما مي دهند براي قطع و اينها هميشه پيش ما هست، توي جيبمان، ...).

با توجه به بحث شعور و ضد شعور، وقتيکه ما يک چيزهائي را نگه مي داريم، يا اين شعور مثبت است، يا منفي است، وقتي طلسم است، يعني منفي است، ما قطع کرديم ولي تشعشع آن منفي است، حالا ما اينها را تلمبار کرديم. اگر قرار باشد که اين طلسم ها را نگهداري کنيم، يک پاکسازي لازم است که تشعشع منفي آن هم قطع شود.

اين ارتباط يک ارتباط کاربردي است.
بعضي از ارتباطات کاربردي است مثل اين ارتباط، بعضي از ارتباطات احتياج به پيگيري دارند مثل همفازي کيهاني، ارتباطات نماز، ارتباط لامکان، لازمان و لاتضاد و...
لازم است پيگيري شود.

دوستاني که مي خواهند اين طلسمها را تا اطلاع ثانوي پيش خودشان نگهداري کنند، تشعشعات منفي آن را بايد تحت کنترل در بياورند تا مشکلي ايجاد نشود.

ممکن است در بعضي از اينها از آيات قرآن استفاده شده، نمي شود دور انداخت، در آب انداختن هم در اصل رد کردن محترمانه است، اشکالي ندارد، افراد نمي توانند نگه دارند و ما خودمان هم مي گوئيم رد کنيد برود، نگه نداريد.

ولي به هر صورت اين ارتباط را هم استارت مي زنيم اگر داريد نگهداري مي کنيد، اشکالي پيش نيايد.

اين ارتباط نيازي به اجازه ندارد.
آيه 102 سوره بقره استناد قرآني آن است که مي توانيد يک جانبه و يک طرفه به عنوان طلب خير کار کنيد.
============
و آنچه را كه شيطان[صفت]ها در سلطنتسليمان خوانده [و درس گرفته] بودند پيروى كردند و سليمان كفر نورزيد ليكن آن شيطان[صفت]ها به كفر گراييدند كه به مردم سحر مىآموختند و [نيز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پيروى كردند] با اينكه آن دو [فرشته] هيچ كس را تعليم [سحر] نمىكردند مگر آنكه [قبلا به او] مىگفتند ما [وسيله] آزمايشى [براى شما] هستيم پس زنهار كافر نشوى و[لى] آنها از آن دو [فرشته] چيزهايى مىآموختند كه به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند هر چند بدون فرمان خدا نمىتوانستند به وسيله آن به احدى زيان برسانند و [خلاصه] چيزى مىآموختند كه برايشان زيان داشت و سودى بديشان نمىرسانيد و قطعا [يهوديان] دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع] باشد در آخرت بهرهاى ندارد وه كه چه بد بود آنچه به جان خريدنداگر مىدانستند (بقره 102)

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

ارتباط کنترل تشعشع منفي ...

ارتباط کنترل تشعشع منفي ...

به همراه کنترل تشعشع منفي، مي توانيم اين ارتباط را هم داشته باشيم، باز هم توصيه مي کنيم که دوستان اين طلسم ها را نگه ندارند.

اين ارتباطات کاربردي است. ولي ارتباطاتي که پيگيري مي خواهد، مرتب پيگيري پيگيري... مي بينيم که يک لحظه ما محو شدن را تجربه کرديم يا به حس حضور رسيديم يا حس شکر آمد و...

هر جا که کنترل تشعشع منفي ... را استفاده مي کرديد، اين ارتباط را هم مي توانيد استفاده کنيد.

راه دور هم مي توانيد کار کنيد،
مي توانيد بگوئيد طلسم ها را برايتان بياورند و بعد شما براي ما بياوريد براي نمايشگاه.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

چرا بايد دين داشته باشيم؟

چرا بايد دين داشته باشيم؟

تحقيق ما براي يک دين است، که مي خواهد به ما فلسفه خلقت را عرضه کند.
ما محقق هستيم براي يک دين.

