۱۳۹۳-۰۹-۲۹

درک وحدت :

درک وحدت :

جهان هستی رسيدن به درك وحدت حاكم بر جهان هستي و اين‌كه همه‌ي ذرات عالم در يك پيوستگي و ارتباط تنگاتنگي نسبت به يكديگر قرار دارند؛ يكي از اهداف دنياي عرفان است. در واقع جهان هستي يك پارچه بوده و وحدتو يكپارچگي بر آن حاكم است. هيچ جزيي نمي‌تواند بدون وجود ساير اجزا وجود داشته باشد. اما عارف در دنياي خود از نقطه‌نظر ديگري اين موضوع را مي‌بيند و جهان هستي را تجلي و عكس روي يار مي‌بيند.
تـو آيـنـه‌ي جـمـال اويـي
و آيينه‌ي تو، همه‌ي جهان است (عطار)

(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )

درک جمال یار :

درک جمال یار :

در عالم عشق، قانوني وجود دارد كه ميزان و ملاك ارزشمندي براي تشخيص عاشقي است. اين قانون مبني بر اين است:
«عاشق در جمال معشوق، نمي‌تواند عيبي ببيند»
داستان ليلي و مجنون به خوبي اين درس را به انسان مي‌دهد.
زماني كه داستان اين عشق بر سر زبان‌ها افتاد، هركسي در اين تصور بوده است كه ليلي بايد چه زيبارويي باشد كه مجنون را چنين آواره دشت و بيابان كرده است، لذا همه خواهان ديدن روي او بودند؛ تا آن‌جا كه خليفه دستور مي‌دهد ليلي را به دربار بخوانند تا او را از نزديك ببيند
كه اين چه جمالي است كه خالق چنين عشق بزرگي است. اما زماني كه خليفه ليلي را ملاقات كرد از ديدن قيافه ليلي حيرت كرد زيرا در مقابل خود دختري بسيار معمولي ديد. پس به او گفت:
اين تو هستي كه مجنون را چنين آواره‌ي دشت و بيابان‌كرده‌اي، در حالي كه تو از سايرين زيباتر نيستي. ليلي در جواب خليفه، اين حقيقت بزرگ را فاش كرد كه اين چشم مجنون است كه باعث به‌وجود آمدن چنين عشق بزرگي شده و ديدگان عاشق اوست كه نمي‌تواند عيب‌هاي مرا ببيند و خالق اين عشق است. كسي كه چشمي مثل چشم مجنون داشته باشد، هر دو عالم را به‌راحتي طي مي‌كند زيرا كه عيبي را در آن نمي‌تواند ببيند.
گفـت ليـلـي را خليفـه، كـان تـويـي
كـز تـو مجنـون شد، پريشان وغوي
از دگـر خـوبـان، تـو افـزون نيـستـي
گفت خامُش، چون تو مجنون نيستــي
ديـده‌ي مـجـنـون، اگـر بـودي تـو را
هر دو عـالـم، بـي‌خـطر بـودي تـو را
(مولانا)

عاشق به وحدت مي‌رسد و غيراز معشوق خود را نمي‌خواهد. در واقع عاشق موحد مي‌شود و غيراز يار خود را طلب نمي‌كند. هر كه را به او نشان بدهند، باز هم نگاه او فقط به سمت معشوق خود است. عاشق از تجربه‌ي عشق خود، به وحدت مي‌رسد و موحد مي‌شود. در واقع يكي از اهداف عشق زميني رسيدن به همين درك است:
خاموش كن و چندين، غمخواره مشو آخر
آن نفس كه عاشق شد، اماره نخواهد شـد
(مولانا)

(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )

درک حضور :

درک حضور :

شوق وصل در وجود عاشقانش، وجدي غيرقابل تصور بر مي‌انگيزد.
وصل او در اين برهه از زندگي، كه در مسير «اليه‌راجعون» به‌سوي او مي‌رويم؛ همان درك حضور است كه انسان بالاتر از آن را نمي‌تواند تجربه كند. پس نهايت درجه‌ي وصل در جسم، رسيدن به درك حضور اوست.

(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )

درک هدفمندی خلقت :

درک هدفمندی خلقت :

رسيدن به درك اين موضوع كه خلقت بر اساس نقشه‌ي هدفمندي صورت گرفته، انجام كار عبث و بيهوده از خداوند محال بوده و خلقت نيز با طرحي هوشمندانه و منظوري متعالي تحقق پيدا كرده است.

(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )

نحوه ي تشخیص آگاهی های شبکه ی مثبت و منفی :

نحوه ي تشخیص آگاهی های شبکه ی مثبت و منفی :

همان‌گونه كه در تقسيم‌بندي فوق ديده مي‌شود،بسياري از قدرت‌هايي كه انسان به آن‌ها دل بسته و به‌شدت دنبال مي‌كند و براي به دست آوردنش سال‌ها وقت سپري مي‌كند، همگي اهدايي شبكه‌ي منفي هستند و شبكه‌ي مثبت محال است كه حتي يكي از آن‌ها را در اختيار اشخاص بگذارد، زيرا نقض‌كننده ستارالعيوب بودن، عدالت الهي، اختيار انسان و... است.
به‌هرحال شبكه‌ي مثبت فقط آگاهي‌هاي كمال را در اختيار انسان مي‌گذارد و نه چيز ديگري را بدون شك يكي از شيرين‌ترين تجارب در دنياي عرفان، دريافت آگاهي است. پرشدن خلاء ناآگاهي با آگاهي ناب الهي كه خود لذتي غيرقابل توصيف دارد و مي‌تواند انسان تشنه را سيراب كند. اما گاهي اين تشنگي به قدري زياد است كه امكان دارد او هر جامي را با هر محتوايي سر بكشد؛ بدون توجه به اين‌كه اين شراب اهدايي، ممكن است از شبكه‌ي منفي باشد.
كليه‌ي اطلاعات ماورايي كه انسان به دست مي‌آورد، يا از شبكه‌ي مثبت است و يا از شبكه‌ي منفي. اطلاعات شبكه‌ي مثبت، انسان را در جهت كمال هدايت كرده و راه رسيدن به وحدت را با جهان هستي براي او فراهم مي‌كند. از پيامدهاي اين هدايت، رسيدن به شادي دروني، آرامش و... است.
اطلاعاتي كه در جهت خودنمايي و منافع شخصي، نحوه‌ي تسلط و نفوذ در ديگران و فكرخواني است و نيز كليه‌ي اطلاعاتي كه نقض‌كننده‌‌ي عدالت الهي، اختيار انسان و ستارالعيوب بودن پروردگار شده و باعث بر هم زدن امنيت خصوصي ديگران شود و ايجاد كثرت كند، از شبكه‌ي منفي است و شبكه‌ي مثبت، هرگز چنين اطلاعاتي را در اختيار افراد قرار نمي‌‌دهد. از پيامدهاي استفاده دانسته و يا ندانسته از اطلاعات شبكه‌ي منفي، رسيدن به اضطراب و ناآرامي، افسردگي، نااميدي، غم‌و‌اندوه، احساس تنهايي و... است. گذشته از اين موارد، كليه‌ي اطلاعاتي كه ايجاد ترس و وحشت، دلهره و اضطراب، يأس و نااميدي، غم و اندوه و افسردگي و... در انسان كند، چه در خواب و چه در بيداري، به‌طور قطع از شبكه‌ي منفي است.

