این کلیپ اذان رو برای استاد عزیزم ساختم و تقدیم میکنم به این بزرگوار گرانقدر و تمام دوستداران عزیز ایشان.
۱۳۸۹-۱۲-۱۹
۱۳۸۹-۱۲-۱۰
در قسمت قبل به معرفي روح جمعي پرداخته و مبحث لشكريان شبكه منفي و مثبت را آغاز كرديم و ناحيه اي از طرح شماتيك هستي را نيز به جنود ابليس همچون فراماسونرها و كاباليستها اختصاص داديم. از جنود ابليس ممكن است ندرتا تشعشعات مثبتي توليد شود اما در كل ميتوان اكثريت قاطع تشعشعات اين ناحيه را منفي دانست. ليكن انسانهاي خارج از حوزه سربازان شبكه منفي، چه تشعشعاتي توليد ميكنند؟ به بيان جزئي تر، در انديشه و گفتار عمل اكثريت ما انسانها توليد كننده چه شعوري است؟
آيا ما در روابط با يكديگر بيشتر شعور «محبت و احترام» توليد ميكنيم يا شعور «عداوت و بدخواهي»؟ آيا در صلح با جهان هستي ميباشيم يا در حال آسيب زدن به آنيم؟ آيا بيشتر شاهد صداقت و وفاي به عهد هستيم يا دروغ و عهد شكني؟ آيا پاكدامني و چشمپاكي و استغنا در جهان غالب است يا جلب توجه و حصرت جذابيت؟ آيا.... با نگاهي دقيق تر به جهان، به نظر ميرسد در حال حاضر روشهاي گوناگون توليد شعور منفي (به معني عام آن) در اخلاقيات آدميان، فراگير تر از روشهاي توليد شعور مثبت است. اين مسئه منجر به منفي بودن حاصل جمع تشعشعات شعوري بشر ميشود. در شكل زير وضعيت فعلي ما و غلبه ارسال شعور منفي، به صورت شماتيك نشان داده شده است.
آيا ما در روابط با يكديگر بيشتر شعور «محبت و احترام» توليد ميكنيم يا شعور «عداوت و بدخواهي»؟ آيا در صلح با جهان هستي ميباشيم يا در حال آسيب زدن به آنيم؟ آيا بيشتر شاهد صداقت و وفاي به عهد هستيم يا دروغ و عهد شكني؟ آيا پاكدامني و چشمپاكي و استغنا در جهان غالب است يا جلب توجه و حصرت جذابيت؟ آيا.... با نگاهي دقيق تر به جهان، به نظر ميرسد در حال حاضر روشهاي گوناگون توليد شعور منفي (به معني عام آن) در اخلاقيات آدميان، فراگير تر از روشهاي توليد شعور مثبت است. اين مسئه منجر به منفي بودن حاصل جمع تشعشعات شعوري بشر ميشود. در شكل زير وضعيت فعلي ما و غلبه ارسال شعور منفي، به صورت شماتيك نشان داده شده است.
نظريه روح جمعي 2
در قسمت قبل به معرفي روح جمعي پرداخته و مبحث لشكريان شبكه منفي و مثبت را آغاز كرديم و ناحيه اي از طرح شماتيك هستي را نيز به جنود ابليس همچون فراماسونرها و كاباليستها اختصاص داديم. از جنود ابليس ممكن است ندرتا تشعشعات مثبتي توليد شود اما در كل ميتوان اكثريت قاطع تشعشعات اين ناحيه را منفي دانست. ليكن انسانهاي خارج از حوزه سربازان شبكه منفي، چه تشعشعاتي توليد ميكنند؟ به بيان جزئي تر، در انديشه و گفتار عمل اكثريت ما انسانها توليد كننده چه شعوري است؟
آيا ما در روابط با يكديگر بيشتر شعور «محبت و احترام» توليد ميكنيم يا شعور «عداوت و بدخواهي»؟ آيا در صلح با جهان هستي ميباشيم يا در حال آسيب زدن به آنيم؟ آيا بيشتر شاهد صداقت و وفاي به عهد هستيم يا دروغ و عهد شكني؟ آيا پاكدامني و چشمپاكي و استغنا در جهان غالب است يا جلب توجه و حصرت جذابيت؟ آيا.... با نگاهي دقيق تر به جهان، به نظر ميرسد در حال حاضر روشهاي گوناگون توليد شعور منفي (به معني عام آن) در اخلاقيات آدميان، فراگير تر از روشهاي توليد شعور مثبت است. اين مسئه منجر به منفي بودن حاصل جمع تشعشعات شعوري بشر ميشود. در شكل زير وضعيت فعلي ما و غلبه ارسال شعور منفي، به صورت شماتيك نشان داده شده است.
ممكن است كسي از اطلاق برچسبي مثبت به خود خوشنود بوده و فيالمثل خود را موحد يا حتي سرباز مصلح موعود به حساب آورد اما به حلوا حلوا كردن دهان شيرين نميشود. كسي كه دائم شعور نفاق و چند دستگي و تفرقه توليد ميكند، چه خود راموحد بنامد چه ننامد، جزو منافقين است. به بيان كلي تر، اگر شعور منفي توليد شده هر يك از ما بيش از شعور مثبتي باشد كه به جهان ارائه ميدهيم، خواه ناخواه در زمره سربازان دجّال قرار ميگيريم. بنابراين سرباز كدام سمت بودن خود به خود در لحظه لحظه اعمال ما مشخص ميشود.
اما انسان تنها شعور خود را به جهان ارسال نميكند بلكه شعور موجود را نيز دريافت مينمايد. بشريت هر شعوري كه توليد كند، بازتاب آن را هم خواهد گرفت. اگر اكنون شعور منفي در روح جمعي بشر غالب است، بشر در حال پرداخت تقاص تشعشعات خود نيز ميباشد. عصر حاضر علارقم پيشرفتهاي علمي، عصر اضطراب و افسردگي است. دوراني است كه بشر در چرخه باطل توليد و مصرف گرفتار شده و به جهان اطراف خود نه به ديد تجليات الهي، بلكه به ديد منابعي براي مصرف نگريسته است. اين ديد در بعضي جوامع منحصر به طبيعت نبوده و حتي به انسانها نيز به چشم ابزارهاي اقتصادي يا سياسي نگاه ميشود. ديگر واي به روزي كه رذائل اخلاقي همچون دروغ، تهمت، تظاهر، رشوه، زورگويي و... در جامعهاي رواج يابد و ارتكاب اين گناهان مايه هوشمندي و لياقت محسوب شود. آن جامعه، هر نامي كه بر خود نهد روي سعادت را نخواهد ديد مگر آنكه فرد فرد افرادش تصميماتي بگيرند و روح جمعي جامعه خود را از شيطاني به رحماني تغيير دهند.
در اينجا پي به مفهوم عرفاني و كيفي گناه و ثواب ميبريم. اين كه فلان كار ثواب دارد يعني كه آن كار منبع توليد شعور مثبت و آگاهيهاي كمال بخش است. كاري كه گناه است نيز آن كاري است كه شعور منفي توليد كند و بشريت را از كمال دور سازد. تك تك ما انسانها بايد تصميم بگيريم شعور مثبت توليد كنيم. اين كار به صورت هاي مختلف، مثل احترام به آفريدههاي الهي، امكان پذير است. و در نهايت تغييري بزرگ از شعور منفي به شعوري مثبت رخ خواهد داد. مهفوم عرفاني و كيفي آخر الزمان را نيز ميتوان همين دانست.
