۱۳۸۹-۱۰-۱۸

اطلاعیه 2

شنبه هجدهم دی 1389

اطلاعیه 2



بسم الله الرحمن الرحیم



مدت مدیدی است که عوامل وابسته به معاندین (مافیای دارو، مافیای مخدر، مغرضین سیاسی، انحصارطلبان، تنگ نظران و ...) اقدام به پخش فایل های صوتی صدای اینجانب نموده که به صورتی بریده و ناقص، مطالب غلطی را به شنونده القا می کند؛ درست مانند این که از عبارت «لا اله الا الله» فقط «لا اله» را بگوییم و از آن نتیجه گیری نماییم.

این کوردلان تصور می کنند که با این عمل شیطانی، غیر اسلامی و ... موفق به ترور شخصیتی اینجانب شده و به اهداف غیر انسانی خود نایل می شوند. در حالی که همگان از این بازی های بچگانه پیش پا افتاده مطلع بوده و به عبارتی این ترفندها دیگر قدیمی شده و فقط رسوایی طراحان آن را به همراه خواهد داشت.

در این خصوص قضاوت را به خدای بزرگ می سپاریم و از این افراد سؤال می کنیم که اگر به واسطه ی داشتن موقعیت های ویژه، خود را ملزم به پاسخگویی در پیشگاه ملت نمی دانند، در پیشگاه خداوند چگونه پاسخ خواهند گفت؟



به امید یاری حق

محمدعلی طاهری

17 دی 1389





اطلاعیه 1

شنبه هجدهم دی 1389

اطلاعیه 1



بسمه تعالی


اخیراً شاهد ترفندهای جدیدی از سوی معاندان (مافیای دارو، مافیای مخدر، مغرضین سیاسی، انحصارطلبان و ...) در جهت زیر سؤال بردن آموزه های عرفان کیهانی (حلقه) و جلوگیری از فعالیت طب های مکمل ایرانی "فرادرمانی" و "سایمنتولوژی" هستیم. به طوری که این مغرضان در ظاهر مربیان عرفان کیهانی، اقدام به انواع هتک حرمتها و بیان مطالب خلاف آموزه های این عرفان در سایتها و تالارهای گفتمان اینترنتی نموده اند تا به این وسیله چهره این مجموعه را در افکار عمومی زشت و کریه جلوه داده، زمینه حمله های بیشتری را به آن فراهم آورند. بنابراین از کلیه همراهان و دوستان درخواست می شود که از شرکت در چنین بحثها و گفتگوهای اینترنتی جداً خودداری نمایند تا چهره این مربی نماها که از عوامل معاندین هستند مشخص شده، شیوه کار آن ها بر همگان آشکار گردد. بدیهی است که پاسخگویی به سؤالات و شبهات مطرح شده، می تواند در فرصتی مناسب و در فضایی به دور از تنش و غرض ورزی صورت گیرد.

در ضمن چنین حملاتی و هرگونه اقدام خصمانه ی دیگر در قبال جریان هایی که به علت کارایی مثبت آنها مورد استقبال اقشار مختلف مردم قرار می گیرند، امری بدیهی تلقی شده و دور از انتظار نمی باشد. از همه دوستان خواهشمند است با صبر و بردباری در جهت خنثی سازی این توطئه ها نهایت همکاری را مبذول بفرمایند.


با آرزوی توفیق الهی

محمد علی طاهری

17 دی 1389

۱۳۸۹-۱۰-۱۶

كنگره بين المللي مراقبتهاي حمايتي و تسكين سرطان







از دوستان مجموعه به عمل مي آيد؛ در کنگره بین المللی مراقبتهای حمایتی و تسکین سرطان



كه فرادرمانی در این کنگره دارای یک پوستر وغرفه می باشد شرکت نمایند.



آدرس:ولنجک خیابان دانشجو خیابان کودکیار دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی



سالن امام خميني غرفه دانش افروز



(15 تا 17 دی ماه) (ساعت مراجعه از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر)




۱۳۸۹-۱۰-۰۸

پاسخ آقای نجفی به هجویات مطرح شده در سایت تابناک

پاسخ آقای نجفی به هجویات مطرح شده در سایت تابناک


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم


بسم الله الرّحمن الرّحیم




«هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ – تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ

آیا شما را با خبر کنم که شیاطین بر که برود می آیند – فرود آیند بر هر دروغگوی گناهکار».


