۱۳۹۴-۰۳-۲۸

احتمال حکم اعدام برای محمد علی طاهری شدت گرفته است

احتمال حکم اعدام برای محمد علی طاهری شدت گرفته است
به نقل قول پیج خبرنگار عرفان حلقه
در حالی چند هفته از آخرین دادگاه محمدعلی طاهری به اتهام ارتداد و فساد فی الارض می گذرد، گمانه زنی ها برای احتمال حکم اعدام برای وی شدت گرفته است.
به گزارش خبرنگار عرفان حلقه منابع غیر رسمی خبر از بریده شدن حکم اعدام برای این محقق ایرانی داده اند و این خبر غیر رسمی نگرانی گسترده فرادرمانگران و فعالان حقوق بشر را در پی داشته است.
گفتنی است محمد علی طاهری پیش از این در ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ به اتهام توهین به مقدسات و و ادعای الهام و دریافت آگاهی توسط دادگاه عمومی و انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود و این روزها منتظر حکم دادگاه نهایی خود به اتهام فساد فی الارض است.
منبع خبر : خبرنگار عرفان حلقه
https://www.facebook.com/Khabarnegar?ref=ts&fref=ts
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

۱۳۹۴-۰۳-۲۷

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد من معنوي و انتقال به زندگي بعد

احضار همراهان عرفان حلقه براي اجراي حكم

 چهار نفر از همراهان عرفان حلقه براي اجراي حكم زندان ،تلفني احضار شدند. به گزارش خبرنگار عرفان حلقه ؛اردشير شهنواز، محمدرضا افشار، ليلا جماعت و محمد تاجيك پازوکی به منظور اجراي حكم زندان تلفني از سوی دایره اجرای احکام احضار شدند. بنا به اين گزارش آقایان اردشير شهنواز به پنج سال حبس ، محمد تاجيك پازوکی به پنج سال حبس، محمدرضا افشار به دو سال حبس و خانم لیلا جماعت به یک سال حبس محكوم شده اند. گفتني است ؛حكم اين چهار تن از همراهان عرفان حلقه در دادگاه تجديد نظر تاييد شده است.
منبع خبر : خبرنگار عرفان حلقه
https://www.facebook.com/Khabarnegar?ref=ts&fref=ts
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

۱۳۹۴-۰۳-۲۵

مجازات سنگین عرفان حلقه‌ای‌ها؛ تایید احکام ۷ تن از مربیان و فعالان

مجازات سنگین عرفان حلقه‌ای‌ها؛ تایید احکام ۷ تن از مربیان و فعالان



به نقل قول وب سایت سحام نیوز
احکام قضایی ۷ تن از فعالین عرفان حلقه در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی پورعرب عینا تأیید شد.
به گزارش «سحام»، احکام قضایی ۷ تن از مربیان و فعالان عرفان حلقه در حالی توسط قاضی پورعرب و دادگاه تجدید نظر تایید شده است که پیش از این، احکام بدوی جمعی از فعالین عرفان حلقه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست احمدزاده صادر شده بود.
تعدادی از این افراد به دلیل برگزاری دوره‌های آموزشی عرفان حلقه و یا عضویت در کمیته‌های تخصصی در زمان آزادی «محمدعلی طاهری» با اتهاماتی نظیر توهین به مقدسات، دخالت در امور پزشکی و کسب مال نامشروع محاکمه شدند. تعدادی نیز به دلیل شرکت در تجمعات با هدف حمایت از آقای «محمدعلی طاهری» بنیان‌گذار عرفان حلقه با اتهام اخلال در نظم عمومی محاکمه گردیدند.
گفتنی است محمدعلی طاهری در حالی پنجمین سال از محکومیت خود را سپری می‌کند که پرونده‌ی وی به اتهام افساد فی‌الارض در حال بررسی است و تاکنون دو جلسه دادگاه در تاریخ ۶ اسفند ۹۳ و دیگری در تاریخ ۹ اردیبهشت ۹۴ به منظور رسیدگی به این پرونده تشکیل شده است.
دادگاه بنیان‌گذار عرفان حلقه در حالی برگزار شده که بسیاری از شاگردان، نگران سلامتی «محمدعلی طاهری» پس از اعتصاب غذاهای پی در پی او هستند. این شاگردان مصرانه خواهان ملاقاتی هر چند کوتاه با محمدعلی طاهری هستند که تا این لحظه، خواسته آن‌ها از سوی نیروهای امنیتی اجابت نشده است.
عدم اجابت این خواسته توسط ماموران در حالی صورت می‌گیرد که پیش‌تر در پی درخواست‌های مکرر شاگردان آقای طاهری، به آن‌ها اجازه داده شده بود در مدتی کوتاه با استاد خود صحبت کنند تا نگرانی‌های ناشی از عدم سلامتی وی، مرتفع شود. اما عدم اجابت خواسته‌ اخیر و به حق شاگردان آقای طاهری- که پس از اعتصاب غذاهای مکرر نگران جان استاد خویش هستند – این گمانه را تقویت کرده که سلامت جسمانی آقای طاهری به خطر افتاده و ماموران از بیم واکنش شاگردان وی، اجازه تماس با معتمدین را صادر نمی‌کنند؛ نگرانی‌ای که «شهناز نیرومنش» از شاگردان محمدعلی طاهری به آن اصرار دارد و معتقد است که سلامتی آقای طاهری در زندان به خطر افتاده است.
به گزارش «سحام»، احکام بدوی ۲۵ تن از فعالین عرفان حلقه به شرح زیر است:

۱- اردشیر شهنواز پنج سال حبس
۲- ناهید بهشید پنج سال حبس
۳- عبدالاحد جلیل‌زاده پنج سال حبس
۴- محمد تاجیک پازوکی پنج سال حبس
۵- فهیمه اعرفی پنج سال حبس
۶- زیبا پورحبیب سه سال حبس
۷- محمدرضا شکراییان سه سال حبس
۸- محمدرضا افشار دو سال حبس
۹- محمدرضا فرهمندنیا دو سال حبس
۱۰- خانم راستگو دو سال حبس
۱۱- آمنه جابری دو سال حبس
۱۲- لیلا جعفری دو سال حبس
۱۳- زهرا یزدانی دو سال حبس
۱۴- دکتر سروش عازمی‌خواه دو سال حبس
۱۵- سیدعبدالرضا میرآقاسی دو سال حبس
۱۶- لیلا جماعت یک سال حبس
۱۷- نرگس فرهادی یک سال حبس و سه ضربه شلاق
۱۸- معصومه ضیاء یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق
۱۹- علیرضا لاچین یک سال حبس
۲۰- دکتر پروین بهارزاده یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۱- مهدی نیرومنش یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۲- دکتر ویدا پیرزاده یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۳- زهرا جلیلی یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۴- مهری شیخو یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۵- سید مرتضی حجت نجفی پنج سال حبس

از این میان احکام این افراد عینا تایید شده است:

– محمد تاجیک پازوکی
– لیلا جماعت
– معصومه ضیاء
– دکتر سروش عازمی‌خواه
– سید مرتضی حجت نجفی
– دکتر پروین بهارزاده
– دکتر ویدا پیرزاده
منبع خبر : خبرگزاری سحام نیوز
http://sahamnews.org/2015/06/284582
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

۱۳۹۴-۰۳-۲۴

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد من معنوي و اطلاعات مثبت و منفي

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد من معنوي مثبت در اغما قراردارد