اين تحول بزرگ همراه با يك «جنگ تشعشعاتي» خواهد بود. شبكه مثبت و منفي هريك نمايندگاني پيدا خواهند كرد كه تحت عناوين «ولي عصر» و «دجال» به ما شناسانده شدهاند. اما دجال نيز خود را منجي خواهد ناميد و در آن زمان عده زيادي در تشخيص منجي حقيقي از دجّال دچار اشتباه خواهند شد و به او خواهند گرويد. به اين صورت عموم مردم از حالت فعلي درخواهند آمد و به يكي از دو جريان ميپيوندند. وضعيت شعوري در روح جمعي جهان در عصر ظهور، احتمالا به صورت زير خواهد بود:
اما هريك از ما براي تغيير ميانگين شعوري جهانمان چه كاري ميتوانيم بكنيم؟
وظيفه و راه حل كلّي اين است كه هريك از ما طي تحولاتي مثبت، از توليد شعور منفي (گناه) فاصله گرفته و شعور مثبت ما بر تشعشعات منفيمان بچريد. اما چگونه؟ در اينجا كار از پند و نصيحت تنها پيش نميرود و اگر ميرفت بايد تاكنون رفته بود.
آنچه ميتواند كمك كند كسب آگاهي و «ادراك» است. پند و نصيحت همچون توصيف مزه و طعم سيب است اما ادراك همچون «گاز زدن» سيب. كسي كه «طعم» خوبي را ادراك كرده باشد، مشتاق آن خواهد شد و تمايلش به بدي، خود به خود كاهش مييابد. در اينجا نقش «عرفان» پر رنگ شده و اهميت كسب آگاهيهاي گوناگون عرفاني در تغيير شعور منفي به مثبت هويدا ميشود.
با اين زاويه نگاه، به موضوع «مصلح» ميرسيم. مصلح يعني كسي كه صلح را برقرار خواهد كرد. بنابراين بشر بايد در عصر پس از ظهور به يك صلح پايدار برسد كه دوباره به حالت قبل (غلبه تشعشعات منفي) باز نگردد. اين امر خظير تنها با يك جنگ و برتري نظامي، هرگز قابل تحقق نيست. در عصر ظهور بايد انسانها شيطان درون خود را تحت كنترل آورند، از كثرت به وحدت برسند، صلحي دروني و بيروني با هستي و خالق آن برقرار كنند، تا اصلاح واقعي و پايدار انجام شود وگرنه پيروزي در يك جنگ نظامي بدون رسيدن به وحدت دروني و بيروني، نتايج مقطعي خواهد داشت. بنابراين جنگ اصلي در آخرالزمان نيز جنگ شعوري است.
نكته پاياني در اين باره، بحث دعا و اهميت آن است. در بسياري از ادعيه موجود، ازضمير جمع استفاده شده و دعا كننده به جاي آنكه بگويد «من» ميگويد «ما». دعايي كه حقيقتا با نيت صحيح و خالص گفته شود در روح جمعي تاثير گذار است. در گذشته نيز تاكيد زيادي بر «دعا كردن» وجود داشته است اما اين مسئله به تدريج از حالت اصلي و موثر خود خارج شده و دعاها متوجه راه انداختن كارهاي زميني و شخصي شدهاند.
اما دعا كردن حالتي ديگر هم دارد و آن وقتي است كه دعاكننده به «حلقه روح جمعي» تجهيز شده باشد. در عرفان كيهاني ميتوان با استفاده از اين حلقه رحمانيت، پالسهاي مثبت را به روح جمعي بشر ارسال نمود. لازم به ذكر است كه سربازان شبكه منفي نيز از اين موضوع نهايت استفاده را ميبرند و دائما به روح جمعي بشر پالسهاي منفي همچون دينگريزي، استعمال مواد مخدر، مسخ شدگي و... را ارسال مينمايند. به اين صورت افراد تمايلاتي پيدا ميكنند بدون آنكه دليل اصلي اش را بدانند. اين موضوع وظيفه همراهان عرفان كيهاني را دوچندان ميكند تا مسئله روح جمعي را جدي تر گرفته و مفاهيم مثبت را در روح جمعي بيان نموده ادراك آنرا طلب نمايند. از آن جمله، و به عنوان پيشنهاد، ميتوان به درك عرفان كمال، درك تن واحده و وحدت جهان هستي، درك سبحان الله عما يصفون، درك بينامي الله، درك اليه راجعون، شناخت نماينده شبكه مثبت از منفي، اهميت راستگويي و صداقت، اهميت ارتزاق از مال حلال و.... اشاره نمود. باشد كه چه با حلقه و چه بيحلقه، دعاهاي خير و جمعي را جدي تر بگيريم.
تشكر از مدير وبلاگ رحمانيت
نظريه روح جمعي 2
در قسمت قبل به معرفي روح جمعي پرداخته و مبحث لشكريان شبكه منفي و مثبت را آغاز كرديم و ناحيه اي از طرح شماتيك هستي را نيز به جنود ابليس همچون فراماسونرها و كاباليستها اختصاص داديم. از جنود ابليس ممكن است ندرتا تشعشعات مثبتي توليد شود اما در كل ميتوان اكثريت قاطع تشعشعات اين ناحيه را منفي دانست. ليكن انسانهاي خارج از حوزه سربازان شبكه منفي، چه تشعشعاتي توليد ميكنند؟ به بيان جزئي تر، در انديشه و گفتار عمل اكثريت ما انسانها توليد كننده چه شعوري است؟
آيا ما در روابط با يكديگر بيشتر شعور «محبت و احترام» توليد ميكنيم يا شعور «عداوت و بدخواهي»؟ آيا در صلح با جهان هستي ميباشيم يا در حال آسيب زدن به آنيم؟ آيا بيشتر شاهد صداقت و وفاي به عهد هستيم يا دروغ و عهد شكني؟ آيا پاكدامني و چشمپاكي و استغنا در جهان غالب است يا جلب توجه و حصرت جذابيت؟ آيا.... با نگاهي دقيق تر به جهان، به نظر ميرسد در حال حاضر روشهاي گوناگون توليد شعور منفي (به معني عام آن) در اخلاقيات آدميان، فراگير تر از روشهاي توليد شعور مثبت است. اين مسئه منجر به منفي بودن حاصل جمع تشعشعات شعوري بشر ميشود. در شكل زير وضعيت فعلي ما و غلبه ارسال شعور منفي، به صورت شماتيك نشان داده شده است.
ممكن است كسي از اطلاق برچسبي مثبت به خود خوشنود بوده و فيالمثل خود را موحد يا حتي سرباز مصلح موعود به حساب آورد اما به حلوا حلوا كردن دهان شيرين نميشود. كسي كه دائم شعور نفاق و چند دستگي و تفرقه توليد ميكند، چه خود راموحد بنامد چه ننامد، جزو منافقين است. به بيان كلي تر، اگر شعور منفي توليد شده هر يك از ما بيش از شعور مثبتي باشد كه به جهان ارائه ميدهيم، خواه ناخواه در زمره سربازان دجّال قرار ميگيريم. بنابراين سرباز كدام سمت بودن خود به خود در لحظه لحظه اعمال ما مشخص ميشود.
اما انسان تنها شعور خود را به جهان ارسال نميكند بلكه شعور موجود را نيز دريافت مينمايد. بشريت هر شعوري كه توليد كند، بازتاب آن را هم خواهد گرفت. اگر اكنون شعور منفي در روح جمعي بشر غالب است، بشر در حال پرداخت تقاص تشعشعات خود نيز ميباشد. عصر حاضر علارقم پيشرفتهاي علمي، عصر اضطراب و افسردگي است. دوراني است كه بشر در چرخه باطل توليد و مصرف گرفتار شده و به جهان اطراف خود نه به ديد تجليات الهي، بلكه به ديد منابعي براي مصرف نگريسته است. اين ديد در بعضي جوامع منحصر به طبيعت نبوده و حتي به انسانها نيز به چشم ابزارهاي اقتصادي يا سياسي نگاه ميشود. ديگر واي به روزي كه رذائل اخلاقي همچون دروغ، تهمت، تظاهر، رشوه، زورگويي و... در جامعهاي رواج يابد و ارتكاب اين گناهان مايه هوشمندي و لياقت محسوب شود. آن جامعه، هر نامي كه بر خود نهد روي سعادت را نخواهد ديد مگر آنكه فرد فرد افرادش تصميماتي بگيرند و روح جمعي جامعه خود را از شيطاني به رحماني تغيير دهند.