(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )

۱۳۹۳-۰۹-۲۸

اوّل از اصلاح خودمون باید شروع کنیم

خب پس اوّل از اصلاح خودمون باید شروع کنیم «خود شکن آیینه شکستن خطاست». هروقت ما اشکالها و ایرادهای خودمونو برطرف کردیم؛ تو این موارد تونستیم دفاع بکنیم؛ اونوقت دیگه قاعدتاً حَقّانیّتِمون باعث میشه که دفاع کنیم. البتّه خب من جواب دارم که خب شما مرکزیّت این قضیه رو اومدین حذفش کردین؛ حالا جریان خودمختار شده و هرکی ساز خودشو میزنه و طبیعیه! و دیگه که اینجوری باشه، ""خب شما اجازه میدادین مرکزیّت باشه اونوقت اون مرکزیّته میومد جوابگوی تخلّفات افراد بود. و اجازه نمیداد یه نفر خارج از اون روند اصلی، چیکار بکنه؟ تخلّف بکنه، تا تخلّف میکرد می گفتیم آقا این از من نیست! خب راحت میشد میرفت. حالا اگر یه کسی میخواد عرض اندام بکنه طبق سلیقه های شخصیش البتّه خب میتونه بحثی نیست منتها نه به نام ما. ""
(نوروز 1392 )

هدف ما اصلا این نیست که

هدف ما اصلا این نیست که منگنه ایجاد کنیم. ما می خواهیم هر کسی فکر کند آزاد است، می تواند حرف خود را بزند و دستش باز است. اگر بداند که ما از پشت می زنیم و کمرش را می شکنیم، این کار را نمی کند. باید بگذاریم که افراد آزاد باشند و هر جا دلشان خواست، خیانت کنند! و هر جا دلشان خواست، برگردند! البته ما هم باید بتوانیم از خودمان دفاع کنیم.
ما در داخل مجموعه، یک پدیده تصفیه اتوماتیک داشته ایم. یک جریان برای تصفیه خود، باید زحمت و هزینه بسیاری متحمل شود. چراکه به هر کسی بگویی «تو ناخالصی!»، می گوید «من؟! نه، من از همه شما ها خالص ترم!». ولی وقتی دست ها باز باشد، با نگاه به عقب، می بیند که چقدر قشنگ و بدون هیچ زحمتی براي ما، هر کسی خواسته، دست خود را رو کرده است! در واقع موضع هر کسی مشخص است. این یک آزمایش بوده است؛ خیلی ها فکر می کردند که اگر در یک جریانِ سازنده بودند، چه می کردند و در اینجا مورد امتحان قرار مي گيرند.
سخنرانی -مهر -1388-تطهیر، محور وجودی، زمان آخر - استاد محمد علی طاهری

خیلی از افراد وقت گذاشته، می روند و فرادرمانی کار می کنند

برای مثال، خیلی از افراد وقت گذاشته، می روند و فرادرمانی کار می کنند. ممکن است آنها در زندگی شخصی شان هزار اشکال داشته باشند، اما همین که اسم فرادرمانی و کمک می آید، محور وجودی مثبت بر حرکت ايشان و جهت آن، مهر تاييد می زند. حالا فرد، در زندگی شخصي خود هرچه هست، باشد، ولی در خدمت است. اما ذهنیتي که براي ما ساخته اند این است که فرد باید در ظاهر معصوم باشد و …
در حاليکه، ما تلوتلوخوران، به سمت «نور» جلو می رویم؛ به سمت ظلمت نمی رویم! مثل هواپیما که با وجود بادهای جانبی، تکان هایی می خورد، ولی به سمت جلو حرکت می کند.
سخنرانی -مهر -1388-تطهیر، محور وجودی، زمان آخر - استاد محمد علی طاهری

آیا با محور وجودی مثبت می شود دروغ گفت و غیبت کرد؟

سؤال: آیا با محور وجودی مثبت می شود دروغ گفت و غیبت کرد؟
استاد: بله، می شود. محور مثبت، یک فرصت ایجاد می کند تا آن تغییرات ظاهري هم انجام گیرد.
محور وجوري مثبت، ضمن ایجاد یک فرصت برای ما، نشان مي دهد که دليل طرح برخي مباحث در ادیان چه بوده است.
حالا اگر کسی نسبت به اين مقوله آگاه شد، و باز هم غیبت کرد، ضرر بزرگتری کرده است.
البته معمولا کسانی که از اين طريق با قضايا آشنا می شوند، کم و بيش از آن استفاده کرده، محور وجودیشان را عوض می کنند.
حال اگر محور وجودی فرد مثبت و کلامش رحمانی باشد، ولی از این فرصت استفاده نکند، ضرر، روی ضرر کرده است.
سخنرانی -مهر -1388-تطهیر، محور وجودی، زمان آخر - استاد محمد علی طاهری