(شعراء: 222-221)


در روزگاری قرار داریم که به قول مقام معظم رهبری، روزگار فتنه بوده و آنچه جامعه اسلامیمان بدان نیازمند است بصیرت و صداقت است. متأسفانه خط نفاق و منافقان با بهره مندی از هر وسیله و امکانی حتی ضمن توجیه تخریب حق به هر قیمتی از هر وسیله ی غیر اخلاقی و غیر اسلامی و حتی غیر انسانی بهره جسته و با حق مقابله می نمایند. چندیست در کشور عزیز اسلامیمان با رویکرد جدیدی از درمان بنام «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» آشنا شده ایم که در محافل علمی معتبر مانند دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران (ایران سابق) معرفی شده و مدارکی در اختیار فراگیران قرار گرفته است و از طرفی مطالب علمی آن در دانشگاه شاهد مورد دفاع علمی واقع و موفق به ثبت علمی شده است و نیز از طرفی در کثیری از مراکز کلینیکی تحت تست ها و آزمون های مختلف واقع شده است که نتایج بسیار مثبت آن در مجلات متعدد تخصصی علمی به اطلاع عموم رسیده است. این دو رشته علم نوین که توسط آقای دکتر محمد علی طاهری بنیانگذاری شده است، در کنگره ها و همایش های متعددی شرکت و پس از تأیید هیأت های علمی آن مراکز به اطلاع عموم رسیده است. لازم به یادآوری است از این دست می توان به همایش کشوری طب مکمل و جایگزین در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اشاره نمود که بازتاب گسترده ای در نشریات داخلی و خارجی داشته است.پس از دانشگاه ها و مراکز کلینیکی داخلی، کشورهای با سابقه در زمینه طب های مکمل مانند ارمنستان، آذربایجان و … با اطلاع از موضوع در رشته علم مذکور و انجام تحقیقات علمی مفصّل درخواست تشکیل دپارتمان های علمی در مجامع دانشگاهی و آکادمیکال خود نموده و با اعطای سه نشان دکترای افتخاری برای بنیانگذار این دو رشته طب مکمل، نهایت استقبال را از این دو علم نمودند که بازتاب حضور ایشان به صورتی گسترده در نشریات کاغذی و مجازی داخل و خارج کشور ثبت و انتشار یافته و باطلاع عموم رسیده است. در این جایگاه بر آن نیستیم تا در خصوص دو رشته فوق دفاع نموده و بر صحت و اصالت آن صحّه گذارم، چه آنکه درمان بیماری های متعدد خود که با این روش برای حقیر حجّت قلبی ایجاد نموده است. اما نکات مهمی در پیام های سراسر دروغ نشریات به واقع مجازی مطرح است که لازم است بدانها پاسخ دهم:


1- اینجانب دانش آموخته حوزه علمیّه و فرزند آیت الله العظمی حاج سیّد حسن حجّت کوه کمری (ره) و نوه حضرت آیت الله العظمی سیّد محمّد حجت کوه کمری (ره) بنیانگذار حوزه علمیّه حجتیّه قم و برادر شهید و برادر مفقود الجسد می باشم.

2- اینجانب پس از آیت الله العظمی والد معظّم، بر اساس حکم دادگاه مدنی متولّی شرعی و قانونی مدرسه مبارکه حجتیّه قم هستم.

3- نمی دانم کدام یک از اظهارات متن تبریک خلاف واقع می باشد که دوستان متعرض آن شده اند. لذا لازم است موضوع دریافت دکترا و بنیانگذاری دو رشته طب مکمل «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» توسط آقای دکتر محمد علی طاهری را به لینک های ذیل ارجاع داده، تا خداوند را بهترین شاهد و ملاک حق و باطل گرفته و قضاوت را به خدا و قلوب مؤمنان بسپارم.


سیّد مرتضی حجت کوه کمری (نجفی) – تولیت مدرسه حجتیّه قم



اثبات علمي چرا خداوند جهان، خالقي ندارد

اثبات علمي چرا خداوند جهان، خالقي ندارد

براي دريافت متن کامل بروي لينک کليک نماييد.

 
منبع : آب را گل نکنيم شايد





۱۳۸۹-۰۹-۲۵

پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389اطلاعیه

پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389


اطلاعیه



بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز شهادت امام حسین (ع)، الگوی آزادگی، حق طلبی و ظلم ستیزی را به تمامی پیروان آن حضرت تسلیت عرض می کنم و از خدای متعال توفیق در درک درس های عاشورا و عمل به آن را برای همگان خواهانم.


محمد علی طاهری

24 آذرماه 1389



عاشورا


با سلام

قبل از هر سخنی اعطای سومین دکترای افتخاری به استاد طاهری عزیزم رو به ایشان تبریک میگم. در اینجا مقاله ی آیینه عاشورای استاد که با صدای حافظ آهی از رادیو موج نجوم پخش شده رو براتون میزارم. البته یه جورایی غمگین خوندتش و آهنگ غمگین روش گذاشتن ولی به هر حال تو رادیو پخش شده.



تقدیم حضورتون...

حجم 13.8mb دانلود



منبع : وبلاگ اقای گلزادی

لاریجانی تا لاریجانی؛قانعی تا علی اوف

لاریجانی تا لاریجانی؛قانعی تا علی اوف


امروز یاد مصاحبه ای با معاون وزیر بهداشت افتادم که چند ماه قبل گفت : فرادرمانی یا سراب درمانی

و یاد صحبتهای پروفسور علی اف افتادم که پس از مدتها بررسی، استاد طاهری را مستحق دریافت دکترای افتخاری دانسته اند.