در اينجا پي به مفهوم عرفاني و كيفي گناه و ثواب ميبريم. اين كه فلان كار ثواب دارد يعني كه آن كار منبع توليد شعور مثبت و آگاهيهاي كمال بخش است. كاري كه گناه است نيز آن كاري است كه شعور منفي توليد كند و بشريت را از كمال دور سازد. تك تك ما انسانها بايد تصميم بگيريم شعور مثبت توليد كنيم. اين كار به صورت هاي مختلف، مثل احترام به آفريدههاي الهي، امكان پذير است. و در نهايت تغييري بزرگ از شعور منفي به شعوري مثبت رخ خواهد داد. مهفوم عرفاني و كيفي آخر الزمان را نيز ميتوان همين دانست.
اين تحول بزرگ همراه با يك «جنگ تشعشعاتي» خواهد بود. شبكه مثبت و منفي هريك نمايندگاني پيدا خواهند كرد كه تحت عناوين «ولي عصر» و «دجال» به ما شناسانده شدهاند. اما دجال نيز خود را منجي خواهد ناميد و در آن زمان عده زيادي در تشخيص منجي حقيقي از دجّال دچار اشتباه خواهند شد و به او خواهند گرويد. به اين صورت عموم مردم از حالت فعلي درخواهند آمد و به يكي از دو جريان ميپيوندند. وضعيت شعوري در روح جمعي جهان در عصر ظهور، احتمالا به صورت زير خواهد بود:
اما هريك از ما براي تغيير ميانگين شعوري جهانمان چه كاري ميتوانيم بكنيم؟
وظيفه و راه حل كلّي اين است كه هريك از ما طي تحولاتي مثبت، از توليد شعور منفي (گناه) فاصله گرفته و شعور مثبت ما بر تشعشعات منفيمان بچريد. اما چگونه؟ در اينجا كار از پند و نصيحت تنها پيش نميرود و اگر ميرفت بايد تاكنون رفته بود.
آنچه ميتواند كمك كند كسب آگاهي و «ادراك» است. پند و نصيحت همچون توصيف مزه و طعم سيب است اما ادراك همچون «گاز زدن» سيب. كسي كه «طعم» خوبي را ادراك كرده باشد، مشتاق آن خواهد شد و تمايلش به بدي، خود به خود كاهش مييابد. در اينجا نقش «عرفان» پر رنگ شده و اهميت كسب آگاهيهاي گوناگون عرفاني در تغيير شعور منفي به مثبت هويدا ميشود.
با اين زاويه نگاه، به موضوع «مصلح» ميرسيم. مصلح يعني كسي كه صلح را برقرار خواهد كرد. بنابراين بشر بايد در عصر پس از ظهور به يك صلح پايدار برسد كه دوباره به حالت قبل (غلبه تشعشعات منفي) باز نگردد. اين امر خظير تنها با يك جنگ و برتري نظامي، هرگز قابل تحقق نيست. در عصر ظهور بايد انسانها شيطان درون خود را تحت كنترل آورند، از كثرت به وحدت برسند، صلحي دروني و بيروني با هستي و خالق آن برقرار كنند، تا اصلاح واقعي و پايدار انجام شود وگرنه پيروزي در يك جنگ نظامي بدون رسيدن به وحدت دروني و بيروني، نتايج مقطعي خواهد داشت. بنابراين جنگ اصلي در آخرالزمان نيز جنگ شعوري است.
نكته پاياني در اين باره، بحث دعا و اهميت آن است. در بسياري از ادعيه موجود، ازضمير جمع استفاده شده و دعا كننده به جاي آنكه بگويد «من» ميگويد «ما». دعايي كه حقيقتا با نيت صحيح و خالص گفته شود در روح جمعي تاثير گذار است. در گذشته نيز تاكيد زيادي بر «دعا كردن» وجود داشته است اما اين مسئله به تدريج از حالت اصلي و موثر خود خارج شده و دعاها متوجه راه انداختن كارهاي زميني و شخصي شدهاند.
اما دعا كردن حالتي ديگر هم دارد و آن وقتي است كه دعاكننده به «حلقه روح جمعي» تجهيز شده باشد. در عرفان كيهاني ميتوان با استفاده از اين حلقه رحمانيت، پالسهاي مثبت را به روح جمعي بشر ارسال نمود. لازم به ذكر است كه سربازان شبكه منفي نيز از اين موضوع نهايت استفاده را ميبرند و دائما به روح جمعي بشر پالسهاي منفي همچون دينگريزي، استعمال مواد مخدر، مسخ شدگي و... را ارسال مينمايند. به اين صورت افراد تمايلاتي پيدا ميكنند بدون آنكه دليل اصلي اش را بدانند. اين موضوع وظيفه همراهان عرفان كيهاني را دوچندان ميكند تا مسئله روح جمعي را جدي تر گرفته و مفاهيم مثبت را در روح جمعي بيان نموده ادراك آنرا طلب نمايند. از آن جمله، و به عنوان پيشنهاد، ميتوان به درك عرفان كمال، درك تن واحده و وحدت جهان هستي، درك سبحان الله عما يصفون، درك بينامي الله، درك اليه راجعون، شناخت نماينده شبكه مثبت از منفي، اهميت راستگويي و صداقت، اهميت ارتزاق از مال حلال و.... اشاره نمود. باشد كه چه با حلقه و چه بيحلقه، دعاهاي خير و جمعي را جدي تر بگيريم.
تشكر از مدير وبلاگ رحمانيت
۱۳۸۹-۱۲-۰۹
۱۳۸۹-۱۲-۰۸
مقاله آگاهي در فيزيك
مقاله آگاهي در فيزيك
چالش ها و ضرورتها
Consciousness in Physics
Consciousness, that is our awareness of the world through our senses, is not a subject usually associated with physics. Only recently has it become acceptable to mention it because it intrudes itself into certain quantum results in a way that is both unavoidable and (so far, at least) inexplicable. This so-called “quantum enigma” invites a closer look at something as philosophical as consciousness. At the beginning of our age of science, in the seventeenth century, our awareness of the world, or our consciousness, was very much a part of what was then usually called “natural philosophy”. Its thinking went back to the Greeks, who divided the world very clearly into two realms of perception. Our world of nature, as perceived through our five senses, was the “low” world. Our consciousness, either of ourselves or of nature around us, was totally subjective and therefore unreliable. The knowledge that could be obtained by contemplation of this low world was of an equally low order. Real or true knowledge could be obtained only by contemplation of the “upper” world, which lay beyond the reach of our senses and existed quite apart from our presence in it.
To the Greeks, everything around us in nature was still full of being. It was much more alive than it is today and man was intimately connected with all kinds of natural processes and nature beings, who continued to be mentioned in tales and legends long after they had ceased to be perceived by the ordinary person. Whether all this was “really” an illusion is not the point. It was believed in, it affected people’s lives and was part of their reality, their awareness of the world, just as we today believe in quantum mechanics, although most of us have no idea how it works or even what it is.
But man was not connected only to a living nature around him then, he was also affected by forces from the stars and planets: he felt that certain plants and their planting seasons were dependent on phases of the moon, that there were intimate connections between certain metals and certain planets, gold with the sun, silver with the moon, iron with mars. lead with Saturn and so on. All these connections led to certain “humors” and character characteristics, which again depended on personal factors such as the date of one’s birth and the position of the stars at that time.
All such subjective consciousness factors lasted a long time, from the ancient Greeks and right through the Middle Ages. Then came Galileo, who saw the world very differently. He no longer felt all these connections and correspondences with nature or the stars. He no longer even felt any connection between himself, the observer, and the object observed.