پس بحث حق الناس نمی تواند روی محور وجودی تأثیر بگذارد؟

سؤال: پس بحث حق الناس نمی تواند روی محور وجودی تأثیر بگذارد؟
استاد: مسئله این است که امکان دارد محور وجودی من منطبق با «الحمد للّه» و «لااله الا الله» باشد، يعني به درک اين حقايق برسم، ولی هنوز مشکلات مرکب گریبان گیر من باشد. موضوع اینجاست که این دو مقوله، از هم جداست؛ تو به درک الحمدلله رسیده ای و این درک، وجودی و نهادینه شده است، (من الان به جرئت می توانم بگویم که مفهوم “لااله الاالله” شامل دوستان این مجموعه شده است)، اما آیا موضوع خاتمه پیدا کرده است؟ نه! پس اینها مراحلي دارند.
فعلا فقط یک مسئله مهم است: در شبکه مثبت هستی یا در شبکه منفی؟
حالا، مطمئنم که در شبکه مثبت هستم، اما آیا دیگر هیچ اشکالی وجود ندارد؟ مسلماً اینطور نیست! ما فقط می خواهیم بگوئیم طرف شبکه مثبت هستیم؛ اما طرف شبکه مثبت بودن دلیلي بر به صفر رسیدن نقایص نیست!
ولی یک عده مطلق بین هستند؛ می گویند اگر شما با خدا هستید و اگر در شبکه مثبت هستید، باید این گونه باشید و … یا اگر به دنبال عرفان هستید باید حجابتان اینطور باشد و …
یک مقوله باید اول در عمق وجود فرد نهادینه شود، بعد بر ظاهر او هم اثر بگذارد.
سخنرانی -مهر -1388-تطهیر، محور وجودی، زمان آخر - استاد محمد علی طاهری

در بعضی حالت های

در بعضی حالت های تشعشع دفاعی ظاهرا حق با ماست و ما مثلا تشخیص‌ دادیم که یک نفر به دفاعی نیاز دارد اما نمی‌توانیم بشیم قیم آنها. چون ممکنه در 10 مورد یک مورد را سوء استفاده کنیم و در اختیار دیگران دست ببریم و در اختیار دیگران دخالت کنیم و آن وقت می شه کاری که شبکه منفی می تواند بکند !
و ما این کار را نمی کنیم، ما برای یک مورد هم این کار را نمی‌کنیم که عادت نشود و سنت نشود و هر کسی خودش برای دفاعی دادن تصمیم نگیره. الان با همه نظارت ها ممکن است تخلف صورت بگیرد٬ یک نسل بعدی دیگر نمی شود کنترل کرد. بحث سخت گیری و سوگند نامه و اینها این است که این امانت الهی را عینا انتقال بدهیم و در آن دست برده نشود.
از مباحث دوره 2 - استاد طاهری

چه کسی می گوید

این راه مستقل از شخصیت و عمل کرد من است. اما متأسفانه بحث «چه کسی می گوید؟» مطرح است؛ نه «چه می گوید؟»!
سخنرانی -مهر -1388-تطهیر، محور وجودی، زمان آخر - استاد محمد علی طاهری

انديشه مهم است

انديشه مهم است، نه صاحب انديشه. (اصل اصالت انديشه)

دفتر اول عرفان حلقه
استاد محمد علي طاهري

نام خداوند در رأس همه ي نام ها قرار دارد

نام خداوند در رأس همه ي نام ها قرار دارد و خواندن و استعانت فقط سزاوار اوست و نقض آن شرك است. (اصل اجتناب از من دون الله)
مهمترين مصاديق بارز شرك عبارتند از:
شخص پرستي
روح پرستي
مرده پرستي
مكان پرستي
كتاب پرستي
خودپرستي
دنياپرستي
ظاهرپرستي
بين انسان و خد ا، تنها واسطه اي كه وجود دارد، هوشمندي و شعور الهي (يدالله) است، كه به صور ت هاي مختلف نقش
يداللهي خود را ايفا نموده، پل ارتباط عالم پايين و عالم بالا مي باشد.
(دفتر اول عرفان حلقه - استاد محمد علي طاهري)

عدم شناخت، فهم و درک هدف و وسيله

عدم شناخت، فهم و درک هدف و وسيله!

هر يک از علم، سلامتي، ثروت، قدرت، شهرت، دين، فرزند، همسر، آرامش، خوشبختي، خدمت به خلق، آزادي، عبد بودن، ازدواج، عشق، عرفان و ..... را که در نظر بگيريم، وسيله اي در راه نيل به يک هدف است و آن هدف نمي تواند چيزي جز «کمال» باشد.
(بينش انسان - استاد طاهري)