و یاد این افتادم که همان زمان که معاون وزیر بهداشت، مطرح کرده بود که پزشکان فرادرمانگر، برای تحقیقات جلو نیامده اند، جلسات متعددی با پزشکان فرادرمانگر می گذاشتند و این حرفشان آشکارا دروغ بود.



و یاد صداهای ضبط شده آقای لاریجانی افتادم که بارها و بارها در جلسات و سخنرانی های مختلف از استاد طاهری تعریف می کردند و حتی بارها به ایشان می گفتند که چه شاگردان خوبی پرورش داده اید و سطح سوالات آنها بسیار بالا است!

راستی صداها را روی وبلاگ بگذارم؟



ایام سوگواری سالار شهیدان، امام حسین (ع) هستیم .... تسلیت می گویم و رهروی راه ایشان را که همانا راه راست و صراط مستقیم بوده است از خداوند متعال خواستارم.

منبه : وبلاگ حرف راست

۱۳۸۹-۰۹-۲۳

هداء عنوان دکترای افتخاری




هداء عنوان دکترای افتخاری



ار جمهوری آذربایجان در باکو


دکتر محمد علی طاهری را دریافت کرده است دوم خود را دکترای افتخاری




For the first time an Iranian scholar was succeeded to receive his second Honorary Doctorate from an academy in Azerbaijan republic. After dedication of Honorary Doctorate from International Ecoenergy Academy of Azerbaijan republic in 2009 in Complementary and alternative medicine to Dr Mohammad Ali Taheri- founder of the complementary medicine of Faradarmani nd Psymentology- from Islamic republic of Iran; in 10th of November 2010 for the second time this outstanding scientist after submitting his scientific articles and research based books as scientific resources for these complementary and alternative medicine methods, has succeeded to receive an Honorary Doctorate from the academy of Eco-Energy of Azerbaijan republic in Baku.



ترجمه متن :



برای اولین بار یک محقق ایرانی برای دریافت دکترای افتخاری دوم خود را از آکادمی در جمهوری آذربایجان موفق بود. پس از فداکاری دکترای افتخاری از آکادمی بین المللی Ecoenergy از جمهوری آذربایجان در سال 2009 در مکمل و طب جایگزین به دکتر محمد علی طاهری ، بنیانگذار طب مکمل از Faradarmani دوم Psymentology ، از جمهوری اسلامی ایران ، در 2010 نوامبر 10 برای بار دوم این دانشمند برجسته پس از ارائه مقالات علمی خود را مبتنی بر تحقیق و کتاب به عنوان منابع علمی را برای این روش طب مکمل و جایگزین ، موفق به دریافت دکترای افتخاری از آکادمی محیط زیست انرژی از جمهوری آذربایجان در باکو.









۱۳۸۹-۰۹-۲۰

پیام تصویری


در صفحه اول وبلاگ http://ezharezohoor.blogfa.com تصویری توجه را جلب می¬کند که به نظر می رسد طراحان و مجریان این وبلاگ در جهت القای نسبت عرفان کیهانی با شیطان پرستی و امانیسم (انسان گرایی) به آن متوسل شده اند.

این افراد کذاب که جمیعا خود را یکی از همراهان عرفان کیهانی معرفی می¬کنند، در طراحی تصویر مورد نظر، از تلفیق نماد ستاره داوود (با اندکی دستکاری) و انسانی که در مرکز آن قرار داده اند، استفاده ناشیانه ای کرده اند.

ستاره داوود نمادی متشکل از دو مثلث متساوی الاضلاع در هم فرو رفته است که قاعده یکی در بالا و قاعده دیگری در پایین قرار دارد و شکل منظم و متقارن آن یک ستاره را به تصویر می¬کشد. برخی از یهودیان اعتقاد دارند که ستاره داوود نشانه آمیزش نهایت و بی نهایت، جهان دیدنی و جهان نادیدنی است. طبق نظر برخی علمای یهود شش گوشه این ستاره نشانه شش روز هفته است. آن¬ها مرکز ستاره را نماد روز هفتم می‌دانند که روز استراحت است. اما گمان می‌رود که این نشان برای اولین بار توسط ادیان شرقی و بخصوص در دین هندو استفاده شده باشد. در این دین، این ستاره نشان تعادل فکر و توازن بین خدا و انسان است.

در برخی متون کابالا (مجموعه آموزه های عرفان یهودی) دو مثلث به دوگانگی درونی انسان تعبیر شده است: خیر در برابر شر، روح در برابر جسم و غیره. در عین حال گفته می شود که دو مثلث، نمادی از رابطه دو طرفه قوم یهود و خدا است. مثلث رو به بالا، نشان دهنده کارهای خوبی هستند که به سمت بالا جریان می یابند و به نوبه خود خیر را از سمت خداوند به سمت پایین جاری می کنند.