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد من معنوي مثبت در اغما قراردارد

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد کمک گرفتن از من معنوي

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد تعريف من معنوي قسمت اول

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد بازتابهاي مثبت و منفي در من معنوي

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد آيا درمان توسط من معنوي انجام ميشود

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد توجه به اصل در ارتباط من معنوي

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد در چند جا بودن من معنوي

توضيحات استاد محمد علي طاهري در مورد درخواست مستقيم از من معنوي

۱۳۹۴-۰۳-۲۳

عدم شناخت ، فهم و درک جهان دو قطبی

عدم شناخت ، فهم و درک جهان دو قطبی

یکی از بزرگ ترین مشکلات بینشی انسان در رابطه با عدم شناخت، فهم و درک جهان دو قطبی است. یعنی او به چیستی جهان دو قطبی(جهان تضاد) و منظور از آن پی نبرده است و یا اگر به آن واقف است، در عمل به این آگاهی مهم توجهی ندارد. اساس و خمیر مایه ی جهان دو قطبی که انسان در آن قرار دارد، همان دو قطبی بودن و تضاد است. خداوند دو شبکه ی مثبت و منفی را آفرید و انسان را در وضعیت انتخاب بین این دو شبکه قرار داد؛ در حالی که میل به این دو را نیز در وجود او نهاد تا بتواند به اختیار خود هر یک از این دو شبکه ی متضاد را انتخاب و به سوی آن حرکت کند: «فَأَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها: سپس پلیدکاری و پرهیزگاری اش را به او الهام کرد» (سوره ی الشمس آیه ی 8 .

این آزمایش بزرگی است که پختگی و کار آزمودگی به دنبال دارد و بدون آن هرگز در جهان هستی تجربه ای متعالی ایجاد نمی شد.

اما انسان فراموش می کند که در کجا قرار دارد و منظور از آفرینش این دنیای پر از تضاد چیست. دنیایی که در یک سو فساد، ظلم و بی عدالتی و ... و در سوی دیگر آن حق و عدالت، ایثار و فداکاری و ... در جریان است. برخی افراد فکر می کنند که در طراحی خلقت اشتباهی رخ داده است و یا خداوند نسبت به ظلم و فساد بشر در زمین بی اطلاع یا بی تفاوت است. در حالی که از همان ابتدای خلقت حتی ملائک نیز به علت تسلط بر زمان (عدم وجود زمان برای آن ها) می دانستند که چه اتفاقاتی خواهد افتاد و انسان چگونه رفتار خواهد کرد.

تقریباً بسیاری از انسان ها در مواجه با ظلم به سرعت به خداوند اعتراض می کنند که چرا ظلم و بی عدالتی وجود دارد و گاهی به محض برخورد با ظلم و بی عدالتی، فقر و گرسنگی و ... خشمگین و ناراحت فریاد می زنند که "پس خدا کجاست؟ مگر نمی بیند که چه فساد و ظلمی انسان را در بر گرفته است؟". برخی نیز به دنبال این اعتراض و شکایت می گویند: "من این خدا را دیگر قبول ندارم."

آن ها فراموش کرده اند که طراح و خالق خیر و شر خود خداوند است و اگر می خواست که شری نباشد، جهانی می آفرید که در آن نه ظلمی وجود داشت و نه فسادی. در این صورت جهان، جهان ملایک بود و هنر انسان در غلبه بر شر، در هستی به ظهور نمی رسید.

اگر به حالت اعتراض این سوأل را طرح کنیم که چرا فرعون و امثال او پا به هستی گذاشته اند و یا بپرسیم که چرا ظلم وجود دارد، پاسخ این است که یک مساله مهم را نادیده گرفته ایم و آن، این است که جهان دو قطبی آفریده شده است و ما در میان دو قطب متضاد آن قرار گرفته ایم تا در آزمایشی بزرگ، خیر و شر را تجربه کنیم و بتوانیم با انتخاب خود، مسیر کمال را بیابیم و از ظلمت به سوی نور برویم و با این عمل توانایی و قابلیت ویژه ی خود را در جهان هستی نشان دهیم. اما اگر سمت و سو و انتخاب در میان نبود و جهان به جای دو قطبی بودن، تک قطبی بود، از آزمایش گریخته بودیم و صورت مساله پاک شده بود و طرح آفرینش انسان به هیچ هدفی منتهی نمی شد. در واقع ظلم و بی عدالتی و ... لازمه ی جهان دو قطبی و جزء لاینفک آن است که انسان باید با رسیدن به آگاهی و ادراکات مربوط به آن، خود را از آن باز دارد و راضی به ظلم نسبت به دیگران و هستی نباشد. ما می توانیم با ظلم مبارزه کنیم و می توانیم با آن همراه شویم؛ یعنی یا راه امام حسین(ع) را برویم و یا راه یزید را.

بنابراین، در جهان هستی مادی، قانون تضاد حاکم است و انسان در دل این تضاد قرار داشته، از آن جدا نیست تا موضع خود را در مقابل این تضاد مشخص کرده، تکلیف خود را پیدا کند و به آن جامه ی عمل بپوشاند؛ نه این که به اصل صورت مسئله اعتراض کند که چرا تضاد وجود دارد. باید به این نکات توجه داشته باشیم و همچنین بدانیم که عدم درک تضاد حاکم بر زندگی انسان و اعتراض به وجود آن، به خودی خود موجب افزایش تضاد بین انسان و خالق می شود که منجر به سردرگمی و خودخوری بیشتر شده، در عین حال مشکلی را نیز حل نمی کند. علاوه بر این، طرح این اعتراض ها و چراها انرژی ذهنی را هدر می دهد و موجب حرص خوردن، خودخوری و ... شده، نتیجه ای جز بیماری برای انسان نخواهد داشت.

انسان زندگی بر کره خاکی را برای این آغاز نکرده است که نسبت به خلق تضاد اعتراض کند. او برای این آفریده شده است که تضاد را تحت کنترل خود درآورد و به این وسیله قابلیت وجودی خود را به هستی عرضه کند؛ همان قابلیتی که خداوند با علم به آن، در پاسخ به اعتراض ملایک درباره ی خلقت انسان فرمود" إنی أعلم ما لا تعلمون: من چیزی می دانم که شما نمی دانید" (30- بقره).

عدم شناخت، فهم و درک مسیر و مقصد

""عدم شناخت، فهم و درک مسیر و مقصد"" :

انسان در هر لحظه به دنبال مقاصدی بوده ، برای رسیدن به آنها مسیرهایی را ترسیم می کند. در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا فقط مقصد اهمیت دارد و طی کردن مسیر مهم نیست ؟

فرض کنید قصد داریم به سفری برویم که مقصد آن مشخص است و برای آن بهترین مسیر و وسیله نقلیه را نیز در نظر میگیریم. در این صورت آیا فقط رسیدن به مقصد مهم است و طی مسیر ارزشی ندارد ؟ و به طور کلی آیا در زندگی مسیر مهمتر است یا مقصد ؟

فرض کنید که می خواهیم با اتوبوس سفری از تهران به زاهدان داشته باشیم. به محض حرکت ، فردی از بین مسافرین از جایش بلند می شود و خطاب به همه ی حاضرین می گوید:
" خانم ها و آقایان! من یک جادوگر هستم و قادرم برای شما کارهای شگفت انگیزی انجام دهم. من می توانم کاری کنم که زمان مورد نیاز برای این مسافرت طولانی در یک چشم به هم زدن سپری شود . شما هم اکنون به مقصد برسید و این زمان خسته کننده را در یک لحظه بگذرانید . آیا شما مایلید برایتان این کار شگفت انگیز را انجام دهم ؟ "
حال هر یک از ما چه تصمیمی خواهیم گرفت ؟ در مورد انتخاب مسافرین دیگر چهحدسی می زنید ؟ می توان حدس زد که تقریبا همه ی مسافرین با این پیشنهاد موافقت خواهند کرد .