مشکل امروز بشر، ناآگاهي از فلسفه خلقت است.
چرا بايد دين داشته باشيم؟
براي اينکه يک روزي از ما مي خواهند. مي گويند بگو ببينيم، دينت را بردار بيار جلو ببينيم. تو چه پيدا کردي ؟ آفريقائي يک چيزي پيدا کرده، ما يک چيزي پيدا کرديم و ...

در بحث عدالت، هر کسي را با مرام خودش مورد بررسي قرار خواهند داد. بيا جلو ببينيم تو چي گرفتي، تو چي فهميدي، هماني که فهميدي ما مطابق با آن، با تو حرف مي زنيم. آنچه که پاسخ مي دهيم، مي شود دين، مي شود مرام، مي شود جهان بيني.

مشکل بشر اين است که فلسفه خلقت ندارد و نمي داند که روي زمين چه کار دارد مي کند، براي چه روي زمين آمده است. چون اين را نمي داند، خيال مي کند که دو روز روي زمين است و اين دو روز را عشق است. حالا اين را قلع و قمع کند و آنجا را بگيرد و ... اگر قرار باشد فلسفه خلقت داشته باشيم، فلسفه خلقت اتوماتيک مي شود دين، مي شود مرام، مي شود جهان بيني. و اين جهان بيني را يک روزي از بشر مي خواهند.

و اوست که صاحب روز اديان است.
خداوند رحمن و رحيم در "يوم الدّين"، هر يک از ما را بر اساس آنچه که از "فلسفه خلقت" درک کرده ايم، مورد ارزيابي قرار مي دهد.

صاحب روز مرام هاست. او که « الرحمن الرحيم »، « مالک يوم الدين » است.
اوئي که اين خصوصيات را دارد ، حالا قرار است که به مرامهاي ما نگاه کند. به يافته هاي ما نگاه کند. توصيه هاي خودش را داده است. الگوهاي خودش را عرضه کرده است، مي گويد اين الگوها و اين نمونه ها بود، بگو ببينم تو چه کردي؟ تو چه پيدا کردي؟

هر انساني مي تواند يافته اي داشته باشد و مي تواند حرفي داشته باشد و خلاصه آن حرفش و آن دين و آن مرام، منجر به حصول نتيجه شده ؟ اگر شده، مسئله حل است، اگر نشده، مشکل وجود دارد.

ما به دنبال يک تحقيق اساسي و اصولي هستيم، مبلّغ نيستيم، محققيم. وقتي مي گوئيم دين، يعني داريم انسان شمول صحبت مي کنيم. وقتي در مورد فلسفه خلقت صحبت مي کنيم، راجع به هفت ميليارد انسان داريم صحبت مي کنيم.

بحث رحمن و رحيم، انسان شمول است.
مالک يوم الدين هم انسان شمول است.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري 

تقليد !

تقليد !

در بحث مسائل اساسي، در بحث توحيد، کسي نمي تواند از کسي تقليد کند.
تقليد در بحث اصول حرام است. اگر نمي دانيم بايد برويم و بپرسيم و بايد مرجعي داشته باشيم،

ولي در بحث اساسي ما بايد تحقيق کنيم،
بنابراين من نمي توانم مبلغ باشم، داريم راجع به اصول صحبت مي کنيم. ما مي توانيم فقط چارچوب اصول را با هم باز کنيم، مسائل آن را بياوريم و ببينيم تحقيقمان چه مي گويد،

اول لزوم، الزام دارد برويم دنبالش يا نه؟ حالا الزام داشت يا نداشت ؟

حالا ديديم الزام دارد و رفتيم داخلش، به يک نتايجي مي رسيم که در مورد اين نتايج، هر کسي خودش مي داند و مسئوليت هيچ کسي گردن هيچ کس ديگري نيست.

دوره 8 - جلسه 6 - زنگ 2 - استاد طاهري