در عین حال، این ستاره هم¬اکنون به عنوان یکی از نمادهای شیطان¬پرستی به کار می¬رود و منشأ آن همان ستاره داوود (که نزد یهودیان مقدس است) معرفی می¬شود. اما مفهومی که از سه گوشه هر مثلث از دو مثلث شکل دهنده آن مراد شده است، تأکید بر انحصار انسانیت در قوم یهود و ناشی از نوعی تفکر کابالایی است. در این تفکر، ابناء بشر به غیر از یهودیان، حیوان قلمداد می¬شوند و سه رأس مثلث، نشانه وجود انسان (هر یک از افراد قوم یهود)، حیوان انسان¬نما (سایر افراد انسانی در جامعه بشری) و حیوان (جانوران غیر بشری) می¬باشد.

به احتمال قوی و بر اساس شیوه جدید مقابله با تفکرات مختلف که انتساب آن¬ها به جریان کابالا است، طراحان وبلاگ ... که از دانش و تخصص لازم برای مقابله علمی با مبانی نظری عرفان کیهانی بی بهره اند، به استناد همین تفسیر از ستاره داوود و با مقبول جلوه دادن آن در عرفان مورد نظر، در صدد تخریب و تخطئه آن بر آمده اند و البته با افزودن بر خلاقیت خود، دو مثلث این ستاره را به صورت هرم ترسیم کرده اند تا همچنین، یادآور نماد هرم در شیطان پرستی باشد.

جالب این جا است که تنها آموزه عرفان کیهانی که می¬تواند به شکل ستاره داوود به نمایش در آید، حاکی از وجود تضاد در ماده، انرژی و مجرداتی است که ساختار جهان مادی را تشکیل می¬دهند و خود ناشی از وجودی بدون تضاد هستند. این موضوع در اندیشه اسلامی از چنان جایگاهی برخوردار است که فلاسفه مسلمان همچون ابن سینا و ملاصدرا و فلاسفه قدیم همچون فارابی به طور مستدل و به زبان فلسفه از آن دفاع کرده اند و بیان می کنند که تزاحم و تضاد از ویژگی های ذاتی عالم ماده است که بدون آن عالم ماده شکل نمی گرفت.

علاوه بر این، از نظر برخی محققان، قرآن کریم منبع معتبری برای کشف رمز ترسیم ستاره داوود، بر مبنای اعداد به کار رفته در آن است (رجوع کنید به: www.ki2100.com/meta/magic_numbers.htm). همچنین، ستاره داوود اختصار نمای ایزومتریک یک مکعب است و در معماری اسلامی کاربرد زیادی دارد. (مراجعه شود به: http://www.daneshnamah.com/index.php?option=com_content&view=article&id=64:1388-06-18-22-19-48&catid=20:maths&Itemid=3 )

انتساب انسان گرایی به عرفان کیهانی نیز چنان مضحک است که به اظهار نظر در باب آن نیازی نیست. اما برای نا آشنایان همین دعوت بس که از مطالب منتشر شده رسمی اندک اطلاعی کسب کنند تا دریابند که این عرفان در روش و هدف خود، کاملا خدامحور است و محور حرکت آن اتکا به رحمت الهی و پرهیز از اتکا به خویشتن یا هر فرد دیگری غیر از اوست؛ با پیمان "ایاک نعبد و ایاک نستعین" آغاز می¬شود و بر اساس رحمت واسعه و نامحدود الهی ادامه می¬یابد.

...





منبع : حرف راست

شنبه بیستم آذر 1389 اطلاعیه


بسم الله الرحمن الرحیم



بار دیگر شاهد فرارسیدن ماه محرم هستیم؛ ماه یادآوری معرفت و روح نهضت امام حسین (ع) و زنده ساختن حماسه بزرگ او؛ فرصتی برای نگاه مجدد به خود و یافتن طرحی نو برای رسیدن به اندیشه ای درست؛ فرصتی برای بررسی عملکرد خویش و رو به رو شدن با سؤالی بزرگ، که ما برای زنده نگه داشتن نهضت عظیم حسین (ع) چه کرده ایم.

از خداوند رحمان، درک عظمت حماسه حسین (ع) و توفیق عمل به درس های این رویداد جاویدان را خواهانم.


به امید یاری حق

محمد علی طاهری





۱۳۸۹-۰۹-۱۹

ویژه نامه تخصصی فرادرمانی - شماره



ویژه نامه تخصصی فرادرمانی - شماره




وبلاگ جدید حرف راست





بسم الله الرحمن الرحیم


اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید







دوستان مخالف عرفان حلقه



سلام؛ که مجموعه عرفان حلقه همیشه برای شما آرزوی سلام و سلامت داشته است.


با توجه به دروغ های مطرح شده در وبلاگها و سایتهای شما، بر خود لازم دانستم تا پاسخی کوچک به مسائل مطرح شده بدهم.

1- در سایتها و وبلاگهای خود به شکل وسیع مطرح کرده اید که آقای لاریجانی گفته اند : آقای طاهری حتی نماز هم نمی خوانند.