در زندگی طی مسیر با ارزش تر است یا رسیدن به مقصد ؟
برای پاسخ به این سوال باید بدانیم سرمایه ای در اختیار داریم که همان طول زندگی (عمر) ماست. این سرمایه برابر است با مجموع زمان مسیرها و مقصد ها . یعنی :

"زمان مقصد + زمان مسیر = طول زندگی و عمر"

برای طی کردن همه مسیرها زمان مشخصی وجود دارد. برای مثال زمان لازم برای طی کردن مسیر تهران تا زاهدان با اتوبوس 20 ساعت است. اما زمان رسیدن به هر مقصد بیش از یک لحظه نیست و در این مثال به اندازه ی یک ترمز کردن است. همین که اتوبوس به ترمینال برسد و راننده اتوبوس را متوقف کند و ترمز دستی را بکشد ، این مسیر تمام شده است و به مقصد رسیده ایمو مقصود همه مسافرین که رسیدن به این شهر بوده است، حاصل شده است و از این جا مقصد دیگری آغاز می شود و همه به دنبال وسیله ای می گردند که خود را به مقصد بعدی برسانند. در اینصورت آنها باید مسیر دیگرس را طی کنند تا به مقصد بعدی مورد نظر برسند.

"زندگی یعنی گذران همین مسیرها و مقصد ها . "

زمان مقصد صفر ثانیه است ( یک لحظه ) . برای مثال ، چند ماه زحمت می کشیم و وقت می گذاریم و در یک لحظه گواهی نامه رانندگی خود را دریافت می کنیم. یعنی مقصدی به نام گواهی نامه رانندگی را برای خود در نظر می گیریم و برای رسیدن به آن تلاش می کنیم تا سرانجام روزی آن را بدست می آوریم. اما در همان لحظه که آن را میگیریم ( در لحظه رسیدن به مقصد ) این مقصد پشت سر گذاشته می شود.

بنابراین زمان رسیدن به مقصد حدود صفر ثانیه است و لحظه ای بیشتر به حساب نمی آید. از این رو، در اصل ، زندگی برابر است با زمان طی "مسیر" ؛ یعنی در واقع ، زندگی همان "مسیر" است.

"زمان طی مسیر = زندگی"

اما در زندگی اغلب افراد، فقط مقصدها ارزش دارد و آنها خواهان مسیرهایی که به این مقصد ها ختم می شوند ، نیستند. همه این افراد مسیر ها را فدای مقاصد خود می کنند . زیرا به شدت خواستار این هستند که هر مسیری به سرعت طی شود و زمان به سرعت سپری گردد تا زود تر به مقصد مورد نظر خود برسند... این مقاصد گاهی رفتن به شهر یا مکان دیگر است ، گاهی صاحب فرزند شدن ، گاهی گرفتن مدرک تحصیلی ، صاحب خانه شدن و ....

انسان در هر لحظه در حال تعیین مقصدی است و همین که آن را تعیین کرد ، دیگر به آن مقصد چشم دوخته و مسیر را نمی بیند و حاضر است همه زمانی را که برای طی آن مسیر لازم است به سرعت سپری کند و آن را در یک لحظه جا بگذارد تا در عوض مقصد مورد نظر خود را در اختیار داشته باشد . بنابراین آنگونه که باید ، از مسیر استفاده نمی کند و لذت نمی برد. به همین دلیل نیز زندگی نمی کند . همه ی افراد بعد از سپری شدن سالهایی از عمرشان می گویند "نمی دانیم چرا عمر مثل برق و باد گذشت " ولی اغلب کسی به این نکته واقف نیست که این اشکال از سوی خود اوستکه زمان ها را نمی خواسته استو تنها به مقصدها می اندیشیده است. در نتیجه هر کسی که عمر خود را به فکر مقاصد و بدون توجه به مسیر زندگی سپری می کند، همه عمر خود را باخته است.

"ای کاش این چند ماه هم زودتر تمام می شد تا می توانستم . . . . . . . . . . . "
ای کاش این چند سال هم زودتر تمام می شد تا می توانستم . . . . . . . .. . . . . . "
غافل از اینکه روزی که این کار انجام شود ،چند ماه یا چند سال از زندگی گذشته ، سرمایه ی اصلی زندگی از دست رفته است. با این حساب ، هرگز نباید با نگاه انحصاری به خواسته ها ،خواستار سرآمدن زمانی باشیم که کارهای ما تمام شود .

انسان با دو نوع موریانه نامرئی مواجه است. این دو نوع موریانه عبارتند از "موریانه ی { چه می شد اگر . . . . ؟ } و موریانه ی {کی می شود که . . . . ؟} این دو نوع موریانه زندگی انسان را می بلعند و نمی گذارند او زندگی کند .آنها همه ی مسیر ها را از انسان می ربایند . اکثر افراد زمانیکه در مسیر هستند مدام به خود می پیچند که "کی می شود به مقصد برسیم ؟ " این موریانه نمی گذارد به مسیر توجهه کنند و از آن لذت ببرند. در نتیجه ، در پایان مسیر خسته خواهند بود. زیرا آنقدر در طی مسیر پریشانی داشته اند که دچار گرفتگی شده اند و به همین دلیل، بدن آنها مسموم است و کاملا در حالت بی حوصلگی و عصبی به سر می برند .

به این ترتیب که انسان به مقصدها چشم می دوزد و به سرعت مسیرها را فدای آن می کند ، ناگاه خود را در کنار گور میابد؛ در حالیکه همان جادوگر را بالای سر خود میبیند که به او می گوید می خواهی کاری کنم که هر چه سریعتر مراسم غسل و کفن و به خاک سپاری انجام شود تا معطل نشوی؟ شاید اینجا باشد که او با زبان بی زبانی فریاد بکشد که " نه! این مقصد را نمی خواهم. اصلا هیچ مقصدی را طالب نیستم و ای کاش طالب هیچ مقصد دیگری نیز نبودم. "

انسان قاتل "زمان است .
او بی وقفه در حال حذف مسیرهای حصول مقاصد خود بوده، ر حقیقت در حال از دست دادن "زمان" است که توسط او کشته می شود . در نتیجه یکی از شهودی که به ضرر انسان شهادت می دهد "زمان" است . (والعصر. ان الانسان لفی خسر..) که انسان با کشتن آن ظلم بزرگی به آن روا می دارد ؛ ظلمی غیر قابل جبران، زیرا "زمان " اصلی ترین سرمایه ای است که انسان برای سرمایه گذاریدر زندگی خود در اختیار دارد . این سرمایه به طور دائم در حال کاهش است و او این کاهش را سرعت می بخشد .