۱۳۹۳-۰۹-۲۷

بیانیه کنشگران کارزار لگام درباره وضعیت محمد علی طاهری

بیانیه کنشگران کارزار لگام درباره وضعیت محمد علی طاهری:
دکتر محمد علی طاهری را آزاد کنید!
در ساعت ۱۱ صبح روز شنبه ۲۴/۹/۱۳۹۳ نزدیک به چهل نفر از دوستداران دکترمحمد علی طاهری، در مدخل کانون وکلا به جمع تحصن کنندگان در حمایت ازخانم نسرین ستوده، وکیل دادگستری که به مدت سه سال از شغل وکالت معلق شده وبه همین دلیل دست به تحصن تا لغو تعلیق خویش زده است، پیوستند و در ساعت یازده و نیم یک گروه سی نفری دیگر نیز بر جمع آنان افزوده شد. این گروه از طرفداران آقای طاهری صبح همان روز اعتراضی چندصد نفری را در مقابل زندان اوین برگزار کردند که شرکت کنندگان در آن با اقدام ماموران پلیس مجبور به ترک محل شدند.
در این اجتماع خانم نسرین ستوده با اشاره به وضعیت دکتر محمد علی طاهری که زندانی شدن او نمایشگر نقض صریح آزادیهای اساسی مندرج در قانون اساسی است، سخنانی را درباره ضرورت آزادی اندیشه و بیان ایراد کرد و آزادی و منع تعقیب آقای طاهری که از نبود سلامت جسمانی رنج می برد را خواستار شد.
محمد علی طاهری شخصیت محوری عرفان حلقه و معرف شیوه های فرادرمانی در ایران است که به خاطر نشر باورهای خود در این زمینه در دادگاه های جمهوری اسلامی تحت پیگرد است و هم اکنون در حالت بلاتکلیفی در زندان اوین به سر می برد؛ اتهامات او به گونه ای است که تا کنون بر پایه ی آن اتهامات، متهمان در دادگاه ها به اشد مجازات، یعنی اعدام، محکوم شده اند
شرکت کنندگان در این اعتراضات علاوه براعتراض به وضع نامناسب سلامت او، کوشش دادگاهها برای تشدید مجازات او و بلاتکلیفی او را محکوم و خواهان آزادی او شدند. در اجتماعی که در مدخل کانون وکلای دادگستری تشکیل شد، علاوه بر خانم نسرین ستوده، آقایان علی رضا جباری و اسماعیل مفتی زاده، از موسسان کارزار لگام نیز حضور داشتند. ماموران انتظامی و لباس شخصی سرانجام به پراکنده کردن حاضران پرداختند و تحصن نسرین ستوده و همراهان در ساعت ۱۲ پایان یافت.
ما کنشگران کارزار لغو گام به گام اعدام ( لگام ) خواهان منع صدور حکم اعدام، در همه ی موارد، و برقراری مجازاتهای جایگزین اعدام برای همه ی اتهامات هستیم و بویژه خواهان لغو فوری مجازات اعدام و آزادی متهمانی هستیم که همانند دکتر محمد علی طاهری بدلیل اندیشه و اعتقادات خود در زندان هستند.
کنشگران کارزار لغو مجازات اعدام ( لگام)
۲۵/۹/۱۳۹۳


https://www.facebook.com/karzar.legam/photos/a.477383219045228.1073741828.476262012490682/668395899943958/?type=1&relevant_count=1

شبکه من و تو - گزارشی پیرامون شرایط استاد طاهری و اعتصاب غذای ایشان

شبکه من و تو - گزارشی پیرامون شرایط استاد طاهری و اعتصاب غذای ایشان
محمد علی طاهری، بنیانگذارعرفان حلقه از شنبه ١٥ آذر ماه بار دیگر در اعتراض به بازماندن پرونده‌ای با اتهام «فساد فی الارض» دست به اعتصاب غذا زده است.
بنابر اطلاعیه‌ای که از سوی خانواده طاهری، در صفحه فیسبوک مادر محمد علی طاهری، بنیانگذار عرفان حلقه منتشر شده، ، این زندانی عقیدتی برای دومین بار از محرم ماه سال جاری دست به اعتصاب غذا زده است.
در این اطلاعیه همچنین آمده است که در اعتصاب غذای اول، محمد علی طاهری وعده هایی مبنی بر«اعلام مختومه شدن پرونده و انتقال به بند عمومی» دریافت کرده و به همین دلیل اعتصاب غذای خود را شکسته بود اما با وجود گذشت ۳ هفته هنوز هیچ یک از این وعده‌ها محقق نشده است.
از سوی دیگر طبق توضیح خانواده طاهری، وضعیت جسمانی بنیانگذار عرفان حلقه به دلیل اعتصاب غذاهای پی در پی وخیم ارزیابی می شود تا جایی که با مشکلات متعدد داخلی و گوارشی مواجه شده است.
همچنین طبق این توضیحات با گذشت نزدیک به ۴ سال حبس انفرادی، هنوز رای قطعی پرونده محمد علی طاهری صادر نشده و وضعیت قضایی و کیفری اتهامات وارد به او در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. به همبن دلیل است که عزت الملوک طاهری خواستار «مختومه شدن پرونده و اعلام برائت» درباره پرونده پسرش است.
محمد علی طاهری در بند دوالف زندان اوین وابسته به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در انفرادی به سر می برد. این بند به گفته بسیاری از کسانی که در آن زندانی بوده اند، یکی از مخوف ترین بازداشتگاه های انفرادی است که زندانیان آن با شکنجه های دشواری روبرو هستند. از سوی دیگر این اقدام در حالی صورت می گیرد که طبق قوانین جمهوری اسلامی اتهام آنها فساد فی الارض مجازات اعدام در پی خواهد داشت.
http://manoto1.com/news/7zob4z/NEWS16362


۱۳۹۳-۰۹-۲۶

عرفان کمال و عرفان قدرت :

عرفان کمال و عرفان قدرت :