قصد بیان جزییاتی را ندارم ، اما :

جناب آقای لاریجانی! شما شاید به یاد نداشته باشید نماز ظهر و عصر پنج نفره اقامه شده در کنار استاد طاهری را، البته خیلی دور نیست، اما شاید حافظه شما یاری نکند.



ولی برای یادآوری خدمتتان عرض می کنم که اگر شما به یاد ندارید، دکتر هاشمی نیز در این جمع پنج نفره بودند که نمازی را اقامه کردید، خواهش بنده این است که از جناب آقای دکتر هاشمی بپرسید که نماز خواندن استاد طاهری را دیده اند یا خیر ... اگر دیده اند و شما به یاد آوردید شرط مسلمانی این است که این دروغ خود را تکذیب کنید.



2- در سایتهای و وبلاگهای خود به شکل وسیع مطرح کرده اید که استاد طاهری چند میلیارد پول در بانکهای خارجی به نام اعضای خانواده خود دارند.



همینجا اعلام می کنم که "اخلاق" (اگر اعتقادی به اخلاق دارید) ایجاب می کند که یا مدارک حسابهای بانکی ایشان و یا خانواده ایشان را باید ارائه کنید و یا عذر خواهی نموده و از این به بعد دروغ نگویید.



راستی، اگر مدرکی مبنی بر حسابهای میلیاردی ایشان ارائه کردید، همه این پول از آن شما... قول می دهم! اما اگر در بررسی خود مدارکی مبنی بر بدهی ایشان به دوستانی یافتید، این بدهی را هم لطفا پرداخت کنید.



3- در سایتها و وبلاگهای خود به شکل وسیع مطرح کرده اید که ایشان در روزهای ابتدایی بازداشت خود، همه چیز را انکار کرده اند و گفته اند که همه حرفها را از کتابهای مختلف برداشته اند.



قطعا در این مورد هم ، منتظر ارائه مدرک از سوی شما هستیم. اگر اینگونه بود که ایشان را 66 روز نگه نمی داشتید، و هم اکنون فیلم اعتراف ایشان در شبکه های مختلف صدا و سیما پخش شده بود!



4- وبلاگ ezharezohoor.blogfa.com را ساخته اید و با سانسور کردن و جابه جا کردن مطالب مطرح شده در کمیته عرفان در چند سال قبل، صحبتها را طوری بازسازی نموده اید که بی سر و ته و بی معنا جلوه کند.



برادران و احیانا خواهران محترم!



همگی می دانند که با بازداشت استاد طاهری، یادداشتها، صداهای ضبط شده و ... از ایشان و از دفتر یکی از دوستان به سرقت رفت. جرم سرقت این آثار و این فایلهای صوتی، جای خود؛ جرم دستکاری در فایلهای صوتی و نوشته ها و ایجاد گفته های جدید از قول استاد طاهری جای خود.



شما خودتان هم نوشته های این وبلاگ را باور نمی کنید و این نوشته های دستکاری شده شما بیشتر شبیه شوخی و مزاح شده است.

حداقل تلاش کنید اگر دروغ می گویید ، مردم باور کنند. نه اینکه به سخره گرفته شوید.



دوستان محترم!

بیایید منصفانه به نقد اندیشه ها بپردازیم و کمتر دروغ بگوییم. همه ما در تعالیم استاد طاهری، آموخته ایم که روزی خواهد رسید که کارنامه اعمال تک تک ما نمایان می شود. بیایید کاری کنیم که آن روز شرمنده نشویم و سر به زیر نیافکنیم....



والسلام علی من اتبع الهدی
19 آذرماه 1389

۱۳۸۹-۰۹-۰۹

دوشنبه هشتم آذر 1389اطلاعیه مهم

دوشنبه هشتم آذر 1389اطلاعیه مهم


بسم الله الرحمن الرحیم

شنیده¬ها حاکی از آن است که جزوه ای تحت عنوان «انسان و معرفت» به عنوان کتاب اینجانب در حال انتشار میان دوستان است. با توجه به این که کتاب مورد نظر هنوز آماده چاپ نمی باشد و تا کنون مطالب آن منتشر نشده است، اعلام می گردد متن منتشر شده، معتبر و مورد تأیید اینجانب نیست و هر گونه اقدام در زمینه انتشار آن، نوعی عداوت محسوب می شود.

محمد علی طاهری

7 آذر 1389



بررسی واژه “Psymentology”

۱۳۸۹-۰۹-۰۶

اطلاعیه مهم

پنجشنبه چهارم آذر 1389


اطلاعیه مهم

بسم الله الرحمن الرحیم



با توجه به جوسازی های مکرر و تشویش اذهان عمومی از طریق برخی رسانه­ ها و جهت کاهش ابهامات احتمالی درباره دیدگاه ­های عرفان کیهانی (که با طرح سؤالات مغرضانه و بعضا قرون وسطایی در قرن 21 به آن دامن زده می شود)، مقالاتی که قبلاً منتشر شده است، در اختیار علاقه ­مندان قرار می ­گیرد. بدیهی است همچون همیشه از هرگونه پرسش منطقی و کارشناسانه جهت پاسخگویی استقبال می­ شود.