اما از نقطه نظر تاثیر مجادله درباره ی " مسیر" در ایجاد بیماری ، باید خاطرنشان کرد که اگر انسان طالب مسیر نباشد و بخواهد که زودتر زمان آن سپری شود ؛ از آنجا که به خواست او رسیدن به مقصد به طور فوری تحقق پیدا نمی کند، دچار کلافگی ، اسپاسم، عصبی

مبنای قضاوت

"مبنای قضاوت" :
در ابتدا اشاره شد که هرکسی ممکن است در جایگاه خودش در هر لحظه ظلمی بزرگ مرتکب شود، حال با نفی نگاه مطلق گرایانه و جایگزین کردن دیدگاه نسبی به ظلم و ظالم، به این سؤال می رسیم که نسبت هر ظلم به ظلم دیگر چیست؟ با این نگاه نسبی کسی که به ظاهر ظلم ناچیزی مرتکب شده است، می تواند به نسبت خودش از هر یک جنایتکاران معروف تاریخ که به ظلم مشهور شده اند، ظالم تر باشد.در واقع آن کسی که ظلم شناس است، ظلم را نسبی می سنجد.این نکته بسیار ظریف است که از منظر عدالت الهی، سنجش ها و قضاوت ها کیفی و بر اساس وسع هر فرد است.

برای درک بهتر مفهوم کیفی قضاوت، می توانیم مقایسه ای بین مولانا و فروغ فرخزاد داشته باشیم. در مقایسه ظاهری و کمّی بین آن دو، شاید اکثر افراد، جایگاه مولانا را بالاتر بدانند؛ ولی اگر از بعد کیفیت به مسئله نگاه کنیم می بینیم که مولانا که یک عالم دینی بوده است، در برخورد با شمس تبدیل به مولانای عارف می شود؛ ولی فروغ فرخزاد از زیر خط صفر یعنی از فساد آغاز کرده، به جایی رسیده است که می گوید:

عشق چون در سینه ام بیدار شد از طلب پا تا به ســـــر ایثار شد

این دگـــر من نیستم من نیستم حیف از آن عمری که با من زیستم

پس چه بسا رشد و تعالی او بیشتر قابل توجه بوده و حاکی از منزلت بیشتر باشد. البته، در اصل، قضاوت کیفی مخصوص خداوند است و بر مبنای ”الله علیمٌ بذات الصّدور” صورت می گیرد. بنابراین، هر کسی در جایگاه خودش مورد ارزیابی قرار می گیرد، در حالی که بشر تا کنون فقط به قضاوت کمّی پرداخته است.

بنابراین اولا اگر از ما بپرسند چه کسی ظالم تر است؟ مثلا شمر و یزید ظالم تر هستند یا شما؟ خواهیم گفت که قطعاً آنها. اما اگر ما را به صحرای کربلا ببرند و در موقعیت آنها قرار دهند، آیا مطمئن خواهیم بود که مانند آنها یا بدتر عمل نمی کنیم؟

ثانیا محاکمه یک مجرم بر اساس مدارک ارتکاب جرم است و در اکثر موارد در حکمی که بر اساس قضاوت کمّی صادر می شود، توجهی به مسائلی مانند محیط،تربیت، عقده ها و… وجود ندارد. در صورتی که اگر با دید کیفی به مسائل نگاه شود، تک تک ما از منظر تأثیر گذاری بر این عوامل شریک جرمیم. مجرم، مانند دملی است که که به ظاهر فقط چند سلول را گرفتار مشکل می کند. ولی در حقیقت، در اثر تنش و درگیری سلولهای بسیار زیادی ایجاد شده، از ضعیف ترین قسمت بدن نمود بیرونی پیدا کرده است. در جرائم اجتماعی نیز همین اصل صادق است. صدها مشکل که همه در ایجاد آن شریک هستیم، دست به دست هم می دهند تا کسی خلافی را مرتکب شود و این آسیب اجتماعی معمولا در ضعیف ترین قشر از نظر فرهنگ، اقتصاد و… بروز می کند.

اگر از منظری دیگر به مسئله نگاه کنیم، در قضاوت کیفی باید از فردی که با افتخار می گوید: من دزدی یا خلاف دیگر نکرده ام، پرسید آیا تو گرسنه مانده بودی و دزدی نکردی و یا چون شکمت سیر بود و نیاز نداشتی، از انجام این کار مبرا هستی؟ آیا امکان اختلاس نداشته ای یا در شرایط مهیا این کار را نکرده ای؟…

و آیا در جایی که معیار های عدالت منطبق بر قضاوت ها و برداشت هائی مبتنی بر چشم ظاهربین ما نیست، کسی می تواند از محک عدالت خداوند بگریزد؟

نوع دیگری از ظلم تحت عنوان

نوع دیگری از ظلم تحت عنوان

" برده داری مدرن" :
امروز بشر به سمت تجربه نوع دیگری از ظلم تحت عنوان “برده داری مدرن” حرکت می کند. در این نوع برده داری انسانها در حد یک ماشین تنزل پیدا خواهند کرد و رسالتی جز این نخواهند داشت که روزی به دنیا بیایند و به اموری روزمره مشغول بوده، رفتار و افکارشان تحت کنترل باشد وبعد از مدتی از رَده زندگی خارج شوند. به این ترتیب حرمت و رسالت انسانی و حریمها بیش از پیش نادیده گرفته شده، نقض خواهند شد. این یعنی ردّ پله ی عشق؛ یعنی رد رسالت بر پایه شعور عشق. به این ترتیب ذوق و شوق، ایثار و فداکاری، مهر و محبت و همه آنچه که به عنوان ویژگی یک انسان اهمیت دارد، زیر سلطه تفکر ماشینی می رود.به طوری که دیگر کسی نمی پرسد که از کجا آمده ایم و به کجا می رویم. در این وضعیت، جلوی اضمحلال و ظلم ویرانگری را که بشر به خودش روا می دارد، نمی توان گرفت؛ جز آن که به آگاهی برسد.
بشر با نادیده گرفتن “مبنای ظلم ثانویه”، تفکّری انتقام جویانه نسبت به ظالم داشته، متأسفانه، دامنه این تفکر انتقام جویانه را به خداوند و به هستی نیز کشانده است و به تدریج این تفکر اشتباه در بین برخی جوامع ریشه دوانده است که این تشکیلات هستی بر مبنای انتقام جویی طراحی شده، خالق فقط قصد دارد که اشتباهات انسان ها را با تنبیه پاسخ دهد. در نتیجه، این تفکر که گناه نکنیم و ظلم نکنیم تا مورد انتقام جوئی خالق قرار نگیریم، جای تفکر عدم ارتکاب ظلم و گناه برای دسترسی به کمال و تعالی را گرفته است. در حالی که اگر ما اشتباه نمی کردیم اصلاً در ظلمت نبودیم که “مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النّور” معنی پیدا کند.طراح هستی فرموده خودت را از ظلمت به نور برسان و به این مخلوقی که توانسته بر “ظلمت جهالت” غلبه کرده به “نور آگاهی” دست یابد، مباهات می کند که ببینید این مخلوق ارزشمند چگونه موفق می شود خودش را از ظلمت به نور برساند!

ولی اکنون ما درباره انسانی که در ظلمت است، چه تفکری داریم؟ آیا توجه داریم که مهم، حرکت از تاریکی به روشنایی است و طرح الهی این بوده است که ما رادر ظلمت قرار دهد تا ببیند ما در جهت رسیدن به نور چه می کنیم؟ آیا این که حق تعالی درباره آدم به ملائک فرمود “اِنّی اَعلَمُ ما لاتَعلَمون”، بیان همین توانمندی انسان نبوده است که البته برا ی ملائک قابل درک نبود؟

اغلب، کلیات طرحهوشمندانه خالق با مطلق اندیشی انسان و به واسطه ترفندهای شبکه منفی (شیطان) که ذهن را از جهت کمال به سمت انتقام جویی و… می برد، از دید بشر مخفی است.