اطلاعات و آگاهي‌هايي را كه انسان مي‌تواند به زندگي بعدي انتقال
دهد،مهم‌ترين بخشي است كه در عرفان حلقه مورد بررسي قرار مي‌گيرد. برنامه‌ريزي براي حركت در مسير كمال كه در دنياي عرفان به آن سير و سلوك گفته مي‌شود، بستگي به شناسايي مسير دارد، تا به‌طوردقيق اطلاع داشته باشيم كه در اين مسير، چه چيزهايي مورد نياز است و بدين وسيله ضمن صرفه جويي در وقت، همه‌ي آن‌چه كه مورد نياز است، تدارك ديده شود.
پس لازم است اطلاعاتي در باره‌ي زندگي‌هاي بعدي نيز داشته باشيم؛
براي مثال، زندگي بعدي ما در لامكاني ادامه پيدا مي‌كند و در آن، ما ابعاد مكان را از دست داده و قادريم در آن واحد در هر جايي حاضر باشيم و در آن‌جا، فقط بُعد زمان بر ما حاكم خواهد بود. با توجه به توضيحات فوق، اگر داشته‌هاي انسان را شناسايي و دسته بندي كنيم، مي‌توانيم تشخيص دهيم كه كدام يك از اين داشته‌ها در زندگي بعدي كاربرد خواهد داشت. داشته‌هاي زميني شامل دانش‌ها، قدرت‌ها، توان‌ها و تخصص‌ها، كليه‌ي اطلاعاتي است كه براي زندگي روزمره مورد نياز بوده و بدون وجود آن‌ها، امكان زندگي براي انسان دشوار مي‌شد و حاصل عمر انسان، كسب اين دانش‌ها و اطلاعات است. براي مثال، دانش اقتصاد، فن و تكنيك حسابداري، دانش طراحي ماشين، رايانه، ساختمان، هواپيما و... هيچ يك از موارد ذكر شده در زندگي بعدي كاربردي ندارند؛ و فقط درصورتي كه در اين زندگي منجر به فهم و درك كمال بشوند، مفيد و مؤثر بوده و در غيراين‌صورت رنج بيهوده تلقي مي‌شود.
به‌عبارتي ديگر، ما در يك بازي زميني شركت داريم تا بلكه با تجربه‌هاي ناشي از اين بازي، بتوانيم به درك مظاهر گوناگون كمال برسيم. بنابراين، قدرت‌ها و توان‌هايي كه انسان بر اثر ورزش، تمرين و ممارست به دست مي‌آورد؛ مانند قدرت وزنه برداري، پرش، اسكي، مهارت ماشين نويسي، رانندگي آرايشگري و... هيچ كدام از اين‌ها در زندگي بعدي به درد ما نخورده و مورد استفاده‌اي ندارند؛ فقط نتيجه‌هاي ناشي از اين تجارب است كه در خدمت رسيدن ما به هدف اصلي از آمد و رفت ما به اين جهان است. براي مثال ما ورزش مي‌كنيم و قدرتمند مي‌شويم تا بيمار نشده و سالم باشيم و در نتيجه بهتر و راحت‌تر بتوانيم به چارچوب كمال بينديشيم.
در حرفه‌اي توانمند مي‌شويم تا ناني به‌كف آورده و در كنار آن بتوانيم پاسخي براي كمال خود پيدا كنيم كه بدون چنين پاسخي، آمد و رفت ما عبث و بيهوده خواهد بود.
ابر و باد و مه و خورشيد وفلك در كارند
تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري (سعدي)
داشته‌هايي را كه به‌اصطلاح، ماورايي نام‌گذاري‌كرده‌ايم، شامل قدرت‌هاي ماورايي مانند فكرخواني، آينده‌بيني، شخصيت خواني و... هستند كه هيچ يك از اين موارد، مورد استفاده‌اي در زندگي بعدي نخواهند داشت در حالي كه براي كسب آن‌ها، سال‌هاي متمادي از وقت انسان هدر رفته است. بخش ديگري از دانش‌هاي ماورايي، دانش كمال است كه شامل كليه‌ي آگاهي‌هايي است كه در مسير كمال به آن‌ها نيازمند هستيم و همان‌گونه كه بررسي خواهد شد، تنها بخشي از داشته‌هاي انسان را تشكيل مي‌دهد كه قابل انتقال به زندگي بعدي است.
اين داشته‌ها فقط آن بخش از ادراكات انسان را تشكيل مي‌دهد كه در حيطه‌ي كمال مطرح است؛ مانند درك اناالحق، درك وحدت، درك جمال الهي و.... همان‌گونه كه به‌طور مختصر اشاره شد، هيچ يك از داشته‌هاي زميني انسان، قابل انتقال به زندگي بعدي نيست.
براي مثال، اگر انسان تسلط كامل به علم اقتصاد، حسابداري، روان‌شناسي، رايانه و... داشته باشد، در زندگي بعدي هيچ‌گونه ارزشي نداشته و فاقد هرنوع كاربردي هستند. اين داشته‌ها فقط به‌عنوان واقعيت‌هايي در زندگي كنوني به‌كار گرفته شده، تا ضمن گذران زندگي، انسان با استفاده از آن‌ها به حقايق ديگري دست پيداكند. به‌همين صورت، هرگونه قدرت و مهارت بدني نيز در زندگي بعدي كاربردي ندارد؛
براي مثال، شخص وزنه برداري كه وزنه‌ي چند صد كيلوگرمي را بلند مي‌كند و يا ورزشكاري كه چند متر ركورد پرش دارد، هيچ يك از اين توان‌ها را در زندگي بعدي نمي‌تواند به‌كار بگيرد و اين توان‌ها در اين زندگي در خدمت كسب سلامتي و تندرستي او بوده‌اند تا بتواند با داشتن تن سالم و عمر طولاني‌تر، به چگونگي و راز خلقت پي ببرد. همچنين قدرت‌هاي ماورايي انسان نيز مانند طالع‌بيني، فكرخواني و شخصيت خواني، طي‌الارض و... در زندگي بعدي مورد استفاده‌اي ندارند. براي مثال اگر انسان طي‌الارض كند، در زندگي بعدي به علت اين‌كه فاقد بُعد مكان است و جابجا شدن آني براي همه‌ي كالبد‌هاي ذهني ميسر است، هيچ‌گونه ارزشي نخواهد داشت؛ درحالي كه ممكن است بخش زيادي از عمر خود را صرف به دست آوردن آن كرده باشد و يا ديدن آينده، خواندن فكر ديگران و... همه‌ي اين چيزها در آن‌جا براي همه امكان‌پذير است و اين قدرت‌ها ديگر ارزشي نخواهند داشت زيرا در آن زندگي قرار است، انسان تجارب ارزشمندتري را كسب كند. با اين توضيحات، نتيجه مي‌گيريم كه هيچ‌نوع قدرتي قابل انتقال به زندگي بعدي نيست.
بخش ديگر دانش‌هاي ماورايي، دانش كمال است
كه تنها بخشي است كه به زندگي بعدي انتقال پيدا مي‌كند و سواد و داشته ما در آن‌جا به حساب مي‌آيد و شامل ادراكاتي است كه در بالا به آن‌ها اشاره شد؛ درك وحدت، درك انا الحق و... آگاهي‌هاي مربوط به اين ادراكات كه فقط از طريق شبكه‌ي مثبت در اختيار انسان قرار مي‌گيرد. بخش ديگري كه از نتيجه‌گيري اعمال انسان حاصل مي‌شود،
در خدمت رسيدن به ادراكاتي است كه هم‌ اكنون توضيح داده شد. در اين‌جا براي روشن شدن نتيجه‌ي اعمال، به‌ذكر مثالي مي‌پردازيم.
فرض كنيد كه دانش‌آموزي تاكنون از درس ديكته، صدها بار نمره‌ي صفر گرفته است؛ زماني كه اين دانش‌آموز موفق شد از اين درس، نمره‌ي بيست بگيرد، در اين‌صورت آيا نمره‌هاي صفر گذشته‌ي او اهميتي خواهد داشت؟ و يا برعكس دانش‌آموزي كه هميشه نمره بيست از امتحان خود مي‌گرفته است، حالا صفر بگيرد؛ آيا ديگر اهميتي دارد كه او هميشه بيست مي‌گرفته است؟
پس نتيجه‌ي اعمال انسان و پايان نامه‌اي كه او براي خود از بازي دنيا مي‌نويسد، داراي اهميت است و نه خود اعمال. در نتيجه، ماحصل همه‌ي زندگي انسان در ميزان درك او از دانش كمال و نتيجه‌گيري اعمال او خلاصه مي‌شود.
لذا همه‌ي داشته‌هاي انسان را مي‌توان در دو دسته‌ي كلي كمال و قدرت خلاصه كرد و نتيجه گرفت كه فقط در اين راستا دانش كمال است كه ارزش پي‌گيري دارد و قدرت به هرگونه‌اي كه باشد، زوال پذير است و عمر انسان را بر باد داده، گاهي نيز موجب فريب او مي‌شود و تحت نام كرامات باعث مي‌شود كه ما در خدمت شبكه‌ي منفي قرار بگيريم. مولانا قدرت را به حلوا تشبيه كرده، آن را خوراك كودكان مي‌داند و توصيه مي‌كند تا صبر كرده از خوردن آن بپرهيزيم تا اصل ماجرا كه درك كمال است، از راه برسد.
گر سخن خواهي كه گويي چون شكر
صبر كن از حرص و اين حلوا مـخـور
صــــبر باشــد، مـشــت‌هـاي زيـركـان
هســت حلــوا ، آرزوي كــــودكــان
هـــــركــه صبــر آورد، گــردون بـررَوَد
هـركـــه حـلـوا خـــورد، واپس‌تر رود
(مولانا)