The effect that Galileo had on all subsequent thinking can hardly be exaggerated. With one chop of the philosophical ax he removed the entire upper world of the Greeks and also redirected the attention of science into a very narrow field, matter and motion, which he felt, were the only two “qualities” of nature worthy of scientific investigation. As a result, modern physics recognizes only one reality: the awareness of the world through our five senses, that is to say the subjective consciousness which needs our presence.
This is becoming a bit awkward because the mathematical treatment of both relativity and quantum theory (especially the latter) requires many more dimensions than the three spatial and one time dimensions that we are aware of through our senses. This means that much ingenuity and effort must be devoted to devise some experimental proof, which can be perceived by our limited senses, of for instance the eleven dimensions that are required to explain string theory.
However, from the point of view of consciousness, the sudden appearance of Galileo so soon after the Middle Ages, raises the interesting question of a possible change or evolution of our consciousness in time. It is usually denied by most scientists that our consciousness itself has changed over time, only that the true and real consciousness, unencumbered by animistic, magical or religious baggage, has gradually emerged from the fog of the past.
There is some evidence that our consciousness of the world might indeed be capable of change, even in the short period of time between the middle Ages and the Renaissance. There is the matter of perspective, for instance. For a person to think of himself as quite separate from the object he is observing, he needs to be conscious of a certain distance between himself and that object. Western art showed this distance very clearly between the middle Ages and the Renaissance by achieving perspective. The medieval artist did not have it yet. It was invented only in the fifteenth century by Filippo Brunelleschi, the architect who designed the Duomo in Florence and who, like Galileo, was another difficult, cantankerous genius under the protection of the Medicis.
Once this cool, analytical distance between man and object had been achieved, once all interference from an unperceived upper world had been eliminated and once nature was seen as a sort of specimen on a slab, the new age of physics could begin. It went on through the Newtonian era, right up to the 1920s.
At that watershed period of physics, relativity and quantum mechanics left the investigation of the perceived objects of this world and began the investigation of other, far-off worlds in stars and galaxies beyond our unaided vision, as well as the investigation of inconceivably tiny particles, equally beyond our ordinary sight. These investigations are now beginning to approach the origins of matter and life, to the ultimate beginnings, like the Big Bang, and the limitations of our consciousness to the subjective realm of our five senses is beginning to be felt as very constricting.
Source: http://www.galileoshadow.com/?p=11
لینک بارگذاری پاور پوینت دوره فرادرمانی
| لینک بارگذاری پاور پوینت دوره فرادرمانی |
دوره فرادرماني بصورت پاور پوينت تشكر از خانم مهشید کارخانه چی |
فرادرمانی جلسه ۱ و ۲ |
فرادرمانی جلسه ۳ |
فرادرمانی جلسه ۴ |
فرادرمانی جلسه ۵ |
فرادرمانی جلسه ۶ |
۱۳۸۹-۱۲-۰۷
۱۳۸۹-۱۲-۰۳
معتبرترین خبرهای
از این پس معتبرترین خبرهای مجموعه در وبلاگ غیر رسمی عرفان کیهانی
http://interuniversalist.persianblog.ir/
و لینک کتابهای استاد و مقالات استاد و سایتها و وبلاگهای همراهان و صفحه قدیمی "حرفهای شما"
جهت ثبت روزنوشته های همه دوستان
اطلاع رسانی کنیم
در صورت فیلتر شدن این وبلاگ، به interuniversalist2.persianblog.ir و
interuniversalist3.persianblog.ir
و ... مراجعه کنید.
تازه ترین اخبار
تازه ترین اخبار
قابل توجه همراهان عزیز
در صورت عدم دسترسی مربیان محترم به سی دی، سوگند نامه ، کتاب و ...
کپی و یا دانلود آن برای همه مربیان مجاز است.
(به شرط عدم دسترسی)
***
قابل توجه کلیه همراهان گرامی
شنیدن سی دی های استاد طاهری برای همگان مجاز می باشد
حتی کسانی که به کلاسها نیامده اند
***
قابل توجه کلیه همراهان عزیز
دوستان سایمنتولوژی هم اکنون تا دفاعی لول 6 و مربیان دفاعی همگی تا دفاعی لول 8 را دارا می باشند.
دوره تشعشع دفاعی فقط تا لول 4 را دارا هستند
تازه ترین اخبار
تازه ترین اخبار
قابل توجه همراهان عزیز
در صورت عدم دسترسی مربیان محترم به سی دی، سوگند نامه ، کتاب و ...
کپی و یا دانلود آن برای همه مربیان مجاز است.
(به شرط عدم دسترسی)
***
قابل توجه کلیه همراهان گرامی
شنیدن سی دی های استاد طاهری برای همگان مجاز می باشد
حتی کسانی که به کلاسها نیامده اند
***
قابل توجه کلیه همراهان عزیز
دوستان سایمنتولوژی هم اکنون تا دفاعی لول 6 و مربیان دفاعی همگی تا دفاعی لول 8 را دارا می باشند.
دوره تشعشع دفاعی فقط تا لول 4 را دارا هستند
قابل توجه همراهان عزیز
در صورت عدم دسترسی مربیان محترم به سی دی، سوگند نامه ، کتاب و ...
کپی و یا دانلود آن برای همه مربیان مجاز است.
(به شرط عدم دسترسی)
***
قابل توجه کلیه همراهان گرامی
شنیدن سی دی های استاد طاهری برای همگان مجاز می باشد
حتی کسانی که به کلاسها نیامده اند
***
قابل توجه کلیه همراهان عزیز
دوستان سایمنتولوژی هم اکنون تا دفاعی لول 6 و مربیان دفاعی همگی تا دفاعی لول 8 را دارا می باشند.
دوره تشعشع دفاعی فقط تا لول 4 را دارا هستند
تازه ترین اخبار
تازه ترین اخبار
قابل توجه همراهان عزیز
در صورت عدم دسترسی مربیان محترم به سی دی، سوگند نامه ، کتاب و ...
کپی و یا دانلود آن برای همه مربیان مجاز است.
(به شرط عدم دسترسی)
***
قابل توجه کلیه همراهان گرامی
شنیدن سی دی های استاد طاهری برای همگان مجاز می باشد
حتی کسانی که به کلاسها نیامده اند
***
قابل توجه کلیه همراهان عزیز
دوستان سایمنتولوژی هم اکنون تا دفاعی لول 6 و مربیان دفاعی همگی تا دفاعی لول 8 را دارا می باشند.
دوره تشعشع دفاعی فقط تا لول 4 را دارا هستند
قابل توجه همراهان عزیز
در صورت عدم دسترسی مربیان محترم به سی دی، سوگند نامه ، کتاب و ...
کپی و یا دانلود آن برای همه مربیان مجاز است.
(به شرط عدم دسترسی)
***
قابل توجه کلیه همراهان گرامی
شنیدن سی دی های استاد طاهری برای همگان مجاز می باشد
حتی کسانی که به کلاسها نیامده اند
***
قابل توجه کلیه همراهان عزیز
دوستان سایمنتولوژی هم اکنون تا دفاعی لول 6 و مربیان دفاعی همگی تا دفاعی لول 8 را دارا می باشند.
دوره تشعشع دفاعی فقط تا لول 4 را دارا هستند
۱۳۸۹-۱۱-۳۰
۱۳۸۹-۱۱-۲۹
بررسی افسردگی از دو روش روانشناختی و سایمنتولوژی
بررسی افسردگی از دو روش روانشناختی و سایمنتولوژی
درمان اغلب بیماری های روانی در مشاوره مسیر طولانی و ناپیدا افقی دارد، اما در سایمنتولوژی سرعت و شفافیت مسیر درمان موجب افزایش امید و انگیزه در بیمار می شود.