" عدالت آگاهانه" :

امروز یکی از مهمترین رسالت های انسان، تلاش برای نهادینه کردن این اصل است که برای برقراری عدالت، باید به آگاهی هایی دست یافت. زیرا در غیر این صورت باید به عدالت بر مبنای اجبار تن داد.همان طور که اگر قوانین اجتماعی نهادینه نشده باشند، با وجود نظارتی مستمر و همراه با زور، ارتکاب مخفیانه جرائم و تخلفات ادامه خواهد داشت، تا وقتی که بشر به ادراک حقایقی چون “وجه الله ”، ” جمال یار”، “تن واحده” و… نرسد، عدالت در نظام هستینیز دست نیافتنی است.

روزی که انسان با درک “وجه الله” بودن هر یک از مخلوقات خداوند، به تقدس همه چیز در عالم پی برد و دیگر تمایلی به ظلم کردن به هیچ جزئی از اجزای هستی را نداشته باشد، به “درک مقام معصومیت” خواهد رسید و مفهوم ”ظَلَمتُ نَفسی” برایش آشکار خواهد شد.

او تنها با رهایی از جهل خواهد توانست از گناه و ظلم فاصله بگیردو تا به این مرحله نرسد، همواره ظلم جزء لاینفک وجودی اش خواهد بود. با درک “عدالت کیفی” بشر خواهد فهمید که لطف و کرم و فضل خداوند و سمیع و بصیر بودن و رحمانیتش همگی قانونمند هستند. چرا که اگر خارج از چارچوب و قاعده باشند، عدل خداوند نقض می شود. کلیه ذرات هستی نسبت به جایگاهشان موقعیت حساب شده ای دارند که عدالت خداوند را نشان می دهد. به این ترتیب، در هستی حتی به ذره ای ظلم نشده است. در مورد انسان نیز عدالت به گونه ای برقرار است که اگر به درک آن نائل شویم، نه تنها چون و چرایی باقی نمی ماند، بلکه از ظلم اولیه خارج می شویم.

بشر بر اساس فطرت خود حقیقت جو است. بنابراین، می تواند به باطن هستی دست یابد و در این صورت، از ظلم ظاهری یا ظلم ثانویه نیز به میل خود اجتناب می کند.وقتی انسان به درک رسالتش که پی بردن به فلسفه خلقت است برسد، متوجه می شود که چرا نباید ظلم کند. یعنی تنها از طریق کشف حقیقت و درک ظلم باطنی قادر به دفع ظلم ظاهری خواهد بود. به همین دلیل، اصرار بر تزکیه رفتاری بدون ایجاد تزکیه درونی، یعنی ایجاد تزکیه ظاهری بدون تزکیه باطنی مشکل بشر را حل نخواهد کرد؛ اما اگر ظلم اول برچیده شود، خواه ناخواه ظلم دوم از بین خواهد رفت.

ظلم باطنی با رسیدن به “مقام صالح”، یعنی رفع تضاد با خالق، خود، هستی و مردماز میان می رود و اینزمانی دست یافتنی است که چهره حقیقی ظلم باطنی معلوم شده باشد. در بسیاری از موارد در طول تاریخ، بشر با ملاک های ظلم ظاهری، به نامحق در مقابل حقایستاده است و بدون در نظر گرفتن ظلم باطنی، شیطان توانسته است به بهانه های مختلف از جمله دفاع از حریم خدا، دست بسیاری را به خون آلوده کند. در حالی که فردی که وارث فقر فرهنگی نسل های پیش از خود است، در ناآگاهی و ظلم قرار دارد و مجازات او نه افتخار است و نه مشکلی را حل می کند. باید توجه داشته باشیم که ما همه در ظلمت و جهل زاده شده ایم و ممکن است در هر لحظه یا از گروه ظالمین باشیم و یا مظلومین؛ در صورتی که رسالت ما حکم می کند نه ظالم باشیم و نه مظلوم.

(مقاله "ظلم چیست؟" ، استاد محمد علی طاهری )

یکی از قوانین حاکم بر جهان هستی

یکی از قوانین حاکم بر جهان هستی

" قانون نسبیت چیست ؟ "
یکی از قوانین حاکم بر جهان هستی ، قانون نسبیت است که نسبی بودن وقایع و عدم قطعیت آنها را نشان می دهد
برای فهم بهتر موضوع می توان چند سوال را به عنوان نمونه مطرح کرد و پاسخ به آنها را مورد بررسی قرار داد :
- آیا مصرف خوراکی مرگ موش برای انسان مضر است ؟
- آیا مصرف خوراکی ویتامین A برای انسان خوب است ؟
- آیا زلزله خوب است؟
- آیا صاعقه بد است ؟
- آیا شیطان بد است ؟
و . . . ؟
به طور معمول پاسخی که بسیاری از ما به این نوع پرسش ها داریم ، با پاسخ هایی که با توجه به قانون نسبیت ارائه می شود، متفاوت است. انسان هر روز با تعداد زیادی از این سوالها و بسیاری از مسائل و مشکلات کوچک و بزرگ مرتبط با آن مواجه می شود . در این موارد اگر "دیدگاه نسبیتی" در بینش او شکل نگرفته باشد ، دچار اشتباهات فاحشی خواهد شد.
سه نمونه از نسبیت در بینش را در متن های بعدی توضیح خواهیم داد :
- نسبیت خوب و بد
- نسبیت مالکیت
-نسبیت زشت و زیبا
(محمد علی طاهری / بینش انسان / قانون نسبیت )