كرامات، مجموعه‌ي چيزهايي است كه انسان را به كمال برساند و آن چيزها، فقط آگاهي و ادراك توان بالقوه‌ي الهي است؛ يعني در مسير كمال از كسي پرسيده نمي‌شود كه چه قدرتي دارد؟ بلكه سؤال مي‌‌شود، به چه آگاهي‌هايي رسيده و به چه دركي نايل شده است؟
(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )


تعریف روشن بیني :

تعریف روشن بیني :

روشن‌بيني يعني روشن ديدن و رسيدن به وضوح ديد، در مورد جهان هستي و فلسفه‌ي خلقت و اين‌كه از كجا آمده‌ايم؟ به چه منظوري آمده‌ايم؟ به كجا مي‌رويم و چه هدفي را دنبال مي‌كنيم؟ روشن‌بيني يعني چشم بصيرت پيدا كردن و توانايي درك معرفت يافتن و رسيدن به قابليت خواندن كتاب جهان هستي كه كتاب مبين و آيات آشكار خداوند است. روشن‌بيني نتيجه‌ي ارتباط و اتصال به شبكه‌ي مثبت است
و چيزي نيست كه بتوان بيهوده ادعاي آن را داشت، نمي‌توان به زور به آن رسيد و در دنياي عرفان و معرفت و شهود و اشراق قابل حصول است.
در بعضي از مكاتب، تبعات اتصال به شبكه منفي را «روشن بيني» مي‌خوانند و آن را وسيله‌ي قدرت نمايي و اعمال برتري بر ديگران قرار داده، موجب انحراف فكري براي خود و ديگران مي‌شوند كه در بحث «كمال و قدرت» و «شبكه‌هاي مثبت و منفي» به آن‌ها اشاره شده است و در اين‌جا نيز اشاره‌ي مختصري به آن‌ها مي‌كنيم.
- آن‌چه كه نفوذ در حريم مقدس ديگران باشد؛
مانند فكرخواني، مسخ و...
- آن‌چه كه ستار‌العيوب بودن را نقض كند؛
مانند قدرت شخصيت‌خواني، برملا كردن عيب و اسرار ديگران و...
- آن‌چه كه اختيار انسان را نقض كند؛
مانند قدرت مسخ ديگران و...
- آن‌چه كه حوادثي را به انسان تحميل كند؛
مانند طلسم و جادو و...
- آن‌چه كه عدالت الهي را نقض كند؛
مانند طالع‌بيني و...
- آن‌چه كه از طريق كار با «مِن دُونِ الله» (غير از خدا) به‌دست مي‌آيد؛
مانند كمك گرفتن وهمكاري با روح، جن و... به‌جاي خداوند (نقض پيمان اياك‌نستعين) (فاتحه: 5).•
هشدار مهم:
همه‌ي علاقمندان به كمال و تعالي بايد آگاهي لازم براي تشخيص كمال
و قدرت را داشته باشند و فرق آن‌ها را به‌خوبي بدانند تا به دام شبكه‌ي
منفي اسير نشوند كه رهايي از آن، كاري بسيار دشوار است.
(انسان از منظری دیگر / محمد علی طاهری )



تعریف "دعا " :

تعریف "دعا " :