مقالات و ویژه نامه ها از قسمت پیوندهای روزانه وبلاگ قابل دسترسی می باشند.



آرشیو پیوندها                            دانلود ویژه نامه ها







تعمقی در باب «الصلوة»


تعمقی در باب «الصلوة»



«الصلوة» را اتصالی یافتم بین خود و «او» که می‌خواهم مقیم آن باشم و با آن، ساکن سر کوی

«او»؛ می‌خواهم مقیم اتصالش شوم تا حضورش را دریابم. «الصلوة»، اتصال با او است و اتصال، برقرار کردنی است، نه خواندنی و اتصال، مقیم می خواهد؛ پس با خواندن آغاز کردم تا به مقیم شدن برسم.





«الصلوة» نقطه اشتراک وجود ما با اوست. وجود خود را در میان بگذار تا وجودش را در میان بگذارد و حس حضورش بر تو آشکار شود. این سهم شراکت تو در این پیوند است و هرگاه وجود خود را متعلق به او بدانی، دائم الصلوة خواهی شد؛ یعنی هر لحظه در اتصال با او خواهی بود و در این صورت از زبان او حرف میزنی، با چشمان او می بینی، با پاهای او راه می‌روی و همه کارهای تو برای او خواهد بود. این نهایت کمال در این زندگی و مفهوم جلوه الهی پیدا کردن در جسم است که به دنبال آن به درک وحدت عالم هستی، درک انا الحق، درک بیت الله، درک جمال او، درک حضورش و ... نائل می‌شویم و سرمایه و آگاهی لازم برای زندگی بعدی را به دست خواهیم آورد تا در آن زندگی، کوری نباشیم که به عصاکش نیازمند است.



برای اقامه «الصلوة»، می ایستم تا بگویم نظام بندگی «او» را بر پا می کنم و تعظیم (رکوع) می کنم تا نشان ادای احترام بر «او» باشد و بگویم آن چه را که خواسته است، با جان و دل پذیرفته‌ام و سجده می کنم تا بگویم به درجه تسلیم رسیده و در برابر «او» با خاک یکسان شده‌ام.

«الصلوة» یک یادآوری است. به خاک سجده می برم و از آن برمی خیزم و می ایستم تا یادآور "انا لله و انا الیه راجعون" باشد و به خاطر آورم که از اویم و بسوی او خواهم رفت و تا شوق ملاقات او روح تازه ای به کالبد من بدمد.

بعد از برقراری اتصال «الصلوة» و مقیم شدن بر سرکوی او، "به نام او" آغاز می‌کنم؛ اما به چه نامی؟! او که نام ندارد و نام متعلق به جهان ما یعنی جهان تضاد است که همه چیز باید نامی داشته و موصوف باشد!



اما او در هر جهانی متناسب با آن جهان نام و نام هایی دارد و نام او تجلی او در آن جهان است. در این جا نیزکلمات لباس جسم پوشیده و نشانه هایی از نام مقدس اوست و هر جزئی از اجزاء عالم هستی نامی است از نام های او. باد و باران، ماه و خورشید، زمین و آسمان و هر سو که نظر اندازیم، روی اوست و هر چه را که بخوانیم نام او تا این جبرانی باشد بر کوتاهی آستانه فهم ما که با نگاه کردن به ماه، پی به خورشید تابان می بریم و با نگاه به تجلیات «او»، او را در می یابیم و "بسم الله " یعنی به نام او یعنی به نام همه تجلیاتش و این نام با عظمت، لزوم نگاه احترام آمیز ما بر تجلیات او یعنی احترام قائل شدن برای جهان هستی را خاطر نشان می کند.



عالم محضر اوست و محضر او جلوه شکوه مندش و جلوه او نام اوست که بدان وسیله شناخته می شود. هر چه را نگاه کنیم، جلوه اوست و هر چه راکه بخوانیم نام او.

در «الصلوة» با گفتن "رحمان" به یاد می آورم رحمانیتش را که به طور عام، همه ما را در زیر چتر خود قرار داده و ریسمانی ناگسستنی را برای مشتاقان راهش آویخته است تا چه کسی بر آن چنگی بزند و خود را از عالم کثرت رهانیده و به سوی وحدت ناب بالا بکشد. پس کسی که از این ریسمان رحمانیت غافل است، آواره ای است بی پناه. به یاد می آورم که او با این فیض عام خود، چه تسهیلاتی را برای بالا کشیدن ما قرار داده است که بدون وجود آن ها امکان صعود بسیار مشکل می شد.



و رحیم بودن او را به خاطر می آورم تا تدابیر هوشمندانه اش را از نظر بگذرانم و دریابم چگونه برای این که به سویش رویم و در وحدت محض قرار گیریم، مرگ را طراحی کرد تا این امر ممکن شود و ما دور از او در جاودانگی نباشیم و هنگام رسیدن به او نیز اثری از آثار عالم تضاد را با خود به همراه نداشته باشیم.