۱۳۹۴-۰۳-۲۲

۶۱سال حبس ۷۴ضربه شلاق سهم ۲۵ نفر از اعضای عرفان حلقه

۶۱سال حبس ۷۴ضربه شلاق سهم ۲۵ نفر از اعضای عرفان حلقه
به نقل قول شورای ملی ایران
شورای ملی ایران
۶۱سال حبس ۷۴ضربه شلاق سهم ۲۵ نفر از اعضای عرفان حلقه
فعالان درتبعید:بنا به گزارش رسیده به کمپین صلح فعالان در تبعید حکم بدوی ۲۵ نفر از اعضایعرفان حلقه صادر شده است.
در این احکام صادر شده که حکم ۷نفر آنها در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شده است احکام سنگینی همانند شلاق و چندین ,حکم ۵ سال زندان دیده می شود.
احکام صادره درحالی صورت می گیرد که محمد علی طاهری، بنیان گذار عرفان حلقه نیز مدت چهارسال است که درزندان به سر می برد.
.آقای طاهری تا قبل از انتقال به زندان ماه ها در مکانی نامعلوم، در سلول انفرادی نگهداری می شده است.،محمد علی طاهری ۳ بار به طور غیابی محاکمه شده است.و بارها به دلیل شرایط نامناسب روند دارسی خود, دست به اعتصاب غذا زده است وی با اتهاماتی ازقبیل مفسد فی الارض، سب النبی و …مواجه است .
این درحالی است که سازمانهای حقوق بشر از قبیل عفو بین الملل بارها به نسبت به وضعیت بد محمد علی طاهری به دولت جمهوری اسلامی ایران هشدار داده اند.
اسامی 25 نفراز اعضای عرفان حلقه که به حبس محکوم شده اند و در اختیارکمپین صلح فعالان در تبعید قرار گرفته است به شرح زیر می باشد.
احکام بدوی شامل:
۱- حجت الاسلام والمسلیمن سید مرتضی حجت نجفی پنج سال حبس
۲- آقای اردشیر شهنواز پنج سال حبس
۳- خانم ناهيد بهشيد پنج سال حبس
۴- آقای عبدالاحد جليل زاده پنج سال حبس
۵- آقای محمد تاجيك پازوکی پنج سال حبس
۶- خانم فهیمه اعرفی پنج سال حبس
۷- خانم زيبا پورحبيب سه سال حبس
۸- آقای محمدرضا شکراییان سه سال حبس
۹- آقای محمدرضا افشار دو سال حبس
۱۰- آقای محمدرضا فرهمندنیا دو سال حبس
۱۱- خانم راستگو دو سال حبس
۱۲- خانم آمنه جابری دو سال حبس
۱۳- خانم ليلا جعفری دو سال حبس
۱۴- خانم زهرا یزدانی دو سال حبس
۱۵- آقای دكتر سروش عازمی خواه دو سال حبس
۱۶- آقای سید عبدالرضا میرآقاسی دو سال حبس
۱۷- خانم ليلا جماعت يک سال حبس
۱۸- خانم نرگس فرهادی يک سال حبس
۱۹- خانم معصومه ضیاء یک سال حبس و۷۴ضربه شلاق
۲۰- آقای علیرضا لاچین یک سال حبس
۲۱- خانم دكتر پروين بهارزاده يک سال حبس تعليقی به مدت پنج سال تعليق
۲۲- آقای مهدی نیرومنش یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۳- خانم دكتر ويدا پيرزاده يک سال حبس تعليقی به مدت پنج سال تعليق
۲۴- خانم زهرا جلیلی یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
۲۵- خانم مهری شیخو یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال تعلیق
از بین این افراد موارد زیر در تجدید نظر تأیید شدن
آقای دکتر سروش عازمی خواه:2 سال حبس تعزیری
آقای حجت الاسلام والمسلمین سید مرتضی حجت نجفی 5 سال حبس تعزیری
خانم دکتر پروین بهارزاده یک سال حبس که به مدت 5 سال معلق شده
خانم دکتر ویدا پیرزاده یک سال حبس که به مدت 5 سال معلق شده
آقای محمد تاجیک پازوکی 5 سال حبس تعزیری
خانم لیلا جماعت 1 سال حبس تعزیری
خانم معصومه ضیا ۱سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق

منبع خبر : شورای ملی ایران
https://www.facebook.com/ShorayeMeliIran/photos/a.339941309400660.79900.335819856479472/932472286814223/?type=1&fref=nf
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

دادگاه بدوی محاکمه معصومه ضیاء

دادگاه بدوی محاکمه معصومه ضیاء
بنا بر اخبار شنیده شده رای دادگاه بدوی محاکمه کننده‌ی معصومه ضیاء, مبنی بر 74 ضربه شلاق تعزیری و یک سال حبس تعزیری در شعبه‌ی 54 دادگاه تجدید نظر, تأیید شد. اتهام ضیاء اخلال در نظم عمومی به دلیل شرکت در تجمعی در حمایت از محمد علی طاهری, بنیانگذار عرفان حلقه بوده است.
گفتنی است احکام برخی دیگر از یاران عرفان حلقه در دادگاه تجدید نظر تأیید شده است که از این جمله یک سال حبس برای خانم جماعت و 5 سال حبس برای آقای تاجیک می‌باشد.
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

آيت الله عظمی علوی گرگانی استفتای خود را در مورد حكم.....

آيت الله عظمی علوی گرگانی استفتای خود را در مورد حكم.....
آيت الله عظمی علوی گرگانی استفتای خود را در مورد حكم ارتدادش نسبت به استاد محمدعلی طاهری اصلاح كرد.



#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

تایید حکم حبس و شلاق یکی از مربیان عرفان حلقه

تایید حکم حبس و شلاق یکی از مربیان عرفان حلقه
به نقل قول حلقه نیوز
حکم حبس و شلاق معصومه ضیاء، فعال حقوق بشر و از مربیان عرفان حلقه در دادگاه تجدید نظر تایید شد.
به گزارش خبرنگار حلقه نیوز، معصومه ضیاء فعال حقوق بشر و از مربیان عرفان حلقه که پیشتر نیز سابقه بازداشت به علت شرکت در تجمع اعتراض آمیز زنان در میدان هفت تیر در تاریخ ۲۲ خرداد سال ۸۵ را نیز داشت و با اتهام واهی تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود، اینبار نیز به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی، به دلیل فعالیت در زمینه مکتب معرفتی عرفان حلقه، برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین باز می گردد.
لازم به ذکر است معصومه ضیاء که در جریان تجمع هوادارن گروه عرفان حلقه در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده و تحت بازجویی و تفهیم اتهام قرار گرفته بود در تاریخ 18 بهمن سال گذشته با حضور در دادگاه انقلاب در جلسه ای غیر علنی توسط قاضی احمدزاده به یک سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محکوم شد.معصومه ضیا با اعتراض به این حکم خواستار رعایت عدالت در رابطه با پرونده اش شده بود که در نهایت روز دوشنبه حکم نهایی وی به وکیلش وحید مشکانی اعلام شد و او به یک سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم شد.
یک منبع مطلع به گزارشگر حلقه نیوز گفت احکام برخی دیگر از مربیان عرفان حلقه در دادگاه تجدید نظر تأیید شده است که از جمله یک سال حبس برای خانم لیلا جماعت و ۵ سال حبس برای آقای تاجیک می‌باشد.
برخی مربیان دیگر عرفان حلقه که طی چهارسال گذشته دستگیر و با قرار وثیقه، موقتا آزاد بودند نیز موعد دادگاهشان فرا رسیده و برخی از پرونده های آنها در حال تجدید نظر می باشد.
گفتنی است محمد علی طاهری در اردیبهشت ۱۳۹۰، به اتهام افساد فی الارض، کسب مال نامشروع، تماس با دست زن نامحرم و اتهامات واهی دیگر، برای سومین بار دستگیر و روانه زندان اوین شد. او تمام مدت محکومیت خود را در سلول انفرادی گذرانده بود و پس از یازده بار اعتصاب غذا، در آذرماه ۱۳۹۳، به مکان نامعلومی، خارج از زندان اوین منتقل شده بود. پس از انتقال وی، به خارج از زندان اوین، اخباری مبنی بر از دست رفتن وی به گوش رسید و شاگردان او با تجمع روبروی دادگاه انقلابخواستار ملاقات با وی شدند.
منبع خبر : خبرنگار حلقه نیوز
http://www.halghehnews.com/news/interuniversalism/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%AD%D8%A8%D8%B3-%D9%88-%D8%B4%D9%84%D8%A7%D9%82-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86/
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani

۱۳۹۴-۰۳-۲۱

اشکال بینشی "عدم شناخت ، فهم و درک جهان هستی و ......