افسردگی یک بیماری شایع و عمومی است، بر اساس آمار پنج درصد جمعیت در هر لحظه از افسردگی جدی رنج می برند و ده درصد در دوره ای از زندگی خود افسرده می شوند. دست کم ده درصد کسانی که با افسردگی عمده رو به رو هستند دست به خود کشی می زنند.
افسردگی شامل همه قشرها و گروههای مختلف مردم جهان می شود و در صورتی که روش درمانی قطعی و بی عارضه ای برای آن کشف شود، می تواند بسیاری از کسانی را که از این بیماری رنج می برند به یک زندگی توام با حساسیت، خلاقیت و موفقیت سوق دهد.
عوامل گوناگونی در ایجاد افسردگی نقش دارند. افسردگی به احتمال زیاد زمانی بروز می کند که عواملی متعدد به گونه ای با یکدیگر ترکیب می شوند ولی تا کنون نحوه آن به خوبی درک نشده است . بواسطه همین ترکیبات مختلف متعدد است که به انواع مختلفی از افسردگی بر می خوریم.
تشخیص افسردگی متکی به بررسی دقیق سابقه نشانه های موجود و شرایط گذشته، تاریخچه خانوادگی، معاینه بیمار از سوی پزشک، معاینه جسمانی، توجه به نظریات اعضای خانواده و بررسی های آزمایشگاهی است که هنگام تصمیم گیری درباره تشخیص و نیاز به درمان، به همه این عوامل باید توجه شود. گاه ممکن است که تشخیص روشن نباشد و به بررسی ها و مشاهدات بیشتری نیاز باشد . در مواردی بدون این تصمیم گیری ها بیمار و پزشک تصمیم به شروع درمان می گیرند، زیرا شدت پریشانی بیماری به حدی است که صبر کردن امکان ندارد.
از آن جا که عوامل مختلفی منجر به افسردگی می شوند، روش های درمانی مختلفی برای افسردگی وجود دارد. در مواقعی این درمان ها عوامل مسبب افسردگی را هدف می گیرند. اغلب این روش ها بدان جهت استفاده می شود که مفید بودنشان به اثبات رسیده و یا پزشک در استفاده از آنها آشنایی بیشتر دارد.
روان درمانی یا محبت درمانی همیشه برای افسردگی هایی که به اقدام درمانی نیاز دارند مناسب است. دارو درمانی اساس درمان افسردگی های عمده است. آثار مثبت داروهای ضد افسردگی به اثبات رسیده است. اما انتخاب بهترین داروها و به حداقل رسانیدن عوارض جانبی ناشی از آن ها و این که هنوز این دارو ها نقش درمان نشانه ها را دارند هنوز مسائل مهمی هستند که باید مد نظر قرار بگیرند.
داروهای ضد افسردگی اگر مطابق تجویز پزشک مصرف شوند، کنترل شده و بی خطر هستند، اما همه داروها در حکم شمشیرها یی دو لبه ای به شمار می آیند که عوارض جانبی نا خواسته ی آن ها اعتبار شان را مخدوش می کند.
تعریف افسردگی در سایمنتولوژی
محدودیت روش های درمانی رایج برای افسردگی ناشی از فقدان تعریفی علمی و جامع از این بیماری است. در سایمنتولوژی که نگرشی کل نگر بر انسان دارد تعریف به نسبت جامعی ارائه می گردد. از این منظر طرز تلقی فرد از محیط و جهان هستی مادی و حوادث بیرونی که توسط حواس انسان به مغز گزارش شده و پس از آن از فیلتر و چارچوبی عبور می کند "بینش" نامیده می شود. این فیلتر بر اساس طرز فکر، تجربه، برداشت های فردی و تاثیرات محیطی که از قبل برنامه ریزی شده است در ارزیابی شدت و ضعف ارزش وجودی یک حادثه و معیارهای دیگر آن نقش اصلی را ایفا می کند.
بینش همان طرز تلقی انسان از خود و جهان هستی است و ذهن، واکنش ادراکی لازم را در مقابل هر حادثه پس از عبور از این چارچوب و طبق برنامه ریزی های موجود در آن، از خود نشان داده تا ذهنیت ما در مقابل آن حادثه شکل دهد. به دنبال شکل گیری عکس العمل ذهن، نوبت به واکنش روان می رسد که تعیین کننده نوع احساس ما در مقابل هر حادثه است. بعد از این عوامل، نتیجه گیری ذهن و روان به مغز مخابره شده و این پیام های مخابراتی متا فیزیکی توسط مغز به زبان فیزیک و جسم ترجمه می شود که به صورت پیام های شیمیایی والکتریکی در عصبی به بدن منتقل می شود و پس از آن جسم مجبور به واکنش می شود. بنابراین مقابله با رخدادهای شیمیایی در بدن به وسیله ی دارو، خنثی سازی محصول فرآیندی پیچیده ای است که منشاء بیماری به شمار می آید.
متناسب با این فرایند که همه برتر از حیطه ی بدن رخ می دهد، انواع افسردگی ها متفاوت است. افسردگی ذهن، اختلال در ادراکات و افکار پلید و تمایل به خود کشی را در پی دارد. افسردگی روانی، اختلال در احساسات و حس های ناشناخته را به تبع خود دارد. آخرین مرحله افسردگی جسمی است از نشانه های آن تغییر چهره، تغییر در راه رفتن، از دست رفتن ذوق و شوق، وجد و سرور است. در این مرحله چنان افسردگی به اوج رسیده است که خمودگی ذهنی و تغییرات منفی در ادراکات و ذهنیت فرد به دیگران هم سرایت می کند و به آن افسردگی تشعشعاتی گفته می شود.
از طریق سایمنتولوژی از آنجائیکه تمام وجود انسان زیر ذره بین قرار می گیرد بنابراین تشخیص و درمان همزمان و در مدت کوتاهی انجام می شود و بیماران افسرده در این روش حداکثر در مدت یک هفته تحت درمان قرار گرفته و نتیجه مثبت می دهد.
نکته ی قابل توجه در روش سایمنتولوژی، بی عارضه بودن، بی نیازی از دارو و دیگر ابزارهای درمانی شناخته شده و عدم محدودیت آن در برابر بیماری های متنوع روانی است.
رسولی
کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره و سایمنتولوژیست
وبلاگ زلال معرفت
بررسی افسردگی از دو روش روانشناختی و سایمنتولوژی
بررسی افسردگی از دو روش روانشناختی و سایمنتولوژی
درمان اغلب بیماری های روانی در مشاوره مسیر طولانی و ناپیدا افقی دارد، اما در سایمنتولوژی سرعت و شفافیت مسیر درمان موجب افزایش امید و انگیزه در بیمار می شود.
افسردگی یک بیماری شایع و عمومی است، بر اساس آمار پنج درصد جمعیت در هر لحظه از افسردگی جدی رنج می برند و ده درصد در دوره ای از زندگی خود افسرده می شوند. دست کم ده درصد کسانی که با افسردگی عمده رو به رو هستند دست به خود کشی می زنند.
افسردگی شامل همه قشرها و گروههای مختلف مردم جهان می شود و در صورتی که روش درمانی قطعی و بی عارضه ای برای آن کشف شود، می تواند بسیاری از کسانی را که از این بیماری رنج می برند به یک زندگی توام با حساسیت، خلاقیت و موفقیت سوق دهد.
عوامل گوناگونی در ایجاد افسردگی نقش دارند. افسردگی به احتمال زیاد زمانی بروز می کند که عواملی متعدد به گونه ای با یکدیگر ترکیب می شوند ولی تا کنون نحوه آن به خوبی درک نشده است . بواسطه همین ترکیبات مختلف متعدد است که به انواع مختلفی از افسردگی بر می خوریم.