او را شکر می کنم؛ او را که خدای عالم تضاد و بی تضادی، ابعاد و بی ابعادی، نام و بی نامی، کثرت و وحدت، نیازمندی و بی نیازی و... است؛ اما شکری که همه ذرات وجود انسان آن را فریاد می زند؛ چنان که مانند سیل و جریانی خروشان از درون می جوشد و سد وجود یارای نگهداری آن را ندارد؛ جریانی که به گونه ای خود جوش وجود را می شکافد و خود را آشکار می کند.



«الصلوة»، صرفاً به جا آوردن تشریفات، ادای جملات و انجام حرکاتی مشخص نیست و این گونه نگاه کردن به آن سبک شماردن اتصال با «او» است. «الصلوة»، آغاز و تجدید پیمان ها و تعهدات است؛ از پیمان " ایاک نعبد و ایاک نستعین" گرفته تا تعهداتی که به دنبال آن ضرورت می یابد: زکات، انفاق، خمس. اگر در جامعه ای فقیر و یتیمی بی سرپناه و گرسنه وجود داشته باشد، معلوم می شود که تعهدات مربوط به برپایی «الصلوة» اجرا نشده است و در این صورت است که خداوند می فرماید وای بر نمازگزاران، آنانی که در این امر سهل انگاری می کنند و این سهل انگاری باعث باز داشتن از احسان و گرسنه ماندن عده ای می شود. گرسنه بر سیر، حقی خدایی دارد که باید ادا شود و این تعهدات عملی «الصلوة» متضمن کیفیت و تکمیل کننده آن خواهد بود و بدون آن انجام تشریفات و ادای جملات و انجام حرکات از هر کسی بر می آید.



دعوی عشق ز هر بوالهوسی می آید دست بر سر زدن از هر مگسی می آید

«صائب تبریزی»



پس به کوچه و خیابان برویم و اگر گدایی مشاهده کردیم، به خود آییم که وای بر نمازگزاران. جامعه ای که در آن گدا و درمانده و گرسنه باشد، «الصلوة» نماز گزارانش، تشریفاتی بیش نیست و تا مقیم شدن بر سر کوی یار، فاصله بسیاری دارد.





محمد علی طاهری



تعمقی در باب «الصلوة»


تعمقی در باب «الصلوة»



«الصلوة» را اتصالی یافتم بین خود و «او» که می‌خواهم مقیم آن باشم و با آن، ساکن سر کوی

«او»؛ می‌خواهم مقیم اتصالش شوم تا حضورش را دریابم. «الصلوة»، اتصال با او است و اتصال، برقرار کردنی است، نه خواندنی و اتصال، مقیم می خواهد؛ پس با خواندن آغاز کردم تا به مقیم شدن برسم.





«الصلوة» نقطه اشتراک وجود ما با اوست. وجود خود را در میان بگذار تا وجودش را در میان بگذارد و حس حضورش بر تو آشکار شود. این سهم شراکت تو در این پیوند است و هرگاه وجود خود را متعلق به او بدانی، دائم الصلوة خواهی شد؛ یعنی هر لحظه در اتصال با او خواهی بود و در این صورت از زبان او حرف میزنی، با چشمان او می بینی، با پاهای او راه می‌روی و همه کارهای تو برای او خواهد بود. این نهایت کمال در این زندگی و مفهوم جلوه الهی پیدا کردن در جسم است که به دنبال آن به درک وحدت عالم هستی، درک انا الحق، درک بیت الله، درک جمال او، درک حضورش و ... نائل می‌شویم و سرمایه و آگاهی لازم برای زندگی بعدی را به دست خواهیم آورد تا در آن زندگی، کوری نباشیم که به عصاکش نیازمند است.



برای اقامه «الصلوة»، می ایستم تا بگویم نظام بندگی «او» را بر پا می کنم و تعظیم (رکوع) می کنم تا نشان ادای احترام بر «او» باشد و بگویم آن چه را که خواسته است، با جان و دل پذیرفته‌ام و سجده می کنم تا بگویم به درجه تسلیم رسیده و در برابر «او» با خاک یکسان شده‌ام.

«الصلوة» یک یادآوری است. به خاک سجده می برم و از آن برمی خیزم و می ایستم تا یادآور "انا لله و انا الیه راجعون" باشد و به خاطر آورم که از اویم و بسوی او خواهم رفت و تا شوق ملاقات او روح تازه ای به کالبد من بدمد.

بعد از برقراری اتصال «الصلوة» و مقیم شدن بر سرکوی او، "به نام او" آغاز می‌کنم؛ اما به چه نامی؟! او که نام ندارد و نام متعلق به جهان ما یعنی جهان تضاد است که همه چیز باید نامی داشته و موصوف باشد!