اشکال بینشی "عدم شناخت ، فهم و درک جهان هستی و قوانین حاکم بر آن" :
عدم شناخت ، فهم و درک جهان هستی مادی از اشکالات ریشه ای و اساسی در بینش انسان است. جهان هستی مانند کتابی است که قوانین زندگی را به انسان می آموزد و عدم توجه به این کتاب باعث عدم هماهنگی وی با آن و بروز اشتباهات جبران ناپذیری در زندگی می شود. خداوند در غالب این کتاب که حاوی آیات آشکار اوست و هواره در تمام طول تاریخ و در همه نقاط دنیا پیش روی همه انسانها بوده است و خواهد بود ، قوانین نگرش به زندگی و برخورد با آن را عرضه کرده است تا به این وسیله "بینش" او برنامه ریزی شود.

به نزد آن که جانش در تجلیست
همه عالم کتاب حق تعالیست
(شبستری)
در حقیقت جهان هستی مادی ، کتاب آیات آشکار الهی است و با خواندن این کتاب است که می توان پایه و اساس نگرش درست را کشف و بینش صحیحی را برنامه ریزی کرد.
"انَّ فی خَلقِالسَّماوات و الاَرضِ و اختلافِ الَّیل و النَّهارِ لآیات لاولیِ الاَلباب" : همانا در آفرینش آسمانها و زمین و در آمد و رفت شب و روز نشانه هایی برای اهل خرد وجود دارد."
( سوره ی 3. آیه 190)
انسان برای رسیدن به کمال و تعالی به وجود راهنمایانی نیازمند است که آنها را واسطه های هدایت می نامیم. هر عاملی اعم از جماد، نبات ، حیوان و انسان که به هر شکلی در راستای شناسایی و درک قوانین حاکم بر جهان هستی او را یاری می کنند ، در این زمده محسوب می شود .

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می خواند دوش درس مقامات معنوی
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکته ی توحید بشنوی
( حافظ )
برای حرکت انسان در راه او و به سوی او لازم است که همه وسایل و امکانات به کار گرفته شود : "وابتغوا الیه الوسیله " (ماده - 35)
به خاطر دارم سال ها قبل روزی که بسیار گرفته، افسرده و ناامید بودم، عازم کوه شدم و بی هدف در کوه مسیری را طی می کردم که با تخته سنگ بزرگی در مسیر خود مواجه شدم. بی اختیار آن را زیر نظر گرفته، با دقت به آن نگاه کردم و به ناگاه متوجه این پدیده ی خیلی عجیب شدم که در دل این تخته سنگ گیاهی جوانه زده بود. با دیدن این گیاه، بی اختیار این پیام در ذهنم نقش بست که "حتی در دل سنگ نیز امکان جوانه زدن هست".
همه ی کتب آسمانی، انسان را به تفکر و تعمق در باره ی کتاب هستی دعوت کرده اند. شاید بزرگترین گناه انسان این باشد که از دنیا برود؛ بدون آن که قوانین و اصول حاکم بر هستی را بشناسد. با شناخت این قوانین، پایه و اساس بینش ها از کتاب آیات آشکار الهی (کتاب مبین) استخراج می شود و عدم این شناخت از عمده مسایلی است که منجر به مشکلات بینشی و بیماری می شود. برخی از قوانین حاکم بر جهان هستی عبارتند از:
- قانون نسبیت
- قانون اوج و حضیض(قانون فواره)
- قانون نظم و بی نظمی
- قانون علف هرز
- قانون جهان دو قطبی
- قانون عمل و عکس العمل
- قانون تضاد
- قانون عدم تکرار و مانند
- قانون حرکت در سکون
- قانون تولد و مرگ
- قانون تغییر

وقایع و حوادث بیرونی دچار افسردگی

گاهی ممکن است افرادی در برخورد با وقایع و حوادث بیرونی دچار افسردگی شوند. اما در صورتی که همان حوادث برای دیگران نیز اتفاق افتد ، آیا همه افسرده می شوند ؟
به طور مسلم پاسخ منفی است . هر انسانی عینکی به چشم دارد که وقایع و حوادث را از پشت آن مشاهده می کند و جهان هستی را به رنگی میبیند که عینک بینشی او تعیین می کند. بنابراین ، تعبیر و تفسیر هر کسی از زندگی و جهان هستی بر طبف عینکی است که بر چشم دارد. در نتیجه ، واقعه ای که باعث ایجاد افسردگی در فردی می شود، ممکن است برای فرد دیگری این وضعیت را ایجاد نکند.
به این ترتیب، فیلتر بینشی است که باید از نو مورد بررسی قرار گیرد ؛ زیرا در بسیاری از بیماری ها این بخش تعیین کننده است و با اصلاح آن می توان از بروز بسیاری از بیماری ها جلوگیری کرد. بسیاری از مشکلات را می توان با اصلاح نگرش و تجهیز به بینش صحیح پشت سر گذاشت. اما چنانچه نتوانیم تعریف دقیقی از فیلتر بینش داشته باشیمو در صدد اصلاح آن بر نیاییم، در معرض مشکلات و بیماری های عدیده قرار خواهیم گرفت.
"فیلتر بینش" یک نرم افزار است که نگاه و تصمیم گیری های آنی انسان ، به برنامه های آن بستگی دارد. بنابراین ، چگونگی برنامه ریزی این نرم افزار مهم است. زیرا می تواند صحیح یا غلط برنامه ریزی شود. اگر بتوانیم برنامه های صحیحی به این نرم افزار بدهیم، می توانیم بهترین تصمیم گیری و واکنش را در زندگی خود داشته باشیم.
برای مثال فردی در برابر مشکلات مالی دچار مسائل و بیماری هایی می شود و فردی دیگر در برخورد با اینگونه ناملایمات هیچگونه لطمه روانی ، ذهنی و جسمی نمی بیند. واکنش هر یک از ما در رو به رو شدن با حوادث ، بستگی به برنامه ریزی این فیلتر دارد.

ذهنی که به طور صحیح برنامه ریزی نشده

ذهنی که به طور صحیح برنامه ریزی نشده
""ذهنی که به طور صحیح برنامه ریزی نشده باشد می تواند موجب ابتلا به بیماری شود. ""
در حقیقت فقط سموم ، میکروارگانیزم ها ، سوانح ، آلودگی های محیطی و ... موجب نارسایی در سلامت انسان نمی شوند و علاوه بر این عوامل، بینش های غلط در تجزیه و تحلیل وقایع و حوادث بیرونی نیز می تواند سلام او را به صورت مهلکی به خطر اندازد و وی را دستخوش نابه سامانی های جسمی کند . زیرا بینش ، ارزیابی های ذهنی انسان را از هر چه پیرامون او و در جهان هستی می گذرد بروز می دهد و به دنبال آن واکنش های جسم و روان ، پاسخی برای این ارزیابی ها خواهد بود .
بنابر این ذهنی که به طور صحیح برنامه ریزی نشده باشد می تواند موجب ابتلا به بیماری شود. این بیماری ها را بیماری های "ذهنی-تنی -mentosomatic" نامگذاری کنیم .
از خصوصیات این دسته از بیماری ها این است که به یکباره و ناگهانی رخ می دهند ؛ در حالی که بیماری های سایکوسوماتیک (روان-تنی - psychosomatic) به مرور و در طی زمان طولانی اتفاق می افتد .
بینش انسان با بخش های دیگر ذهن رابطه ای دوطرفه دارد و اشکالات بینشی ، با تاثیر منفی خود بر ذهن می توانند باعث اختلالات جسمی شوند. برای مثال ، بینش غلط به طور غیر مستقیم موجب "عدم یکپارچگی ذهن" می شود و این عارضه ، یکی از عوامل بروز "بیماری های ذهنی-تنی" است.
ذهن یکی از بخش های مدیریتی وجود انسان و شامل بخش های زیر است که هر یک زیر مجموعه ای مفصل دارد :
- مدیریت سازماندهی بدن و سلول
- مدیریت سازماندهی ادراکات انسان
- مدیریت سازماندهی اطلاعات (آرشیو و بایگانی اطلاعات )
یک ذهن مشوش و به هم ریخته نمی تواند به خوبی بدن انسان را مدیریت کند. بنابراین، فردی که صاحب چنین ذهن آشفته ای است ، آمادگی بالایی برای ابتلا به بیماری هایی دارد که در آن ها به نوعی برنمه سلول و بدن مختل می شود. از نمونه های این دسته از بیماری ها می توان به انواع "سرطان ها" اشاره کرد. در این بیماری ها سلول ها برنامه خود را گم می کنند و دچار تکثیر بی رویه یا کم کاری و تحلیل عضو مربوط به خود می شوند.