تشخیص افسردگی متکی به بررسی دقیق سابقه نشانه های موجود و شرایط گذشته، تاریخچه خانوادگی، معاینه بیمار از سوی پزشک، معاینه جسمانی، توجه به نظریات اعضای خانواده و بررسی های آزمایشگاهی است که هنگام تصمیم گیری درباره تشخیص و نیاز به درمان، به همه این عوامل باید توجه شود. گاه ممکن است که تشخیص روشن نباشد و به بررسی ها و مشاهدات بیشتری نیاز باشد . در مواردی بدون این تصمیم گیری ها بیمار و پزشک تصمیم به شروع درمان می گیرند، زیرا شدت پریشانی بیماری به حدی است که صبر کردن امکان ندارد.
از آن جا که عوامل مختلفی منجر به افسردگی می شوند، روش های درمانی مختلفی برای افسردگی وجود دارد. در مواقعی این درمان ها عوامل مسبب افسردگی را هدف می گیرند. اغلب این روش ها بدان جهت استفاده می شود که مفید بودنشان به اثبات رسیده و یا پزشک در استفاده از آنها آشنایی بیشتر دارد.
روان درمانی یا محبت درمانی همیشه برای افسردگی هایی که به اقدام درمانی نیاز دارند مناسب است. دارو درمانی اساس درمان افسردگی های عمده است. آثار مثبت داروهای ضد افسردگی به اثبات رسیده است. اما انتخاب بهترین داروها و به حداقل رسانیدن عوارض جانبی ناشی از آن ها و این که هنوز این دارو ها نقش درمان نشانه ها را دارند هنوز مسائل مهمی هستند که باید مد نظر قرار بگیرند.
داروهای ضد افسردگی اگر مطابق تجویز پزشک مصرف شوند، کنترل شده و بی خطر هستند، اما همه داروها در حکم شمشیرها یی دو لبه ای به شمار می آیند که عوارض جانبی نا خواسته ی آن ها اعتبار شان را مخدوش می کند.
تعریف افسردگی در سایمنتولوژی
محدودیت روش های درمانی رایج برای افسردگی ناشی از فقدان تعریفی علمی و جامع از این بیماری است. در سایمنتولوژی که نگرشی کل نگر بر انسان دارد تعریف به نسبت جامعی ارائه می گردد. از این منظر طرز تلقی فرد از محیط و جهان هستی مادی و حوادث بیرونی که توسط حواس انسان به مغز گزارش شده و پس از آن از فیلتر و چارچوبی عبور می کند "بینش" نامیده می شود. این فیلتر بر اساس طرز فکر، تجربه، برداشت های فردی و تاثیرات محیطی که از قبل برنامه ریزی شده است در ارزیابی شدت و ضعف ارزش وجودی یک حادثه و معیارهای دیگر آن نقش اصلی را ایفا می کند.
بینش همان طرز تلقی انسان از خود و جهان هستی است و ذهن، واکنش ادراکی لازم را در مقابل هر حادثه پس از عبور از این چارچوب و طبق برنامه ریزی های موجود در آن، از خود نشان داده تا ذهنیت ما در مقابل آن حادثه شکل دهد. به دنبال شکل گیری عکس العمل ذهن، نوبت به واکنش روان می رسد که تعیین کننده نوع احساس ما در مقابل هر حادثه است. بعد از این عوامل، نتیجه گیری ذهن و روان به مغز مخابره شده و این پیام های مخابراتی متا فیزیکی توسط مغز به زبان فیزیک و جسم ترجمه می شود که به صورت پیام های شیمیایی والکتریکی در عصبی به بدن منتقل می شود و پس از آن جسم مجبور به واکنش می شود. بنابراین مقابله با رخدادهای شیمیایی در بدن به وسیله ی دارو، خنثی سازی محصول فرآیندی پیچیده ای است که منشاء بیماری به شمار می آید.
متناسب با این فرایند که همه برتر از حیطه ی بدن رخ می دهد، انواع افسردگی ها متفاوت است. افسردگی ذهن، اختلال در ادراکات و افکار پلید و تمایل به خود کشی را در پی دارد. افسردگی روانی، اختلال در احساسات و حس های ناشناخته را به تبع خود دارد. آخرین مرحله افسردگی جسمی است از نشانه های آن تغییر چهره، تغییر در راه رفتن، از دست رفتن ذوق و شوق، وجد و سرور است. در این مرحله چنان افسردگی به اوج رسیده است که خمودگی ذهنی و تغییرات منفی در ادراکات و ذهنیت فرد به دیگران هم سرایت می کند و به آن افسردگی تشعشعاتی گفته می شود.
از طریق سایمنتولوژی از آنجائیکه تمام وجود انسان زیر ذره بین قرار می گیرد بنابراین تشخیص و درمان همزمان و در مدت کوتاهی انجام می شود و بیماران افسرده در این روش حداکثر در مدت یک هفته تحت درمان قرار گرفته و نتیجه مثبت می دهد.
نکته ی قابل توجه در روش سایمنتولوژی، بی عارضه بودن، بی نیازی از دارو و دیگر ابزارهای درمانی شناخته شده و عدم محدودیت آن در برابر بیماری های متنوع روانی است.
رسولی
کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره و سایمنتولوژیست
وبلاگ زلال معرفت
بررسی افسردگی از دو روش روانشناختی و سایمنتولوژی
بررسی افسردگی از دو روش روانشناختی و سایمنتولوژی
درمان اغلب بیماری های روانی در مشاوره مسیر طولانی و ناپیدا افقی دارد، اما در سایمنتولوژی سرعت و شفافیت مسیر درمان موجب افزایش امید و انگیزه در بیمار می شود.
افسردگی یک بیماری شایع و عمومی است، بر اساس آمار پنج درصد جمعیت در هر لحظه از افسردگی جدی رنج می برند و ده درصد در دوره ای از زندگی خود افسرده می شوند. دست کم ده درصد کسانی که با افسردگی عمده رو به رو هستند دست به خود کشی می زنند.
افسردگی شامل همه قشرها و گروههای مختلف مردم جهان می شود و در صورتی که روش درمانی قطعی و بی عارضه ای برای آن کشف شود، می تواند بسیاری از کسانی را که از این بیماری رنج می برند به یک زندگی توام با حساسیت، خلاقیت و موفقیت سوق دهد.
عوامل گوناگونی در ایجاد افسردگی نقش دارند. افسردگی به احتمال زیاد زمانی بروز می کند که عواملی متعدد به گونه ای با یکدیگر ترکیب می شوند ولی تا کنون نحوه آن به خوبی درک نشده است . بواسطه همین ترکیبات مختلف متعدد است که به انواع مختلفی از افسردگی بر می خوریم.
تشخیص افسردگی متکی به بررسی دقیق سابقه نشانه های موجود و شرایط گذشته، تاریخچه خانوادگی، معاینه بیمار از سوی پزشک، معاینه جسمانی، توجه به نظریات اعضای خانواده و بررسی های آزمایشگاهی است که هنگام تصمیم گیری درباره تشخیص و نیاز به درمان، به همه این عوامل باید توجه شود. گاه ممکن است که تشخیص روشن نباشد و به بررسی ها و مشاهدات بیشتری نیاز باشد . در مواردی بدون این تصمیم گیری ها بیمار و پزشک تصمیم به شروع درمان می گیرند، زیرا شدت پریشانی بیماری به حدی است که صبر کردن امکان ندارد.
از آن جا که عوامل مختلفی منجر به افسردگی می شوند، روش های درمانی مختلفی برای افسردگی وجود دارد. در مواقعی این درمان ها عوامل مسبب افسردگی را هدف می گیرند. اغلب این روش ها بدان جهت استفاده می شود که مفید بودنشان به اثبات رسیده و یا پزشک در استفاده از آنها آشنایی بیشتر دارد.