دعا تعریف دارد ، بعضی دعاها کفر است.
بعضی دعاها نسبت دادن بی عدالتی به خداوند است ، بعضی از دعا ها توهین است و دعا در عرفان هم برای خود تعریفی دارد.
مثلا فرض کنید دو تا تیم فوتبال می خواهند مسابقه دهند ، چه چیزی تعیین می کند که کدام تیم برنده بشود ؟ لیاقت آنها .
لیاقت در تیم فوتبال چیست؟ میبینیم که آنجا ایثار است ، یعنی یک نفر توپ آمده زیر پایش دم دروازه ، خودش می تواند گل بزند میدهد یکی دیگر ،میزند ، اینجا ایثار است و
"لیاقت یعنی کار جمعی ، قابلیت کار با جمع را داشتن ، نه انفرادی ، نه حرکت انفرادی ."
مثلا فرض کنید یک تیمی دروازه بانش هم می خواهد توپ را بردارد برود گل بزند و بشود آقای گل ، خوب این تیم نمی تواند موفق باشد ،
تیمی که در آن روحیه ایثار و کار جمعی نیست ، روحیه ی خودنمایی ولی هست ، اینکه می گوییم لیاقت دارد یعنی روحیه ی خودنمایی
دیگر در آن از بین رفته است و می خواهد تیمش برنده شود و نه اینکه خودش مطرح بشود.
پس لیاقت تعریف پیدا می کند ، کدام تیم باید برنده شود ؟ تیمی که لیاقت دارد ! اگر از دریچه ی دید خدا ، بر فرض محال ، نگاه کنیم ، عدالت او چه حکم می کند ؟ اگر ما جای خدا بودیم چه کار می کردیم ؟
اگر ما هم جای او بودیم همین نظر را داشتیم که تیمی برنده شود که لایق تر است .
در کنکور چه کسی باید قبول شود ؟ آنکس که بیشتر زحمت کشیده است ، آنکس که لایق تر است !
خوب حالا ما بیاییم بگوییم : بار الها این تیم فوتبال ما را برنده کن !
شما از بالا نگاه کنید چه تصوری می کنید ؟ او می گوید که بابا این اصولا عدالت را نفهمیده است هنوز ! از من تقاضای بی عدالتی دارد !
بعضی جاها خواسته ی ما جنبه ی بی عدالتی دارد .
بعضی جاها اشکالات دیگری دارد ، در دوره ی 2 هم اساسا" گفتیم
بعضی جاها ما خدا را "وسیله" کرده ایم. وسیله ی همان مقاصد خودمان ، من می خواهمش و چون می خواهم مسیر من را هموار کند.
پس خداوند وسیله ای است برای پوشاندن ضعف ما ، وسیله ای برای اینکه من به مقاصدم برسم ، این خدای ساختگی ماست.
خدای واقعی چیست ؟
گر یار منید ترک طاعات کنید (خیام)
کدام طاعات ؟ طاعاتی که خدایش این است !طاعاتی که خدایش قلابی است !طاعاتی که خدایش وسیله است ! میگه ول کنید ، وقت خودتان را
تلف نکنید !
پس دعا تعریف دارد :
در دنیای عرفان که می آییم ، دنیای کیفیت است ، بالاترین کیفیت را می خواهد . دعای دنیای عرفان این است :
حیف باشد از او ، غیر از او تمنایی کرد .. هر کس چیزی غیر از او بخواهد ضرر کرده است ،
هر کس از در تو حاجتی می خواهد
من آمده ام ز تو ، تو را می خواهم (خواجه عبدالله انصاری)

( بخشی از آموزه های استاد محمد علی طاهری در دوره ی 3 )


" نذر" :

" نذر" :

تعالیم هر ديني مي تواند با یکی از دو هدف كمال گرايي و يا منفعت
طلبي پذيرفته و اجرا شود. به طور معمول، بسیاری از مردم بيشتر هدف دوم را دنبال مي کنند؛ در حالي كه مقصود همه ي اديان الهي رساندن بشر به كمال است.
يك نمونه از اين رفتارهاي ديني نذر كردن است. در دنياي غير وارونه، نذر كردن، انجام كار خيري است كه تشعشعات مثبتي دارد؛ موجب جذب فيض الهي مي شود و وسیله ی تقرب است. بنابراين، اثر مطلوبي بر امور جاري زندگي مي گذارد.
اين درست بر خلاف نذر در دنياي وارونه است كه در آن، انسان در قبال رسیدن به خواسته ي خود، در نظر مي گيرد که كار خيري انجام دهد؛ اما انتظار دارد، حتی اگر با انجام آن، عدالتی نقض و حقی پایمال شود، خداوند او را به خواسته اش برساند. (براي مثال، موفقيت در يك رقابت علمي نيازمند تلاش و مطالعه و پیروزی در یک مسابقه ورزشی مستلزم تمرین و ممارست است و در هر دو مورد، اگركسي مستحق موفقيت نباشد، خلاف عدالت الهي است كه با انجام نذر به آن دست يابد.) یعنی، با توقع اجابت حتمی، برای خدا شرط تعیین می کند و نذري را كه در نظر دارد، انجام نمي دهد؛ مگر اين كه خواسته ي او اجابت شود و به مطلوب خود دست يابد. در این گونه نذرها گویا انسان خدا را مقید یا حتی مکلف به انجام کاری می کند.
در دنياي غير وارونه، که نذر بر مبنای عشق است، یا شرطی تعیین نمی شود و بدون در نظر گرفتن نتیجه، نذر ادا می شود و یا اگر شرطی هم تعیین شود، شرط انسان با خودش خواهد بود. یعنی، او بدون انتظار وقوع حتمی چیزی که می خواهد، با خود شرط می کند (خود را ملزم می کند) که اگر به حاجتش رسید، نذر خود را ادا کند.

(استاد محمد علی طاهری )


"صدقه" :

"صدقه" :

در هر حالت و وضعیتی، انسان در یکی از دو فاز مثبت یا منفی قرار دارد. فاز منفی شرایطی است که انسان پریشان احوال، نا امید و مضطرب بوده، در وضعیت ترس و درماندگی قرار دارد و فاز مثبت، قرار گرفتن در حالتی بر عکس این حالت ها -امید،آرامش، شادی و ... است.
پرداخت صدقه، باعث مي شود كه انسان در فاز مثبت قرار بگيرد و احساس سبكي كند. اين در فاز مثبت بودن، از مشكلات زيادي كه ناشي از تشعشعات منفي و هر نوع تداخل تشعشعاتي خطرناك است، پيشگيري مي كند و به طور كلي، ما را از بلایا و صدمات متعددي كه ناشي از قرار داشتن در فاز منفي است، دور مي كند. (تشعشعات منفي آثار بدي بر جسم، روان و ذهن انسان دارد و ورود اين تشعشعات فقط در صورتي است كه فرد در فاز منفي قرار داشته باشد.) براي مثال در فاز منفي انسان دچار پريشان خاطري مي شود و اين، امكان بروز اشتباه و وقوع سوانح را زياد مي كند؛ اما صدقه او را به فاز مثبت سوق مي دهد و اشتباهات ناشي از پريشان خاطري به شدت كاهش مي يابد.
در دنياي غير وارونه، خاصيت صدقه شناخته شده است و كسي انتظار ندارد كه تأثير ديگري غير از آن را مشاهده كند. بنابراين، اگر صدقه اي پرداخت كرد و دچار حادثه اي شد، خاصيت صدقه را انكار نمي كند و دچار تضاد دروني با خداوند نمي شود.