تشتت ذهن ، من ضد کمال ، اهمیت ذخیره ی انرژی ذهنی

تشتت ذهن ، من ضد کمال ، اهمیت ذخیره ی انرژی ذهنی
(تشتت ذهن ، من ضد کمال ، اهمیت ذخیره ی انرژی ذهنی ) :
جلوگیری از اغتشاش ذهن ، یکی از بزرگترین تلاش های انسان در طول تاریخ است . زیرا او خیلی زود به این مسئله پی برده است که یک عامل درونی عنان اختیار او در فکر کردن را در دست دارد و به سمت دلخواه خود می کشاند.
شاید چند هزار سال است که انسان می خواهد کنترل فکر را در اختیار داشته ، بر آن مسلط باشد. اما این عامل درونی که یکپارچگی ذهن او را به هم می زند، مانع می شود و در جهت ضد کمال عمل می کند. زیرا ذهنی که دچار تشتت است به خوبی نمی تواند در مورد هستی و چگونگی آن تفکر کند و در هر لحظه این عامل مزاحم او را به سویی می برد و او در این گردش های ذهنی سرانجام خسته شده ، بدون اینکه هیچ نتیجه ی مثبتی به دست آورده باشد، از تلاش دست می کشد.
به طور کلی انسان در درون خود در کشاکش دو دسته از "من" ها قرار دارد که هر دسته می خواهند او را به سویی بکشانند :
یک دسته به سوی کمال
و دسته ی دیگر به سوی ضد کمال
یکی از "من" های ضد کمال ، همین "من" است که نمی گذارد ذهن انسان در یک لحظه و در یک جا حضور داشته باشد و در جایی قرار بگیرد که هست. این عامل بازدارنده با زمان ، مکان و ... بازی می کند . به این صورت که اگر در زمان حال قرار داشته باشیم ، ما را به گذشته یا آینده می برد و در غیر اینصورت در همان زمان حال ، فکر را از مکانی که در آن قرار داریم ، به مکان دیگری انتقال می دهد و گاهی نیز ذهن ما را با موضوعات متعدد و گوناگون (بدون اینکه با زمان ارتباطی داشته باشد )، در گیر می کند .
فردی که دارای ذهن مغشوش است ، در خواب هم ادامه همان روند روز را دنبال می کند . ذهن در حالت خواب وظیفه دارد که فایل های اطلاعات مربوط به زمان بیداری را مرتب کند و در جای درست بچیند تا در مواقع لزوم به راحتی در دسترس قرار گیرد و فرد از حافظه ی خوبی برخوردار باشد و همچنین ، استرس ها و تنش های ناشی از این اطلاعات را (که در طی روز ایجاد شده است) آزاد کند تا پس از خواب بدن هیچگونه تنشی نداشته باشد.
علاوه بر این ، وظیفه اصلی مدیریت سازماندهی سلول و بدن تعیین شرح وظیفه اجزای بدن از طریق توزیع شعوری است اگر این مدیر دستور و شرح وظیفه ی صحیحی به سلول ها عرضه نکند ، آنها دچار پرکاری (سرطان) و یا کم کاری (تحلیل رفتگی) می شوند.
دلیل این عارضه ، "به هدر رفتن و تلف شدن بخش زیادی از انرژی مدیر بدن در اثر بینش غلط است. "
برخی از اشکالاتی که منجر به این اتلاف انرژی می شود ، عبارتند از :
- درگیری بیش از حد ذهن با مسائلی که هیچ ارتباطی به فرد ندارد و در زندگی او موثر نیست
- تبعیض و کثرت طلبی ناشی از بینش غلط
- قضاوت های بی مورد ناشی از بینش غلط
نقش بینش در زندگی (قسمت آخر، از کتاب بینش انسان
استاد محمدعلی طاهری)

تبعیض و کثرت طلبی

تبعیض و کثرت طلبی
از جمله اشکالاتی که منجر به اتلاف انرژی می شود ، درگیر شدن ذهن انسان با وحدت جهان هستی و چندپاره کردن آن
یعنی کثرت بینی و تبعیض بین اجزای هستی است.
سروده ای از مرحوم سهراب سپهری به خوبی این موضوع را بیان می کند :
"من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست !
وچرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست !
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد ؟!
چشم ها را باید شست ! جور دیگر باید دید!
واژه ها را باید شست ! واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد. "
( بینش انسان/ محمّد علی طاهری)
باید که ذهنمان را از پاره پاره کردن جهان هستی و دسته بندی ها آزاد کنیم . و هستی را در همان یکپارچگی و وحدتی که بر آن حاکم است ، ببینیم . . .

۱۳۹۴-۰۳-۱۵

گرد همایی روز ۳۱ می ۲۰۱۵ در شهر هانوفر- آلمان

گرد همایی روز ۳۱ می ۲۰۱۵ در شهر هانوفر- آلمان
روز یکشنبه همراهان عرفان حلقه و تنی چند از شهروندان و فعالین حقوق بشر (امنستی)در شهر هانوفر گرد هم آمدند.
شرکت کنندگان خواهان آزادی استاد محمد علی طاهری از دولت جمهوری اسلامی ایران شدند بویژه حقوق بشر برای ایران. آنان پشتیبانی خود را از دگر اندیشان در بند با حمل پوسترهایی از عکسهای زندانیان مختلف نشان دادند و همچنین مخالفت خود را با هر گونه تبعیض اعلام کردند.

Die Versammlung am Sonntag.31 Mai 2015 in Hannover- Germany
Die Unterstützer-Innen von Erfan-e Halgheh und einige Menschenrechts Aktivisten (Amnesty International) sammelten sich am Sonntag vor dem Rathaus in Hannover. Sie forderten von den Islamischen Republik Iran Freilassung von Mohammad Ali Taheri, vor allem Menschenrechte für Iran. Ebenso haben sie Andersdenkende Gefangene Unterstützt. Auf die Poster sahen viele Fotos von den unterschiedlichen Andersdenkenden Gefangenen. Darüber hinaus setzten sie sich auch für die Rechte der Minderheiten ein









منبع خبر : همراهان عرفان حلقه آلمان
#سايت_سايمنتولوژي_فرادرماني
#استاد_محمد_علي_طاهري
#طاهري#بازداشت#حلقه#عرفان#کيهاني#طب_مکمل
#انجمن_مستر_عرفان_کيهاني_حلقه
#سايت_خبري_عرفان_حلقه
#Mediaerfanekeihani
#erfanekeihani