روان درمانی یا محبت درمانی همیشه برای افسردگی هایی که به اقدام درمانی نیاز دارند مناسب است. دارو درمانی اساس درمان افسردگی های عمده است. آثار مثبت داروهای ضد افسردگی به اثبات رسیده است. اما انتخاب بهترین داروها و به حداقل رسانیدن عوارض جانبی ناشی از آن ها و این که هنوز این دارو ها نقش درمان نشانه ها را دارند هنوز مسائل مهمی هستند که باید مد نظر قرار بگیرند.
داروهای ضد افسردگی اگر مطابق تجویز پزشک مصرف شوند، کنترل شده و بی خطر هستند، اما همه داروها در حکم شمشیرها یی دو لبه ای به شمار می آیند که عوارض جانبی نا خواسته ی آن ها اعتبار شان را مخدوش می کند.
تعریف افسردگی در سایمنتولوژی
محدودیت روش های درمانی رایج برای افسردگی ناشی از فقدان تعریفی علمی و جامع از این بیماری است. در سایمنتولوژی که نگرشی کل نگر بر انسان دارد تعریف به نسبت جامعی ارائه می گردد. از این منظر طرز تلقی فرد از محیط و جهان هستی مادی و حوادث بیرونی که توسط حواس انسان به مغز گزارش شده و پس از آن از فیلتر و چارچوبی عبور می کند "بینش" نامیده می شود. این فیلتر بر اساس طرز فکر، تجربه، برداشت های فردی و تاثیرات محیطی که از قبل برنامه ریزی شده است در ارزیابی شدت و ضعف ارزش وجودی یک حادثه و معیارهای دیگر آن نقش اصلی را ایفا می کند.
بینش همان طرز تلقی انسان از خود و جهان هستی است و ذهن، واکنش ادراکی لازم را در مقابل هر حادثه پس از عبور از این چارچوب و طبق برنامه ریزی های موجود در آن، از خود نشان داده تا ذهنیت ما در مقابل آن حادثه شکل دهد. به دنبال شکل گیری عکس العمل ذهن، نوبت به واکنش روان می رسد که تعیین کننده نوع احساس ما در مقابل هر حادثه است. بعد از این عوامل، نتیجه گیری ذهن و روان به مغز مخابره شده و این پیام های مخابراتی متا فیزیکی توسط مغز به زبان فیزیک و جسم ترجمه می شود که به صورت پیام های شیمیایی والکتریکی در عصبی به بدن منتقل می شود و پس از آن جسم مجبور به واکنش می شود. بنابراین مقابله با رخدادهای شیمیایی در بدن به وسیله ی دارو، خنثی سازی محصول فرآیندی پیچیده ای است که منشاء بیماری به شمار می آید.
متناسب با این فرایند که همه برتر از حیطه ی بدن رخ می دهد، انواع افسردگی ها متفاوت است. افسردگی ذهن، اختلال در ادراکات و افکار پلید و تمایل به خود کشی را در پی دارد. افسردگی روانی، اختلال در احساسات و حس های ناشناخته را به تبع خود دارد. آخرین مرحله افسردگی جسمی است از نشانه های آن تغییر چهره، تغییر در راه رفتن، از دست رفتن ذوق و شوق، وجد و سرور است. در این مرحله چنان افسردگی به اوج رسیده است که خمودگی ذهنی و تغییرات منفی در ادراکات و ذهنیت فرد به دیگران هم سرایت می کند و به آن افسردگی تشعشعاتی گفته می شود.
از طریق سایمنتولوژی از آنجائیکه تمام وجود انسان زیر ذره بین قرار می گیرد بنابراین تشخیص و درمان همزمان و در مدت کوتاهی انجام می شود و بیماران افسرده در این روش حداکثر در مدت یک هفته تحت درمان قرار گرفته و نتیجه مثبت می دهد.
نکته ی قابل توجه در روش سایمنتولوژی، بی عارضه بودن، بی نیازی از دارو و دیگر ابزارهای درمانی شناخته شده و عدم محدودیت آن در برابر بیماری های متنوع روانی است.
رسولی
کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره و سایمنتولوژیست
وبلاگ زلال معرفت
افسردگي و سايمنتولوژي
افسردگی، احساس غم، دلسردی و نا امیدی است که اغلب دریک بازه ی زمانی دو هفته ای، شامل اغلب روزها و ساعات روز می شود. دیگرعلایم شایع این بیماری عبارت است از: بی حوصلگی و دلزدگی، از دست دادن علاقه، ناتوانی از لذت بردن، احساس یأس، بی حالی و خستگی، بی خوابی، گاهی خواب زیاد و ناراحت، گوشه گیری اجتماعی، احساس بی ارزش بودن و مورد نیاز نبودن، بی اشتهایی یا پرخوری، یبوست، از دست دادن میل جنسی، ناتوانی در تصمیم گیری، اختلال در تمرکز، رفتار هایی نظیریک باره به گریه افتادن بدون دلیل مشخص، احساس گناه شدید به خاطر وقایع بی اهمیت یا خیالی، تحریک پذیری شدید، بی قراری، فکرکردن به خودکشی، دردهای گوناگون مانند سردرد یا درد قفسه سینه بدون شواهدی از بیماری جسمی.
منشاء بیماري
تا کنون در علل واقعی و روشنی برای این بیماری شایع ارائه نشده است. تا کنون نقش برخی عوامل زیست شناختی هم چون بیماریهای جسمی، اختلالات هورمونی و عوارض بعضی داروها بررسی شده است. عوامل اجتماعی و روانی و اختلالات ارثی نیز می توانند نقش داشته باشند. بروز این حالت اغلب با تعداد وقایع ناراحت کننده زندگی فرد ارتباط دارد.
عوامل تشدید کننده ی این بیماری را چنین بر شمرده اند: عصبانیت یا احساس دیگری که فرو خورده شده باشد. داشتن شخصیت وسواسی، منظم و جدی، تکامل گرا ،یا شدیداً وابسته، سابقه خانوادگی افسردگی، وابستگی به الکل، شکست در کار، ازدواج یا روابط با دیگران، مرگ یا فقدان عزیزان، از دست دادن شغل، خانه یا سرمایه و یاعنصر مهمی در زندگی، تغییر شکل یا نقل مکان به یک جای جدید، انجام بعضی از اعمال جراحی که در ظاهر فرد نقص ایجاد می کند، بروز یک بیماری یا معلولیت، گذر از یک مرحله زندگی به مرحله ای دیگر نظیربلوغ، یائسگی یا بازنشستگی، استفاده از بعضی از داروها مثل رزرپین، داروهای مسدود کننده بتا آدرنرژیک ، یا بنزودیازپین ها، محرومیت از داروها و مواد محرک مثل کوکائین، آمفتامین ها، یا کافئین، بیماریهایی هم چون دیابت، سرطان لوزالمعده و اختلالات هورمونی.
پیشگیری و عوارض
پیشنهاد می شود در مورد افرادی که بیشتر در معرض آسیب این بیماری قرار دارند، پیش ازتغییرات عمده زندگی، آمادگی لازم برای مواجه شدن با آن کسب شود و تا حدامکان از عوامل خطر پرهیز گردد.
در مواردی که بیماری حاد نباشد، انتظار می رود به مرور رو به بهبودی رود؛ اما با کمک گرفتن از پزشک می توان از مدت افسردگی کاست. دارو های تجویزی توسط روان شناس می تواند با ایجاد تعادل شیمیایی در بدن و مغز، نشانه های جسمی و احساسات ناگوار آن را مهار کند. باید دانست عود افسردگی شایع است و البته به لحاظ عددی درصد بهبودی بالا است، حتی اگر فرد به هنگام افسردگی، نسبت به بهبودی خود دید منفی داشته باشد.
از جمله عوارض این بیماری خودکشی است و از نشانه های هشدار دهنده ی آن گوشه گیری از خانواده و دوستان و عدم توجه به ظاهر خود، اظهار به این که فرد می خواهد همه چیز را تمام کند یا این که زیادی است و مزاحم دیگران است، شواهدی از داشتن نقشه برای خودکشی مانند نوشتن وصیت نامه یا توجه به یک سلاح قتاله و خوشحالی ناگهانی پس از احساس نومیدی طولانی مدت را می توان بر شمرد.