اما او در هر جهانی متناسب با آن جهان نام و نام هایی دارد و نام او تجلی او در آن جهان است. در این جا نیزکلمات لباس جسم پوشیده و نشانه هایی از نام مقدس اوست و هر جزئی از اجزاء عالم هستی نامی است از نام های او. باد و باران، ماه و خورشید، زمین و آسمان و هر سو که نظر اندازیم، روی اوست و هر چه را که بخوانیم نام او تا این جبرانی باشد بر کوتاهی آستانه فهم ما که با نگاه کردن به ماه، پی به خورشید تابان می بریم و با نگاه به تجلیات «او»، او را در می یابیم و "بسم الله " یعنی به نام او یعنی به نام همه تجلیاتش و این نام با عظمت، لزوم نگاه احترام آمیز ما بر تجلیات او یعنی احترام قائل شدن برای جهان هستی را خاطر نشان می کند.



عالم محضر اوست و محضر او جلوه شکوه مندش و جلوه او نام اوست که بدان وسیله شناخته می شود. هر چه را نگاه کنیم، جلوه اوست و هر چه راکه بخوانیم نام او.

در «الصلوة» با گفتن "رحمان" به یاد می آورم رحمانیتش را که به طور عام، همه ما را در زیر چتر خود قرار داده و ریسمانی ناگسستنی را برای مشتاقان راهش آویخته است تا چه کسی بر آن چنگی بزند و خود را از عالم کثرت رهانیده و به سوی وحدت ناب بالا بکشد. پس کسی که از این ریسمان رحمانیت غافل است، آواره ای است بی پناه. به یاد می آورم که او با این فیض عام خود، چه تسهیلاتی را برای بالا کشیدن ما قرار داده است که بدون وجود آن ها امکان صعود بسیار مشکل می شد.



و رحیم بودن او را به خاطر می آورم تا تدابیر هوشمندانه اش را از نظر بگذرانم و دریابم چگونه برای این که به سویش رویم و در وحدت محض قرار گیریم، مرگ را طراحی کرد تا این امر ممکن شود و ما دور از او در جاودانگی نباشیم و هنگام رسیدن به او نیز اثری از آثار عالم تضاد را با خود به همراه نداشته باشیم.

او را شکر می کنم؛ او را که خدای عالم تضاد و بی تضادی، ابعاد و بی ابعادی، نام و بی نامی، کثرت و وحدت، نیازمندی و بی نیازی و... است؛ اما شکری که همه ذرات وجود انسان آن را فریاد می زند؛ چنان که مانند سیل و جریانی خروشان از درون می جوشد و سد وجود یارای نگهداری آن را ندارد؛ جریانی که به گونه ای خود جوش وجود را می شکافد و خود را آشکار می کند.



«الصلوة»، صرفاً به جا آوردن تشریفات، ادای جملات و انجام حرکاتی مشخص نیست و این گونه نگاه کردن به آن سبک شماردن اتصال با «او» است. «الصلوة»، آغاز و تجدید پیمان ها و تعهدات است؛ از پیمان " ایاک نعبد و ایاک نستعین" گرفته تا تعهداتی که به دنبال آن ضرورت می یابد: زکات، انفاق، خمس. اگر در جامعه ای فقیر و یتیمی بی سرپناه و گرسنه وجود داشته باشد، معلوم می شود که تعهدات مربوط به برپایی «الصلوة» اجرا نشده است و در این صورت است که خداوند می فرماید وای بر نمازگزاران، آنانی که در این امر سهل انگاری می کنند و این سهل انگاری باعث باز داشتن از احسان و گرسنه ماندن عده ای می شود. گرسنه بر سیر، حقی خدایی دارد که باید ادا شود و این تعهدات عملی «الصلوة» متضمن کیفیت و تکمیل کننده آن خواهد بود و بدون آن انجام تشریفات و ادای جملات و انجام حرکات از هر کسی بر می آید.



دعوی عشق ز هر بوالهوسی می آید دست بر سر زدن از هر مگسی می آید

«صائب تبریزی»



پس به کوچه و خیابان برویم و اگر گدایی مشاهده کردیم، به خود آییم که وای بر نمازگزاران. جامعه ای که در آن گدا و درمانده و گرسنه باشد، «الصلوة» نماز گزارانش، تشریفاتی بیش نیست و تا مقیم شدن بر سر کوی یار، فاصله بسیاری دارد.





محمد علی طاهری



تبریک عید غدیر

پنجشنبه چهارم آذر 1389


تبریک عید غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

فرا رسیدن عید غدیر، جشن گزینش ابر انسان دنیای معرفت، حضرت علی (ع) را به تمامی شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم و از خداوند متعال، آرزوی توفیق روز افزون در پیگیری راه آن حضرت را خواهانم.



محمد علی طاهری

4 آذر 1389





تبریک عید غدیر

پنجشنبه چهارم آذر 1389


تبریک عید غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

فرا رسیدن عید غدیر، جشن گزینش ابر انسان دنیای معرفت، حضرت علی (ع) را به تمامی شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم و از خداوند متعال، آرزوی توفیق روز افزون در پیگیری راه آن حضرت را خواهانم.



محمد علی طاهری

4 آذر 1389