(محمد علی طاهری )


۱۳۹۳-۰۹-۲۵

مباحث مربوط به شيطان در كتاب انسان از منظري ديگر:

مباحث مربوط به شيطان در كتاب انسان از منظري ديگر:
دام سخت است، مگر يار شود لطف خدا
ورنه آدم نبرد صرفه، ز شيطان رجيـــم
(حافظ)
در اين موردحافظ به اين نكته اشاره داردكه انسان بدون لطف‌الهي نمي‌تواند به حد اعلاي كمال برسد.
دنياي عرفان دنياي غم و اندوه و حزن، ياس و نااميدي، اضطراب، احساس تنهايي نيست و به‌طوركلي اين دسته از جنود شيطان به آن راه ندارند و تنها غمي كه براي عارف وجود دارد، غم جدايي از خدا و دور افتادن از اصل خويش است.
بشنو اين ني چون حكايت مي‌كند وز جـدايـي‌هـا شكـايت مي‌كند
(مولانا)
طبق آيه‌ي زير در مورد بازتاب منفي، خداوند در قرآن مي‌فرمايد كه ما خودمان شيطان را بر فرد مي‌گماريم.
«وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِالرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ»(الزخرف:36).
« هركس از رحمانيت الهي غافل شود، بر او شيطاني مي‌گماريم كه با او همراه و رفيق باشد.»
عكس‌العمل بازتاب، در وهله‌ي اول، تشديد همان بازتاب را براي فرد ايجاد مي‌كند و در وهله‌ي دوم، آگاهي مثبت و يا منفي را به نسبت بازتاب شخص براي او به‌وجود آورده و باعث هدايت و يا گمراهي شخص مي‌شود. بنابراين، انساني كه خسيس است احتمال اين‌كه خسيس‌تر بشود خيلي بيش‌تر است تا اين‌كه خساست او كم‌تر شود و يا اين‌كه انتظار مي‌رود آدم بدجنس، بدجنس‌تر شود و آدم آگاه، آگاه‌تر. لذا در قانون بازتاب آن‌چه كه گفته مي‌شود
«...فَاِنَّ اللهَ يُضِلُّ مَنْ يَشآءُ وَ يَهدي مَنْ يَشآء...» (فاطر: 8)
به‌خوبي مي‌توان فهميد كه بر چه اساسي به كمك شبكه‌ها، ترتيب گمراهي يا هدايت انسان داده مي‌شود؛ چگونه بر انسان شيطان گمارده مي‌شود يا مشمول هدايت مي‌شود. در شكل ساده‌اي رابطه‌ي انسان، خدا و شبكه‌ها نشان داده شده است.
يكي از حربه‌هاي شيطان، شكستن تقدس اين حريم است تا به بهانه‌هاي مختلف مورد تجاوز قرار بگيرد. براي ترغيب به اين عمل، توجيه‌هاي زيبايي وجود دارد مانند: فهميدن مشكلات اشخاص وكمك به انسان‌ها و... كه شخص را آماده تجاوز و نفوذ در ديگران كرده و پس از دست يابي به اين قدرت و چشيدن طعم شيرين آن، افراد جذب آن شده و ديگر آن را رها نخواهند كرد.
اين افراد با القاء اين انديشه كه اين قدرت‌ها از كرامت‌هاي الهي است و پاك بودن ضمير آن‌ها باعث شده كه بتوانند درون افراد را ديده و يا در آن نفوذ كنند و با چنين توجيه‌هايي، سرگرم يك بازي شيطاني مي‌شوند كه ضمن به خطر انداختن امنيت شخصي ديگران، زندگي خود آن‌ها را نيز به باد مي‌دهد و مشغول كاري مي‌شوند كه برايشان، هيچ‌گونه كمالي را به ارمغان نخواهد آورد.
نفوذ در ديگران، با نيت‌هاي شيطاني زير صورت مي‌گيرد:
1. نفوذ به منزله‌ي القاء اراده‌ي شخصي و مسخ افراد؛ اين عمل خود به دو منظور انجام مي‌گيرد:
- نفوذ به منزله‌ي القاء افكار
- نفوذ به منزله‌ي اعمال اراده
2. نفوذ به منزله‌ي خواندن افكار
3. نفوذ به منزله‌ي خواندن شخصيت


ان شاء الله معانی زیادی داره ،

جایی که از دانش و تلاش و توان ما خارجه و آینده است و .... می گوییم ان شاء الله ،
یعنی :
"من دیکتاتور نیستم "
"من بر هر چیزی محیط نیستم"
"من بر همه چیز واقف نیستم "
" من در حد توانم این کارها رو کردم ، حالادیگه بقیه ش دیگه......... "

(استاد محمد علی طاهری/ دوره ی 2)


وظیفه داریم سوال کنیم،تحقیق کنیم و...

نکته های استاد:
وظیفه داریم سوال کنیم،تحقیق کنیم و... آخر قیاس کنیم.
جزوه4_پیاده شده از روی سی دی صوتی
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
الزمر آیه 18
آنهايى كه سخنان را گوش فرا مىدهند و از بهترين آنها پيروى مىكنند، آنها هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها هستند كه صاحبان خرد نابند


تا زمانی که لباس جسم بر تن ماست

تا زمانی که لباس جسم بر تن ماست، امکان ندارد «تطهیر ظاهری» به شکلي مطلوب، برايمان ایجاد شود: «ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید»؛ هر کاری کنیم نتيجه آن مطلق نبوده و نسبی است. اما «تطهیر باطنی»، چون مربوط به «محور وجودی» است، ميتواند ایجاد شود.
سخنرانی -مهر -1388-تطهیر، محور وجودی، زمان آخر - استاد محمد علی طاهری