در صورتی که علایم خفیف تا متوسط باشند، باید روش های مراقبت از خود را پیش گیرید. به طور منظم ورزش کنید،یک رژیم غذایی متعادل و کم چرب داشته باشید، الکل مصرف نکنید، یک رژیم عادی و متعادل داشته باشید حتی اگر اشتها به غذا ندارید، کارهای عادی زندگی خود را ادامه دهید، فیلم های خنده دار و شاد ببینید، در صورت امکان به تعطیلات بروید، احساسات خود را در یک دفتر خاطرات روزانه بنویسید، سعی کنید مشکلات در روابط با دیگران را حل کنید، گرچه بهتر است که در این مقطع زمانی تصمیمات عمده نگیرید، تا حدی که می توانید فعالیت روزانه ی خود را حفظ کنید حتی اگر حوصله آن ها را ندارید.، مسئولیت های خود را تا زمان بهبودی به فرد دیگری واگذار کنید و به گروه های حمایتی در مورد افسردگی بپیوندید.
در صورتی که یکی از اعضای خانواده تان علایم افسردگی شدید دارد و یا خود احساس تمایل به خودکشی یا ناامیدی دارید باید به پزشک مراجعه کنید. اگر علایم افسردگی طولانی مدت یا نسبتاً شدید باشند برای بعضی از افراد داروهای ضد افسردگی توصیه می شود . تجویز"لیتیم" برای مواردی که دوره هایی از سرخوشی غیرطبیعی و افسردگی متناوباً رخ می دهند، رایج است.
سایمنتولوِژی
بیماری افسردگی عارضه ای نیست که یک شبه به وجود آید. اغلب تشعشعات ناشی ازاین بیماری اطرافیان را نیز درگیر می کند. دانش پزشکی چنان که مرور شد نه منشاء شناخته شده ی روشن و دقیقی برای این بیماری بسیار شایع معرفی کرده است و نه روش درمان قطعی و مطمئنی ارائه می کند. آن چه اکنون باعنوان درمان شناخته می شود روش های بسیار زمان بر و پر هزینه ای است که با شرط هم کاری و کمک خانواده و تنها در صورتی که بیمار بپذیرد که افسردگی دارد و تمام توصیه ها را انجام دهد باز هم مقطعی، محدود وچنان سطحی است که بیمارتنها توسط کنترل دارو احساس شادابی می کند و هر لحظه بیماری اش قابل بازگشت است.
شاخه ی نوینی از طب مکمل که درمان ذهن و روان را موضوع خود دارد، با ارائه ی نظریه ی بی نقصی در مورد منشاء بیماری های ذهن و روان، بدون تجویز دارو یا انجام اعمالی فیزیکی وبدون هزینه، زمینه ی درمان قطعی را فراهم می آورد. درمبانی علمی این روش درمانی که مورد تایید مراجع علمی جهان و دانشگاههای بین المللی طب مکمل قرار گرفته است، دلایل آلودگی کالبد های ذهن و روان بیمار مورد ارزیابی قرار می گیرد و با پرهیز جدی از نشانه درمانی که عوارض جبران ناپذیری را به دنبال دارد، عامل اصلی بیماری را هدف قرار می دهد.
درمان با این روش طب مکمل ایرانی دستاورد های چشمگیری را در پی داشته است و تحقیقات علمی پراکنده ای در مورد آن در حال انجام است. با عنایت به شیوع روز افزون بیماری های روانی در جامعه شایسته است در کنار روش های رایج برای آن دسته از بیمارانی که از این روش ها نتیجه نگرفته اند، پژوهش علمی آثار سایمنتولوژی بر انواع بیماری های روانی استمرار یابد.
فرنوش خدادادیان
کارشناس روانشناسی و سایمنتولوژیست
وبلاگ ابراهیم زمان
۱۳۸۹-۱۱-۲۶
متن كامل دوره هاي عرفان كيهاني
متن كامل دوره هاي عرفان كيهاني جهت استفاده عزيزان همراه عرفاني - پياده سازي سي دي هاي صوتي استاد عزيز
توصيه بسيار مهم: با رعايت"" عدم اتصال"" از طرف افرادي که هنوز حلقه و حفاظ مربوط به دوره ها را ندارند. اين فايلها فقط جهت بررسي مطالب در اختيار همگان قرار داده شده است.
عزيزان همراه عرفان کيهاني مي توانند همزمان با مطالعه مطالب دوره مربوطه، در ارتباط هم قرار بگيرند .
همراهان محترم در نظر داشته باشند اصل صداي استاد معتبر است. لذا پياده سازي محتواي سي دي صوتي لزوما تائيد صد در صدي سخنان استاد نيست.
کليه فايلها بصورت نسخه PDF مي باشد.
با آرزوي اينکه از ادراکات ناب پر نشاط باشيد.
به نام بي نام او
توصيه بسيار مهم: با رعايت"" عدم اتصال"" از طرف افرادي که هنوز حلقه و حفاظ مربوط به دوره ها را ندارند. اين فايلها فقط جهت بررسي مطالب در اختيار همگان قرار داده شده است.
عزيزان همراه عرفان کيهاني مي توانند همزمان با مطالعه مطالب دوره مربوطه، در ارتباط هم قرار بگيرند .
همراهان محترم در نظر داشته باشند اصل صداي استاد معتبر است. لذا پياده سازي محتواي سي دي صوتي لزوما تائيد صد در صدي سخنان استاد نيست.
کليه فايلها بصورت نسخه PDF مي باشد.
Term #1:
http://up.iranblog.com/images/0jmooz40n7cqcpaefq.pdf
http://up.iranblog.com/images/crmgdayzfjaioxhml2.pdf
Term #2:
http://up.iranblog.com/images/3ces6r3r52i0hk2xrmx.pdf
http://up.iranblog.com/images/lxirba2aiof7fqi2n4o4.pdf
Term #3:
http://up.iranblog.com/images/x9lyl34pfrmde7erfdf4.pdf
http://up.iranblog.com/images/hgj70sry60yva74ma09.pdf
Term #4:
http://up.iranblog.com/images/mk9ix7qyuui9wkyi5gwg.pdf
http://up.iranblog.com/images/bdgaleaopci46gqvu1f.pdf
Term #5:
http://up.iranblog.com/images/x4v4ba49dpwgazxw10an.pdf
Term #6:
http://up.iranblog.com/images/7velqryfzrutm1yjck7r.pdf
Term #7:
http://up.iranblog.com/images/3g7vjlzg47pytf19rtqk.pdf
Term #8:
http://up.iranblog.com/images/iz7b0nvdvya37wtg76v.pdf
TD:
http://up.iranblog.com/images/hc1cn194j26ekt16k6.pdf
Psymentology:
http://up.iranblog.com/images/3lscirlbny9pb1z6pftt.pdf
http://up.iranblog.com/images/oahlhfhvjk9w1jwqpxvj.pdf
۱۳۸۹-۱۱-۲۱
۱۳۸۹-۱۱-۱۹
درگذشت هنرمند قدیمی تلویزیون محسن یوسف بیک بازیگر هوشیار و بیدار
به گزارش ایران-ایران با خبر شدیم محسن یوسف بیک امروز ۱۶بهمن ۱۳۸۹ در سن ۷۰سالگی، در آسایشگاهی در شهر کرج دار فانی را وداع گفت خاطره انگیز ترین نقش این هنرمند عزیز برنامه هوشیار و بیدار در دهه ۶۰ بود
روحش شاد
۱۳۸۹-۱۰-۳۰
۱۳۸۹-۱۰-۲۷
اشتراک در:
پستها (Atom)

